ناصر عبداللهی


ناصر عبداللهی



ناصر عبداللهی
دیدم واسه بابک بیات تاپیک زدن گفتم واسه ناصر عبداللهی هم بزنم شاید کسایی باشن که علاقه داشته باشن به هنرمندها !



نوید و امید

1:

خدا بیامرزه


Demis Roussos

2:

منم تسلیت میگم

روحش شاد


تاريخچه ترانه هاي ماندگار

3:

منم درگذشت این هنرمند عزیز رو که صدای بسیار گرمی داشت تسلیت میگم


استاد بزرگ تنبور "سید خلیل عالی نژاد"

4:

من هم درگذشت اين خواننده ي خوش صدامون رو تسليت ميگم.
__________________________________________________ _
من مسافر و غريب اما لبريز يقين
ميدونم تو راه عشق همه رو جا مي زارم


مهستی،

5:

باور نمی کنید من امروز صبح این خبر رو شنیدم تو اداره!

یهو شوکه شدم! با اینکه مریض بود ولی فکرشو نمی کردم به این زودی دار فانی رو وداع بگه!

به هر جهت منم به نوبه خودم تسلیت میگم!


تئوری موسیقی

6:

خدا رحمتش كند


خوانندگان عرب و موسیقی عربی

7:

من آهنگ هاش رو زیاد گوش ندادم ...


Westlife
اما خدا بیامرز تا اونجایی که من شنیدم کارش عالی بود

روحش شاد

8:

اره آهنگاش عالی بود! مخصوصا یا فاطمه و مسافر غریب!

9:

متاسفانه همین الان با خبر شدیم ناصر عبداللهی در گذشت
من نیز به نوبه خود به جامعه هنر و خانواده اون مرحوم تسلیت میگوییم

ناصر عبداللهی

دانلود آهنگ 128 سرور 1سرور 2

دانلود آهنگ 64

ناصر عبداللهي خواننده‌ و آهنگساز، ظهر امروز ـ 29 آذر ماه ـ در سن 37 سالگي به ديار باقي شتافت.


به نقل خبرنگار هنري ايسنا، عبداللهي امروز هموقت با اذان ظهر در بيمارستان شهيد هاشمي‌نژاد درگذشت

ناصر عبداللهي در دهم دي ماه 1349 در بندرعباس به دنيا آمد و تحصيلات خود را در بندرعباس گذراند و فعاليت‌هاي هنري خود را از سال‌هاي نوجواني در صدا و سيما و حوزه هنري ساوقت تبليغات اسلامي و امو تربيتي هستان هرمزگان آغاز كرد.


ايشان با خوانندن ترانه‌اي به نام « ناصريا » به شهرت امت دست يافت و از جمله آلبوم‌هاي او مي‌توان به "عشق هست "،"دوستت دارم "، "غزلك" و "بايشان شرجي" اشاره كرد

اين هنرمند فقيد هم‌چنين ترانه‌هايي را درباره ائمه اطهار اجرا كرده كه از معروف‌ترين اون‌ها مي توان به "يا فاطمه بنت نبي" اشاره كرد

ناصر عبدالهي بامداد سوم آذر ماه در بيمارستان خليج فارس بندرعباس به دليل مشكل كليايشان و از كار افتادن كليه‌ بستري شد و سپس به كما رفت و سپس چند روز به بيمارستان شهيد محمدي بندرعباس منتقل و در بخش ICU اين بيمارستان بستري شد و هفته‌ي گذشته به بيمارستان شهيد هاشمي‌نژادشهرستان تهران منتقل شد.


10:

مرسی حمید جان!
وایییییییییییییییی! عکسشو می بینم اشکم درمیاد! بیچاره خیلی جوون بود!

خدا بیامرزش!

11:

منم تسليت ميگم فكر كنم 3تا بچه از زن اولش
و يكي از زن دومش داره

12:

نه جدی میگی؟؟؟؟؟؟؟؟

از زن دومش هم بچه داشت؟

13:

بله البته من شنيدم

14:

نمی دونم والا!
البته طبق معمول شایعات و حرف و حدیث در مورد هنرمندا زیاده!

15:

شايد
نميدونم
بعضيا از ازدواج دومشونم خبر ندارن
ولي من شبكه شهرستان تهران ديدم مصاحبشونو

16:

خدا رحمتش کنه

17:

khoda byamorzadesh

18:

بهار، بهار صدا همون صدا بود
صدای شاخه‌ها و ريشه‌ها بود
بهار، بهار چه اسم آشنايي!
صدات مياد اما خودت كجايی؟
وا بكنيم پنجره‌ها رُ يا نه؟
تازه كنيم خاطره‌ها رُ يا نه؟

يه آشنای ساده و صميمی
يه آشنا كه مثل قصه‌ها بود
خواب و خيال ِهمه بچه‌ها بود
يادش بخير بچگيا چه خوب بود
حيف كه هنوز صُب نشده غروب بود
آخ كه چه زود قلكِ عيديامون
وقتی شكست باهاش شكست دلامون

بهار اومد برفا رُ نقطه چين كرد
خنده به دلمردگي زمين كرد
چقدر دلم فصل بهارُ دوس داشت
وا شدنِ پنجره هارُ دوس داشت
بهار اومد پنجره هارُ وا كرد
منو با حسی ديگه آشنا كرد
يه حرف يه حرف، حرفای من كتاب شد
حيف كه هَمَش سوال ِبی‌جواب شد

خدایش بیامرزد

19:

man khodam shakhsan ba sedash kheili hal mikardam sedaye ba obohaty dasht vali afsoos afsoos ke digar dar mian nist:(:(

20:

ناصر عبداللهي، خواننده پاپ كشورمان ظهر29 آذر در بيمارستان شهيد هاشمي‌نژاد شهرستان تهران درگذشت.



ناصر عبداللهیبه نقل فارس، «ناصرعبدالهي» خواننده‌ معروف ترانه «ناصريا» بامداد سوم آذر ماه در بيمارستان خليج فارس بندرعباس به دليل مشكل كليايشان و از كار افتادن كليه‌ بستري شد و سپس به كما رفت و سپس چند روز به بيمارستان شهيد محمدي بندرعباس منتقل و در بخش ICU اين بيمارستان بستري شد و سپس به شهرستان تهران منتقل شد.

ايشان ظهر 29 آذردر بيمارستان شهيد هاشمي‌نژاد شهرستان تهران درگذشت.



بنابر اين نقل در ملاقات ديروز «اميدوار رضايي» رئيس كميسيون بهداشت و درمان مجلس از اين هنرمند علت به كما رفتن ايشان را ضربه وارده به سر بر اثر زمين خوردگي فراخوان كرد.



«ناصر عبداللهي» دهم دي ماه 1349 در محله مسجد بلال بندرعباس متولد شد.

ايشان فرزند سوم خانواده بود و چهار فرزند به نام‌هاي نايشاند، نازنين، نامي و نينا دارد.



پيكر مرحوم «ناصر عبداللهي» فردا از مقابل تالار وحدت تشييع مي‌شود

روحش شاد و يادش گرامي باد

21:

خدا رحمت کنه کسی که بنده ای را شاد کند.


22:

اين روزها چقدر .....

بي خيال ! به قول صالح علا رفتن هم مد شده ...


خدايش بيامرزاد

23:

خدا رحمتش کنه من عاشق ترانه ناصریاش بودم................


24:

خدا رحمتش کنه .
همین.


25:

نافرموده هایی درباره یک ماجرای ناخوشایند
مرگ ناصری!
سپیده یوسفی- ماجرای مرگ «ناصر عبد‌اللهی» و پیش از اون، به كما رفتنش، حرف و حد‌یث‌های زیاد‌ی به همراه د‌اشت؛ شایعات متعد‌د‌ی د‌رباره علت و چگونگی این ماجرا د‌هان به د‌هان می‌چرخید‌.

خیلی‌ها از ضرب و شتم او توسط عد‌ه‌ای ناشناس می‌فرمودند‌، برخی فرمودند‌ كه د‌ر اثر زیاد‌ه‌روی د‌ر مصرف قرص‌های آرام‌بخش بود‌ه و...

شایعات د‌یگری مثل اونچه د‌رباره «احمد‌رضا عابد‌زاد‌ه» فرموده شد‌.

پزشكان معالج او طبق پیش‌بینی‌ها سریعاً به خاطر آرام كرد‌ن جو و رد‌ شایعات موجود‌، علت را همان زیاد‌ه‌روی د‌ر مصرف آرام‌بخش فراخوان كرد‌ند‌ تا جلو پیشروی شایعات را بگیرند‌.
اما د‌ر حد‌ود‌ 4-3 سال پیش هفته‌نامه «ند‌ای جنوب» چاپ بند‌رعباس، د‌ر یك مطلب سه صفحه‌ای ماجرای د‌رگیری‌اش با ناصر عبد‌اللهی را شرح د‌اد‌؛ این هفته‌نامه مد‌عی شد‌ كه د‌ر پی انتقاد‌ از عبد‌اللهی، وی د‌ر تماس با د‌فتر نشریه هرچه از د‌هانش د‌رآمد‌ه به مد‌یرمسوول اون نسبت د‌اد‌ه و تهد‌ید‌ به كشتن (!) هم یكی از تهد‌ید‌های طرفین بود‌ه هست.
ماجرا با پید‌ا شد‌ن ناصر عبد‌اللهی د‌ر وضعیت بی‌هوش و د‌ر حالی كه كبود‌ی‌هایی روی بد‌نش به چشم می‌خورد‌، شكل د‌یگری به خود‌ گرفت و جنایی‌تر شد‌! هرچند كه هفته‌نامه مذكور هنوز واكنشی د‌ر قبال این مساله بروز ند‌اد‌ه اما بعید هست این دو ماجرا ربط چندانی با هم داشته باشند.

شما هم ذکر این قضیه از طرف ما را به پای یک پیش زمینه ژورنالیستی برای هیجان انگیزتر کردن قضیه بگذارید!

از این دست اختلافات معمولاً در عالم مطبوعات و کلاً رسانه ها زیاد پیش می آید و هرچند وقت یک بار خبری مبنی بر درگیری کسی (حالا چه هنرمند باشد، چه ورزشکار یا هر شخصیت دیگری) به گوش می رسد.

چنان که عبداللهی پیشتر هم سابقه چنین حادثه ای را داشته هست.


کاسب کارها دست به کار شدند
از اون طرف بخوانید‌ از مراكز موسیقی و نوارفروشی‌های موقعيت‌طلب سطح شهرستان تهران كه با شنید‌ن این خبر به سرعت تعد‌اد‌ زیاد‌ی از كلیه آلبوم‌های «ناصریا» را سفارش د‌اد‌ند‌.

چرا كه تجربه نشان د‌اد‌ه د‌ر چنین شرایطی فروش آثار خوانند‌ه یا هنرمند‌ مذكور به شد‌ت افزایش می‌یابد‌!

مثلاً پس از زلزله بم بود که خیلی ها تازه با اسم و آثار «ایرج بسطامی» آشنا شدند و شاید باورتان نشود که تا یک سال پس از جان دادن این چپ کوک خوان شهرستانی زیر آوار، آلبوم های او جزو پرفروش ترین های بازار موسیقی ایران بود.

آثار او در باکس پخش شبکه های مختلف صدا و سیما برنامه گرفتند و همان شرکت هایی که از انتشار آلبوم های بسطامی سر باز می زدند، به سرعت چندین کاست خاک خورده او را از آرشیو بیرون کشیده و به بازار فرستادند!

همین ماجرا برای هنرمندان مرحوم دیگری هم رخ داده؛ از «حسین پناهی» شاعر و هنرپیشه بگیرید تا اخیراً «بابک بیات» آهنگساز.

بر ناصریا چه گذشت؟
ناصر عبد‌اللهی پس از رفتن به كما، به بیمارستانی د‌ر بند‌رعباس منتقل شد‌.

طی چند‌ین روز، سطح هوشیاری او از 2 نهایتاً تا 5 و 6 رسید‌؛ اون هم د‌ر وضعیت كاملاً ناپاید‌ار.

پزشكان بیمارستان احتمال زند‌ه ماند‌ن او را حد‌اكثر بیست د‌رصد‌ د‌انستند‌.

اون ها حتی د‌ر مقابل د‌رخواست نزد‌یكانش برای انتقال او به شهرستان تهران مخالفت كرد‌ه و مسوولیت عواقب اون را قبول نكرد‌ند‌.

این ماجرا چند‌ روزی اد‌امه یافت تا اینکه یكی از بستگان نزد‌یك ناصریا كه د‌ر شهرستان تهران پزشك هست، به بند‌ر رفته و توانست ظرف مد‌تی یكی - د‌و ساعته ضریب هوشیاری او را تا 8 بالا ببرد‌.

به این ترتیب بود‌ كه همه برای انتقال او به شهرستان تهران مجاب شد‌ند‌ و د‌ر نهایت پس از 14 روز بستری بود‌ن د‌ر بند‌رعباس، به شهرستان تهران منتقل و د‌ر بیمارستان هاشمی بستری شد‌.


چرا این اتفاق افتاد؟
یكی از د‌وستان نزد‌یك ناصر عبد‌اللهی كه د‌ر مد‌ت بستری بود‌ن او د‌ر بند‌رعباس بالای سر اوحاضر بوده، حرف‌های جالبی برای فرمودن د‌ارد‌؛ او پیش از مرگ ناصریا، د‌رباره شایعه به هوش آمد‌نش می‌فرمود‌: «د‌ر حال حاضر امكان به هوش آمد‌ن ناصر وجود‌ د‌ارد‌، اما خود‌مان د‌ست نگه د‌اشته‌ایم تا ضریب هوشیاری او مثل همه به حد‌ود‌ 15 برسد‌، بعد‌ وارد‌ عمل شویم.

الان این ریسك وجود‌ د‌ارد‌ كه اگر به هوش بیاید‌، چون میزان هوشیاری‌اش كامل نیست، از د‌ید‌ن وضعیت خود‌ شوكه شد‌ه و یا حاد‌ثه‌ای به وجود‌ آورد‌!»

او د‌رباره شب حاد‌ثه توضیح می‌د‌هد: «چون ناصر آهنگسازی، تنظیم و ...

كارهایش را خود‌ش انجام می‌د‌اد‌، 4-3 ماه بود‌ كه تا صبح بید‌ار بود‌ و كار می‌كرد‌ و صبح ها با قرص خواب می‌خوابید‌.

شب حاد‌ثه به خاطر خستگی زیاد‌ 4-3 تا قرص آرام‌بخش می‌خورد‌ كه منجر به تشنج او د‌ر خواب می‌شود‌.

از طرف د‌یگر ناصر یك بیماری یرقان نهفته د‌اشته كه د‌ر كود‌كی یكی د‌و بار او را حتی تا پای مرگ كشاند‌ه بود‌.

شب حاد‌ثه به خاطر تشنج، كلیه‌هایش از كار می‌افتد‌.

حرارت بد‌ن او بالا می‌رود‌ و برای اینكه خنك شود‌ به حمام می‌رود‌ تا د‌وش بگیرد‌.

ناصر زیر د‌وش بود‌ه كه هوشیاری‌اش را از د‌ست می‌د‌هد‌ و كبود‌ی‌های روی سر و بد‌نش به خاطر همین مساله هست.»

این د‌وست نزد‌یك ناصریا، كمبود‌ امكانات بیمارستان بند‌رعباس را یكی از شرایط تشد‌ید‌ ماجرا می‌د‌اند:‌ «چون پزشكان بیمارستان نتوانستند‌ ناصر را به موقع د‌یالیز كنند‌، یرقان كهنه عود‌ می‌كند‌ و موجب تورم و كبود‌ی بد‌ن می‌شود‌.»
اما شایعات پیرامون علت این ماجرا چه؟ این منبع توضیح می‌د‌هد‌: «خود‌ ما هم اولین فكری كه به ذهنمان رسید‌ همین‌ها بود‌.

بد‌ن كبود‌ و متورم او چاره‌ای جز این باقی نمی‌گذاشت كه فكر كنیم او را زد‌ه‌اند‌ یا اتفاقات د‌یگر...

اما تحقیقات تیم پزشكی نشان د‌اد‌ كه ورم بد‌ن اش به خاطر سمومی هست كه د‌فع نشد‌ه و كبود‌ی‌ها هم مربوط به زمین خورد‌ن د‌ر حمام هست.

به هر حال مرد‌م ناصر را د‌وست د‌ارند‌ و این قبیل شایعات هم تا حد‌ی طبیعی هست.»


ناصریا پاک پاک بود
یكی از مسوولین شركتی كه ناصر عبد‌اللهی كارش را با اون شروع كرد‌ و سپس به د‌لیل مسائل رخ د‌اد‌ه قطع همكاری كرد‌ند‌، د‌رباره شایعات پیرامون این ماجرا می‌گوید‌: «اگرچه ما با ناصر مشكل پید‌ا كرد‌یم و چند‌سالی هست كه هیچ ارتباطی باهم ند‌اریم، اما د‌ر این كه او اهل د‌ود‌ و ‌آلود‌گی‌های د‌یگر نبود‌ هیچ شكی ند‌اریم و مطمئنیم كه شایعه «اوور د‌وز» کردن و امثال اینها از ریشه غلط هست.

هر چه باشد‌ ما سال‌ها با هم كار كرد‌یم و از ریز و بم زند‌گی همدیگر خبر د‌اریم.»

26:

یادآوری چند نکته درباره ناصریا


پر از خاطرات ترک خورده ایم...
مزدک علی نظری- امروز صبح در تهران، مراسمی برای وداع با «ناصر عبداللهی» خواننده تازه درگذشته پاپ برپا می شود.

در سال های اخیر، خوانندگان دیگری نیز با مرگ خود خبرساز شده اند؛ سال 1380 «فریدون فروغی» پس از سال ها گوشه نشینی و خوردن خون دل بابت عدم صدور مجوز فعالیت، دق کرد و مرد.

یک سال بعد، «فرهاد مهراد» بود که سپس مدت ها دست و پنجه نرم کردن با مرض کشنده اش، در میان بی توجهی مسئولان و پریشانی و سردرگمی هوادارانش، جان سپرد.

سال سپس اون هم نام «ایرج بسطامی» خواننده سنتی، در میان فهرست بلند بالای قربانیان زلزله بم برنامه گرفت.
بعد نوبت به سلطان جاز ایران، «ویگن» بود که با مرگ خود مجوز نوشتن از خود را به نشریات وطنی داده و البته حالا می شنویم که دارند مجوز انتشار آثارش را هم می گیرند!
اما از فروردین سال 1376 که «مازیار» چشم از جهان فروبست، تا به حال دیگر (خوشبختانه) شاهد فوت خواننده جوان دیگری نبوده ایم.

جوان که می گوییم، به نسبت اون چند خواننده دیگر هست که پیشتر ذکرشان رفت.

والا برای فروغی هم مرگ در سن 51 سالگی زود به نظر می رسید.

مازیار (عبدالرضا کیانی نژاد) هنگام مرگ 45 ساله بود و عبداللهی 36 ساله...

***
وقتی بود که گروه «ناصریا» روی پوسترهای تبلیغاتی اش، با افتخار، عنوان «پرطرفدارترین گروه ایران» را به خود نسبت می داد.

در این جمله مبالغه ای نبود اما عمر این پرطرفداری خیلی زود به پایان رسید؛ ناصر عبداللهی موفق شده بود با دو آلبوم اولش سروصدا به پا کرده و نظرها را به سوی خود جلب کند.

خصوصاً با آهنگ «ناصریا» که تمی اسپانیش و شاد داشت و امت در کنسرت ها دائما اجرای اون را طلب می کردند.

محبوبیت این آهنگ چنان بود که خواننده بندر عباسی به اسم اون شناخته شده و حتی نام گروهش را ناصریا گذاشت.
او از جنوب آمده بود؛ از کوچه پس کوچه های دم کرده ای که به فرموده خود عبداللهی عصرها پر می شد از جوان های گیتار به دست که توی محل دور هم می نشستند و می زدند و می خواندند.

ساززدن را در همین جمع ها و به قول خودش «گوشی و چشمی» یاد گرفته بود، ولی صدایش را می فرمود مرحون لطف خداست.

سال های آغاز دوباره پاپ در ایران بود و خواننده های تازه نفس، یکی یکی ظهور می کردند.

ناصر عبداللهی هم یکی از اون اولین ها بود؛ بینندگان سیما که تازه داشتند به دیدن خواننده ها در تلویزیون عادت می کردند، چهره جوانی ریشو با مژه هایی بلند که سخت با چهره و صدای غمگینش جور بود را دیدند و نامش را به خاطر سپردند: ناصر عبداللهی...


***
از فرمودن اینکه تا پیش از آمدن به تهران، در عروسی ها ارگ می زده و می خوانده و به «ناصر ارگی» معروف بوده، ترسی نداشت.

حتی یادم هست یک بار که به برنامه ترانه خوانی در فرهنگسرای «قانون» شهرک غرب دعوت شده بود؛ بی پروا از گذشته های خود حرف هایی فرمود که شاید کمتر کسی وقتی به رتبه او برسد، جرات مرور چیزهایی مشابه اون را حتی در ذهن خود داشته باشد؛ عبداللهی فرمود که فراموش نمی کند از کجا آمده.

فراموش نمی کند اون شلوار خمره ای را که وقتی به شهرستان تهران آمده بوده، به پا داشته.

و اون کفش های کج و معوج، اون جورابی که بوی بدش را کسی نمی توانسته تحمل کند و...

صراحتش عجیب بود!

***
سال های ابتدایی آغاز دوباره موسیقی پاپ، وقته شهرت و رونق کار امثال «خشایار اعتمادی»، «علیرضا عصار»، «قاسم افشار»، «حسین وقت» و دیگرانی بود که بعد، با بازتر شدن فضا و ظهور خوانندگانی بسیار محبوب و مقبول، این عده به سرعت پس رفته و تا حدود زیادی محو شدند.

حالا فقط به مدد ساپورت رادیو و تلویزیون رسمی کشور هست که گاهی صدای این خوانندگان «مورد تائید» به گوش امت رسده و گاه هم با کارهایی از سر هستیصال، خبری درباره شان منتشر می شود؛ مثل دعوای عصار با رفیق قدیمی اش «فواد حجازی» و سپردن ساخت آهنگ های آلبومش به دیگری، یا کپی کردن و اجرای آهنگی قدیمی (خلیج فارس با صدای ابی) توسط قاسم افشار!

ناصر عبداللهی هم در موج فزاینده تکنو خوان ها، قردار خوان ها و خلاصه همین چیزی که به اسم پاپ امروز می شنویم؛ داشت گم می شد.

ولی بازگشت ناصریا با اون دو آلبوم آخرش، امیدوارنماينده و شایسته تحسین بود.

هرچند که آشکارا توان مقابله با بنیامین ها و چاووشی ها را نداشت اما مثلاً «هوای حوا»ی او خوب فروخت و این برای نماینده ای از نسل محو شده ها، پیروزی کمی نبود.


***
شاید تصور کنید حالا که او مرده هست، این چیزها را می گویم.

اما با خودم که تعارف ندارم؛ به وقتش درباره او نوشته ام و با خودش هم مصاحبه کرده ام، حالا هم که مرده و رفته آیا نباید از او یاد کرد؟ پس این چند جمله بعد را به پای مرده پرستی و چیزهای دیگر نگذارید لطفاً.

ناصریا می خواند: «سراپا اگر زرد و پژمرده ایم/ ولی دل به پاییز نسپرده ایم...چو گلدان خالی لب پنجره/ پر از خاطرات ترک خورده ایم...»
از این کار او خوشم می آمد.

گمان می کنم ترانه، از سروده های «قیصر امین پور» باشد.

به هرحال، هر وقت اسم ناصر عبداللهی می آید پیش از هرچیز، نه این ترانه یا هیچ چیز دیگر، بلکه خاطره عصری تابستانی را به یاد می آورم که در دفتر کارش مشغول مصاحبه بودم؛ در میانه فرمود و گو با او، ناگهان حرف به جایی کشید که برای دقایقی کنترل مصاحبه را از دست دادم.

درست یادم نیست که من چه پرسیدم یا بحث چه بود، ولی این جملات ناصریا را خوب به یاد دارم که فرمود: «اصلاً با زندگی حال نمی کنم...»

چشم هایش را، شرمگین به زمین دوخته بود.

انگار نمی خواست اون دو حلقه اشک را ببینم...

همچنين گفت و از غم غریبی فرمود که خودش هم نمی دانست چه هست و از کجاست که بر دلش آوار شده.

از خلوت هایش فرمود، خلوت هایی که حتی همسرش هم به اون راه نداشت و گریه هایی بی قرار...

حالا باز اون جمله «با زندگی حال نمی کنم» اش توی گوشم زنگ می زند.

انگار زنده و سالم، مقابلم نشسته و باز نگاهش را به زمین دوخته تا کسی اشک های بسته به دل نازکش را نبیند.

طفلک ناصریا، جوان مرد.

خیلی زود بود هنوز...


27:

با تمام اين احوال
خودمونيم ديگه دنيا مثل ناصرعبدالهي نداره
چه حيف
خدارحمتش كنه
يادتون نره براي شادي روحش فاتحه بخونين

28:

خدا بیامرزش! والا کاشکی منم مرده بودم!

29:

خدانكنه روشنك جون
اونموقع (بعدازصدوبيست سال) ديگه دنيا مثل روشنك نداره

30:

مرسی گلم! ولی در این ظلمتکده سرای فانی امروز بمیریم بهتر از فرداست!

31:

درسته ولي موقعيت زندگي و زنده بودن فقط يك بار اتفاق ميوفته و تكرار نداره پس بهتره كه از اين موقعيت هستفاده كنيم و براي زندگي ابدي يعني اون دنياي خودمون حسابي توشه برداريم كه وقتي خواستيم جاودانه بشيم دست خالي نباشيم
راستي ديشب صندلي داغ ناصرعبدالهي رو ديدي؟

32:

شب بخیر عذیذم زود از خواب بیدار شدی می‌زاشتی سپس چهل اون می‌فرمودیآشنام مهدی

33:

ایول من از صالح علا خیلی خوشم میاد
خدا بیامرزه ناصر عبداللهی که ماها رو شاد می کرد




34:

واقعا خدا بيامرزتش

35:

عسل جون بابا فكر كنم مي گزاشتي چهلمش تموم بشه بعد بگي بهتر بودهااااااااااااااااااا

36:

God Bless Him

37:

چه زود یکسال گذشت...


38:

بی نظیر بوتو هم در گذشت چه برسه به ناصر عبداللهی

39:

ناصر عبداللهی

40:

وبلاگ اختصاصی ناصر عبداللهی


ناصر عبداللهی



41:

مرحوم ناصر عبداللهی را خیلی دوست داشتم
توی قلب من همیشه زنده هست

42:

درود بر شما
بانو گل مینا، یار تازه هم میهن و تالار موسیقی
جستار تکرایست.

ولی فعلا از ترکیبش با جستار قبلی خود داری می کنم.

و منتظر می مانم تا ببینم این جستار چه راهی را می پیماید.

پر واضح هست که اگر هدفی مشخص و راهی روشن داشته باشد جستار قبلی قفل می شود و این جستار را به عنوان جستار اصلی خواهیم شناخت.

در غیر این صورت دو جستار ترکیب می شوند.

پس پیشنهاد داردم کار خود را در جستار ادامه دهید.
شادخوار و پیروز باشید

ناکس
(مدیر تالار موسیقی)

43:

راستش من مدیر وبلاگ ناصریا هستم و هدفم معرفی هنر شخصیت و معنویت بالای ناصر عبداللهی فقید هست امیدوارم که مرا در این امر یاری فرمایید.

برای مطالعهو دیدن عکسهای مراسمهای ناصر عبداللهی در شهرستان تهران و بندرعباس بر روی لینک زیر کلیک فرمایید.

مراسمها


امیر تاجیک بر سر مزار ناصرعبداللهی در اولین سالگرد عروج ناصریا

ناصر عبداللهی

ادامه عکسها در


www.nasserabdollahi.blogsky.com

www.nasseria.dom.ir

www.nasserabdollahi.coo.ir


44:

سلام مينا خانوم !
از اين ورا ...


45:

حیف شد واقعا..

عالی بود


50 out of 100 based on 15 user ratings 640 reviews