روایتی تازه از11سپتامبر


روایتی تازه از11سپتامبر



روایتی تازه از11سپتامبر

 هیچ كس باور نمى كند كه در آغاز قرن 21دنیاى ما پیش از خودمان توسط موجودات باهوشى تحت نظر برنامه داشته باشد...


ستاره‌ بودن‌ یا نبودن‌

استیون اسپیلبرگ در دوران كودكى در دهه 1950همیشه به آسمان نگاه مى كرد و همراه پدرش از درام هاى فضایى چون «روزى كه زمین ایستاد» لذت مى برد و به دوستانش قول داده بود روزى سیسل ب دو میل ژانر علمى تخیلى باشد.
پس از گذشت نیم قرن اسپیلبرگ با مجموعه اى از جوایز و افتخارات به قول دوران كودكى اش عمل كرده هست و با ساخت فیلم جنگ دنیاها یكى از بهترین نمونه هاى آثار علمى تخیلى را عرضه كرده هست.

اسپیلبرگ با الهام گرفتن از فیلمهاى قدیمى این ژانر و البته با هستفاده محدود از جلوه هاى ویژه كار فوق العاده اى را انجام داده كه اون را بدل به یك اثر علمى تخیلى آزاردهنده كرده هست.
جنگ دنیاها فیلمى سنتى هست كه بیش از هر چیز قصد دارد تا به نگرانى هاى جارى جامعه بشرى بپردازد و البته این چیزى هست كه اكثر فیلمهاى جریان اصلى سینما از اون دورى مى كنند و همین باعث شده تا فیلم بیشتر از اونچه كه خالق اون در نظر داشته و یا ما انتظار داریم آزاردهنده باشد.

گرچه اسپیلبرگ در فرمود وگوهایش عنوان كرد كه تمركز او در این فیلم تلاش یك پدر درمانده و فرزندانش در كنار آمدن با حمله موجودات بیگانه هست، در پاره اى اوقات این عكس العمل ها ضعیف ترین عنصر فیلم محسوب مى شود.
اما با حضور تام كروز در نقش اونچه مطبوعات، پدرى نه چندان مسؤولیت پذیر مى دانند، راكوتا فانینگ فوق العاده جاستین چاكوین پسر نوجوان كروز و میراندا اوتو در نقش همسرش، اونچه در اكثر اوقات حس مى كنیم برترى خیر نیست بلكه قدرت خیره كننده شر هست و این بیشتر به وفادارى منبع اصلى فیلمنامه اقتباسى جاش فریدمن و دیویدكوئپ برمى گردد.
رمان علمى تخیلى هربرت جرج ولتر به همین نام كه قبلاً سه بار براى امت روایت شده هست.
وقتى كه جنگ دنیاها در سال 1898در انگلستان منتشر شد یكى از سرى كتابهاى علمى تخیلى محسوب مى شد كه در كنار ماشین وقت و مرد نامریى از ولز چاپ شده بود و ماجراى حمله بیگانگان مریخى بر زمین براى تصاحب كره خاكى را روایت مى كرد.

وقتى كه اورسون ولز اقتباسى رادیویى از این كتاب را در شب هالووین 1938 اجرا كرد، وحشتى عجیب سراسر آمریكا را فراگرفت و به نقل نیویورك تایمز حتى فردى در پاى تلفن فریاد مى زد: دنیا مى خواهد به آخر برسد و من كارهاى زیادى باید اجرا کنم و فیلم جورج پال نیز دراقتباس سال 1953 سه نامزدى اسكار به دست آورد و یك جایزه براى بهترین جلوه هاى ویژه گرفت.
جذابیت محتواى كتاب باعث شد تا بسیارى از كارگردانان از آلفرد هیچكاك تا سرگى آیزنشتاین در پى ساخت فیلمى از اون باشند.

رمان اصلى وقتى نوشته شد كه انگلستان در وحشت از حمله آلمانها به سر مى برد و نمایشنامه رادیویى ولز در آستانه جنگ دوم جهانى پخش شد و پال نیز فیلم را در اوج دوران جنگ سرد ساخت و به نظر مى رسید همه اونها به امكانپذیر بودن داستانشان اعتقاد داشتند تا جایى كه ولز در مورد برنامه خود فرمود: من سعى كردم تا همه جزئیات قابل باور و امكانپذیر كتاب را در كارم بیاورم وبه همین خاطر غیرممكن در این قضیه وجود ندارد.

در روزگار فعلى نیز با وجود تهدید تروریسم و القاعده فیلم اسپیلبرگ مى تواند با شرایط وقته و پارانویاى ذهنى ما همخوانى داشته باشد و هر لحظه امكان دارد تا همانگونه كه در فیلم مى بینیم، دنیا به پایان برسد اما اسپیلبرگ با نریشن مورگان فریمن از كتاب 1898 ولز در آغاز فیلم نسبت به اون اداى دین مى كند: هیچ كس باور نمى كند كه در آغاز قرن 21دنیاى ما پیش از خودمان توسط موجودات باهوشى تحت نظر برنامه داشته باشد...

از سویى دیگر اسپیلبرگ با كمك متخصصان جلوه هاى ویژه شركت ILM و ناظر ارشد اون دنیس موران موفق شد، تا فانتزى خالص حمله بیگانگان فضایى را بیش از حد تصورمان باورپذیر كند.

او در نهایت توان صدمات غیرقابل تصورى راكه این موجودات بیگانه مى زنند، به تصویر مى كشد.
از بخاركردن امت تا نابودى تأسیسات كلیدى شهر و اسپیلبرگ در این راه با كمك همكاران همیشگى اش مایكل كان (تدوین گر) یانوش كامینسكى (مدیر فیلمبردارى) جان ویلیامز (آهنگساز) در یك كارتر (طراح تولید) مى تواند كابوس هاى شبانه ما را باورپذیر و جذاب كند.

اما تام كروز همیشه اثبات كرده كه راه باقى ماندن در شرایط دشوار را به خوبى مى داند و در این فیلم نیز به قدرى كاریزما دارد كه ما هرگز از بابت اونچه موجودات بیگانه انجام مى دهد، براى او دلواپس نیستیم گرچه ما نمى توانیم باور كنیم كه او تا چه حد مى تواند پدر بدى باشد.
ولى روابط او با پسرش رابى به قدرى بد هست كه در لحظاتى به نظر مى رسد كه بیگانگان كل این حمله را فقط براى این منظور كه رابى خود را به پدر بى لیاقتش اثبات كند انجام داده اند.

اما داكو فانینگ قصه دیگرى دارد.
او كه سابقه بازى در مقابل ستارگانى چون دنزل واشنگتن، شون پن و رابرت دنیرو دارد به مرور در هر فیلم بهتر شده هست.
چهره وحشت زده او در مقابله با اتفاقات هراس آور در پشت شیشه اتومبیل تصویرى هست كه قطعاً در اذهان همه ما باقى خواهد ماند.

با این همه هنگامى كه موجودات بیگانه سرانجام ازسفینه هاى خود در پایان فیلم خارج مى شوند شوم و نفرت انگیز هستند، این موجودات اونطور كه تصور مى كردیم همچون كوسه فیلم آرواره ها رعب آور نیستند.
اسپیلبرگ با مسن تر شدن عاقل تر شده و از این رو رعب انگیزترین چیزها را واقعیت هاى جامعه امروز مى داند.
اینكه ما بزرگترین دشمنان خودمان و صد البته تنها امیدمان هستیم و شاید هستیون اسپیلبرگ كار خود را در این زمینه بهتر از اونچه فكر كنیم خوب انجام داده باشد و به ما اثبات كرده باشد كه دنیاى ما تا چه حد شكننده هست.

جنگ دنیاها

كارگردان: هستیون اسپیلبرگ فیلمنامه: دیوید كوئپ و جاش فریدمن برپايه كتاب هربرت جرج ولز

تدوین: مایكل كان موسیقى: جان ویلیامز

بازیگران: تام كروز (رى) داكوتا فانینگ (ریچل) میراندا اوتو (مارى اون) جاستین چاتوین (رابى)

مطالب مرتبط

 صدر نشینی جنگ دنیاها 

 کارنامه قبولی جنگ دنیاها 

 اعلان جنگ اسپیلبرگ به دنیاها 

 حادثه یازده سپتامبر در سینما 

 استیون اسپیلبرگ، مبارزات امت فلسطین و رژیم صهیونیستی 

 فرمود وگو با «استیون اسپیلبرگ» درباره فیلم هایش 

بازیگران: تام كروز (رى) داكوتا فانینگ (ریچل) میراندا اوتو (مارى اون) جاستین چاتوین (رابى)

مطالب مرتبط

 صدر نشینی جنگ دنیاها 

 کارنامه قبولی جنگ دنیاها 

 اعلان جنگ اسپیلبرگ به دنیاها 

 حادثه یازده سپتامبر در سینما 

 استیون اسپیلبرگ، مبارزات امت فلسطین و رژیم صهیونیستی 

 فرمود وگو با «استیون اسپیلبرگ» درباره فیلم هایش 

olor="#0000ff">

لس اونجلس تایمزـ كنت توران


نظرات کاربران

68 out of 100 based on 33 user ratings 508 reviews