مردم، دروغ گو، دزد و كلاهبردارند


مردم، دروغ گو، دزد و كلاهبردارند



مردم، دروغ گو، دزد و كلاهبردارند
مردم، دروغ گو، دزد و كلاهبردارند


نويسنده: روانالد پاتر افرون؛ پاتريشيا پاتر افرون

مترجم: مهدي مجردزاده كرماني

پرسش: اين جهان براي زندگي تا چه حد امن است؟
پاسخ بدگمان: جهان به هيچ وجه جاي امني نيست. بايد مراقب باشيد. به كسي اعتماد نكنيد. مردم دروغ‎گو، دزد و كلاهبردارند، به مالتان چشم دارند. عزيزانتان را از راه به در مي‎كنند. حتي ممكن است به خودتان حمله‎ور شوند. پس بايد در هر لحظه آماده باشيد تا از خودتان دفاع كنيد. از حالت دفاعي خارج نشويد.
بدگماني به معني ظنين بودن بيش از حد و بي‎اعتمادي به ديگران است، يعني اطمينان به اين كه ديگران قصد آزار شما را دارند، بدون اين كه دليلي در دست داشته باشيد. البته توصيه نمي‎كنيم كه كوركورانه به هر كسي اطمينان كنيد. اما بيشتر مردان و زنان داراي آن مقدار تشخيص هستند كه بدانند روي چه كسي مي‎توان حساب كرد. ملاك اين تشخيص هم رفتار ديگران است. به كساني اعتماد مي‎كنند كه اعتمادشان را جلب مي‎كنند. به افراد نادرست غير مسوول، خطرناك يا گوشه‎گير اعتماد نمي‎كنند.
اما دنياي افراد بدگمان، دنياي ديگري است. در اين دنيا، هيچ كس قابل اعتماد نيست، هر قدر هم كه در گذشته از او درستي ديده باشند. اعتماد افراد بدگمان را نمي‎توان جلب كرد. سال‎ها پيش از اين، دريافته‎اند كه جهان، آكنده از دشمن است. اكنون دائماً به دنبال دليلي مي‎گردند تا آن فرض را ثابت كند. بدبينان، در كشف نقشه‎هايي كه عليه آنان كشيده شود استاد هستند. اگر مي‎توانستند از سوء ظن خود هم چون ابزاري براي كشف منابع زيرزميني استفاده كنند، هر بار نفت پيدا مي‎كردند.
كلمه بدگماني از نظر ما شامل همه مواردي است كه شخص نسبت به اعمال و انگيزه‎هاي ديگران، بيش از حد بدبين باشد. اما بدگماني نوعي خشم هم هست و معني سخن اين است كه بدگماني ممكن است به شيوه‎اي عادتي براي برخورد با اين جهان تبديل شود.
شايد هر كسي درجات خفيفي از بدبيني را در خود داشته باشد. پايه‎ي عدم اعتماد، براي اين كه ديگران از ما استفاده يا سوء استفاده نكنند، مفيد واقع مي‎شود. كمي بدبيني به بقاي ما كمك مي‎كند. بهتر است اكنون كمي شكاك باشيم تا اين كه بعداً دچار تأسف فراوان شويم.
اگر حد اعتدال بدبيني را بررسي كنيم، مال بعضي‎ها بيشتر از اين حد است. بي‎اعتمادي بعضي‎ها را بايد با سنگ كيلو اندازه گرفت. اين‎ها كساني هستند كه هميشه منتظرند «لنگه ديگر كفش هم به زمين بيفتد.»
رفتارشان با ديگران، ظاهراً بد نيست، اما در زير دوستي ظاهري، لايه‎اي از ترديد هست. هرگز كاملاً خاطر جمع نيستند و سپر نمي‎اندازند. هميشه از زخم‎هاي كهنه‎اي مي‎گويند كه هنوز، التيام نيافته‎اند. دلشان مي‎خواهد اعتماد كنند، اما…
تازه كساني هم هستند كه ميزان بدبيني‎شان را بايد با تن سنجيد. اين‎ها شكل ندارند، بلكه مي‎دانند كه هيچ كس قابل اعتماد نيست. يقين دارند كه ديگران آن‎ها را تنها خواهند گذاشت، آبروشان را خواهند ريخت، آن‎ها را ناديده خواهند گرفت، از آن‎ها بهره‎كشي خواهند كرد، و آزارشان خواهند داد. فقط تاريخش نامعلوم است.
اين دو دسته، يعني افراد شكاك و افراد بي‎اعتماد، گرفتار خشم همراه با بدگماني هستند.

صورتك بي‎گناهي
خشم همراه با بدگماني هم از انواع خشم پوشيده است. افراد بدگمان نيز مانند خشم گريزان و رياكاران، قبول ندارند كه تا چه حد دچار خشم هستند. به جاي آن تصور مي‎كنند كه ديگران هميشه نسبت به آنان خشمگين‎اند؛ خودشان، قربانيان بي‎گناهي بيش نيستند.
با صورتك بدگماني، چگونه مي‎توان خشم را پنهان كرد؟
ابتدا سعي كنيد نسبت به كسي خشمگين شويد. در واقع بسيار عصباني شويد. طوري خلقتان تنگ شود كه دلتان بخواهد آسيبي به طرف مقابل بزنيد. فكر كنيد سيلي زدن به او، يا نابود كردن اموالش، يا به هم زدن روابطش، چه لذتي دارد. تهاجم خيالي!
اما خير، شما قادر به اين كار نيستيد، شما برنامه نيست كه خشمگين شويد. قابل قبول نيست. ممكن است ادبتان كنند. اجازه‎ي پرخاش نداريد.
علاوه بر اين، نبايد افكار بد را به خود راه دهيد. اين فكرها را از ذهنتان پاك كنيد. فكر آزار ديگران را ازسر بيرون كنيد. خيال تجاوز هم مانند خود تجاوز زشت است. مكافات خواهيد شد. به جهنم خواهيد رفت. در هنگام خشم، بايد احساس گناه كنيد.
اكنون چه بايد كرد؟ خشمگين هستيد، ولي نمي‎توانيد حمله كنيد. ناراحت هستيد، ولي نمي‎توانيد افكار خشم ‎آلود را به مغز خود راه دهيد. بيش از آن جوش آورده‎ايد كه به شيوه خشم گريزان عصبانيت خود را سركوب كنيد. و بيش از آن هيجان داريد كه به شيوه‎ي رياكاران، هيچ كاري نكنيد. پس تكليف اين خشم، چه مي‎شود؟
چرا خشم را اظهار نكنيد؟ چرا آن را هم چون غذايي كه دهنتان را سوخته است به سر و روي ديگران نپاشيد؟ به جاي اين كه بر آن‎ها خشم بگيريد، بگذاريد آن‎ها به شما خشم بگيرند.
افراد بدبين، به اين شكل است كه بر عواطف خود صورتك مي‎گذارند. آن‎ها خشم خود را به ديگران مي‎بخشند. خشم را به بيرون منعكس مي‎كنند. انعكاس، به اين معني است كه خشم را در ديگران مشاهده مي‎كنند، و حال آن كه آن خشم، در خود آن‎هاست.
بدبينان، خشم را در چهره، گفتار و رفتار ديگران احساس مي‎كنند. به مثالي در اين مورد توجه كنيد.
چند هفته پيش فرد فرصت ارتقاء مقام را از دست داد. شغل مورد نظر او را به علي دادند. آيا فرد خشمگين است؟ بدون ترديد. آيا متوجه خشم خودش هست؟ خير. او فكر مي‎كند اين علي است كه نسبت به او عصباني است. «پسر، علي اين قدر عصباني است كه مي‎خواهد با نگاهش مرا تكه تكه كند.» در واقع او است كه دلش مي‎خواهد علي را خرد و خاكشير كند، ولي بر عكس فكر مي‎كند.
ترس فرد، غالباً غير واقعي و بي‎منطق جلوه مي‎كند. به نظر نمي‎رسد كه علي نسبت به كسي خشمگين باشد. رفتار او كاملاً عادي است. در واقع فرد بدبين خشم خود را به ديگران نسبت مي‎دهد. خود فرد متوجه موضوع نيست، ولي مثل اين است كه در آينه نگاه بكند. فرد خشم خودش را در علي مي‎بيند و او را خطرناك مي‎پندارد.
اكنون به بخش شگفت‎انگيزتر قضيه مي‎رسيم. رضا كه فردي بدگمان است. واقعاً فكر مي‎كند كه علي تهديدي براي او است. خود را قرباني بي‎گناهي مي‎يابد. تا آن جا كه به رضا مربوط است،‌ كاري در جهت آزار علي نكرده است. اما اگر زودتر دست به كار نشود، علي به آزار او خواهد پرداخت.
رضا فكر مي‎كند كه دفاع از خويشتن، حق او است. چنين هم مي‎كند. قدم زنان به علي مي‎گويد كه از توطئه‎هاي او خبر دارد و اگر هر چه زودتر از كارهاي خود دست برندارد چنين و چنان خواهد كرد! علي تصور مي‎كند كه در حال حمايت از خويشتن است. به عبارتي، همين طور هم هست. او در برابر خشمي كه در علي مي‎بيند به دفاع برخاسته است؛ اما در واقع، خشم در خود اوست. سرانجام فرد پرخاش و تجاوز خود را اين گونه توجيه مي‎كند.
صورتك بدبيني، به طور خلاصه چنين است: افراد بدگمان ميل دارند كه به ديگران حمله‎ور شوند، اما اين ميل، قابل قبول نيست. در نتيجه، خشم خود را منعكس مي‎كنند و مي‎پندارند كه ديگران از آن‎ها كينه دارند. پس به حفظ خويشتن در برابر خشم ديگران مي‎پردازند. لذا هميشه در حالت دفاع، بدگماني، و دشمني نسبت به ديگران هستند. اما خود را گناهكار نمي‎دانند، چرا كه فكر مي‎كنند كاري به جز حفظ و دفاع از خويشتن نكرده‎اند.
بدگماني، موضوعي پيچيده است. ولي مي‎توان آن را به اين صورت خلاصه كرد: بدبينان تنها در صورتي مي‎توانند خشم خود را بپذيرند كه احساس كنند بدون گناه، مورد حمله ديگران واقع شده‎اند. لذا بدون احساس گناه به حمله و دفاع مي‎پردازند.

حرص، گناه و وظيفه دفاع
«من همه‎اش را مي‎خواهم.»
افراد حريص، هر چه را كه جلو چشمشان باشد، مي‎خواهند. از پستي و خشم، ابايي ندارند و هم چون سگان گرسنه، با غرش و هاف هاف،‌سگان ديگر را از اطراف طعمه مي‎رانند. اشخاص حريص، سيري ناپذيرند و مدام مي‎خواهند و بيشتر مي‎خواهند.
آزمندي، افزون خواهي، به حق خود قانع نبودن. حرص احساس خوشايندي نيست و هيچ كس دلش نمي‎خواهد ديگران را در كمين خود بداند، تا آن چه را كه حق او است، از وي بدزدند.
بيشتر مردم دچار حرص پنهاني هستند، اما ياد گرفته‎اند تا اميال خود را مهار كنند. اين افراد، آموخته‎اند كه اگر توقعات خود را خيلي زياد كنند، ديگران به آن‎ها چنگ و دندانشان نشان خواهند داد. پس راه سالم اين است كه با ديگران بخورند. اما طمع، گاهي به آن‎ها نيش مي‎زند. مثلاً وقتي كه پدر ثروتمندي بميرد و فرزندانش بر سر ميراث، به جان هم بيفتند.
احساس گناه نيز سبب مي‎شود كه افراد، حرص خود را محدود كنند. اشخاص افزون طلب احساس گناه مي‎كنند، خصوصاً اگر اين طور تعبير شود كه به مال ديگران چشم دارند. اشخاص بدبين، دائماً با احساس گناهي كه با حرص همراه است، مي‎جنگند. اين افراد، براي اين كه احساس گناه نكنند، همه حرص خود را به ديگران انعكاس مي‎دهند، هم چنان كه خشم خود را هم به ديگران منسوب مي‎كنند.
خشمگينان بدبين، يقين دارند كه ديگران مي‎خواهند هر چيزي را كه مهم باشد از ايشان بقاپند. مال، شغل، والدين، فرزندان و زندگيشان در امان نيست. صد البته خودشان هرگز حريص نيستند. ديگرانند كه غير قابل اعتمادند.
بدگمانان، هم چون سربازاني كه در محاصره افتاده باشند، دائماً در حال آماده باش‎اند. استراحت در كار نيست. آرام نمي‎گيرند. به جاي آرامش، ديگران را مي‎پايند و آماده مبارزه‎اند. «ايست، چه كسي آن جاست؟» به شدت مراقب‎اند كه در اطرافشان اثري از حرص و خشم و خطر نباشد. به همه كس شك دارند. و با مهارت فوق‎العاده، سرنخ‎هايي پيدا مي‎كنند، هر چند كه ممكن است ديگران با آنان موافق نباشند. «ببين چه نگاه نفرت‎انگيزي دارد! چه اخمي كرده است. يعني چه كه متوجه چيزي نمي‎شوي. من يقين دارم كه از دست من ناراحت است. حتماً از اين مي‎سوزد كه من اتومبيل تازه‎اي خريده‎ام».
مشكل اين جاست كه افراد بدگمان، حرص را در جايي مي‎بينند كه اصلاً وجود ندارد. باعث تأسف است كه گمان مي‎كنند ديگران در كمين آن‎ها هستند. لاك دفاعي، چيز خطرناكي است. آن‎ها همه‎ي دشمنان خيالي را از دم تيغ مي‎گذرانند و مدعي مي‎شوند كه از خودشان دفاع كرده‎اند. خود را قرباني مي‎دانند نه مهاجم. به انگيزه‎ها، هدف‎ها و شخصيت ديگران حمله مي‎كنند و انتظار دارند ديگران هم با آن‎ها هم‎دردي كنند. گاهي هم موفق مي‎شوند و آن گاه همه به جان هم مي‎افتند. در بيشتر موارد، افراد از اطراف شخص بدبين پراكنده مي‎شوند. وقتي كسي فكر كند كه همه دنيا دارند عليه او توطئه مي‎كنند، طبعاً ديگران هم مايل نخواهند بود كه به او نزديك باشند.

تمرين عملي
اگر شما جزو افراد بدبين و كج خيال باشيد، مشكل بزرگتان اين است كه با ديگران با خشم برخورد مي‎كنيد، پيش از آن كه متوجه رفتار خود شويد. خشم را به دور افكندن و ترس را جايگزين آن كردن، سرپوش خوبي است. آن قدر خوب است كه گاهي اصلاً متوجه نمي‎شويد كه از اين سرپوش يا صورتك استفاده كرده‎ايد. تيري در مي‎كنيد كه بگوييد «ديگران حق ندارند. با من چنين رفتار كنند.» ولي تير به پاي خودتان مي‎خورد. بر اثر تحريك پذيري و ميل به دفاع، اعمال خشم آلودي مي‎كنيد كه با شرايط و واقعيات، سازگار نيست و در نتيجه اعتبار شما از ميان مي‎رود. اعتماد ديگران از شما سلب مي‎شود، واقعاً از دست شما خشمگين مي‎شوند، و شما را خطرناك و غير قابل پيش‎بيني تلقي مي‎كنند.
در اين جا راهي عملي را پيشنهاد مي‎كنيم تا بتوانيد خساراتي را كه در اثر خشم بدبينانه پديد مي‎آيد كاهش دهيد. يك قوطي كوچك، مثلاً قوطي كبريت، پيدا كنيد و تصوير يك پاي برهنه را در آن برنامه دهيد. اگر هم كفشي شبيه كفش شما پوشيده باشد، مانعي ندارد. اين قوطي را در جيبتان بگذاريد. هر وقت به نظرتان رسيد كه ديگران خيال بدي درباره شما دارند، يا فكر مشابهي در ذهنتان خطور كرد، آن قوطي را درآوريد، درش را باز كنيد و به درون آن بنگريد. بدانيد كه در معرض خطر هستيد و اگر بر اساس آن فكر، عملي ناگهاني از شما سر بزند، ممكن است تير را به پاي خودتان شليك كنيد. پس طرز فكر خود را تغيير دهيد. چند دقيقه مكث كنيد تا آرام و بر خود مسلط شويد.



سه صفت

1:

آيا به دروغ مصلحتي اعتقاد داريد ؟



خودشناسي از روي امضاء

2:

اره .ميدوني بعضي مواقع خوبه و باعث جلوگيري از دعوا ميشه و بعضي وقتا دونفر رو اشتي ميده ولي هميشه خوب نيستش .شايد بعضي مواقع به نظر خودت خوب باشه ولي چيزي بشه كه هرگز نتوني خودت رو ببخشي و باعث بشه تا اخر عمرت ÷شيمون بموني.÷س به نظر من بايد اول موقعيتت رو در نظر بگيري بعدش دروغ مصلحتيت رو بگي.


خود رو بشناسيد.....!!!!!


مقاله : اختلال‌هاي رواني كاربرد نادرست اينترنت

3:

اصلا موافق نیستم ..


خودکشی
دروغ دروغه


خط شناسي

4:

خوب ببين اگه موقع دعوا بياي راستش رو به يه طرف بگي خوب عصباني تر ميشه و ممكنه كاري بكنه كه خيلي بد باشه و هشيمونيش فايده نداشته باشه.منم مخالفم ولي بستگي به وقت و مكاني داره كه دروغ رو ميگي.


غم وشادي


مقالات و تحلیل های روانشناسی

5:

دروغ دروغه ....

دروغ مصلحتی فرار از ....

6:

انشاالله در اين تاپيك هم پس از دادن نظر توسط بيست % از اعضاي هم ميهن بحث جدي شروع ميشه


74 out of 100 based on 59 user ratings 184 reviews