سلسله مباحث مربوط به حقوق بشر


سلسله مباحث مربوط به حقوق بشر



سلسله مباحث مربوط به حقوق بشر

ارتداد



صیغه یا ازدواج منقطع!!



جالب اینکه این ماده از قانون مجازات اسلامی  صریحاً تاکید می کند، گرچه مست کننده نباشد !!

فرمودار پیشین: توهماتی برای تبعیض حقوقی

عقیده از اون جهت كه امری درونی و قلبی هست، اصولا با موضوع «حقوق» ارتباط نمی‌یابد؛ بلكه اظهار عقیده یا اقدام عملی مبتنی بر عقیده هست كه موضوع حقوق برنامه می‌گیرد.
زیرا عقیده یك امر درونی و قلبی هست، درحالی‌كه موضوع حقوق «رفتارهای اجتماعی» هست و قوانین حقوق برای تنظیم روابط اجتماعی وضع می‌شوند.
از این جهت اموری چون اعتقادات كه صرفاً جنبه شخصی و فردی دارند، در حوزه اخلاق مطرح هستند و قانون اجتماعی و حقوق به اون‌ها نمی‌پردازد.
عقیده تابع دلیل هست، اگر دلیل بود، عقیده هم هست و اگر دلیل خدشه‌دار شد، عقیده هم رخت برمی‌بندد.

درحقیقت اسلام سپس این‌كه امت ایمان آوردند، نظام اسلامی را مكلف كرده كه از ایمان امت حفاظت و حراست كند.

اما درمورد رابطه میان ارتداد در اسلام با آزادی بیان، عقیده و مذهب و درنتیجه رابطه میان جهان‌شمولی حقوق بشر اسلامی با حكم ارتداد به اموری چند باید توجه كرد:

1.
حكم ارتداد در اسلام به فلسفه نظام اجتماعی اسلام بازمی‌گردد و از اون‌جا كه ركن قوام جامعه اسلامی ایمان و مذهب هست، «با توجه به آیات مربوط به ارتداد این‌گونه به نظر می‌رسد كه اسلام با این كار %د اون هست كه حصار ایمان اسلامی را حفظ كند.
درحقیقت اسلام سپس این‌كه امت ایمان آوردند، نظام اسلامی را مكلف كرده كه از ایمان امت حفاظت و حراست كند؛ چنان‌كه خداوند در قراون در آیه ارتداد «مَنْ كَفَرَ بِاللَّهِ مِنْ بَعْدِ إِیمانِهِ إِلاَّ مَنْ أُكْرِهَ وَ قَلْبُهُ مُطْمَئِنٌّ بِالْإِیمانِ» كه درباره عمار یاسر وارد شد در آخر آیه می‌فرماید: «ذلِكَ بِأَنَّهُمُ اسْتَحَبُّوا الْحَیاةَ الدُّنْیا عَلَى الآخِرَةِ» علت خشم الاهی بر مرتدین و كسانی كه از دین خارج شده‌اند این هست كه این‌ها زندگی و عشرت دنیوی و هوای نفسانی را برخواست معنوی و قلبی و فطرت انسانی خود و بر آخرت ترجیح دادند.
بنابراین مساله فقط عوض شدن یك اعتقاد نبوده هست، بلكه اون هست كه كسانی به‌خاطر جاذبه‌های مادی و تأمین هواهای نفسانی حاضر شده‌اند به حیثیت نظام اسلامی لطمه بزنند و به اون پشت كرده و ایمان اسلامی را رها كنند كه سخت‌گیری اسلام در رابطه با این عملكرد هست.»

در یك جمع‌بندی باید فرمود كه اولا عقیده یك امر درونی و آزاد هست؛ اما اظهار و انعكاس بیرونی اون به جهت تاثیراتی كه در جامعه می‌گذارد، از محدودیت‌هایی برخوردار هست كه اختصاص به اسلام ندارد تا جهان‌شمولی حقوق بشر را خدشه‌دار كند.

چنان‌كه برخی به نقل از پروفسور «مارسل بوازار» هستاد حقوق دانشگاه ژنو چنین نوشته‌اند:

«علت سخت‌گیری اسلام درباره مرتد شاید بدان جهت باشد كه در نظام حكومتی و سیستم اداری جوامع اسلامی، ایمان به خدا صرفاً جنبه اعتقادی و درون قلبی نداشته بلكه جزء بندهای پیوستگی امت و پایه‌های حكومت هست؛ به‌طوری‌كه با فقدان اون، قوام جامعه متلاشی می‌شود و مانند قتل نفس یا فتنه و فساد هست كه نمی‌تواند قابل تحمل باشد.»

قراون از كسانی یاد می‌كند كه با شناخت این حقیقت همواره ایجاد اختلال در محور ایمانی امت بودند و می‌كوشیدند از این طریق جامعه اسلامی را از درون متلاشی سازند؛

«وَ قالَتْ طائِفَةٌ مِنْ أَهْلِ الْكِتابِ آمِنُوا بِالَّذِی أُنْزِلَ عَلَى الَّذِینَ آمَنُوا وَجْهَ النَّهارِ وَ اكْفُرُوا آخِرَهُ لَعَلَّهُمْ یَرْجِعُونَ»

و جمعی از اهل‌كتاب فرمودند: (بروید در ظاهر) به اون‌چه بر مومنان نازل شده، در آغاز روز ایمان بیاورید و در پایان روز، كافر شوید (و باز گردید) شاید اون‌ها (از آیین خود) باز گردند؛ (زیرا شما را، اهل‌كتاب و آگاه از بشارات آسمانی پیشین می‌دانند و این توطئه كافی هست كه اون‌ها را متزلزل سازد.)

و مرحوم طبرسی در تفسیر مجمع‎البیان درذیل این آیه شریفه آورده هست: عده‌ای از دانشمندان یهود با یكدیگر تبانی كردند كه صبحگاهان بدون اعتقاد قلبی به اسلام تظاهر كنند و در آخر روز از اسلام برگردند و بگویند ما صفات محمد ـ صلّی الله علیه و آله ـ را از نزدیك مشاهده كردیم، ولی اون چه در تورات و بیانات علمای خود شنیده بودیم، با صفات او منطبق نبود.
این عمل باعث خواهد شد كه امت درباره دین اسلام تردید كرده و بگویند: اهل كتاب كه از ما آگاه‎ترند، چنین برداشتی از پیامبر دارند، پس بدون تردید دین اسلام دین الاهی نیست.

در جوامع غیراسلامی نیز به عنوان مثال اعتقادات منتهی به تروریسم مورد محدودیت شدید برنامه می‌گیرد؛ زیرا عواقب ضداجتماعی اون برای نظام‌های سیاسی غیرقابل تحمل هست.
در اسلام نیز اظهار برگشت از دین كه نه صرفا به جهت شبهه بلكه از روی عناد باشد، به دلیل عواقب ضداجتماعی اون غیرقابل تحمل هست.

یكی از نویسندگان عرب دراین‌ خصوص می‎نویسد: «در همه نظام‎های سیاسی اقدام برای براندازی جرم هست و چون در نظام سیاسی اسلام پایه و پايه اون را عقیده دینی تشكیل می‎دهد، ازاین‌رو «ارتداد» اقدام برای براندازی تلقی می‌شود.
در حقیقت همه نظام‎های حقوقی و از جمله اسلام اتفاق نظر دارند كه براندازی، اقدامی مجرمانه و قابل تعقیب و مجازات هست و اون‌چه تفاوت بین اسلام و قوانین امروزی هست، تحلیل اون‌ها از موضوع ارتداد هست كه از نظر فقه اسلامی مصداق براندازی شمرده می‌شود؛ زیرا مكتب زیربنای نظام اسلامی هست و برای پاسداری از كیان نظام به ناچار باید جلوی ارتداد را گرفت، ولی در نظام‎های سیاسی دیگر چون دین نقشی در نظام اجتماعی ندارد و دولت صرفاً بر مبنای قوانین بشری شكل می‎گیرد، بنابراین تعبیر عقیده دینی، براندازی به حساب نیامده و منع قانونی ندارد.
ولی به‌هر‌حال در اون نظام‎ها نیز نسبت ‌به تفكری كه پايه نظم اجتماعی مقبول را مورد تهدید برنامه می‎دهد، چنین حساسیتی وجود دارد و با اون برخورد می‌شود.» نظیر همین برخورد، كم و بیش در دیگر نظام‎ها نسبت به اشاعه افكار و اندیشه‎هایی كه بنیاد اون نظام‎ها را تهدید كند وجود دارد؛ نمونه بارز اون برخوردی هست كه با اندیشه‎های ضد یهود از سوی برخی نظام‌های سیاسی وفادار به صهیونیسم صورت می‎پذیرد و حساسیتی كه در این مورد وجود دارد تا اون‌جا هست كه از هرگونه انتقاد به صهیونیسم جلوگیری می‌شود.
جالب این هست كه این‌گونه اقدامات، خلاف جهان‌شمولی حقوق بشر تلقی نمی‌شود.

اعلامیه جهانی حقوق بشر هرگز بیان نكرده هست كه هدف بشریت و جامعه انسانی چیست و دستیابی به چه آرمانی برای او آزادی عقیده و بیان را ضروری ساخته هست.
چون در نگاه تدوین‌كنندگان این اعلامیه پايه اً انسان بدون مبدأ تصویر شده هست یا پايه اً‌ تعریفی از این مبدا برای انسان ارائه نشده هست.

4.
ازسوی دیگر آزادی عقیده و حقوق بشر در بستر غربی اون بر مبانی و بنیادهایی هستوار هست كه با پذیرش اون‌ها، حكم ارتداد و نظایر اون غیرقابل پذیرش خواهد بود.

یكی از این بنیادها عبارت هست از اومانیسم- در برابر خدا محوری- كه حقوق بشر غربی متأثر از اون هست؛ به‌همین جهت در اعلامیه جهانی حقوق بشر، اثری از مبدأ پیدایش انسان به چشم نمی‎خورد و انسان به عنوان یك امر بریده از مبدأ خویش مورد توجه برنامه دارد و خدا و حاكمیت او بر انسان و ولایت حقه او بر هستی از نگاه این اعلامیه مورد بی‌اعتنایی واقع شده هست.
در حالی‌ كه در جامعه دینی، مرتد از اون جهت كه حق دینی و الاهی جامعه را مخدوش می‎سازد، مورد تعقیب هست.

بنیاد دیگر اون نسبی‎گرایی هست كه حقیقت مطلق و محوریت اون را انكار می‌كند.
بدیهی هست با نگاه نسبی‎گرایانه در حوزه معرفت شناختی، دیگر تلاش برای دستیابی به حقیقت، معنا و مفهوم نخواهد داشت تا هدف از آزادی عقیده و بیان اون، دستیابی فرد و جامعه به حق و حقیقت باشد.
در این دیدگاه، آزادی ارزش نخستین و نهایی هست و برای خودش مطلوب هست؛ درحالی‌كه از نگاه دین حكمت محور و عقل مدار، آزادی نیز همچون هر پدیده دیگری هدفمند و آرمان مدار هست.
آزادی عقیده و بیان برای رسیدن به حقایق عالم و جدایی حق از باطل مورد پذیرش و احترام هست.

اعلامیه جهانی حقوق بشر هرگز بیان نكرده هست كه هدف بشریت و جامعه انسانی چیست و دستیابی به چه آرمانی برای او آزادی عقیده و بیان را ضروری ساخته هست.
چون در نگاه تدوین‌كنندگان این اعلامیه پايه اً انسان بدون مبدأ تصویر شده هست یا پايه اً‌ تعریفی از این مبدا برای انسان ارائه نشده هست.

در یك جمع‌بندی باید فرمود كه اولا عقیده یك امر درونی و آزاد هست؛ اما اظهار و انعكاس بیرونی اون به جهت تاثیراتی كه در جامعه می‌گذارد، از محدودیت‌هایی برخوردار هست كه اختصاص به اسلام ندارد تا جهان‌شمولی حقوق بشر را خدشه‌دار كند.
در جوامع غیراسلامی نیز به عنوان مثال اعتقادات منتهی به تروریسم مورد محدودیت شدید برنامه می‌گیرد؛ زیرا عواقب ضداجتماعی اون برای نظام‌های سیاسی غیرقابل تحمل هست.
در اسلام نیز اظهار برگشت از دین كه نه صرفا به جهت شبهه بلكه از روی عناد باشد، به دلیل عواقب ضداجتماعی اون غیرقابل تحمل هست.



 حتی پذیرش  کلمة  توحید یعنی لااله الا الله (که قلعه امان از عذاب الهی است) مشروط به شرط ولایت اهل بیت است.1

نویسنده: محمدرضا باقرزاده

.
برگرفته از نظریه حقوقی اسلام، محمدتقی مصباح یزدی، انتشارات موسسه آموزشی و پژوهشی امام خمینی، تابستان 1380، صص 383 – 381.

.
خامنه‌ای، سیدعلی: «آزادی از منظر اسلام و غرب»، مجله اندیشه حوزه، سال 4، شماره 2، ص 39.

.
ر.ك: «دینداری و آزادی»، مهدی بازرگان، ص 135.

.
آل‌عمران (3): 72.

.
عبدالقادر عوده: «التشریع الجنایی الاسلامی»، بیروت، درالكتاب العربی، بی‌تا، ج 1، صص 536 و 661.

.
فیض كاشانی، ملا محسن: «الصافی فی التفسیر القراون» ج 1، اسلامیه، چ ششم، 1362، ص 235.



جزای تعدی کفار به نوامیس مسلمانان

لینک مطالب مرتبط:

 جهان شمولی حقوق بشر 

 حقوق بشر وفرهنگ های متعدد 

 حقوق طبیعی، میراث ادیان توحیدی 

 حقوق بشر اسلامی ؛ چالشهای پیش رو... 

 قلمرو دین، عرصه سیاست، همپوشانی یا...؟ 

دانش اسلامی؛ نگاهی متفاوت، چالشی نو...‌

 انسان‌های درجه‌ یك ، انسانهای درجه ؟! 

از ازدواج با غیر مسلمان تا قتل کافر...


نظرات کاربران

74 out of 100 based on 19 user ratings 544 reviews