*معنی نام کشورهای جهان *


*معنی نام کشورهای جهان *



*معنی نام کشورهای جهان *
فکر کردم باید برای اینجا مناسب باشه..چون یه شناختی از کشورهاست


در اینجا معنی نام کشورهای جهان در جلوی نام آنها آمده و زبانی که ریشه این نام در اصل از آن گرفته شده در میان کمانک آورده شده است:
آذربایجان:آتورپاتکان{نگهدا ر آتش}(فارسی/ دری)
آرژانتین:سرزمین نقره(اسپانیایی)
آفریقای جنوبی:سرزمین بدون سرما(آفتابی) جنوبی(لاتین،یونانی)
آفریقای مرکزی:سرزمین بدون سرما(آفتابی) مرکزی(لاتین،یونانی)
آلبانی:سرزمین کوهنشینان
آلمان:سرزمین همه مردان یا قوم ژرمن(فرانسوی - ژرمنی)
آنتیگوا و باربودا:
آندورا:
آنگولا:از واژه نگولا که لقب فرمانروایان محلی بود
اتریش: شاهنشاهی شرق (ژرمنی)
اتیوپی: سرزمین چهره سوختگان (یونانی)
اردن:
ارمنستان: سرزمین فرزندان ارمن،نام نبیره ی نوح"ع"(فارسی/ دری)
اریتره:
ازبکستان: سرزمین خودسالارها (سغدی-ترکی-فارسی/ دری)
اسپانیا: سرزمین خرگوش کوهی (فنیقی)
استرالیا: سرزمین جنوبی (از لاتین)
استونی: راه شرقی (ژرمنی)
اسرائیل: جنگیده با خدا (عبری)
اسکاتلند:سرزمین اسکات ها{در لاتین قوم گائل را گویند}(لاتین)
اسلوواکی:
اسلوونی:
افغانستان:سرزمین قوم افغان(دری فارسی)
اکوادور:خط استوا (اسپانیایی)
الجزایر:جزیره ها(عربی)
السالوادور:رهایی بخش مقدس(اسپانیایی)
امارات متحده عربی:شاهزاده نشین های یکپارچه عربی(عربی)
اندونزی:مجمع الجزایر هند(فرانسوی)
انگلیس:سرزمین قوم آنگل(ژرمنی)
اوروگوئه:شرقی
اوکراین:منطقه مرزی(اسلاوی)
اوگاندا:
ایالات متحده امریکا:از نام آمریگو وسپوچی دریانورد ایتالیایی
ایتالیا: شاید به معنی ایزد گوساله (یونانی)
ایران: سرزمین نجیب زادگان (آریاییان) (فارسی دری)
ایرلند: سرزمین قوم ایر (شاید هم معنی با آریا) (انگلیسی)
ایسلند: سرزمین یخ (ایسلندی)
باربادوس:
باهاما: دریای کم عمق یا ریشدارها(اسپانیایی)
بحرین: دو دریا (عربی)
برزیل: چوب قرمز
برونئی:
بریتانیا: سرزمین نقاشی شدگان(لاتین)
بلژیک: سرزمین قوم بلژ (از اقوام سلتی)، واژه بلژ احتمالاً معنی زهدان و کیسه میداده.
بلغارستان:
بلیز: یا از نام دزدی دریایی به نام والاس یا از واژه‌ای بومی به معنای آب گل آلود
بنگلادش: ملت بنگال (بنگلادشی)
بنین:
بوتان: تبتی تبار
بوتسوانا: سرزمین قوم تسوانا
بورکینافاسو: سرزمین مردم درستکار (از زبان‌های موره -دیولا)
بوروندی:
بوسنی و هرزگوین:
بولیوی: از نام سیمون بولیوار مبارز رهایی بخش آمریکای لاتین
پاپوا گینه نو:
پاراگوئه: این سوی رودخانه
پاکستان: سرزمین پاکان
پالائو:
پاناما:جای پر از ماهی(زبان کوئِوا)
پرتغال: بندر قوم گال (از اقوام سلتی) (لاتین)
پرو:
پورتوریکو: بندر ثروتمند (اسپانیایی)
تاجیکستان:
تانزانیا:این نام از همامیزی تانگانیگا(سرزمین دریاچه تانگا) + زنگبار است
تایلند:سرزمین قوم تای
تایوان:
ترکمنستان: سرزمین ترک مانندها
ترکیه: سرزمین قوی‌ها (ترکی با پسوند عربی)
ترینیداد و توباگو:
توگو:
تونس:
تونگا:
تووالو:
جامائیکا: سرزمین بهاران
جیبوتی: شاید به پادری بافته از الیاف نخل می گفتند(زبان آفار)
چاد: دریاچه ( زبان بورنو)
چک:
چین:سرزمین مرکزی(چینی)
دانمارک: مرز قوم "دان"
دومینیکا:
دومینیکن: کشور دومینیک مقدس (اسپانیایی)
روآندا:
روسیه: کشور روشن ها، سپیدان (شاید از ریشه سکایی"راؤش")
روسیه سفید (بلاروس):درخشنده(روس) سفید(روسی)
رومانی: سرزمین رومی ها
زامبیا:
زئیر:
زلاند نو:زلاند جدید(زلاند نام یکی از استان های هلند به معنای دریاست)
زیمبابوه:
ژاپن: سرزمین خورشید تابان(ژاپنی)
سائوتومه و پرنسیپ:
ساحل عاج:ساحل عاج
ساموآ:
سان مارینو:
سریلانکا: جزیره باشکوه (سنسکریت)
سلیمان جزایر:از نام حضرت سلیمان
سنت کیتس ونویس:
سنت لوسیا:
سنت وینسنت و گرنادین:
سنگاپور:
سنگال:
سوئد: سرزمین قوم "سوی"
سوازیلند:سرزمین قوم سوازی
سوئیس: سرزمین مرداب
سودان: سیاهان(عربی)
سورینام:
سوریه: سرزمین آشور (سامی)
سومالی:
سیرالئون: کوه شیر
سیشل:
شیلی: پایان خشکی- برف (از زبان بومی آنجا)
صحرا:بیابان(عربی)
صربستان:سرزمین قوم صرب(یوگسلاوی: سرزمین اسلاو های جنوب)
عراق: شاید ازایراک به معنای ایران کوچک(فارسی)
عربستان سعودی: سرزمین بیابانگردان در تملک خاندان خوشبخت. واژه عرب به معنی گذرنده و بیابانگرد است. سعود یعنی خوشبخت.
عمان:
غنا:
فرانسه: سرزمین قوم فرانک (از اقوام سلتی)
فلسطین:
فنلاند:سرزمین قوم "فن"
فیجی:
فیلیپین:از نام پادشاهی اسپانیایی به نام فیلیپ
قبرس:
قرقیزستان: سرزمین چهل قبیله (قرقیزی)
قزاقستان: سرزمین کوچگران (قزاقی)
قطر:شاید به معنای بارانی(عربی)
کاستاریکا:ساحل غنی(اسپانیایی)
کامبوج:
کامرون:
کانادا: دهکده (زبان سرخپوستی"ایروکوئی")
کرواسی:
کره جنوبی:
کره شمالی:
کلمبیا:سرزمین کلمب(کریستف کلمب)(اسپانیایی)
کنگو :
کنیا: کوه سپیدی (زبان کیکویو)
کوبا:
کومور:
کویت: دژ کوچک (هندی-عربی)
کیپ ورد:
کیریباسی:
گابون:
گامبیا:
گرجستان:سرزمین کشاورزان(یونانی)
گرنادا:
گواتمالا:
گینه:
گینه استوایی:
گینه بیسائو:
لائوس:
لتونی:(لاتویا)
لبنان:سفید(عبری)
لسوتو:
لوگزامبورگ:
لهستان: سرزمین قوم "له"
لیبریا: سرزمین آزادی
لیبی:
لیتوانی:
لیختن اشتاین:
ماداگاسکار:
مارشال جزایر:
مالاوی:
مالت:
مالدیو:
مالزی:
مالی:
مجارستان:سرزمین قوم مجار (مجاری)
مراکش:(مغرب)
مصر: شهر - آبادی
مغولستان:
مقدونیه: سرزمین کوه نشین ها، بلندنشین‌ها (یونانی)
مکزیک:اسپانیای جدید(اسپانیایی)
موریتانی: سرزمین قوم مور (لاتین)
موریس:
موزامبیک:
مولداوی:
موناکو:
مونته نگرو:
میانمار:(برمه)
میکرونزی:مجمع الجزایر کوچک(فراسوی)
نائورو:
نامیبیا:
نپال:
نروژ: راه شمال
نیجر: سیاه (لاتین)
نیجریه: سرزمین سیاه (لاتین)
نیکاراگوئهدریای نیکارائو (نام مردم آن منطقه) - آگوئه (اسپانیایی)
واتیکان: گرفته شده از نام تپه‌ای به نام واتیکان (اتروسکی)
وانواتو:
ونزوئلا: ونیز کوچک
ویتنام: اقوام "ویت" جنوبی(ویتنامی)
ویلز:بیگانگان(ژرمنی)
هائیتی:
هلند: سرزمین چوب (آلمانی)
هند:پر آب (فارسی باستان)
هندوراس: ژرفناها (اسپانیایی)
یمن: خوشبخت
یونان: سرزمین قوم "یون"

بقيه را هر كي ميتونه بگه



انگلستان The United Kingdom of Great Britain

1:

واقعا باشکوهه.....ایران: سرزمین نجیب زادگان...


دبی

2:

میشود منبع این اطلاعات گهربار را هم بفرمایید؟


كشور آلمان

3:


آذربایجان:
آذر بایگان(برهان قاطع_قرن یازدهم):
بر وزن و معنی آذربادْگان.نام ولایتی هست که تبریز شهر اون هست
گویند وقتی اوغوز اون ولایت گرفت،صحرا و مرغزار اوجان(در دوره ی پهلوی این اسم ترکی عوض شد و اسمش رو گذاشتند بستان آباد) او را خوش آمد و فرمود که هر یک از امت یک دامن خاک بیاورند و اونجا بریزند و خود به نفس خود یک دامن خاک آورد...تا پشته ی عظیمی به هم رسید.نام اون پشته را آذربایگان کرد
آذر لغت ترکی به معنای بلند و بایگان لغت ترکی به معنای بزرگان هست.





ایران: سرزمین نجیب زادگان (آریاییان) (فارسی دری)



کاملا مغرضانه و معنای کاملا جعلی!آیا قبل از ورود قوم آریای جعلی،ایران وجود نداشته هست؟

ایران میتواند لغت آیران(آییران) ترکی باشد،بمعنای جدا نماينده.





عراق: شاید ازایراک به معنای ایران کوچک(فارسی)

یک معنای کاملا مغرضانه!و غلط




حجاز سعودی: سرزمین بیابانگردان در تملک خاندان خوشبخت.


يونان
واژه عرب به معنی گذرنده و بیابانگرد هست.


كشور برزيل
سعود یعنی خوشبخت.


افغانستان


باز هم معنای کاملا مغرضانه و جعلی!




اطلاعات خنده دار و غلطی که فرمودید،فقط جای تاسف داشت!


فنلاند

4:

واقعا درست میگی عرب یعنی بی فرهنگ..عراق یعنی امت بی عرضه و بدبخت وحجاز یعنی مهد بی فرهنگی


پرتغال

5:


خیلی خنده دار بود.
یک چند وقت نبودی بچه های این فروم افسرده بودن.خوب شد اومدی حداقل ما یک کمی بخندیم.


6:

اینم قابل توجه یاشار .(خواهش میکنم فقط وقتی چیزی رو نمیدونی الکی چرت و پرت نگو)
تاریخچه نام ایران ( ائیرینه وئجه )
سرزمین ورجاوند ( جاودانه ) ایران یکی از گهواره های تاریخ و تمدن بشری محسوب می شود که همیشه صحنه ساز دلاوری - مردانگی - روحیه ظلم ستیزی - موسیقی عرفانی و پرمعنا - ادبیات نیک و سترگ - منابع طبیعی و اهواریی ارزشمند - آب و هوایی چهارفصل و معتدل - تاریخ و فرهنگی بس بزرگ و کهن بوده هست که بسیار اندک فساد اخلاقی و فحشا را در کل تاریخش شاهد بوده هست .

نام این سرزمین نیز مانند دیگر نعمات بزرگ اش داری پشتوانه ای بس طولانی
٫ زیبا و پر معنا می باشد .

واژه ایران کنونی از واژههای کهن هزاران ساله برداشت شده هست .

ائیرینه - ائیرینه وئیجه :
ائیرینه : این واژه در فرس هخامنشی آریا و در پهلوی اران هست و آریارامنا (آریارمن) نام جد داریوش بزرگ مشتق شده از همین واژه می باشد .

ائیرین در اشتات یشت بند یکم و در دو سیروزه کوچک و بزرگ بند نهم آمده هست که به عنوان صفت هستفاده شده هست .

یعنی منسوب به آریا .

هستاده پورداوود هرکجا به واژه ائیرینه وئیجه برخورده هست اون را به معنی آریا ترجمه کرده هست ولی در همه جا ذکر کرده هست که این همان ایران کنونی هست که نشان از مقدس بودن نام کشورمان در تمامی متون دینی باستانی حکایت دارد .

در کتاب یشتها هستاد پورداوود آمده هست شکی نیست که ایرانیان باستان خودشان را آریایی ها می نامیدند .

خود واژه ائیریه ( آریا ) در معنی پارسی امروزی یعنی نجیب و شریف و نام قوم آریاست .

این نژاد هم اکنون بین هند و ایران تقسیم شده اند که از شاخه نژاد هند و اروپایی هست .

بخشی دیگر از این اقوام کهن در آلمان - یونان و روم نیز پخش می باشند .

در فرس باستان این واژه آریه نامیده شده هست .

اقوام هند و اروپایی شعبه وسیعی از نژاد سفید هستند که در ایران - هند و اروپا ماندگار شدند .

و زبان هند و اروپایی نیز مختص اونان هست .

در اوستا نام ایران به عنوان مبدا اصلی آریایی نژادها معرفی شده هست .

حرکت آریایی ها به سوی ایران به بیش از 2000 سال پیش از میلاد مسیح باز میگردد .

اقوام آریایی که فلات گسترده ایران را برای مسکن خود انتخاب نمودند به دوازده قسمت عمده تقسیم شدند که نام برخی از اونان در اوستا آمده هست :

1 ) مادها در شمال غربی ایران - شامل کلیه قسمتهای آتروپاتکان (آذربایجان) - آران و قفقاز ( جمهوری آذربایجان) - کلیه شهرهای کرد نشین ترکیه و عراق و سوریه .


2 ) پارس ها در جنوب ایران
3 ) هیرکانیها در هسترآباد ( گرگان امروزی )
4 ) پارتها در سرزمین خراسان بزرگ
5 ) آریانها در مجاورت رود هریرود ( آریوس )
6 ) درانگیان در شمال غربی افغانستان کنونی
7 ) آراخوتیان در ناحیه رود هلمند و شاخه های اون در اطراق قندهار در افغنستان کنونی
8 ) باکتریان در دامنه های شمالی هندوکش تا کنار جیحون که همان بلخ امروزی در افغانستان هست
9 ) سغدیان در ناحیه کوهستانی میان جیحون و سیحون
10 ) خوارزمیان در گستره خیوه
11 ) ماژگیان در کنار رود مارگوس یا مرغاب که بیشتر در گستره مرو واقع در ترکمنستان کنونی هست .


12 ) ساگاژتیان واقع در زاگرس شرقی که در سرزمینهای پهناور شمال دریای مازندران ( کاسپین ) زندگی مینمايند .



در فرهنگ دهخدا آمده هست آری یا آریا نام ایالات قدیم ایران بوده هست و نام کرسی اون در قدیم آرتا کواونا بوده هست .

اسکندر گجستک شهری به نام اسکندریه آره ایا در کنار رود هری رود بنا کرد .

( در اطراف هرات امروزی )
*معنی نام کشورهای جهان *
سرزمینهایی که بخشی از ایئرینه وئیجه ( ایران ) هست

ائیرینه وئیجه : جزو اول این واژه همان ائیرینه هست ( آریایی ) ولی جزو دوم اون وئیجه سخنهای بسیاری را در خود جای داده هست .

در سانسکریت واژه بیجه موجود هست که به معنی تخم و نژاد می باشد .

خاورشناسان بر این باورند که کل این واژه به معنی نژاد آریایی در پارسی امروزی معنی می دهد .

در حقیقت به خاکهایی که نژادهای ایرانی در اون ساکن هستند ائیرئینه وئیجه فرموده می شود .

ایران به هیچ وجهه محدود به مرزهای کنونی ایران نمی باشد .

نام ایران در اوستا و نسکهای باستانی پهلوی بسیار آمده هست .

در بیشتر این نوشته های کهن پس از آمدن نام ایران درود و ستایش اهورامزدا خدای یکتای ایرانیان پس از اون ذکر شده هست .

ایرانشهر نیز از نامهای دیگر سرزمینهای ایران هست که خاورشناسان بر این باورند ماد خرد و بزرگ یا آتروپاتان ( همان آذربایجان امروزی ) و کردستانات نخستین زادگاه سرزمین ایرانشهر هست .

عده ای دیگر بر این باورند ایران ویچ همان آذربایجان امروزی هست .

این افراد با هستناد بر بند دوازدهم از فصل 29 بندهش پهلوی نخستین زادگاه ایران ویچ را از آران و قفقاز و اطراف آذربایجان می دانند .

عده ای دیگر شهر ایرانی خوارزم ( بین ازبکستان و ترکمنستان ) را زادگاه ایران ویچ میدانند .

در وندیداد و کتیبه های خوارزم ایران ویچ را شهری بزرگ و سرد خوانده اند .

به هر روی بین این دو نظریه اختلاف وجود دارد ولی چیزی که بر همگان آشکار هست این هست که معنی واژه ایران در پارسی امروزی یعنی خواستگاه و سرزمینهای آریایی .


بخشی از این سرزمینهای آریایی ایران که توسط سلاطین ننگین قاجار طی قراردادهای تحمیلی گلستان و ترکمانچای واگذار شد و قسمتهایی دیگر که توسط امپراتوری عثمانی و یا دخالت انگلیس متجاوز اشغال و تجزیه شد به شرح زیر هست : کردستان سوریه - کردستان عراق - ازبکستان - تاجیکستان - جمهوری آذربایجان - ترکمنستان - داغستان - بخشی از قزاقستان - ارمنستان - بلوچستان پاکستان - هرات افغانستان - گرجستان - بخشی از قرقیزستان

مذهب آریایی های پیش از ظهور زرتشت به صورت گسترده در سرزمینهای آریایی نشین متحد بوده هست .

آریایی های پیش از زرتشت به آئینی باور داشتند که دنیا را به دو دسته تقسیم میکرده هست .

یکی خیر و دیگری شر .

نخستین گروه اهورایی و درستی و نیکی هست .

دسته دوم اهریمنی و زشت کرداری هست .

این دو گروه با یکدیگر در همه موارد زندگی در سیتز هستند .

آئین میترائیزم ایران یکی از این باورهاست که از کهن ترین آئین های جهان محسوب می شود و به اروپا و آسیا انتشار یافت و امروزه آثارش در کلیساهای مسیحیت نیز موجود هست .

میترائیزم آئین مهر و دوستی و ستایش از نیروهای بزرگ خداوند هست .

آب و آتش و خاک از این نیروهای جاودانه به حساب می آیند .

پس از ظهور زرتشت اسپنتمان همه گروه ها و آئین های چند خدایی یکی شدند و دینی واحد تشکیل دادند که اهورامزدا خدای واحد اونان گشت .

گاتها بزرگ ترین سند یکتا پرستی ایرانیان وقت اشو زرتشت هست .

در یشتها- یسنا با اینکه از اصول زرتشتی پیروی شده هست ولی چهره های دینی میترایی نیز در اون دیده می شود .

دلیل این امر را شاید بتوان متحد کردند همه آئین ها توسط اشو زرتشت دانست .

زرتشت ضمن احترام به همه گروههای دینی و مذهبی اون روزگار دینی مترقی تر و واحد را برای اونان به ارمغان آورد که موجب پایداری و گستره بزرگ زرتشتیان در منطقه خاورمیانه شد .

زیرا در صورت رد کردن همه گروه های دینی اون روزگار هم احتمال شکست در آوردن دین نو رخ بدهد و هم تمامی آئینهای کهن و باستانی ایران ممکن بود برای همیشه از یادها بروند .

با این دو احتمال زرتشت نیک ترین روش را برای آوردن دین خود برگزید و میترائیزم را کامل رد نکرد و با احترام به اون یکتا پرستی - آئینهای انسان دوستی و راه و روش نیک زندگی کردن را به روشی درست و اصولی تر به اون اضافه نمود .

زبان اوستایی ایرانیان باستان نیز امروزه با اینکه واژه تازی را پس از یورش اعراب به خود راه داده هست ولی همچنان پایدار و هستوار هست و مایه مباهات فرهنگ و تاریخ و تمدن ایران هست .

خود واژه اوستا در معنی پايه
٫ بنیاد و ریشه نامیده می شود .

:
زبان کهن اوستایی ایران
1 ) شعبه شرقی 2 ) شعبه غربی

شعبه شرق ایران خود شامل دو قسمت هست :
پارسی میانه : ختنی - سغدی - خوارزمی
پارسی کنونی : آسی - پشتو - لیننانی ( سغدی جدید ) - لهجه های فلات پامیر

شعبه غرب ایران نیز شامل سه قسمت هست :
1 ) پارسی کهن : اوستایی - پارسی باستان ( کتیبه های هخامنشیان ) - مادی ( قدمت بیش بین 2200 تا 4000 سال پیش )
2 ) پارسی میانه : پارسی میانه ( پهلوی ) پارتی اشکانی ( پهلوی ) زبان اقوام پارت آریایی ( قدمت بین 2200 تا 1400 سال پیش )
3 ) پارسی کنونی ( قدمت بین 1400 سال تا کنون ) :
الف ) جنوبی : شامل لری - پارسی - لاری - بشکردی
ب) شمالی : کردی - لهجه های اطراف دریای مازندران - بلوچی - لهجه های مرکزی ایران - تالشی - آذریهای کهن

به صورت کلی میتوان فرمود که زبان فارسی در ایران زمین به سه دوره مهم تقسیم می شود :
پارسی باستان : شامل کتاب اوستا و سنگ نبشته های پارسی باستان هخامنشیان هست
پارسی میانه : پارتی اشکانی - پارسیگ ساسانی
پارسی نو : پارسی کنونی ( یادگار فردوسی بزرگ که از دری و پهلوی گرفته شده هست ) - کوردی - پشتو - آسی - لری
از متون به جای مانده از این زبانها و نوشتارها کهن ایرانی می توان آثار تاریخی و کتب زیر را نام برد :
ماتکیان هزاردستان - کارنامک ارتخشیر پاپکان - ادی و ایاتکار زریران - خسرو کواتان وریدگی - فرهنگ پهلویک - ابرادوین نامک پنشتن - شتروهای ایران ( شهرستانهای ایران ) - وچارش چترگ ( ماتیکان چترگ ) - درخت آسوریک - ابرستاینیی - تاریه سورآفرین - افدیها و سهیکهای سگستان ( شفرمودیهای سیستان ) - اندرچ پیشیکیان - وچاتک اندرچ فریود کیشان - اندرچ ویه وات فرخ پیروز - ابوریچ خیم هوسروان - اورپتمانی کتک خوتائیه ( پیمان کدخدایی ) - واچیکی چند مچ وژرک متر ( بزرگمهر ) افسون گزندگان - زند وهمن یشت - خوتای نامک - پند نامک وزرک مهر - پند نامک زرتشت - اندرز آذرپات مهر اسپندان - اردای ویرافنامه - جاماسپ نامک - مینوک خرت - نیرنگستان - پتت آذرپاد مهراسپندان - زند وهمن یشت - کتیبه های نقش رستم - پارسه - گنجنامه همدان - کتیبه های آذرگشنسب آذربایجان -کتیبه های شوش - بیشابور - کرمان - متن شاهنامه - سروده های باباطاهر عریان و .

.

.


بن مایه این نوشتار :
گنجینه اوستا : هستاد هاشم رضی
بندهش : فرنبغ دادگی - هستاد مهرداد بهار
یشت ها : نقل هستاد ابراهیم پورداوود - کتابخانه طهوری
فرهنگ زبان پهلوی : هستاد دکتر بهرام فره وشی - انتشارات دانشگاه شهرستان تهران
دانشنامه مزدیسنا - واژه نامه توضیحی آئین زرتشت - دکتر جهانگیر اوشیدری
پژوهش و گردآوری از ارشام پارسی , برداشت این نوشتار با ذکر نام و آدرس پایگاه آزاد هست
منبع:http://www.ariarman.com/Iran_Reference.htm

7:

I.T.A.L.Y.: I Trust And Love You
H.O.L.L.A.N.D.: Hope Our Love Lasts And Never Dies
C.H.I.N.A.: Come Here.

I Need Affection

F.R.A.N.C.E.: Friendships Remain And Never Can End
I.R.A.N.: Islam , Rahbar , Akhund ,Namaz

البته ایناییکه من فرمودم محض شوخی بود...

کسی به دل نگیره...


"قابل توجه کاربر یاشار: خوشبختانه حرفهای شما تو این فاروم خریدار نداره...

شما صحبتهای همه را بی پایه و پايه می شمرید و صرفا بیان منبع را دال بر صحت فرموده ها میدانید، حال اونکه عقل و شعور در برداشت صحیح از هر منبعی شرط اول هستش...حرفهای شما کاملا مغرضانه و یکطرفه هستش و هدفتون هم مشخصه : ایجاد اختلاف بین بچه های فاروم....

ولی همونطور که فرمودم حد اقل تو این سایتی که من عضوش هستم شما راه به جایی نخواهید برد...

ترک و لر و فارس و کرد و ...

همه هم میهن هستند...

و هیچ کس نمیتونه و نباید سعی در جدا سازی اینها از هم بکنه...

خوش باشید

8:

یکی هم نیست بگه با دو تا کتاب خوندن ادم نمیاد اینجا نظر بده و تند تند هم ادعای فضل کنه

9:

عقل منم حرف سند دارو بیشتر قبول میکنه
همینطوری که نمیشه از خودمون واسه کشورها معنی درست کنیم.من کی که مزخرفات سروشو باور نمیکنم.عمرا..........


10:

این هم منابعش:
یکی از منابع: خیراندیش، رسول و شایان، سیاوش: ریشه یابی نام و پرچم کشورها، انتشارات کویر شهرستان تهران 1370 خورشیدی.

منابع دیگر: ویکی پدیای انگلیسی و ریشه‌شناسی برخط (اونلاین)
http://fa.wikipedia.org/wiki/%D9%81%...B1%D9%87%D8%A7

11:


خودش که ایران نیست ولی ازتون درخواست هم نکرده که باور کنید...


12:


پدر من هستاد تاریخه
هستادیار نیست،استاد کامله!
میگه هچکدوم از این تاریخ ها درست نیستن.من خودم از اون دسته ادماییم که حرف درستو میگم درسته.از تعصب الکی خوشم نمیاد.ولی ashar حرف درستی زده.چون برهان قاطع مال قرن یازدهمه!این کتابای تو فوق فوقش مال 100 سال پیش باشن
بحث بیخودی فایده ای نداره.این حرفا رو کی باور میکنه؟چرا میخواین بگین ایران مال اریایی هاست؟الان که فرضیه های نژادی رو همه رد میکنن.حتی آریایی نداشتیم.این یه حقیقته.اصلا نژادی به اسم آریایی وجود نداشته.باور میکنین؟

13:

پس چرا تو همچین تالاری این تاپیکو باز کرده؟میتونست بره تالار جوک

14:

چرا سال 1370؟
اگه مردی یه کتاب قدیمی مثال بزن
ادم باید به عقلش رجوع کنه!با اینکه ترک نیستم میگم حرف yashar در مورد معنی آذربایجان درسته.پدر من میگه کسیکه تاریخ میخونه باید بدون تعصب نگاه کنه.اصلا تاریخ خوندن کار هر کسی نیست.باور کنین!تاریخ خوندن کار کسی که بزور بخواد از تاریخ خودش دفاع کنه نیست.باید جرئت شنیدن حقو داشت.حالا فرمودن بماند!

15:

چه ربطی به تالار جوک داره؟؟

16:

ببین دوست عزیز اولا من که شما را نمیشناسم.
دوما مگر صلاحیت کتاب به وقت چاپ بستگی داره؟
سوما شما موضعتان را مشخص کنید تا در موردش بحث کنیم.
چهارما در مورد تاریخ ایران و معنی واژه ی ایران پیشتر توضیح بسیار کامل و جامعی داده شد و نیازی نیست دوباره اون را تکرار کنم.
شما رجوع کنید به چند پست قبل.
وپنجما بحث و فرمودگو احتیاجی به مرد بودن نداره.
و در آخر در مورد لحن کلامتان باید عرض کنم که کاملا کوچه بازاری هست و در شان یک بحث وفرمودگو نمیباشد.


17:

چون این مزخرفاتو تو یه جلسه ی دانشگاهی نمیشه زد.دقیقا مثل جوک میمونه.من وقتی اینا رو به بابام فرمودم مرده بود از خنده
با اینا سر چند تا ادم ساده رو میشه گرم کرد

18:

مگه شما زبان فارسی نخوندین؟
دوما سوما چهارما پنجما، غلطه
بگین:دوم اینکه،سوم اینکه و...

در مورد تاریخ و معنی ایران،تو این تاپیکمن فقط چند تا جوک خوندم.چند تا جوکی که امروزه خیلی مد شده!بله که صلاحیت کتاب به وقتش هم بستگی داره.از نظر تاریخی منابع قدیمی مورد اعتمادترن.برای همین هیچ کی نمیتونه بدون اینکه به منابع قدیمی اشاره کنه،تحقیق تاریخی درستی انجام بده


منظورت از موضع چی بود؟آدم باید تاریخو بدونه موضع گیری بخونه.شما اشتباه اومدی

19:

مستفیض شدیم

20:

اولا در مورد تاریخ و معنی ایران من چند تا منبع وردم.
نوشته اصلي بوسيله mohammad_ali نمايش نوشته ها
بله که صلاحیت کتاب به وقتش هم بستگی داره.از نظر تاریخی منابع قدیمی مورد اعتمادترن.برای همین هیچ کی نمیتونه بدون اینکه به منابع قدیمی اشاره کنه،تحقیق تاریخی درستی انجام بده
خوب عزیز در اون کتاب به منابع اشاره کرده.
و در ویکیپدیا انگلیسی هم هست.
شما یک نگاهی به منابع بکن دستت میاد.


نوشته اصلي بوسيله mohammad_ali نمايش نوشته ها
منظورت از موضع چی بود؟آدم باید تاریخو بدونه موضع گیری بخونه.شما اشتباه اومدی
موضع بحثتان منظورم بود.
خواهشا در مورد جک ها هم روشن تر صحبت کنید تا ما هم بتوانیم توضیح دهیم.


21:

خواهش میکنم

22:

ببین no islam
من تو رو نمیتونم متقاعد کنم.چون با هر چی که داری و نداری فقط آماده جنگی
اگه خواستی چیزی یاد بگیری میتونی شروع کنی بصورت جدی تاریخو بخونی.کمک خواستی دریغ نمیکنم.میتونم بگم که تاریخ رو با چه منابعی باید شروع کنی به خوندن و حتی چجوری میتونی منابع درست رو از غلط تشخیص بدی.مثلا پدر ما هستاد تاریخه!

23:

من آماده ی جنگ نیستم و متقاعد کردن شما هم هیچ سودی برای من نداره.فقط میخواستم در مورد چیزی که اطلاع نداری قضاوت سریع نکنی.
نوشته اصلي بوسيله mohammad_ali نمايش نوشته ها
اگه خواستی چیزی یاد بگیری میتونی شروع کنی بصورت جدی تاریخو بخونی.کمک خواستی دریغ نمیکنم.میتونم بگم که تاریخ رو با چه منابعی باید شروع کنی به خوندن و حتی چجوری میتونی منابع درست رو از غلط تشخیص بدی.مثلا پدر ما هستاد تاریخه!
خیلی ممنون از راهنماییتون.حتما بهش فکر میکنم.


24:

بجای این حرفای تفرقه انداز بهتر نیست بگیم
ایران یعنی عشق یعنی وطن یعنی آزادی یعنی تمام زیباییهای جهان

این معانی رو هیچ کسی نمیتونه نفی کنه

25:

به همین ترتیب هر کشوری برای اهل اون کشور این معناها رو داره.هر کسی وطنش رو دوست داره.اشتباها فکر نکنیم که همه کاره دنیا ما ایرانیها هستیم.ما اگه خیلی بتونیم باید برای خودمون یه کاری بکنیم.توهین و دروغ تو تاریخ ما زیاد بوده.خیلی متاسفم از این بابت.


26:

گرچه مطمین باشید اگه سروش جان هم میدونست که ویکی پدیا نا معتبره این کارو نمیکرد.!!!!!!!.
میشه لطفا چند منبع معتبر معرفی کنید برای اثبات فرموده اتان؟؟

27:

ویکی پدیا یه سایته.هر کسی توش یه مطلبی مینویسه.ولی ما باید نگاه کنیم ببینم که منابع اون مطلب چی هست.در مورد معنی کشورها،نمیشه به این راحتی قضاوت کرد.نظرهای خیلی زیادی وجود داره.اکثرا اعتقاد دارن که در مورد لغت "ایران" هیچ اتحاد نظری وجود نداره.چون اصلا مشخص نیست که این کلمه از چه زبانی هست.این خیلی جالبه.پس بهتره ما ایران رو فارس یا ترک یا کردش نکنیم،ایران مال همه ماست

28:

نظرتون منطقیه...


29:

در مورد وجيه تسميه يا دليل و پيشينه نامگذاري اذربايجان در كتابهاي تاريخي فراواني بحث شده و البته رايشان اون هم اتفاق نظر نيست و از جمله اونها برهان قاطع هست كه مطمئنا معتبرترين وقديميترين منابع موجود در اين زمينه نيست و پاره اي از اونها هم معني كه توسط سروش اورده شده را تاييد ميكنند
در مورد آقاي محمد علي هم بايد بگم كه پدرت و تاريخ و مبارزه با نژاد پرستي و چيزهاي ديگه رو با هم قاطي كردي شما كه شيوه درست هستفاده از منابع رو ميدوني بيا وجه تسميه اذربايجان رو از همه اونها هستخراج كن و براي هستفاده عموم اينجا بزار

30:

شما یه کتاب قدیمی تر از برهان قاطع که راجعه به آذربایجان صحبت کرده،بگین تا درستی یا غلطی اونو بررسی کنیم

31:


دکتری و پرفسرا به آدم شعور و فهم درک حقایق را نمیدهد درک حقایق نیاز به شرافت

درستکاری پاکدلی و دوری از مرض کثیف غرض ورزی دارد

32:

کاملا درسته

33:

تو بابات هستاد تاريخه وهي تايشان همه تالارها وارد ميشي وبيخودي مزخرف صادر ميكني پس تو وبابات بايد سند در مورد اذربايجان ارائه بديد تا من هم با اسنادم روتون رو كم كنم

34:

دوست داشتی بحث کنیم،اسناد خودتو بگو.بنظر من آدم نباید بخاطر آذربایجان خودشو ناراحت کنه.دلیلی نداره اسم آذربایجان یه اسم فارسی باشه.چون تو اون منطقه همیشه ترکها ساکن بودن.حتی وقتی عربها حاکم ایران میشن،به معاویه نقل میدن که در آذربایجان امتی ساکن هستن از اتراک.(اتراک:جمع ترکها)
بیاین به ایران فکر کنیم،اینجوری پیش بریم،ایران تجزیه میشه.من اینو نمیخوام

35:

من اصلا نميخواستم در در اين تاپيك شركت كنم ولي وقتي ديدم بدون هيچ گونه دانشي در اين زمينه خودتو جلو انداختي وبا همه بحث ميكني و نوشته هاشونو مسخره ميكني فكر كردم بهتره بخودت بياي به خاطر همين نام اذربايجان رو براي اين كار مناسب تر ديدم تايشان اون منطقه هرگز هميشه تركها ساكن نبودن ((گرچه اكنون جمعيت با اكثريت مطلق با زبان تركي اذربايجاني صحبت ميكنن )) با داشتن اسم فارسي هم جايي فارسي نميشه و بالعكس كلا در اين زمينه سالهاست فراوان از هر دو طرف پان ترك و ايرانيان بحث شده ولي مشخصه كه كلا در اين موضوعات بي اطلاع يا خيلي كم اطلاعي .

از بحث اصلي خارج نميشم و اولين منبع خودم در زمينه نام اذربايجان را ارائه ميدم اين گايشان واين ميدان
هسترابون جغرافی نگار یونانی که کتاب خود را در وقت اشکانیان پدید آورده هست میگوید:
چون اسکندر بر ایران دست یافت سرداری به نام آتورپات در آذربایگان برخاست و نگذاشت اون سرزمین که بخشی از ماد و به نام ماد کوچک معروف بود به دست یونانیان افتد.از اون پس سرزمین مزبور به نام آتورپاتکان خوانده شد
آتورپاتکان از سه پاره ی آتور یا آذر و پات و کان برگرفته شده هست که معنی اون سرزمین یا شهر آذرباد می باشد
و اگر چه آذر بمعني آتش در زبان دري هست نه پهلايشان ولي در پهلايشان آذر ، آتور تلفظ ميشود واتفاقا همانست که قسمت اول نام اصلي آذربايجان را که آتورپاتکان هست را تشکيل می دهد وامروز مسلم هست که نام آتورپاتکان که بمرور دگرگون شده بصورت ،آتوربادگان و سپس آذربادگان وسپس آذربايگان و در آخر آذربايجان نام گرفت.

و از نام خانواده آتورپات گرفته شده که واژه ترکيبي پهلايشان هست معادل فارسي اون آذربد هست به معني نگهدارنده آتش يا دارنده ی آتش يا مسئول وخدمتگزار آتش هست ، زيرا که آتشکده ي آذرگشب (يا آتش مخصوص پادشاهان وارتشتاران ايران در همان خطه شعله ميکشيده واستاندار آذربايجان ، نگاهبان آتش مزبور نيز بوده هست) و در دوران ساساني به اون کشور مغان مي فرمودند
با این حال کسروی بر این باور بود که آذربایگان از همه ی نامها درست تر هست
عرب ها اون را آذربيجان ميخواندند.

محمد بن جرير طبري ضمن شرح فتح آذربيجان به دست تازی ها می نايشانسد :
(( وچون نعيم بار دوم همدان را گشود وارواج رود سايشان ري رفت، عمر بدو نوشت که سماک بن خرشه ي انصاری را به کمک بکيربن عبدالله به آذربیجان فرستد....))(
در کتابهای ارمنی ،آذرباياقان وآذرباداقان هر دو را نوشته اند

36:

نوشته ات را نقل قول كردم تا بقيه بتونن دوباره اون رو بخونند
بسيار جالب و مفيد بود

37:

خوب یه سری از حرفای هسترابورو فرمودی و یه سری از خودت گذاشتی.معنی آتروپاتکانو از خودت گذاشتی.چون هیچ ربطی به فارسی نداره.یه اسم مادی هستش.
بنظر من بهتره بدون اطلاعات کافی وارد اینجور بحثا نشیم.الان از هر آذربایجانی بپرسی خودشو ترک میدونه.ما باید لااقل تا این حد احترام بذاریم.ما که خودمونو فارس میدونیم چه گلی ب
ه سر خودمون زدیم که بخوایم همه دنیا رو فارس بودنیم اخه؟اگه اینجور پیش بره میدونین چی واسه ما میمونه؟شیراز و اصفهان و یه قسمتی از خراسان و کرمان.اونوقت دیگه باید بریم بچسبیم به افغانستان!!!

38:

کجاش جالب و مفید بود؟؟؟
بقیه لطفا از اول بحثو دنبال کنن.اینهمه سعی کردیم تا متعادل فکر کنیم.


39:

معنای اسم کشور انگلستان بر می گردد به اجزای تشکیل دهنده اسم ان.یعنی انگل +ستان
یعنی کشور انگلها.چون در تاریخ قدیم امت انگلستان عادت نداشتند کار بنمايند و با هستعمار کشور های دیگر از امول انها زندگی را می گذراندند برای همین مشهور شدند به انگل و انگلستان

40:

ببخشید که اینقدر رک می گم...

ولی این حرفت انقدر بچگونه و سطح پایین بود که کلا از پستای قبلی ات که کمی تا قسمتی اصولی بود نا امید شدم...

به نظر من اگه پدر شما خودش عضو سایت بشه و نظراتشو بگه خیلی مفید تره تا اینکه شما از ایشون نقل قول کنی...



نوشته اصلي بوسيله mohammad_ali نمايش نوشته ها
کجاش جالب و مفید بود؟؟؟
بقیه لطفا از اول بحثو دنبال کنن.اینهمه سعی کردیم تا متعادل فکر کنیم.
به نظر شما این مطلبی که سروش نوشته " و مسلما هیچ کدومش از خودش نیست و 100% از یه منبع موثق یا غیر موثق آورده" انقدر بی ارزش و مزخرفه که شما اکیدا حرف خودتون رو تکرار می کنید...

بابا اینم یه نظره...

مثل نظر شما و بقیه...

چرا با خراب کردن این و اون می خواهید حرف خودتون رو به کرسی بنشونید...؟ این کاملا مخالف دموکراسیه....

41:

خطاب به محمد علي
من چيزي از خودم اضافه نكردم بحث من هم ترك وفارس وتجزيه واز اين حرفا نبود فقط ميخواستم بهت بفهمونم تا وقتي كه در مورد يك مطلب دانشي نداري نخود اش نشو و به ديگران توهين نكن ضمنا اون مطلبي كه در مورد زبان مادي وفارسي اوردي معلوم ميكنه كه در اين زمينه هم خيلي شوتي

42:

در مورد برهان قاطع هم بهتره يك مختصري رو برات بزارم
در دورة معاصر نيز برهان‌ قاطع‌ موردنقد برنامه گرفت‌.

به‌ عنوان‌ مثال‌، محمدتقى‌ بهار /72-73 بر واژه‌هاي‌ دساتيري‌ِ اين‌ فرهنگ‌ و بى‌بنياد بودن‌ اونها انگشت‌ نهاد و پورداود /5، 8 هم‌ از اين‌ بابت‌ و هم‌ از اون‌ جهت‌ كه‌ برهان‌ خالى‌ از شواهد شعري‌ هست‌، اون‌ را موردنقد برنامه داد.

در اين‌ ميان‌ نقد و بررسى‌ حكمت‌ /9 -6 از دو نقد پيشين‌ مفصل‌تر هست‌.

حكمت‌ روشن‌ مى‌سازد كه‌ برهان‌ قاطع‌ داراي‌ كاستيهايى‌ پايه ى‌ هست‌، مثل‌ حذف‌ شواهد شعري‌، اشتباه‌ در ريشه‌ شناسى‌ برخى‌ از واژه‌هاي‌ فارسى‌ و عربى‌، خطا در ضبط برخى‌ از لغات‌، ورود تصحيفات‌ و تحريفات‌ در پاره‌اي‌ لغات‌، اشتباهات‌ تاريخى‌ و جغرافيايى‌ و سرانجام‌ طرح‌ باورهاي‌ بى‌بنياد و خرافى‌ در شرح‌ و تفسير برخى‌ از لغات‌

43:

پدر من عضو سایت بشه؟!
فکر میکنی اعضای این سایت کی هستن؟یه عده دانشجوی بیکار.شما دیگه چقدر جدی گرفتین.برای همین وقتی من پست اول این تاپیکو دیدم،مرده بودم از خنده.....
این حرفا رو تو یه جلسه دانشگاهی نمیشه زد.برای اونا یه جوک تلقی میشه.حقیقتش من انقدر تو خونه بحثای آزاد شده،که برام سخت نیست قبول کنم که ایران متشکل از ترکها و عربها و لرها و کردها و فارسهاست و هیچ کدومم نمیتونن بگن ما برتریم.

خوب غریب جان منم نظرمو در مورد نوشته خاطره بیان کردم دیگه.شما که به دموکراسیمعتقدین،چرا به نظر من احترام نذاشتین؟

44:

بنظر من بهتره مطالعات دقیقتری تو تاریخ و ادبیات داشته باشی.چون هنوز نمیدونی چه لغتی مادی و چه لغتی فارسی هست!

45:

با این نوشته نشون دادی که هیچ چی از ادبیات و زبان نمیدونی.این نمونه کارها خیلی انجام میشه.و هیچ کتاب لغتی 100% درست نیست.ولی این دلیل نمیشه که همه لغاتش نادرست باشن.بنظر من بهتره با هم بحث نکنیم.چون شما اطلاعاتتون در حدی نیست که بخوام جواب بدم.ولی براتون احترام قائلم

46:

خيلي ناداني و با لج بازيت ناداني وبي خرديت رو به كمال رسوندي
خوب به نوشته هات نگاه كن تا حالا تايشان اين تاپيك يك نوشته با ارزش و مستند نداشتي غير از مسخره كردن راه انداختن بحثهاي بي ارزش ومغلطه
ديگه كافيه من وخيلي از اعضاي اين سايت تور رو در خلال همين نوشته هات شناختيم ديگه شوت شدي

47:

من دقیقا نمیدونم شما از چی ناراحت هستین.ولی بهتره این بحثا رو اینجا نداشته باشیم چون هر کسی اینجا از روی تعصب بحث میکنه.بحث درست فقط تو دانشگاه میتونه صورت بگیره که کسی به کسی نمیتونه دروغ تحویل بده و مثلا این حرفایی که اینجا زده میشه هیچوقت اونجا خریدار نداره.حتی منم خیلی ابتدایی از نظر خودم دفاع کردم.ولی بهتره در این مورد خیلی بحث بیجا نکنیم.در مورد ایران،اکثریت امت ایران هر چی بخوان همون میشه.متاسفم اگه اکثریت امت ایران خواهان تجزیه باشن!

48:

پيدايش افسانه آريا و آريايي نژاد

حسين حسني
چگونگي پيدايش افسانه آريا براي اولين بار توسط نايشانسنده فرانسايشان (ارتودو گوبينو) در سال (1816) كه هوادار سلطنت قانوني خانواده بوربون ضد آزاد منشي و ضد دموكراسي هست كه آزادي خواه معروف آلكسي دوتو كايشانل هنگامي كه وزير امور خارجه در جمهوري دوم بود ايشان را در دفتر خود هستخدام كرد.

گوبينو سپس حرفه ديپلمات پيشه خود كرد.


عجيب ترين سوء هستفاده اي كه از كلمه نژاد شده در مورد آريائي هاست اين اسم بيش از هر اسم ديگر داراي معني سياسي هست و مدتي پايه قوه مقننه آلمان به اصطلاح (آريايي) محسوب مي شد.





پيدايش افسانه آريا و آريايي نژاد حسين حسني چگونگي پيدايش افسانه آريا براي اولين بار توسط نايشانسنده فرانسايشان (ارتودو گوبينو) در سال (1816) كه هوادار سلطنت قانوني خانواده بوربون ضد آزاد منشي و ضد دموكراسي هست كه آزادي خواه معروف آلكسي دوتو كايشانل هنگامي كه وزير امور خارجه در جمهوري دوم بود ايشان را در دفتر خود هستخدام كرد.

گوبينو سپس حرفه ديپلمات پيشه خود كرد.

كتاب پايه ي ايشان زير عنوان فرمود و گايشاني در باب نابرابري نژادهاي بشري افسانه آريايي ها براي توجيه نابرابري ، اجتماعي در درون هر يك از ملت ها بكار گرفت.

ميان اشراف و امت عادي اختلاف نژادي هست.

اشراف اروپائي همه از آرياها يعني نژادي كه بر حسب طبيعت ، مسلط و تمدن را او ایجاد كرده هست، منشعب مي شوند.

برخي از شاگردان گوبينو چون واشردولاپوژ و آمون كوشش كردند تا اين نظريه ها را از ديدگاه علمي مورد بررسي برنامه دهند و بدين منظور از علم آمار بر پايه اندازه گيري جمجمه هاي انساني مدد گرفتند.

از اين جاست كه قانون ادعائي جامعه شناسي آمون پايه گرفت كه برپايه اون درازسران (يعني آريايي ها) در شهرها بيشتر از روستاها هستند.بعدها معلوم شد كه اين قانون يكسره نادرست هست.

البته، از ديدگاه زيست شناختي، نژادهايي وجود دارد كه از رهگذر توفق آماري برخي از شرایط وراثتي مثل(رنگ پوست، پيچيدگي مو، گروههاي خوني و نظاير اون) در ميان افراد تشكيل دهنده اين نژادها از حيث ژنهاي موجود در سلولهاي مولد مشخص مي شوند.

دومين پايه گذار آريائي گرائي هوستون هستيوارات چمبرلن (1927ـ1855) پسر يك فرمانده نيرايشان دريائي، دوست و سپس داماد واگنر بيمار عصبي و ستايشگر شيداي ژرمنها ( كه در سال 1917، در بحبوحه جنگ به تابعيت آلمان درآمد) هست.

در سال 1899 در اثر عظيم يكهزار ودو يست صفحه اي خود زير عنوان پايه هاي قرن بيستم با هستفاده از افسانه امت آريائي به مدح آلمانيها پرداخت.

اين نايشانسنده، بجاي اينكه مانند گوبينو آريائيها را با يك طبقه يعني اريستو كراسي يكي بداند، اونان را با يك ملت يعني آلمان يكي دانست و چنين نوشت : ? تتون روح تمدن هست.

اهميت هر ملت به عنوان قدرت زنده امروزي متناسب با خون اصيل آلماني جمعيت اون هست.?

و از سايشان ديگر چمبرلن كوشيد تا نشان دهد كه همه نوابغ عالم بشريت ژول سزار، اسكندر كبير، جيوتو، لئوناردو داايشاننچي، گاليله، ولتر و از آلمانيان باستان بوده هست به نظر ايشان شخص مسيح نيز از آلمانيان باستان بوده هست يعني آريائي .

? هر كه ادعا كرده هست كه مسيح يهودي بوده هست يا بلاهت خود را نشان داده و يا اينكه دروغ فرموده هست مسيح يهودي نبوده هست.?

بعدها نهضت ناسيونال سوسياليست نظرهاي چمبرلن را پايه عقايد خود برنامه داد و در جهت يك ضد يهود گرائي بي كم و كاست تغيير داد.

هيتلر مي خواست همه آلمانيها را آريائي به معني نژادي كلمه يعني درازسر، بلند اندام ، با موهاي روشن و چشمان آبي هستند تعريف كند و اين تعريف ناممكن بود، چون رؤساي نازي كه هيچكدامشان اين كيفيات را از زاايشانه مبارزه ميان اين دو نژاد بينند.

افسانه نژاد آريائي بدينسان بكار جوانسازي نظريات ضد يهودي آمد.

و بعدها باعث كشته شدن شش ميليون يهودي در جنگ جهاني دوم توسط آريائي ها شد(1)

عجيب ترين سوء هستفاده اي كه از كلمه نژاد شده در مورد آريائي هاست اين اسم بيش از هر اسم ديگر داراي معني سياسي هست و مدتي پايه قوه مقننه آلمان به اصطلاح (آريايي) محسوب مي شد.
كلمه آريا براي اولين بار از ديدگاه زبان شناسي توسط (سرايشانليام جونز) فيلسوف انگليسي به مغرب آورده شد ايشان مدتي در هند بسر برده و زبانهاي آسيايي خاصه زبان سانسكريت را مطالعه كرده بود.

او عنوان آريايي را به اين زبانها داد.

سپس او مطالعه مسأله روابط ميان زبانها را (شله گل) و (پونسن) در انگلستان زبان شناس جواني كه اصليت آلماني داشت به نام (ماكس مولر) از سرگرفت.

اين تحقيقات نشان داد كه ميان زبانها كه در اروپا به اونها تكلم مي شود شباهتهاي لغايشان موجود هست و براي نامگذاري اين دو گروه زبان عنوان (آريايي) يا (هندوژرمني) داد.

ظاهراً (ماكس مولر)، اولينكسي بود كه گروه خالق زبانهاي (آريايي) را (نژاد آريايي) نام نهاد.

ايشان اين گروه را كه به وسيله زباني چنين مؤثر و انعطاف پذير را براي بيان كشف كرده بود قومي برتر شمرد.

در سالهاي بعد ، فرضيه هاي مربوط به سرزمين ابتدائي اروپائيان توجه بسياري از امت شناسان و تاريخ دانان را به خود جلب كرد ونظريه هايي پديد آمد و هر كس به دفاع يكي از اونها برخاست.

سرزمين آرياها را ناحيه بالتيك و آلمان و روسيه و هند و افريقاي شمالي و حتي ايران دانستند.

بر اين عدم اطمينان نسبت به سرزمين اصلي آرايييان عدم اطمينان نسبت به ظاهر جسمان اونان نيز اضافه کرده شد.

بنابراين دلايل، ماكس مولر سرانجام قبول كرد كه كلمه آريايي را نمي توان بكار برد و در انكار كامل عقيده سابق خود دير كرده بود در اين فاصله وقتي مفهوم آريايي را دانشمندان فراواني دوباره مورد بحث و فرمود و گو برنامه دادند و نظريه ماكس مولر كه نژاد آريايي نژادي اصيل و برتري هست مورد تأئيد برنامه نگرفت چرا كه خود ماكس مولر هم به اين نتيجه رسيده بود (2) و با هستناد به اين فرموده هاي بزرگان تا به حال هيچ آريايي را در خيابان نديده ايم .

و يا هيچ اسكلتي كشف نشده كه ثابت شود كه از نژاد اصيل آريايي باشد.

1.

موريس دووروژه

2.

اتمر كالاين برگ






بازگشت به صفحه اول

49:


50:

ممنون از این همه اعتماد به نفس خوب برجک زدی

51:

thx any way

52:

http://en.wikipedia.org/wiki/List_of...me_etymologies


*معنی نام کشورهای جهان * Iran:
"Land of the Aryans" or "land of the free".

The term "Arya" derived from the PIE (Proto Indo-European), generally carrying the meaning of "noble" or "free", cognate with the Greek-derived word "aristocrat".

  • Persia (former name): from Latin, via Greek Persis, from Old Persian Paarsa, a placename of a central district within the region, modern Fars.

    A common Hellenistic folk-etymology derives "Persia" from "Land of Perseus".

  • Uajemi (Swahili variant): from the word Ajam which Arabs used to refer to any ethnics which are not Arab, including Persians.

    The Arabic word Ajam means "the ones whose language we don't understand".



50 out of 100 based on 35 user ratings 1060 reviews