*اشنا پنداری*


*اشنا پنداری*



*اشنا پنداری*
كه معمولا "پيش از اين ديده شده" يا "قبل از اين تجربه شده" ترجمه ميشود، در اين نقل قول از چارلز ديكنز (Charles Dickens - 1870-1812 نويسنده مشهور انگليسي) شرح داده شده است:

" همه ما احساسي را تجربه كرده ايم كه گاهي بر ما چيره ميشود، گويي آنچه را ميگوييم و انجام ميدهيم، قبلا گفته و انجام داده ايم، در زماني دور، آنگاه كه در ميان همين چهره ها، اشياء و موقعيتها بوده ايم-و كاملا ميدانيم چه خواهيم گفت، مانند اينكه ناگهان چيزي را به خاطر آورده باشيم. "

منظور اكثر افراد هنگام صحبت از دژاوو در واقع دژا وكو است، آمار نشان ميدهد كه بيش از 70% افراد جهان به خصوص در سنين 15 تا 25 چنين تجربه اي داشته اند. اين حالت معمولا درباره اتفاقاتي بسيار پيش پا افتاده رخ ميدهد اما احساس آن به قدري تكان دهنده است كه حتي تا سالها بعد در ذهن شخص باقي ميماند.

دژا وكو به تجربه اي دلالت ميكند كه حواسي بيش از حس بينايي را درگير ميكند و به همين دليل عبارت دژاوو-به معناي از پيش ديده شده- نميتواند چندان صحيح باشد. حواس انسان تا حد زيادي به جزئيات توجه كرده و شخص تصور ميكند كه "همه چيز" همانطور كه قبلا اتفاق افتاده، به وقوع ميپيوندد.

اخيرا اصطلاح دژا وكو براي توصيف احساس بسيار قوي و ماندگار دژاوو به كار ميرود كه در اثر نوعي ناهنجاري حافظه رخ ميدهد.

دژا سنتي (déjà senti)

اين پديده حالتي است كه شخص حس ميكند چيزي را قبلا "احساس كرده است". اين تجربه منحصرا يك واقعه ذهني است و هيچ جنبه الهام در آن وجود ندارد و خاطره آن به ندرت پس از وقوع در ذهن شخص باقي ميماند.

دكتر جان هالينز جكسون ( John Hughlings Jackson- 1911-1835 عصب شناس انگليسي) در سال 1889 سخنان يكي از بيمارانش را كه از نوعي صرع رنج ميبرد، ثبت كرد:

" آنچه توجه را به خود جلب ميكند همان چيزي است كه قبلا آنرا مشغول ساخته بود، اما براي مدتي فراموش شده بود و اكنون همراه با اندكي حس رضايت از اينكه در جستجويش بوده اند، بازگشته است...در همان حال يا دقيق تر بگويم در همان لحظه به طور مبهمي از اينكه اين يادآوري چيزي موهوم بوده و حالت من عادي نيست، آگاه هستم.

اين يادآوري معمولا با شنيدن صداي كسي يا افكار شفاهي خودم آغاز ميشود و تصور ميكنم در چنين موقعيت غير عاديي عباراتي چون "آه بله-متوجه شدم" و "البته، به ياد مي آورم" در ذهنم شكل ميگيرد، اما يكي دو دقيقه بعد هيچ يك از كلماتي كه موجب اين يادآوري شده را به خاطر نمي آورم. فقط به شدت احساس ميكنم كه اين حس مشابه دفعات ديگري كه در حالت غير عادي به سر ميبردم است."

دژا ويزيته (Déjà visité)

اين پديده كمتر شايع است و عبارت است از احساس آشنايي غيرواقعي نسبت به يك مكان جديد. ترجمه اين عبارت "پيش از اين بازديد شده " است و به اين معناست كه شخص در مكاني جديد احساس ميكند محل را به خوبي ميشناسد و حتي قبل از اين مسيرهاي مختلف را در شهر يا عمارت طي كرده است.

چنين پديده اي توسط مرتبط ساختن آن با رويا، تناسخ و همچنين تجربيات خروج روح از بدن شرح داده شده است. علاوه بر اينها عده اي بر اين باورند كه مطالعه فراوان درباره جزئيات يك مكان خاص ميتواند موجب بروز چنين حسي شود.

دو مثال مشهور از چنين موقعيتي توسط ناتانيل هاثورن (Nathaniel Hawthorne - نويسنده قرن نوزدهم آمريكا) دركتاب "خانه قديمي ما" (Our Old Home) و همچنين سر والتر اسكات (Sir Walter Scott - نويسنده اسكاتلندي قرن 18 و 19) در كتاب گاي مانرينگ (Guy Mannering) شرح داده شده است.

هاوثورن مينويسد كه ويرانه هاي يك قصر قديمي در انگلستان برايش بي نهايت آشنا بوده است و او بعدها توانسته رد اين شناسايي غريب را در نوشته هاي الكساندر پوپ (Alexander Pope-شاعر و هزل نگار انگليسي قرن 17 و 1*اشنا پنداری* بيابد كه دو قرن پيش از او، در مطالب خود شرح مفصلي از اين قصر نوشته بوده است.

براي تشخيص دژاويزيته از دژاوكو، مهمترين نكته اين است كه منبع احساس را بيابيم. منبع بروز دژاوكو ، رخدادي زماني است اما در حالت دژاويزيته، ذهن ما با يك مكان احساس آشنايي ميكند.


در سالهاي اخير، دژاوو موضوع تحقيقات مهم روانشناختي و نوروفيزيولوژي بوده است. محتمل ترين توضيح براي دژاوو اين است كه اين حس، نوعي پيش آگاهي يا غيبگويي نيست، بلكه نوعي بي ترتيبي حافظه به شمار مي آيد و تصور "ياد آوري" يك تجربه است.

عده اي اعتقاد دارند كه دژاوو خاطره روياهايي است كه ميبينيم.

توضيح اين امر چنين است كه احساس "به خاطرآوردن" دراكثر موارد بسيار قدرتمند و واضح است اما موقعيت تجربه "قبلي" (زمان، مكان و چگونگي اين تجربه قديميتر) براي شخص كاملا نامشخص و گنگ است.

همچنين، به مرور زمان اشخاص مورد مطالعه، داشتن حس دژاوو را به خوبي به خاطر دارند، اما اينكه اين حس در كجا و چه موقعيتي رخ داده را به ياد نمي آورند. اين حالت به خصوص ميتواند ناشي از برخورد ميان سيستمهاي عصبي مربوط به حافظه كوتاه مدت (آنچه در زمان حال و نزديك به آن رخ ميدهد) و حافظه بلند مدت (آنچه در زمان گذشته و گذشته دور واقع شده) باشد.

ارتباط با ناهنجاريها

ميان دژاوو و ناهنجاريهاي رواني چون شيزوفرني و اضطراب ارتباطاتي باليني وجود دارد و احتمال رخ دادن تجربه آشناپنداري در مورد اشخاص مبتلا به چنين بيماريهايي بسيار افزايش ميابد. البته قويترين رابطه پاتولوژيك دژاوو با صرع توام با اختلال حافظه است و اين ارتباط، محققان را به اين نظريه سوق داده است كه شايد دژاوو نوعي ناهنجاري عصب شناختي است كه با ترشحات الكتريكي نابجا در مغز رخ ميدهد.

مواد مخدر

بنا به گزارشهاي موجود، بعضي مواد مخدر يا محرك احتمال بروز دژاوو را در مصرف كننده افزايش ميدهند. بعضي داروهاي مخدر نيز با استفاده همزمان ميتوانند حس دژاوو را ايجاد نمايند. بنا بر يك گزارش، مرد سالمي كه به آنفلوانزا مبتلا شده بود با مصرف همزمان يك داروي ويروس كش و ضد حساسيت، دچار حالت توهم و آشناپنداري شده بود.

اين تجربه براي او چنان جذاب بود كه تمام داروهاي تجويز شده خود را به همان ترتيب مصرف كرد و ماجرا را به عنوان يك مورد مطالعاتي براي روانشناسان حكايت كرد.

فرضيات عصب شناسي

در اواخر قرن 19 و اوايل قرن 20، اعتقاد بر اين بود كه دژاوو ميتواند بر اثر زمان بندي نادرست پيامهاي عصبي باشد. چنين تصور ميشد كه اين اشتباه در تنظيم زمان، موجب ميشود كه مغز باور كند كه براي بار دوم دچار تحريك عصبي شده در حالي كه مغز يك پيام را با تاخير دريافت نموده و در واقع يك رويداد واحد را دو بار تجربه ميكند.

تعدادي از نظريات مشابه اين نيز وجود دارند كه عدم ارتباط صحيح دو نيمكره مغز و همچنين تحريكات بيش از حد سريع نوروني نيز از آن دسته اند. شايد يكي از تصديق شده ترين تئوريها مربوط به تاخير در رسيدن نور به يكي از چشمها باشد. درواقع يك چشم به جاي هماهنگي كامل با چشم ديگر، با تاخيري اندك پيام آنچه ديده را به مغز ميرساند اين حالت به ايجاد حسي از آشنايي در برابر منظره اي منجر ميشود كه تنها يك بار ديده شده، اما پيام ديدن آن دوبار به مغز مخابره شده است.

اين تئوري با وجود پذيرفتني بودن، به خاطر سر و كار داشتن با لحظه بسيار كوتاهي از زمان، قابل آزمودن نبود و از طرفي گزارشات متعدد از بروز حس دژاوو در افراد نابينا، تناقضي پر اهميت در اين ايده ايجاد نمود. فراروانشناسي دژاوو با پيش آگاهي، غيب گويي يا قوه درك فوق حساس، رابطه نزديكي دارد و نزد عامه مردم معمولا به عنوان شاهدي بر تواناييهاي ذهني ذكر ميشود. توضيحات غير علمي اين حالت را به پيش گويي، شهود و خاطرات زندگي گذشته مرتبط ميداند

روياها

عده اي اعتقاد دارند كه دژاوو خاطره روياهايي است كه ميبينيم. هرچند بخش بزرگي از روياها معمولا به ياد نمي ماند، مغز شخص در حالت خواب ديدن در بخشهايي فعاليت نشان ميدهد كه كار پردازش حافظه دراز مدت در آن انجام ميگيرد.

چنين تصور ميشود كه روياها با ناديده گرفتن بخش حافظه كوتاه مدت، مستقيما وارد حافظه دراز مدت ميشوند. در اين مورد، دژاوو ميتواند خاطره رويايي فراموش شده باشد كه با واقعه در حال وقوع، عناصري مشترك داشته باشد. اين حالت مشابه حالتي است كه دژا ريوه ( déjà rêvé) يا "قبل از اين در رويا ديده شده" نام دارد.

تناسخ

نظر كساني كه به تناسخ –تجديد تجسم- اعتقاد دارند، درباره دژاوو اين است كه اين خاطرات، بخشهايي از خاطرات زندگي گذشته فرد هستند كه هنگام برنامه گرفتن در محيطي آشنا، به سطح ذهن فراخوانده ميشوند. عده ديگري ميگويند كه اين پديده به خاطر تجربيات خروج روح از بدن ايجاد ميشود، به اين ترتيب بدن اثيري شخص ميتواند هنگام خواب، از مكانها و موقعيتهايي ديدن كند كه بدن خاكي او هرگز آنجا نبوده است



عوارض انتخاب کفش نامناسب

1:

این خیلی برای من پیش اومده


عطر درمانی

2:

baraye man ham


انواع هوش( شما در کدام دسته بندی انواع هوش قرار دارید؟)

3:

براي من هم خيلي اتفاق مي افته ، مثلا يكي رو مي بينم كه اصلا نمي شناسمش ، ولي فك مي كنم كه قبلا هم ديدمش.


قلقلک چیست؟


**چشم**

4:

Deja vu عبارتی فرانسوی به معنی "دیده شده" هست که بیان نماينده احساسی واضح و رازگونه از تجربه بعضی از حوادث در گذشته هست.


::: قواعد تغيير و مهندسي تغيير :::


ممکن هست زنی در ساختمانی در یک کشور که هرگز در گذشته به اونجا سفر نکرده قدم بزند و محیط اون جا برایش به شکل غیر قابل باوری آشنا باشد.


گیاه درمانی


بعضی ها آشنا پنداری را با نیرو های ذهنی یا نگاهی نا گهانی به گذشته ربط می دهند.


طب معصومین
مثل حس ششم به وسیله روانشناسی انسان می توان توضیحی طبیعی تر در این مورد داد ولی در نهایت علت و ساختار این پدیده یک راز باقی می ماند.


50 out of 100 based on 55 user ratings 1180 reviews