بالارفتن سن ازدواج خوب یا بد ؟علل و عوامل؟


بالارفتن سن ازدواج خوب یا بد ؟علل و عوامل؟



بالارفتن سن ازدواج خوب یا بد ؟علل و عوامل؟
به نظر شما محدوده لازم برای ازدواج چه حدود سنی هست و آیا بالاتر و پایینتر بودنه اون اشکال داره؟

با استناد به یک گزارش علمی بچه دار شدن خانمها بعد ۳۵سال ممکنه باعث نقص در فرزندان بشه
با استناد به گزارش سازمان ملی جوانان در حالیکه تعداد پسرها نسبت به دخترها ۱میلیون نفر بیشتره اما تعداد پسرهای اماده به ازدواج نسبت به دخترها ۷میلیون کمتره

من فکر میکنم بهترین تالار برای این تاپیک همین جا باشه امیدوارم منتقل نشه بالارفتن سن ازدواج خوب یا بد ؟علل و عوامل؟

بگین تا من علتها رو از دیگاه خودم و محققین بگم تا بحث بیشتر کنیم بالارفتن سن ازدواج خوب یا بد ؟علل و عوامل؟ بالارفتن سن ازدواج خوب یا بد ؟علل و عوامل؟



نظرتون راجب ازدواج یا دوست بودن دختر و پسر چیست ؟؟؟؟؟

1:

ببین مهریار جان درسته نظرت ولی به نطر من نباید محدودیتی باشه چون بعضیها خیلی زودتر از سنشون به امادگی واسه ازدواج میرسن و بعضیا هم دیرتر.
در جامعه غرب حتی به دختر 15 ساله هم میتونه ازدواج کنه بدون هیچ محدودیتی ولی در جامعه ایران این طور نیست الان نمیدونم باشه یا نه ولی در صورتی این طوریه که خانواده اون دختر مشکل مالی داشته باشن.


*صبر کنید و ازدواج نکنید !!!!*


ازدواج،سنتي يا مدرن؟

2:

بالا رفتن خیلی بده - ولی ازدواج باید به موقع باشه - آره جیگر


ايده آل هاي ازدواج؟چي مهمه؟

3:

آره عزيزم الان دخترا زود ازدواج نميكنن.
مگر به همون دليل مالي (حتي 9 ساله(البته تايشان روستا))

من نميدونم چرا اينقدر دختر زياد شده.
پر شده.

همشون دارن ميترشن


ازدواج اجباري

4:

بالا رفتن سن ازدواج در كشوري چون ايران كه محدوديت زيادي براي جوانان وجود دارد و نيازهاي روحي خود را به سختي ميتواند ارضا كنند بسيار خطرناك هست و شايد سبب بسياري از همين جرم ها و جنايت ها همين ارضا نشدن نيازهاي طبيعي رو حي و رواني هست اما بايد ديد چرا سن ازدواج در كشور ما به شدت بالا رفته از نظر من توقعات بي جا و بيكاري و همينطور آموزش غلط به جوانا از سنين كودكي مهمترين دلايل بالار فتن سن ازدواج در مملكت ماست


****هدف از ازدواج چیست ؟ چرا اصلا ازداوج می کنیم *****

5:

بالا رفتن سن ازدواج تا حدی بد هم نیست
چون آمادگی بیشتری برای مقابله با مشکلات پیدا میکنن و منطقی تر میتونن برخورد کنن


ازدواج

6:

به نظر من بالا رفتن سن ازدواج اگه خیلی زیاد بشه بده.اما تا یه حدودی اگه باشه خوبه.چون بهتر و عاقلانه تر میشه تصمیم گرفت.


حاضرید با کسی که قبلا معتاد بوده ازدواج کنید ؟

7:

از نظر من سنت مهم و موکد و با ارزش ازدواج هیچ رابطه مستقیمی با سن، جنس شخص، شرایط مالی و...

نداره

ممکنه رابطه های غیر مستقیم داشته باشه
آخه به قول دوستای عزیز ممکنه یه شخص خیلی زودتر از هم سناش یا هم جنسانش به شرایط ایده آل برای ازدواج و زندگی زناشویی برسه....!
اما تعلل، سرباز زدن و به تاخیر انداخت ازدواج عواقب ناخوشایندی داره

8:

بالا رفتن سن ازدواج باعث طلاقش بیشتره

بنظر بنده ادم تا وقتی که ادم جوانه هنوز خمیره وقتی که سن از 25 سالگی زد بالا یواش یواش شروع میگره به غالب گرفتن خودش برای همین اگر زیر 25 سالگی ازدواج کنی با شخص مخلاف که اون هم هنوز غالبش را نگرفته میتونی تفاهم بیشتری داشته باشی و یا بیشتر همدیگر را درک کنید دوما در همان حال هم با هم دیگر غالب میگیرد

9:

چندي پيش بود که رسانه‌ها به نقل از منابعي در ساوقت ملي جوانان فراخوان نمودند که نزديک به دو ميليون دختر ايراني نخواهند توانست ازدواج نمايند.

اين خبري بود که اين‌گونه نقل شده بود.

اما تمام ماجرا اين نيست.
به سراغ يک هستاد روانشناسي در دانشگاه شهرستان تهران مي‌روم.

او مي‌گايشاند: «اين خبر کاملا صحيح نيست.

زيرا در اصل با مقايسه تعداد پسران ۲۵ تا ۳۴ ساله با دختران ۲۰ تا ۲۹ ساله اين آمار به دست آمده هست.

آري، دختران ۲۰ تا ۲۹ ساله يک ميليون و هفتصد هزار کمتر از پسران ۲۵ تا ۳۴ ساله هستند.

در گذشته هم روال معمول بر اين بوده که پسران تمايل داشتند با دختراني که چند سالي از خودشان کوچکتر هستند، ازدواج نمايند و بالعکس در مورد دختران، اون‌ها بيشتر علاقه داشتند با پسراني که چند سال از خودشان مسن‌ترند، ازدواج نمايند.

اما امروزه مي‌بينيم که تا حدود زيادي اين تمايل به خصوص در شهرهاي بزرگ کاهش يافته هست.

با اين اوصاف اگر آمار دختران ۲۰ تا ۲۹ ساله را با پسران ۲۰ تا ۲۹ ساله، يا آمار پسران ۲۵ تا۳۴ ساله را با آمار دختران ۲۵ تا ۳۴ ساله مقايسه کنيم، تفاوت معناي‌داري نمي‌بينيم و از اين جهت مي‌توان صحت اين خبر را نقض کرد.» دليل اين گرايش به ازدواج با همسن را از او مي‌پرسم و اين گونه موضوع را باز مي‌کند: «در مورد دختران بايد اين گونه ديد که در اون‌ها اعتماد به نفس و عزت نفس بيشتري نسبت به سال‌هاي قبل به وجود آمده هست.

اون‌ها دوست دارند در هيچ زمينه‌اي از همسرشان پايين‌تر نباشند.

اون‌ها تحصيل کرده‌اند و به دانشگاه رفته‌اند؛ کار مي‌نمايند؛ ورزش مي‌نمايند و به اعصاب خود مسلطند و مانند قديم نيست که گريه صلاحشان باشد.

بلکه لياقت را صلاحشان کرده‌اند.

تمام اين شرایط موجب شده هست که علاقه چنداني به ازدواج با پسران پر سن و سال‌تر از خود نداشته باشند.

زيرا که بزرگ‌تر بودن پسر، مي‌تواند عاملي براي به رخ کشيدن در مقابل دختر باشد و دختر ترجيح مي‌دهد که از ابتدا از دادن چنين آتايشاني جلوگيري کند.»
مسئله تمايل به ازدواج با هم‌سن و سال را با يک هستاد علوم اجتماعي در دانشگاه علامه طباطبايي مطرح مي‌کنم.

ايشان چنين مي‌گايشاند: «اين مسئله دلايل ديگري نيز دارد.

يکي اينکه با بالا رفتن سن ازدواج و دختراني که درحدود سي سالگي ازدواج مي‌نمايند، طبيعتا اون فاصله‌ها نيز کاهش مي‌يابد.

به اين دليل که خود دختر به سنين ميانسالي نزديک شده و پسري که پنج سال و ده سال از او بزرگتر هست، به واقع از سنين جواني دور شده هست و شايد شور و نشاط لازم براي ازدواج را نداشته باشد.

در ثاني همان گونه که مي‌دانيد دخترها رشد عقلي و عاطفي سريع‌تري نسبت به پسرها دارند و تمايل دختران جوان در قديم به ازدواج با پسران بزرگ‌تر، از اينجا ناشي مي‌شد که توقع داشتند پسر حداقل به مرز رشد عقلي و عاطفي اون‌ها رسيده باشد و از خامي دور شده باشد.

با افزايش سن ازدواج، ديگر اون نياز تا حدود زيادي از بين مي‌رود.

زيرا دختر و پسر، هر دو سال‌هاي تصميم‌گيري‌هاي احساسي و کم‌تجربگي را گذرانده‌اند و هر دو به مرز پختگي رسيده‌اند.

بي‌علاقگي پسران به ازدواج با دختران کم سن و سال نيز از چنين موضوعي نشأت مي‌گيرد.

پسر هم علاقه‌اي ندارد با دختري که هنوز از زير و بم زندگي هيچ نمي‌داند، ازدواج کند.»
به راستي، چرا جوان‌ها ديرتر به ازدواج رايشان مي‌آورند.

پسري سي و دو ساله چنين جواب مي‌گايشاند: «ببينيد.

جوان‌ها ديگر علاقه‌اي ندارند که زندگي خود را با حمايت‌هاي خانواده آغاز نمايند و به اونها مديون باشند.

در اصل خانواده‌ها هم توان مالي زيادي براي فراهم کردن امکانات زندگي فرزندانشان ندارند.

کمتر دختر يا حتي پسري هم پيدا مي‌شود که حاضر باشد در خانه والدين خود يا همسرش، زندگي مشترک را آغاز کند.

بالطبع فراهم کردن امکانات اوليه زندگي هم وقت مي‌برد.» پسر سي و پنج ساله‌اي به شدت شاکي هست که: «آقا ببينيد! در تهران، قيمت آپارتماني که چند سال از ساختش مي‌گذرد، الان متري هفتصد و هشتصد هزار تومان هست.

اصلا کلنگي هم کمتر از متري چهارصد هزار تومان پيدا نمي‌شود.

وزارت مسکن دارد در ۴۰ کيلومتري شهرستان تهران خانه (آپارتمان) مي‌سازد و در طرح فروش متري مي‌فروشد متري ۲۵۰ هزار تومان.

با اين تفاصيل براي اجاره حداقل مساحت در حداقل منطقه بايد پنج ميليون تومان پول پيش و ماهي صد هزار تومان اجاره بدهي.

خب من از کجا بياورم.

الان ۱۰ سال هست که دارم کار مي‌کنم و هنوز فکر ماهي صد هزار تومان اجاره تنم را مي‌لرزاند.» دختر سي و سه ساله‌اي مي‌گايشاند: «يکي دو سال هست که نامزد کرده‌ايم.

اما جز خانه، الان در هزينه‌هاي مراسم مانده‌ايم.

نمي‌دانم چه شده که مد شده و همه براي مراسم ازدواج بايد باغ بگيرند و چهار جور غذا بدهند و ارکستر بياورند و هزار و يک خرج بيخود ديگر که رايشان هم مي‌شود ده ميليون تومان.

به خدا اگر ده ميليون را به خودمان بدهند، بسياري از مشکلاتمان حل مي‌شود.

فعلا مشکلمان شده پول مراسم.

بدون مراسم هم که هزار و يک جور حرف پشت سرمان درمي‌آورند.

به خدا ديگر ما نيستيم که تاقچه‌بالا مي‌گذاريم.

اين خانواده‌ها هستند که رضايت نمي‌دهند.»
اما آيا فقط مسائل مادي مطرح هست؟ چرا در گذشته مطرح نبود؟
يک دانشجايشان پزشکي چنين جواب مي‌گايشاند: «نه همه مسائل مادي و مالي نيست.

اما اينکه چرا الان مطرح شده و قبلا مطرح نمي‌شدند، از اونجا سرچشمه مي‌گيرد که اولا در گذشته شهرها رو به رشد بودند و بالاخره تأمين مسکن آسان‌تر بود.

شغل هم به سختي، اما پيدا مي‌شد.

خب الان هم تأمين مسکن مشکل شده و هم کار پيدا کردن ناممکن مي‌نمايد.

ازدواج‌ها هم عاقلانه‌تر و منطقي‌تر شده و دختر و پسر، حاضر به پذيرش ريسک نيستند.

هر دو ترجيح مي‌دهند استقامت نمايند تا هنگامي که بتوانند واقعيات يک زندگي مشترک و کم‌مسأله را فراهم نمايند و سپس بدون دغدغه به فکر تشکيل خانواده بيفتند.

نه اينکه ابتدا خانواده‌اي تشکيل دهند و سپس تايشان سر خودشان بزنند که نان اين خانواده از کجا دربيايد!» يک دانشجايشان سال اول مهندسي برق هم حرف جالبي مي‌زند: «من الان هر چه فکر مي‌کنم، مي‌بينم که بچه‌اي بيشتر نيستم.

خيلي مسائل را نديده‌ام؛ با مشکلات دست و پنجه نرم نکرده‌ام؛ آدم‌ها و موقعيت‌هاي مختلف اجتماع را تجربه نکرده‌ام؛ شايد اگر الان تصميمي براي ازدواج بگيرم، احساسي باشد و دو روز ديگر به طلاق بکشد.

استقامت مي‌کنم تا موقعي که بزرگترين معيارم در هر کاري، منطق باشد.» و دست آخر دختر ۲۵ ساله‌ي که در شرکتي کار مي‌کند، ديدگاهش چنين هست: «من مدت زيادي هست که دارم کار مي‌کنم.

درآمدم براي زندگيم کفايت مي‌کند و بخش قابل توجهي از اون را هم مي‌توانم پس‌انداز کنم.

هم کارم مي‌رسم، هم مي‌توانم با دوستانم تفريح کنم.

ازدواج قيودي را به وجود مي‌آورد که به هر رايشان، واقعيات متفاوتي را نسبت به دوران مجردي ايجاد مي‌کند.

اگر برنامه باشد که من و همسرم صبح تا شب سگ‌دو بزنيم فقط لقمه‌ناني داشته باشيم براي خوردن، از خانه و ماشين و هزار و يک وسيله رفاهي ديگر هم در زندگيمان خبري نباشد، هر شب هم با ترس از حکم تخليه صاحبخانه به خواب برايشانم، فرزندي همخ اگر داشته باشيم از بسياري از چيزهايي که حق اوست، محروم باشد؛ احتمالا هر چند وقت يکبار هم بخواهيم دعوا و مرافعه کنيم، آخر من به چه چيز چنين دورنمايي دل خوش کنم و زندگي راحت، کم‌دغدغه و تا حدودي خوشبخت امروزم را رها کنم و با شخص ديگري، دو نفري بدبخت شايشانم!؟ ازدواج اصلا بد نيست، ولي نه چنين ازدواجي.

دوست ندارم با مرد پولداري هم که به ظاهر تمام مشکلات را حل مي‌کند، ازدواج کنم.

چون از فردا منت پولش را به سرم خواهد گذاشت.»
سن ازدواج بالا رفته، چون مي‌خواهند منطقي باشند و حداقل‌هاي يک زندگي را فراهم کرده باشند.

اونان تمايل دارند با همسال و هم‌طبقه ازدواج نمايند، چون پسر نمي‌خواهد که همين موقعيت اقتصادي و اجتماعي‌اش را با ازدواج با دختري از طبقه پايين‌تراز دست بدهد.

دختر طبقات بالاتر هم که معمولا با او ازدواج نمي‌کند.

دختر هم با پسري از طبقه بالاتر ازدواج نمي‌کند، چون مي‌خواهد از همسرش کمتر نباشد.

همه ترجيح مي‌دهند با شخصي برابر خودشان ازدواج نمايند.

غافل از اون سخن غزالي که مي‌گايشاند: «مرد بايد از چهار جهت بر همسرش برتري داشته باشد.

سن، ثروت، علم و قد» اما دختران و پسران امروز به دنبال تناسبند تا برتري
آيا اصولا هيچ مشکلي در زمينه ازدواج نيست و به دليل تغيير رايشانکردهاي جوانان، اون آمار غلطند و ...؟
هستاد جغرافياي شهري در دانشگاه فردوسي خلاف اين نظر را دارد: «حقيقت اين هست که مشکل وجود دارد.

اما دليل اصلي ترکيب جنسيتي بافت جمعيتي در مناطق مختلف کشور هست.

بنا به آمارهاي ساوقت ملي آمار ايران و ساوقت مديريت و برنامه‌ريزي، سيل روزافزون مهاجرت از روستاها به شهرها موجب شده که در اکثر روستاها با کمبود پسران جوان روبرو باشيم و اصلا حدود ٪۶۰ بافت جمعيتي روستاها را زنان تشکيل دهند.پس ما در روستاها با مشکل ازدواج دختران جوان مواجهيم.

همان پسراني که روستاها را ول کرده‌اند و به شهرها آمده‌اند، موجب اون شده‌اند که عکس اين مسأله را در شهرهاي بزرگ شاهد باشيم و در اين شهرها با حضور روستاييان جوان مهاجر و همينطور پناهندگان افغاني و عراقي، پسران جمعيت بيشتري نسبت به دختران دارند.

البته اين آمار با مهاجرت عده‌اي از پسران به خارج از کشور، تا حدودي تعديل مي‌شود.

اما در روستاها کمبود پسران در سن ازدواج، علاوه بر کاهش نيرايشان کار، موجب اون شده که دختران تن به ازدواج با مردان همسردار و همينطور مردان بيگانه دهند.

در بسياري از روستاها به خصوص در هستان‌هاي شرقي کشور، دختران بدون طي کردن مراحل قانوني (صدور اجازه ازدواج با مردان خارجي توسط وزارت کشور) تن به ازدواج‌هاي ثبت نشده با مردان افغاني مي‌دهند که اين امر هم براي اونان توليد مشکل مي‌کند، هم فرزندانشان بدون شناسنامه و هايشانت رسمي مي‌مانند و از خدمات و امتيازات اجتماعي (نظير آموزش و پرورش) محروم مي‌شوند؛ در انتها هم بايد تأکيد کرد که ادامه اين روند بافت جمعيتي و نژادي را در اين مناطق دارد عوض مي‌کند.

رستم به شهر رفت، تهمينه عروس مهراب کابلي شد!»
به نظر مي‌رسد مسؤولان و برنامه‌ريزان بايد تمامي اين مشکلات و مسائل را با هم در نظر بگيرند ود از نگاه يکسايشانه و ساده‌انگارانه به مشکلات بپرهيزند.

بحران هسيت، اما کدام بحران!

10:

مطلبت خیلی طولانی بود
به نظر من با فهم و شعور جوونای امروزی بالا رفتن سن ازدواج لازمه......


11:

هر چیزی به موقش خوبه.
دیر بده!
زود بده!
ولی به خاطر پول عفب نندازیدش.
زیادم سخت نگیرید بابا!

12:

دو تا جوجه عاشق هم میشن!
وقتی بزگ میشن جفتشون خروس بودن؟!
نتیجه اخلافی: تا جوجه ای عاشق نشو بالام!

13:

اگه شرایطش جور بشه وفرد ایده آلت رو پیدا کنی به نظرمن هرچه زودتر بهتر

14:

هر کی تو یه سنی قسمتش میشه..
بخت همه یه روزی باز میشه...
ایشالله همه خوشبخت بشن

15:

چرا اینقدر دیر؟!



برپايه تحقیقات صورت گرفته شرایط متنوعی در شکل گیری این پدیده دخیل اند و هرگز نمی توان یک عامل را علت اصلی این معضل دانست.

از جمله این شرایط که بیشتر در جوانان شایع هست می توان نگرانی برای ساختن آینده ای ایده آل، بی اعتمادی نسبت به خواستگار، محدودیت در انتخاب، شیوه ارتباط دختر و پسر و عدم آشنایی مناسب قبل از ازدواج، عدم عشق و علاقه نسبت به خواستگار، مشاهده شکست در زندگی سایرین، عدم آمادگی برای پذیرش نقش، مشاهده شکست در زندگی والدین، عدم شناخت از الگوی مناسب زن و شوهری، عدم علاقه مندی به ظاهر خواستگار، ادامه تحصیل، بی علاقگی به ازدواج، عدم شناخت از وظایف یک زن در زندگی، میزان جهیزیه، وجود خواهر مجرد بزرگ تر در خانواده، عدم حمایت خانواده هنگام و سپس ازدواج را نام برد.




علی توانمند درباره بالا رفتن سن ازدواج می گوید: بیکاری و گسترش این معضل در سطح جامعه همراه با بالا رفتن انتظارات اقتصادی خانواده ها، از جمله مسائلی هست که انرژی جوان را کاهش می دهد، این کاهش انرژی مستقیماً خود را در بالا رفتن سن ازدواج نشان می دهد.




طبق آمار های رسمی و غیررسمی، میزان بیکاری در کشور ما به حدی هست که از میانگین جهانی بسیار بالا تر هست و از معضلا ت کشور به شمار می رود.

هر چند دامنه بیکاری، همه اقشار اجتماعی را دربرمی گیرد، اما بیکاری فارغ التحصیلا ن - در سطوح کارشناسی، کارشناسی ارشد و تا حدودی در مقطع دکتری برای بعضی رشته های تحصیلی - یکی از مسائل حاد جامعه امروز ما را تشکیل می دهد.



توانمند می افزاید: توجه جوانان به همسانی فکری، اخلا قی و هنجاری در امر همسر گزینی به صورت یکی از مشکلا ت اونها درآمده و در بسیاری موارد به عنوان مانعی در امر ازدواج اونان برنامه گرفته هست.

به طوری که برای پیدا کردن فرد مورد علاقه خود گاه سال ها ازدواج شان را به تاخیر می اندازند.



از سوی دیگر تحقیقات نشان می دهد پسرها در بالا رفتن سن ازدواج تاثیر گذارترند با توجه به وجود ریشه ها و سنت هایی که در جامعه وجود دارد معمولاً این دختران هستند که در اکثر قریب به مواقع باید منتظر بمانند تا فردی به خواستگاری شان بیاید.

اما بنا به آمارهای ساوقت ملی آمار ایران و ساوقت مدیریت و برنامه ریزی، سیل روزافزون مهاجرت از روستاها به شهرها موجب شده که در اکثر روستاها با کمبود پسران جوان روبه رو باشیم به طوری که بر مبنای آمار حدود 60 % بافت جمعیتی روستاها را زنان تشکیل دهند.

در نتیجه مشکل ازدواج دختران جوان به وجود می آید.




همچنین عشرت شایق نایب رئیس فراکسیون زنان مجلس هفتم چند وقت قبل توقعات و تقیدات اقتصادی، چشم وهم چشمی ها و رقابت های ناسالم اجتماعی را ، سبب بروز برخی بحران های اجتماعی مانند بالارفتن سن ازدواج جوانان دانسته بود و اضافه کرد: قراردادهای ازدواج که نوعی قرارداد آسمانی و مقدس هست، متاسفانه به دلیل نوع نگاه و انتظار خانواده ها تا حد یک قرارداد ساده اقتصادی تنزل می یابد.


16:

اما چه رنجي هست لذت ها را تنها بردن و چه زشت هست زيبايي ها را تنها ديدن و چه بدبختي آزار دهنده اي هست تنها خوشبخت بودن !!در بهشت تنها بودن سخت تر از كايشانر هست.دكتر علي شريعتي

17:

واسه پسرا که فرقی نداره تو چه سنی ازدواج نمايند ولی سن دختر اگه از 25 متجاوز شد و هنوز رو دست مامان باباش مونده بود باید مثه گوجه و خیار، ترشی بندازیش



بالارفتن سن ازدواج خوب یا بد ؟علل و عوامل؟




18:

سن ازدواج باید سن مناسبی باشه
برا پسرا 26 28 خوبه ولی برا دخترا سن 22 24 سن خوبیه
به نظر سن ازدواج هر چه بالاتر بره
توقعات دختر وپسرا بالا میره
و وسواس بیشتری برا ازدواج پیدا میکنن
و این امر سن ازدواجو بالا میبره
و البته شرایط هم باید برا ازدواج وجود داشته باشه

19:

در سن بالا بترشي بهتره تا با سن كم ازدواج كني

20:

گول این حرفای روشنفکر نما ها رو نخوریدخواستگار تون رو بچسبید شاید تنها شتر بخت شما باشه.ناز نکنید.


نوشته اصلي بوسيله commodor نمايش نوشته ها
سن دختر اگه از 25 متجاوز شد و هنوز رو دست مامان باباش مونده بود باید مثه گوجه و خیار، ترشی بندازیش



بالارفتن سن ازدواج خوب یا بد ؟علل و عوامل؟




21:

نخير
در حال حاضر كه پسرا دنبال زن گرفتن ميباشن
دخترا دنبال هدفاي بالاتري هستن
دختر تو هر سني واسش خواستگار ريخته
هر چي دير تر بهنتر
اصلا ازدواج چي هست
آدم بايد خيلي ....

باشه كه ازدواج كنه و همه ي آزادياشو با دست خودش از بين ببره

22:

اگه دخترا ترشي ميشن لابد پسرا مربا ميشن


62 out of 100 based on 57 user ratings 232 reviews