خوشنویسی


خوشنویسی



خوشنویسی
این تاپیک رو به منزله آشنایی با این هنر دیرینه و همچنین دیدن دست نوشته های دوستان استارت زدم



خوشنویسی

1:

خوشنویسی به معنی زیبانویسی یا نوشتن همراه با ایجاد زیبایی هست.


عكس هاي جذاب ، دیدنی و خبري روز
گاهی درک خوشنویسی به عنوان یک هنر مشکل هست.


اموزش تکنیک های مقدماتی عکاسی
به نظر می‌رسد برای درک و لذت بردن از تجربه بصری خوشنویسی باید بدانیم خوشنویس افزون بر نگارش یک متن، سعی داشته اثری هنری با ارزش‌های زیبایی شناختی ایجاد کند.[۱] از این رو خوشنویسی با نگارش سادهٔ مطالب و حتا طراحی حروف و صفحه آرایی متفاوت هست.


دختران در تالار وحدت
همچنین از اونجایی که این هنر جنبه‌هایی از سنت را در دل خود دارد باید اون را تا حدی از تایپوگرافی که مبتنی بر ارزش‌های گرافیکی مدرن و کارهای چاپی هست متمایز کرد.
خوشنویسی تقریبا در تمام فرهنگ‌ها به چشم می‌خورد اما در مشرق زمین و به‌ویژه در سرزمین‌های اسلامی و ایران در قله هنرهای بصری واقع هست.


اگه احساس کردی عکسه داره تکون میخوره ! بگو
خوشنویسی اسلامی و بیش از اون خوشنویسی ایرانی تعادلی هست حیرت‌انگیز میان تمامی اجزا و عناصر تشکیل دهندهٔ اون.


عکس های تماشایی _ 1
تعادل میان مفید و مورد مصرف بودن از یك سو و پویایی و تغییر شكل یابندگی اون از سوی دیگر؛ تعادل میان قالب و محتوا كه با آراستگی و ملایمت تام و تمام می تواند شكل مناسب را برای معانی مختلف فراهم آورد.
اگر در نظر داشته باشیم كه خوشنویسی اسلامی و ایرانی برپايه قالب‌ها و قواعد و نظام‌های بسیار مشخصی شكل می‌گیرد و هر یك از حروف قلم‌های مختلف از نظام شكلی خاص، و تا حدود زیادی غیرقابل تغییر، برخوردارند.


دوستان لطفا بياييد و راجع به اين عكس نظر بديد
اونگاه درمی‌یابیم كه ایجاد قلم‌های تازه و یا شیوه‌های شخصی خوشنویسان بر مبنای چه ابداع و رعایت حیرت‌انگیزی پدیدار می‌شود.


آموزش ِ جعبه سازی
در خوشنویسی اندازه هر حرف و نسبت اون با سایر حروف با دقت بسیار بالایی معین شده‌است و هر حرف به صورت یك «مدول» ثابت درمی‌آید كه تخطی از اون به‌منزله نادیده گرفتن توافقی چندصدساله هست كه همیشه میان خوشنویس و مخاطب بربرنامه بوده و با رضایت طرفین حاصل می‌آمده هست.

حتی ترتیب شكل كلمات نیز برپايه مبانی مشخصی تعیین می‌شده كه در «رسم‌الخط»‌ها و «آداب‌المشق»‌ها از جانب اساتید بزرگ تنظیم و ارائه شده‌است.

قرارگیری كلمات نیز- یعنی «كرسی»- هر سطر هر چند نه به صورت كاملاً پیش‌بینی و تكلیف شده - كه ناممكن بوده‌است - اما به‌شكل «سلیقه مطلوب» زمینه زیبایی شناختی پیشنهادی خاص خود را دارا بوده هست.

2:

هرچند خوشنویسی در مشرق زمین اهمیت و توسعه کاملی یافته هست اما اشکالی از اون را در کلیه فرهنگ‌ها می‌توان یافت.

واژهٔ خوشنویسی یا Calligraphy از قرن پانزدهم میلادی وارد دایرهٔ لغات فرهنگ‌های لاتینی شد و تنها پس از قرن نوزدهم به عنوان یک اصطلاح شناخته شده مطرح گشت، اما از دیر باز به‌ویژه در کشورهای خاور دور و کشورهای اسلامی ازجمله ایران، خوشنویسی به عنوان هنری شاخص مطرح بوده هست.
دراروپا اگرچه از دیروقت دولت و کلیسا به زیبانویسی توجه نشان می‌دادند( مانند کتیبه‌های رومی و یا برخی نسخه‌های خطی انجیل) خوشنویسی در اروپا یک هنر فرعی و وابسته به کتابخانه‌ها و محافل طلاب بود.



خوشنویسی چینی از کیفیت انتزاعی و تصویری خاصی برخوردار هست که بیان اندیشه و احساس را ممکن می سازد و از این رو با نقاشی قرابت دارد.

در کشورهایی مانند ژاپن و کره نیز تاحدی وضع به همین صورت بود.

به طور کلی در خاور دور هنر خوشنویسی هرچند بیشتر نزد کاهنان و متولیان امور مذهبی رواج داشت اما در کنار نقاشی رشد شگرفی کرد.

3:

خوشنویسی همواره برای مسلمانان اهمیتی خاص داشته‌است.

زیرا در اصل اون را هنر تجسم کلام وحی می‌دانسته‌اند.

اونان خط زیبا را نه فقط در هستنساخ قراون بلکه در اغلب هنرها به‌کار می‌بردند.خوشنویسی یا خطاطی در کلیه کشورهای اسلامی همواره به عنوان والاترین هنر مورد توجه بوده‌است.

امتان این سرزمین‌ها به‌ویژه ایرانیان در اوج قدرت و نهایت ظرافت در این هنر تجلی یافت و خوشنویسی به مانند محوری در میان سایر هنرهای بصری ایفای نقش کرده‌است.

خوشنویسی از قرون اولیه اسلامی تا کنون در کلیه کشورهای اسلامی و مناطق تحت نفوذ مسلمانان با حساسیت و قدرت تمام در اوج جریانات هنری بوده هست.
قدیمی‌ترین نسخه قراون به خط کوفی هست و به علی بن ابی‌طالب منسوب هست.

پس از قرن پنجم هجری، خط کوفی تقریباً جای خود را به خطّ نسخ داد که حروف اون بر خلاف حروف زاویه‌دار خطّ کوفی منحنی و قوس‌دار هست.
در اوایل قرن چهارم سال ۳۱۰ هجری قمری ابن مقله بیضاوی شیرازی خطوطی را بوجود آورد که به خطوط ششگانه یا اقلام سته معروف شدند که عبارتند از : محقق، ریحان، ثلث، نسخ، رقاع و توقیع. که وجه تمایز اونها اختلاف در شکل حروف و کلمات و نسبت سطح و دور در هر کدام می‌باشد.

همچنین او برای این خطوط قواعدی وضع کرد که یه اصول دوارده‌گانه خوشنویسی معروفند و عبارتند از: ترکیب، کرسی، نسبت، ضعف، قوت، سطح، دور، صعود مجازی، نزول مجازی، اصول، صفا و شأن.
یک قرن سپس ابن مقله، ابن بواب برای خط نسخ قواعدی تازه ایجاد کرد و این خط را کامل نمود در قرن هفتم جمال الدین یاقوت مستعصمی به این خط جان تازه‌ای بخشید و قراون کریم را برای چندین بار کتابت نمود.

4:

خوشنویسی ایرانی



درحالی که عمدهٔ تبدیل نگارش معمولی کلمات به خوشنویسی هنرمندانه به عهده ایرانیان بوده‌است، رفته رفته ایرانیان سبک و شیوه‌هایی مختص به خود را در خوشنویسی ابداع کردند.

هرچند این شیوه‌ها و قلم‌های ابداعی در سایر کشورهای اسلامی هم طرفدارانی دارد اما بیشتر مربوط به ایران و کشورهای تحت نفوذ اون همچون کشورهای آسیای میانه، افغانستان، پاکستان و هند می‌باشد.

در این منطقه نیز خوشنویسی همواره به عنوان والاترین شکل هنرهای بصری مورد توجه بوده و دارای لطافتی خاص هست.
در ایران پس از فتح اسلام، خطّاطی به شیوهٔ نسخ وجود داشت.

در وقت حکومت ایلخانیان،اوراق مذهّب کتاب‌ها نخستین بار با نقش‌های تزیینی زینت یافت.

در وقت حکومت تیموریان در ایران، خط و خوشنویسی به اوج کمال خود رسید.

میرعلی تبریزی با ترکیب خط نسخ و تعلیق، خط نستعلیق را بنیان نهاد.

مشهورترین خطاط قراون در این دوره بایسنقر میرزا بود.
اونچه که به عنوان شیوه‌ها یا قلم‌های خوشنویسی ایرانی شناخته می‌شود بیشتر برای نوشتن موتون غیر مذهبی نظیر دیوان اشعار، قطعات ظریف هنری و یا برای مراسلات و مکاتبات اداری ابداع شده و به‌کار رفته‌است.

این در حالی هست که خط نزد اعراب و ترکان عثمانی بیشتر جنبه دینی و قدسی داشته‌است.

هرچند اونان نیز برای امور منشی‌گری و غیر مذهبی قلم‌هایی را بیشتر به‌کار می‌برند، اما اوج هنرنمایی اونان - بر خلاف خوشنویسان ایرانی- در خط ثلت و نسخ و کتابت قراون و احادیث قابل رویت هست.
در ایران نیز برای امور مذهبی مانند کتابت قراون یا احادیث و روایات و همچنین کتیبه‌نویسی مساجد و مدارس مذهبی بیشتر از خطوط ثلث و نسخ بهره می‌گرفتند که نزد اعراب رواج بیشتری دارد.

هرچند ایرانیان در این قلم‌ها نیز شیوه‌هایی مجزا و مختص به خود آفریده‌اند.
خط تعلیق را می‌توان نخستین خط ایرانی دانست.

خط تعلیق که ترسل نیز نامیده می‌شد از اوایل قرن هفتم پا به عرصه گذاشت و حدود یکصد سال دوام داشت تعلیق از ترکیب خطوط نسخ و رقاع به وجود آمد و کسی که این خط را قانونمند کرد خواجه تاج سلمانی بود.

که بعدها به وسیله خواجه عبدالحی منشی هستر ابادی بدان قواعد و اصول بیشتری بخشیده شد.
پس از خط تعلیق که نخستین خط شکل گرفته ایرانی بود.

در قرن هشتم میرعلی تبریزی (۸۵۰ هجری قمری) از ترکیب و ادغام دو خط نسخ و تعلیق خطی بنام نسختعلیق بوجود آورد که نام اون در اثر کثرت هستعمال به نستعلیق تغییر پیدا کرد.

این خط بسیار مورد اقبال واقع شد و موجب تحول عظیمی در هنر خوشنویسی گردید.

و بعد ها در دوران شاه عباس صفوی به دست میرعماد حسنی به اوج زیبایی و کمال رسید.
خط نستعلیق علاوه بر خوشنویسانی که در حیطه ایران کنونی می‌زیستند.

در خراسان بزرگ و کشورهای آسیای میانه، افغانستان و به‌ویژه خوشنویسان دربار گورکانیان در هندوستان (که تعلق خاطر ویژه‌ای به فرهنگ ایرانی داشتند) رشد و پیشرفت قابل توجهی کرد.
بطور کلی قرنهای نهم تا یازدهم هجری را می‌توان قرن‌های درخشان در هنر خوشنویسی در ایران دانست.

در اواسط قرن یازدهم سومین خط خالص ایرانی یعنی شکسته نستعلیق به دست مرتضی قلی خان شاملو حاکم هرات با تغییر دادن خط نستعلیق ابداع شد.

علت پیدایش اون را می‌توان به سبب نیاز به تندنویسی و راحت‌نویسی در امور منشی‌گری و بیش از اون ذوق و خلاقیت ایرانی دانست.

همانطوری که سپس پیدایش خط تعلیق، ایرانیان به‌خاطر سرعت در کتابت، شکسته تعلیق اون‌را نیز بوجود آوردند.[۱۲] درویش عبدالمجید طالقانی این خط را به کمال رساند.
در دوران قاجار خط کاربرد اصلی خود یعنی کتابت را از دست داد.

از یک سو با تاکید و توسعه سیاه‌مشق‌نویسی به سمت هنر ناب رفت و از دیگر سو با پدید آمدن روزنامه‌ها و چاپ سنگی خود را به هنرهای کاربردی نزدیک شد.

در دوران پهلوی روند نیازهای مدرن تجاری و تبلیغی حط را از کنج کتابخانه‌ها و مجموعه‌های خصوصی به بستر اجتماع کشاند و جریانات هنری مدرنی شیوه‌هایی چون نقاشیخط را به‌وجود آوردند که کماکان مورد توجه محافل هنری جهان هست.
در سالهای پس از انفلاب اسلامی خوشنویسی با اقبال عمومی روبرو شد و انجمن خوشنویسان ایران که در سال ۱۳۲۹ تشکیل شده بود نقش بارزی در رشد و توسعه کمی و کیفی این هنر به عهده گرفت.

5:

خط تعلیق

خط تعلیق را می‌توان نخستین خط ایرانی دانست.

خط تعلیق که ترسل نیز نامیده می‌شد از اوایل قرن هفتم پا به عرصه گذاشت و حدود یکصد سال دوام داشت.

و بعد رفته رفته از رواج اون کاسته شد و رونق سابق را از دست داد.

تعلیق از ترکیب خطوط نسخ و رقاع به وجود آمد و کسی که این خط را قانونمند کرد خواجه تاج سلمانی بود.

که بعدها به وسیله خواجه عبدالحی منشی هسترآبادی به‎اون قواعد و اصول بیشتری بخشیده شد.تعلیق که بیشتر به عنوان خط تحریر برای نوشتن نامه‌ها و فرمان‌های حکومتی بکار می‌رفته، دارای دوایر زیاد، حروف مدور و قابلیت بسیاری در ارائهٔ ترکیب‌های متنوع و کمپوزیسیون‌های گوناگون دارد.

به همین دلیل بیشتر در بین کسانی رواج داشته که از نظر سواد و میزان آشنایی با خط در سطح بالایی باشند.

در وقتهٔ بی‌حوصلهٔ ما نمی‌تواند از نظر خوانایی گسترهٔ کاربری همگانی پیدا کند.از این رو این خط به تدریج کاربرد خود را از دست داد.

6:

خط نستعلیق


پس از خط تعلیق که نخستین خط شکل گرفته ایرانی بود نستعلیق شکل گرفت که افتخار هنر ایرانی هست.

در میان خطوط ایرانی و عربی، خط نستعلیق به‌گواه آثار آفریده شده به‌عنوان زیباترین خط و برتر از خطوط اسلامی شناخته شده و اون را «عروس خطوط اسلامی» نامیده‌اند.
در قرن هشتم هجری قمری میرعلی تبریزی (۸۵۰ هجری قمری) از ترکیب و ادغام دو خط نسخ و تعلیق خطی بنام نسختعلیق بوجود آورد که نام اون در اثر کثرت هستعمال به نستعلیق تغییر پیدا کرد.

این خط بسیار مورد اقبال واقع شد و موجب تحول عظیمی در هنر خوشنویسی گردید.

نستعلیق حدود یک دانگ سطح و مابقی اون دور هست.

(یک ششم حرکت‌های مستقیم و پنج ششم حرکت‌های مدور دارد.)
پس از میرعلی تبریزی پسرش میرعبدالله و سپس او میرزا جعفر تبریزی و اظهار تبریزی در تکامل خط نستعلیق کوشش‌ها کردند تا نوبت به سلطانعلی مشهد مقدسی رسید که خدمات شایانی به این هنر اصیل نمود.
اساتید زیادی سپس سلطانعلی مشهد مقدسی در تکامل نستعلیق موثر بودند.

همانند میرعلی هروی و سپس سپس حدود یک قرن، خوشنویس نامی و آشنای همه، میرعماد حسنی (۱۰۲۴ هجری قمری).

او که معاصر شاه عباس صفوی بود با نبوغ خود تغییرات و سبکی در خط نستعلیق بوجود آورد که هنوز پس از گذشت قریب ۴۰۰ سال مورد هستفاده و الهام بخش خوشنویسان هست.

او پایه خط را به جائی رساند که از وقت پیدایش خط نستعلیق تا کنون هنرمندان خوشنویس را یارای برابری با او نبوده‌است.

هموقت با میرعماد هنرمند بزرگ دیگری به‌نام علیرضا عباسی می‌زیست که رقیبی برای او به‌شمار می‌رفت.

علیرضا عباسی علاوه بر خط نستعلیق خفی و جلی، در خط ثلث نیز هستاد بود بطوری که قالب کتیبه‌های مساجد و بناهای تاریخی اصفهان به خط ثلث و یا به سرپرستی او انجام شده‌است.
خط نستعلیق علاوه بر خوشنویسانی که در حیطه ایران کنونی می‌زیستند.

در خراسان بزرگ و کشورهای آسیای میانه، افغانستان و به‌ویژه خوشنویسان دربار گورکانیان در هندوستان (که تعلق خاطر ویژه‌ای به فرهنگ ایرانی داشتند) رشد و پیشرفت قابل توجهی کرد.

بطور کلی قرنهای نهم تا یازدهم هجری را می‌توان قرن‌های درخشان در هنر خوشنویسی دانست.

7:

خط شکسته‌نستعلیق


در اواسط قرن یازدهم سومین خط خالص ایرانی یعنی شکسته‌نستعلیق توسط مرتضی قلی خان شاملو حاکم هرات با تغییر دادن خط نستعلیق ابداع شد.

علت پیدایش اون‌را می‌توان نیاز به‌تندنویسی و راحت‌نویسی در امور منشی‌گری و البته بیش از اون، ذوق و خلاقیت هنری ایرانی دانست.

همانطوری که سپس پیدایش خط تعلیق، ایرانیان به‌خاطر سرعت در کتابت، شکسته تعلیق اون‌را نیز بوجود آوردند از اون‌جایی که نوشتن خط زیبای نستعلیق مستازم صرف وقت و دقت زیاد هست، خط شکسته‌نستعلیق از ترکیب خط محجور تعلیق با خط ظریف نستعلیق شکل گرفت تا سرعت و زیبایی را هموقت داشته باشد.
خط شکسته نستعلیق به‌دست میرزا شفیعا هراتی کاملتر شد و درویش عبدالمجید طالقانی قواعد جدیدی برای اون وضع نمود و اون‌را به کمال رساند.

درویش عبدالمجید شکسته نستعلیق را به جایی رساند که میرعماد در نستعلیق انجام داده بود.

پس از او بسیاری در این راه قدم گذاشتند اما هیچکس نتوانست این قله را درنوردد.

8:

سلام مینا خانم ؛
ممنون از هستارت این تاپیک ارزشمند ، واقعا ً خوشحال شدم وقتی دیدم تاپیکی برای این هنر مظلوم هستارت زده شده !
حقیقتا ً غنی ترین و مفهومی ترین هنر ایرانی ، هنر خوشنویسی بوده که متاسفانه سالهاست که مورد بی مهری مسئولان کشور برنامه گرفته و حتی اختلافات زیادی بین اعضای انجمن خوشنویسان ایران وجود دارد و حتی انجمن خوشنویسان شهرستان تهران نیز که بزرگترین شعبه ی انجمن ایران بوده سر همین اختلافات تعطیل شد !!! در حال حاضر هم اکثر اساتید برجسته ی این هنر با انجمن خوشنویسان ایران همکاری نمی نمايند و این پایگاه در اختیار کسانی برنامه گرفته که حقیقتا ً شایستگی اونرا ندارند .

9:

کاملا موافقم
در مظلومیت این هنر شکی نیست
امیدوارم در این جامعه کوچک با کمک شما و سایر دوستان خوشنویس بتونیم کمی حق مطلب رو ادا کنیم

10:

این هم نمونه هایی از خط تعلیق
خوشنویسی

11:

نمونه ای از نستعلیق
خوشنویسی

این هم نمونه ای از شکسته نستعلیق
خوشنویسی

12:

ابزارهای اصلی خوشنویسی
خوشنویسی

  • قلم‌نی که قلم مخصوص خوشنویسی هست.

    نوع مرغوب اون از نی‌های دزفولی (برای قلم‌های ریر و متوسط) یا نی خیزران (برای درشت‌نویسی) تهیه می‌شود.

    یک قلم بهتر هست سرخ مایل به‌قهوه‌ای سوخته، فاقد گره و پیچ و کاملا راست و هستوانه‌ای ( با مقطع دایره‌ای شکل) باشد و ضخامت اون با دست تناسب و هماهنگی داشته باشد.

    همچنین گوشت داخل قلم سفید رنگ، تا اندازه‌ای سخت و محکم باشد.

    قلم خوب را بیش از اندازه کوتاه یا بلند و سبک، سست و یا سیاه انتخاب نمی‌نمايند و قطر سر و ته اون نباید زیاد اختلاف داشته باشد.

    یک قلم مناسب هنگام تراشیده شدن زیاد سفا یا زیاد سست نیست و تراشه‌های اون به اطراف پرتاب نمی‌شود و همراه قلمتراش حرکت می‌کند.

    تراشیدن قلم‌نی تخصص و روش خاص دارد.

    معمولا پس از کتابتهای مکرّر نوک قلم‌ها کند شده وکیفیت اولیه خود رااز دست می‌دهند از این رو باید به‌طور مرتّب نوک قلم‌ها را تراشیده و قط زد.
  • کاغذكه باید ملایم و صاف باشد و خشن، پرزدار، ناصاف و بسیارلغزنده نباشد.

    بر روی کاغذ خوشنویسی نباید مرکب پخش شود.

    كاغذ زبر و نا هموار نوك قلم را می‌ساید و نوشتن را به‌ویژه در کشیده‌ها مشکل و یا ناممکن می‌کند، از طرفی نوشتن بر كاغذهای لغزان و شیشه‌ای از اختیار و تسلط خوشنویس می‌كاهد، بنابراین نوع متوسط اون مناسب هست.

    امروزه کاغذهای گلاسه، به ویژه گلاسهٔ مات، برای نوشتن مناسبند هر چند که در صورت عدم دسترسی می‌توان از طریق مالیدن صابون خشک روی کاغذهای معمولی تاحدودی کاغذ را برای نوشتن آماده کرد.
  • مرکب که باید مخصوص خوشنویسی باشد.

    بیش از همه مرکب مشکی و پس از اون قهوه‌ای کاربرد دارد.

    رنگ‌دانه اصلی مرکب خوشنویسی دوده هست و مواد دیگری مانند صمغ عربی، زاج و مازو نیز برای چسبندگی رنگ‌دانه‌ها و قوام یافتن مرکب، به اون می‌افزایند.

    مرکب خوشنویسی امروزه در بازار به دو صورت مایع و خشک عرضه می‌شود.

    مرکب مایع آماده هستفاده هست اما مرکب خشک را باید سایید، سپس اون را در آب جوشیدهٔ ولرم و یا گلاب حل کرد.

    این محلول را باید در ظرف سربسته به نرمی و در مدت وقت طولانی تکان داد.

    به‌این عمل «صلایه دادن» می‌گویند.

    صلایه در کیفیت مرکب و کشش اون بسیار موثر هست.

    برای رقیق کردن مرکب خوشنویسی آب مقطر یا جوشیدهٔ سرد‌شده از آب معمولی بهتر هست ، و بهتر از اون گلاب یا آب ریحان یا آب مازو هست.

13:

دیگر ابزارهای خوشنویسی
خوشنویسی

فزون بر اون از وسایل خوشنویسی می‌توان به‌لوازم زیر اشاره کرد:
  • دوات که ظرف مرکب و لیقه هست و اغلب یک بطری کوچک، کم‌عمق و دهان‌گشاد هست.
  • لیقه که معمولا از الیاف ابریشم طبیعی انتخاب می‌شود و برای جلوگیری از ریختن مرکب و کنترل میزان مرکب‌برداری توسط قلم در دوات برنامه می دهند.

    گاهی از الیاف و نخ‌های ابریشم مصنوعی به‌این منظور هستفاده می‌شود.
  • قلمتراش که چاقویی ظریف و بسیار تیزی هست و برای تراشیدت و قط‌زدن نوک قلم به‌کار می‌رود.

    قلمتراش‌ها اندازه‌ها و اشکال تاحدی متنوع دارند و به صورت یک تیغه یا دو تیغه ساخته می‌شوند.

    تیغه قلمتراش را از فلزی ترد و شنماينده می‌سازند که چنانچه با جسم سختی برخورد کند از کارایی اش کاسته خواهد شد.

    از این رو با قلمتراش جز تراشیدن و قط‌زدن قلم کار دیگری نباید انجام داد.

    قلمتراش خوب به سختی تیز و در دراز مدت کند می‌شود.

    برای نگهداری اون بهتر هست همیشه تیغه‌ها را کمی چرب کرد و دور از رطوبت نگه‌داشت.
  • قط‌زن ابزاری هست که که در آخرین مرحلهٔ تراشیدن قلم‌نی، نوک اون را روی این بستر برنامه داده با یک فشار ناگهانی در زاویه مطلوب قطع می‌نمايند.

    قط‌زن در عین حال که باید سخت و غیرقابل انعطاف باشد باید در مقابل قلمتراش کمی نرمش و انعطاف داشته باشد تا به تیغه اون آسیب نرساند.

    بهترین نوع قلمتراش از جنس چوب (به ویژه چوب شمشاد، قطعی از شاخ یا هستخوان حیوانات و یا بخش کوچکی از بدنهٔ نی خیزران بسیار بزرگ هست.

    سطح قط‌زن باید کمی محدب باشد و سطح زیرین اون که روی میز برنامه می‌گیرد مسطح.
  • سنگ تیزکن قلمتراش سنگی هست که برای تیزکردن چاقو و از جمله قلمتراش کاربرد دارد درگذشته از سنگ رومی یا حجاز به این منظور هستفاده می‌شده‌است.
  • قلمدان که جعبه‌ای هست کوچک، کشیده و اغلب تزئین شده و معمولاً برای سهولت حمل و نقل، قلم‌های لازم، قلمتراش، قط‌زن ، قاشق، سنگ كوچك و سر قلمدانی را كه شامل دوات هست، و گاهی قیچی ظریفی جهت چیدن كاغذ، در این جعبه برنامه می‌گیرد تا این لوازم یك جا و در جعبه‌ای محفوظ در اختیار خوشنویس باشد.
  • زیردستی یا زیرمشق از جنس مقوا یا چرم و غیره.

    كه باید رویه‌اش صاف، نرم و ملایم (میانگین سخت و سست و كلفت و نازك) باشد و لغزندگی نداشته باشد.

    همچنین باید ابعادی نه‌چندان بزرگ و نه‌چندان کوچک انتخاب نمايند تا مزاحم کار حوشنویسی نشود.

    فرموده‌اند بهتر هست كه دو چرم منفصل را بر روی هم گذاشته، دو گوشه اون كه طرف چپ هست را با چند بخیه محكم نمايند و اگر اون دو قطعه چرم از چرم بـُـلغار باشد كه دانه و موجش را برطرف كرده باشند، بهتر هست.
  • مِسطره یا مِسطر که ابزاری که به خوشنویس در کار نوشتن بر روی خطوط موازی و تعیین سطرها و تشخیص حدود اون‌ها کمک می‌کند.

    در گذشته به این منظور بر روی قطعه مقوای ضخیمی نخ‌هایی را با فاصله منظم برنامه داده و محکم می‌بستند، سپس کاغذ را بر روی اون گذاشته و با فشار دست،اثر نخ‌ها را بر روی کاغذ منتقل می‌کردند.

    اما امروزه به این منظور بر روی کاغذی خطوط و جدول‌های مورد نظر را پر رنگ کشیده و زیر کاغذ خوشنویسی برنامه می دهند تا حدود و سطرهای کار از پشت کاغذ نمایان باشد.

    یا به وسیله خطکش و مداد کم رنک خطوط را ترسیم و پس از خطاطی اون را پاک می‌نمايند.
  • لوازم به‌هم زدن لیقه و مركب كه سر اون پهن و دسته‌اش مخروطی و معمولا از جنس چوب آبنوس هست.
  • قاشق مخصوص آب ریختن در دوات كه به‌وسیله اون به‌اندازه ی لازم آب را در دوات می‌ریزند.
به‌غیر از وسایلی كه نام برده شد چند لوازم فرعی دیگر نیز در كار كتابت هستفاده می‌شود؛ مانند قیچی و یا کاتر برای بریدن كاغذ، دو خط‌كش مدرّج كوچك و بزرگ و گونیا (برای کتیبه‌نویسی چند گونیا لازم هست)، خط‌كش T به همراه چند مداد سیاه و قرمز، و انواع كاغذها و مقواها.
بعضی از هستادان پیشین، شخصا مركب دلخواه را اعم از مشكی و رنگ‌های مختلف می‌ساختند و كاغذها را برای این كه قابل نوشتن شود آهار داده و مهره می‌زدند.

اونان اغلب وسایل و لوازم و كارهای كتابت را خود تهیه می‌کردند؛ از قبیل تهیه سطر و جدول‌كشی ، تذهیب، زرافشانی، رنگ آمیزی كاغذ حتی تجلید و صحافی و غیره.

ولی امروزه چون انجام این امور مستلزم صرف دقت بسیار و خارج از وقت و حوصله هست، افرادی دیگر به این خدمات مشغولند و شرکت‌های تولیدی و كارخانه‌های كاغذ‌سازی، صحافی‌ها و غیره و نیاز را تأمین می‌كنند.


56 out of 100 based on 21 user ratings 196 reviews