»»» زیبا سازی شهر و مقالات مرتبط با آن «««


»»» زیبا سازی شهر و مقالات مرتبط با آن «««



تو این تاپیک درمورد مهندسی شهر سازی حرف میزنیم

و قشنگ سازی شهر حرف میزنیم



12 اختراع قادرند انسان را به اَبَرانسان تبديل کنند

1:



تصاویری از عجایب هفت‌گانه دنیای معماری مدرن

2:

شهر، معمارى، انسان
معماری

اين مقاله به شانزده شهرى اختصاص دارد كه در بخش اصلى دهمين نمايشگاه بين المللى معمارى «آرسنال» - واقع در ونيز - ارائه شدند.


یک سوال از مهندسین عمران عزیز
پايه انتخاب اين شهرها به گونه اى هست كه از لحاظ تنوع، اندازه و پراكندگى جغرافيايى در سراسر كره زمين، مجموعه اى كامل و گايشانا، براى ترسيم وضعيت كلى فراهم آورند.


تاپيك مقايسه جامع تامكت با ساير جنگنده ها
لازم به ذكر هست جمعيت اين شهرها بالغ بر سه و نيم ميليون نفر هست.


اطلاعات کلی درباره قطعات هواپیما
از همه مهم تر، دليل انتخاب اين شهرها كه هركدام در يك دوره مشخص وقتى دستخوش تحولات عمده اى شده اند، اين بوده كه بر روى شكل يك شهر، سياست هاى ساخت، اداره و توسعه هاى آينده اون تأثيراتى مستقيم دارد.


آموزشهای ساخت هواپیماهای مدل
اين بخش، ديدى كلى را از هر شهر به دست مى دهد و شامل يك نقل كوتاه از زندگى رايج و حال و هواى هر كدام و يك تجزيه و تحليل تكميلى از ايشانژگى هاى فضايى و اجتماعى اون هاست كه به وسيله هيأت علمى دانشكده اقتصاد دانشگاه لندن تهيه شده هست.


هواپیماهای غیر نظامی
همه اين ها با هم، چشم اندازى مشابه از تحولات جهانى شهرى به دست مى دهند كه با كمى تغيير، در همه شهرهاى دنيا قابل پيگيرى هست.


تصور كنيد ما مى توانستيم از فضا تمامى كره زمين را در شب مشاهده كنيم.


Sky High Living : Contemporary High-rise Apartment
حلقه ها، ناحيه ها و نوارهاى بسيار بزرگ نور، تا حد خوبى نقشه جهانى محدوده هاى شهرى و ردپاى وسيع تر انسان هايى را كه با اون ها مرتبط اند منعكس مى كنند.

اگر ما به كانون هاى روشنايى و مراكز مصرف برق به عنوان نماينده هاى شاخص محل سكونت و زندگى انسان ها نگاه كنيم، الگوهاى بزرگ مقياس توسعه شهرى در برابر ديدگانمان شروع به شكل گيرى مى كنند.

از اينجا پى مى بريم كه بيشتر اروپا شبكه توسعه شهرى هاشورخورده و خط خطى شده، و نيز اين كه يك نوار فشرده شهرى كه از جنوب انگليس تا شمال ايتاليا كشيده شده، در حال تثبيت و گسترش در مركز اين قاره هست.
در شمال آمريكا، شايد به جز بيابان هاى اون، گستره وسيعى با يك شبكه تقريباً هندسى پوشيده شده هست كه بخش هاى مختلف كانادا و مكزيك را به هم متصل مى كند.

اين پيوندها و توالى هاى فضايى به هم پيوستگى شديدى را كه بين شهرها و نواحى مرتبط با اونها شكل گرفته به تصايشانر مى كشد.

با نگاه به جاهاى ديگر كره زمين بجز آمريكاى شمالى و اروپا نواحى فشرده و پايشاناى شهرى ديگرى را نيز مى توان تشخيص داد.
از آسمان، سرتاسر مجمع الجزاير ژاپن تقريباً مشابه يك زنجيره شهرى به نظر مى آيد.

اين امر نشاندهنده اون هست كه از هر نقطه اى در سراسر كشور ژاپن، در مدت وقت كوتاه چند ساعته، از طريق يك شبكه راه آ هن پيشرفته پرسرعت مى توان به پايتخت كشور دسترسى يافت.

در توكيو تقريباً هشتاد % جمعيت از وسايل حمل ونقل عمومى براى رسيدن به محل كارشان هستفاده مى كنند، (در لس اونجلس درست برعكس اين هست، يعنى هشتاد % امت از خودروى شخصى خود براى اين منظور بهره مى گيرند).

و اين خود الگايشانى از رشد مؤثر و كارآمد شهرى را، براى شهرى فراهم آورده كه امروزه بزرگ ترين ابرشهر جهان با بيش از ۳۰ ميليون جمعيت به شمار مى رود.

سپس يك دوره ركود اقتصادى، توكيو يكبار ديگر به موقعيت منحصربه فرد خود نزديك شده هست و معماران و برنامه ريزان اون به مسائل فضاى عمومى شهرى، و بطور خاص، رابطه عنصر آب با اين ابرشهر درهم فشرده كه با نفوذ دريا صورتى تكه تكه پيدا كرده مشغول اند.
نقشه جهانى به وضوح نشاندهنده شكل گيرى سريع نواحى شهرى گسترده در جنوب آسيا و نواحى ساحلى چين هست.

انتظار مى رود نزديك به نيمى از جمعيت شهرى جهان در خلال دو دهه آينده در اين نواحى متمركز شوند.

بر طبق نقل هاى ساوقت ملل، بمبئى (Mumbai) - كانون پرقدرت و پايشاناى هند - طورى پيش مى رود كه تا سال ۲۰۵۰ گوى سبقت گسترش شهرى را - به عنوان بزرگ ترين شهر جهان - از توكيو بربايد.

اما در اين زمينه، سرعت سرگيجه آور تغيير و تحولات در هيچ كجا به پاى اونچه در بزرگ ترين منظومه هاى شهرى چين ملموس و مشخص هست نمى رسد.

شانگهاى هم اكنون يكى از پرشتاب ترين ميزان هاى رشد را در ميان شهرهاى جهان دارد.

همينطور شهر «پكن» (Beijing) با سرعت در حال تغيير و تحول براى آمادگى و تدارك ديدن بازى هاى المپيك ۲۰۰۸ هست.

شانگهاى، هموقت با چالش هاى اجتماعى نظام دادن به جمعيت شناور روستاييان مهاجر - كه شايد تعدادشان به ۵ ميليون نفر برسد - جمعيتى معادل كل جمعيت «ميلان» را - كه به لحاظ وسعت شهرى بزرگتر از اون هست - در خود جاى داده و با حدود ۳ هزار ساختمان بيش از ۱۰ طبقه، در حالى كه ده سال پيش در مجموع كمتر از ۳۰۰ ساختمان داشت - با سرعتى نفسگير در حال گسترش در سطح و ارتفاع هست.

اما روند سريع شهرنشينى و شهرى شدن جوامع هميشه با روند رشد فزاينده اقتصاد و سرمايه گذارى هاى گسترده در زيرساخت هاى نواحى مجاور اقيانوس آرام، در آسيا، موازى نبوده هست.

در آفريقاى مركزى و ساحلى، اونچه ممكن هست مشابه خوشه ها و دسته هاى نامشخص نور در شب به نظر برسد، در واقع توده هاى بزرگ شهرى هست كه ميليون ها نفر سكنه را در خود پناه داده هست؛ در حالى كه شبكه روستايى و برق اون ناكافى و پايه ى ترين زيرساخت هاى اون ناكارآمد و ضعيف هستند.

فشارهاى جمعيتى و رشد اون پيوسته ادامه پيدا مى كند ـ تا سال ۲۰۱۵ به سكنه شهر لاگوس (Lagos) ۶۷ نفر و به جمعيت شهر «كينشازا» (Kinshasa) ۳۴ نفر در هر ساعت اضافه مى شود و ادامه اين روند سرانجام منجر به تمركز بى تناسب و نامتعادل جمعيت جوان دنيا در جنوب مى شود كه مقارن هست با بى تعادلى جهانى شاخصه هاى اجتماعى همچون سطح درآمد و سواد.

در مصر هر ۲۰ ثانيه كودكى متولد مى شود و بسيارى از امت به قاهره مهاجرت مى كنند.

در اين شهر بيش از ۶۰ % جمعيت در خانه هاى ساده و معمولى و ساختمان هاى بيش از چهارده طبقه و در شهرى زندگى مى كنند كه فقط يك متر مربع فضاى باز براى هر شهروند وجود دارد.

(در حالى كه سرانه اين فضا براى هر فرد ساكن لندن، معادل ۵۰ برابر اون مقدار هست).
حتى در ژوهانسبورگ، كه موتور اقتصادى و مركز فرهنگى آفريقاى جنوبى به شمار مى رود و شهرى هست كه احتمال مى رود جمعيت اون در مدت وقت كمتر از يك دهه دو برابر شود، به جاى اين كه به دنبال برنامه اى براى رشد زيرساخت ها باشند، فقط به فكر حفظ سطوح كنونى آماده سازى زمين و تأمين اون هستند.

در اين شهر كه در دوران پس از تبعيض نژادى به سر مى برد و با جنايات گوناگون، وحشت عمومى، اختلاف طبقاتى و ايدز دست به گريبان هست، تلاش هاى زيادى براى بازگرداندن امت به قسمت متروك پائين شهر صورت گرفته هست، در حالى كه ظرف دهه پيشين بسيارى از مشاغل و فعاليت هاى تجارى از اونجا به نواحى مشترك گمنام در حاشيه هاى شهر فرار كرده بودند.

به اين منظور، در اينجا، در حول و حوش مراكز حمل ونقل كه صفوف مسافركش هاى شهرى هستند برخى پروژه هاى كوچك مقياس طورى طراحى شده اند تا حوزه هاى عمومى شهر را دوباره انسانى كنند، چنان كه پشت حصارهاى امنيتى جامعه بسته پنهان نشوند.

در اين زمينه آگاهى روبه رشدى در حال پيدايش هست مبتنى بر اين كه برنامه ريزى هاى شهرى را، در واقع، يك برنامه كار جهانى به حساب آورند.

تأثيرات محيطى شهرها بر طبق ميزان افزايش جمعيتشان و مقدار منابع طبيعى كه مصرف مى كنند بسيار گسترده اند، هرجنبه زندگى شهرى دخالت هاى مهم و چشمگيرى در كل سياره زمين دارد، از ميلياردها انسانى كه خودروهاى شخصى خود را در طول بزرگراه هاى ابرشهرها مى رانند گرفته تا انرژى موردنياز، گرم كردن و خنك كردن ساختمان ها و يا تأمين منابع غذايى ما كه اغلب هر يك از يك گوشه ديگر جهان تهيه مى شود.
در اقتصادهاى پيشرفته چنين تخمين زده مى شود كه بيش از ۵۰ % انرژى در ساختمان ها مصرف مى شود و ۲۵ % اون در حمل ونقل؛ بنابراين هرگونه تغيير جزئى در نسبتى كه در شهرها ميان اين دو گونه مصرف انرژى در شهرها پديد بيايد تأثير عمده خواهد داشت.

در عرصه جهانى تاكنون چنين ديده شده كه ميزان پراكندگى و گسترش شهر و ساختمان هاى شهرى مى تواند با مصرف منابع تجديدناپذير انرژى مرتبط باشد.

نسلى از مديران و رهبران شهرى در حال برانگيخته شدن هستند تا اين چالش ها را رفع كنند.

براى نمونه، در اروپا بسيارى از شهرداران شهرهاى بزرگ درحال عملى ساختن برخى تحولات مهم شهرى هستند كه به يارى اون ها شهرشان براى رقابت در عرصه هاى اقتصاد جهانى و توليد مصرف و فرهنگ تواناتر خواهد شد.

هم اكنون اين شهرها در حال جواب دادن به چالش هاى اجتماعى معاصرند، به اين ترتيب، در بعضى موارد، جريانى بزرگ مقياس ساكنان جديد را در خود جا داده و در باقى موارد تمايل به رشد جمعيت را بدون اون كه به روش قهرآميز با اون به مواجهه برخيزد، به نحوى ديگر مديريت مى كنند.

مديريت شهرى در سرتاسر جهان با شتاب در حال رشد هست، از انجمن ها و ائتلاف ها براى گسترش و پيشرفت سريع و متعادل در ابرشهرهاى ايالات متحده گرفته تا هيأت هاى حاكم در شهرهاى بزرگ چين، كه تحولات اجتماعى اون ممكن هست منجر به كاهش تفكيك هستقرارها و اسكان هاى شهرى و افزايش بازارهاى كارى فشرده تر و پيوسته تر شود.

همگى در اين زمينه در تلاش اند.

تعدادى از خلاقانه ترين سياست هاى شهرى در ۲۰ سال گذشته در واقع از آمريكاى لاتين نشأت گرفته هست، منطقه اى كه از جهات ديگر در مشكلات عمده اقتصادى و بى تعادلى هاى اجتماعى روبه رشد گرفتار هست.
از اين مطالعه و بررسى موردى و گزينشى درباره وضع شهرهاى عمده جهان متوجه مى شايشانم كه دوران كنونى شهرهاى جهان و شهرنشينى معاصر پر از مشكلات گوناگون و چالش هاى مسائل شهرى هست، اما در عين حال نايشاند اون را مى دهد كه توان و زمينه بازنگرى و تفكر مجدد به معانى، عملكردها، هستعدادها و محاسن اشكال متفاوت ساخت شهرى و راهبردهاى اداره شهر را براى ما به ارمغان بياورد.

در اين موقعيت هست كه معماران و متخصصان طراحى مى توانند و بايد به ساختن جهانى بپردازند كه به لحاظ زيست محيطى و اجتماعى پايدار باشد.

با اون كه هر شهر با مجموعه مسائل و چالش هاى پيچيده خاص خود روبه روست آرا و عقايد مشتركى درباره مسائل شهرى و پيرامون تعدادى از مسائل گسترده و همه گير اون به صورتى گسترش يابنده مطرح شده كه همه شهرها و مسئولان اون، در هر نقطه جهان و با هر ايشانژگى، در صورتى كه %د مهار قواى اقتصادى و رسيدن به عدالت اجتماعى و يك زيست بوم سالم و صحيح هستند بايد به اون توجه داشته باشند.

براى ساده سازى مسأله و راحتى فهم اون بايد به بحث و تحليل درباره اين مسأله پايه ى و اوليه بپردازيم كه چگونه بايد توده هاى جمعيت تازه وارد را در وضعيتى با تراكم زياد و منابع غيرطبيعى جا داد و تسهيلات شهرى را براى اون ها فراهم آورد.

اما اين بيان روشن و روراست، تداخل پيچيده ابعاد اقتصادى، اجتماعى و محيطى را كه بايد مورد بحث و بررسى برنامه گيرد مى پوشاند و نيز محدوده مداخلاتى را كه متقابلاً تقايشانت كننده هستند و نياز به تدبير و طرح ريزى و اجراى صحيح دارند، مخفى مى كند.

از جمله اين مسائل مى توان به اين موارد اشاره كرد: تهيه و تدارك سرپناه مناسب، موقر و قابل خريد در نواحى با دسترسى خوب كه اتصال محكمى با ساخت و سازهاى شهرى اطراف خود دارند.

ايجاد فضاهاى عمومى سالم و امن، زيبا و طراحى شده كه موجب همبستگى اجتماعى هرچه بيشتر شود؛ توليد كسب و كار با دستمزد كافى و واقعيات كارى بى عيب و نقص كه موجبات خلاقيت كارى را فراهم آورد؛ ايجاد چرخه كارآمد توليد با مهارت و گروه هاى كارى هماهنگ و متحد؛ تأمين امنيت ارزان و سهل الوصول و ايجاد شبكه ترابرى سريع و مطمئن براى تمامى سكنه شهر و پيوند اون با شبكه هاى عمومى به هم پيوسته اشاره كرد.

اين ها برخى از شرایط شهرنشينى گسترده و جهانى عصر ماست كه نيازمند تجزيه و تحليل و انجام مداخلات در رده ها و رشته هاى گوناگون هست.

بنابراين به جاى پيشنهاد يك راهكار تك بعدى كه بخواهد راهگشاى همه مسائل بوده و در همه واقعيات كارساز باشد، قصد ما دادن اطلاعات مقايسه اى اجتماعى و فضايى با چشم اندازى گسترده هست براى حل چالش ها و ايجاد فعاليت هاى خلاق ريخت شناسى هست كه با سرمايه ها و مشكلات منحصربه فرد هر سامانه شهرى و شهروندان اون تناسب داشته باشد.

اطلاعاتى كه براى مقاصد دهمين نمايشگاه بين المللى معمارى ترتيب داده شده و همه معماران را به عمل در جهت رسيدن به اين مقاصد دعوت مى كند.


3:


4:


بهترين طراحی فضای سبز آمريکا در سال 2003
مطالبی که در زير می خوانيد؛
فعاليتهای موسسات معروف طراحی فضای سبز در آمريکا می باشد
که موفق به در يافت جايزه ASLA 2003 گرديده اند.
طرح اول متعلق به موسسه ای بنام SWA می باشد که در پی اقدامات خود در زيباسازی محيط کار
در يکی از نقاط دور افتاده ايالت تگزاس، موفق به کسب
جايزه بهترين معماری فضای سبز در سال 2003 شده هست.
طراحی شرکت سهامی وست ليک (West lake) در محوطه سازی و فضای سبز برگرفته از مزارع ايالت تگزاس می باشد.

اين شرکت با وسعت 650000 فوت مربع زيربنا و پارکينگی با ظرفيت 2700 خودرو، به همراه جنگل، چمنزار و درياچه های کوچک در نزديکی سولانا، بين دالاس و فورت ورث برنامه دارد.

اين منطقه دارای مزارع فعال و دو درياچه، چمنزاری با گلهای وحشی و زمينی با تپه زارهای کوچک می باشد.

اينجا اولين سرزمينی بود که در پيشرفت سريع بزرگراه 114 در شهر وست ليک تحت تاثير برنامه گرفت و مزارع اون تحت فشار گسترش شهری آسيب ديدند.


طی توافقات وهمکاريهای نزديکی که بين موسسه طراحی SWA و نماينده خريداران پديد آمد؛ اين موسسه تاکيد کرد که محوطه سازی اين ناحيه بايد از مدل خانه های روستايی تبعيت کند وشامل ساختمان، جاده و پارکينگ در دل طبيعت بکر و فضای بومی باشد.

خودروها بايد در پارکينگهای پنج طبقه نگهداری شوند تا از اين راه درختان حفظ گردند و انعطاف لازم برای بوجود آوردن سبزه و چمنزار در خاک بدست آيد.

برای جداسازی پارکينگ خودروها از ساختمان اداری، طراحان اوندو را دور از هم برنامه دادند وبا يک راهرو سرپوشيده (بعنوان سايه بان) اونها را به هم متصل نمودند.

گذر از اين راهرو همانند سفری از درون گلها، چمنزارها و درختان اين ايالت هست.


بدليل تقاضای خريدار، چمنها و گياهان بومی موجود در اين محوطه، تداعی نماينده مرغزارهای شمال تگزاس می باشد.

فضای عمومی خارجی متشکل از قلوه سنگ، آبهای چشمه مانند و شمه ای از گياهان سرزمينهای خشک همچون کاکتوس هست.

کاربرد ماسه سنگ تگزاس، فولاد وشيشه در ساخت محوطه و ساختمان، صحنه ای را بوجود آورده هست که در هم آوايی کامل با رنگ و بافت ظريف منطقه هست.

خيابانها باريک و بدون جدول ساخته شده اند تا يادآور جاده های ايالت باشند و آب را به فضای سبز اطراف خود بازگردانند.

چراغهای کنار خيابان بجای پايه بر روی درختان نصب شده اند و از بکار بردن اشيای فلزی تا حد امکان کاسته شده هست.

هر يک از اجزاء اين طراحی به حفاظت از درختان و گياهان موجود در اين ناحيه تا سر حد امکان کمک می نمايند و در بازسازی آب بند، تشکيل مجدد درياچه ها، لايروبی و بازگرداندن ساکنين اطراف به اين محل نقش بسزايی را بازی می نمايند.

در کنار تمام اينها، حدود 1000 اصله درخت نيز برای نسل آينده جنگل کاشته شده هست.


* * * * * * * * * * * *



باغ درختان بلوطی که کاملا رشد يافته اند؛ اطراف راهروی مسقفی که پارکينگ را به ساختمان اداری پيوند می زند؛ جلوه خاصی دارد.

گذر از اين راهرو همانند سفری از ميان دشت پر از گل و سبزه و درخت هست.


* * * * * * * * * * * *


با هستفاده از جنگل، چمنزار و درياچه؛ اين مکان بگونه ای طراحی شده هست که نمادی از خصوصيات يک مزرعه روستايی بوجود آيد.

اين موفقيت با چيدن 650000 فوت مربع ساختمان اداری ايشانک پارکينگ با 2700 خودرو ظرفيت در کنار جنگل، چمنزار و درياچه ها به دست آمده هست.


* * * * * * * * * * * *



ماسه سنگ، ماده غالب تشکيل دهنده ساختمان و سواحل آبی پيرامون راهرو اصلی هست.

چنين ترکيبی، اين تصور را در ذهن بيننده بوجود می آورد که ساختمان و درياچه هر دو بخشی از ماسه سنگهای محيط اطراف می باشند.


* * * * * * * * * * * *



رودی که وظيفه زه کشی محوطه را برعهده دارد؛ لذت بصری ناظرين را نيز فراهم می آورد.

زير ساخت رودخانه متشکل از قلوه سنگهايی هست که بر روی تورهای فلزی در سراسر رود برنامه گرفته اند و هنگامی که آب از اونها می گذرد؛ کف می کند و حباب بوجود می آورد وبصورت موجهای کوچک لغزان سطح رود را می پوشانند و بگونه ای تداعی گر چشمه های جوشان محلی هست.


* * * * * * * * * * * *



مرغزاری که ساختمان اصلی را باگلهای وحشی در آغوش گرفته هست؛ از خاک همين محل پوشيده شده هست و در خود فضای سبزی را پرورانيده هست که نمايانگر پيشرفت طبيعی دنيای بيرون خود در آينده هست.



* * * * * * * * * * * *



گياهان "چند سال زی" آميخته با چمنهای سرسبز، نمونه ای از گلهای وحشی محبوب تگزاس را در برابر چشمهایمان به تصايشانر می کشند.

* * * * * * * * * * * *



پانزده نوع چمن مختلف، شامل چمنهای بومی و تزئينی، فضای سبز طبيعی را به فضای مصنوعی ساخته انسان پيوند زده اند.

* * * * * * * * * * * *


در مکانی دور از ساختمان اصلی، سايبانی خنک بازديد نمايندگان را به گشت وگذار دراين فضا فرا می خواند.

لبه درياچه نشانگر سه همخوانی با محيط زيست طبيعی هست: اولين اونها ساحلی ساخته شده از سنگهای رسوبی هست؛ نمونه دوم ساحلی پوشيده از گياهان آبزی بومی هست و آخرين اونها هم ساحلی هست پوشيده از نيلوفر آبی که در کنار درياچه های آمريکا می رايشاند.

5:


6:

»»» برنده جايزه بهترين معماری فضای سبز درپنسيلوانيا در سال 2003 «««
مرکز پل گتی يکی از معروفترين ساوقتهای هنری در جهان هست که بر روی مکانی برفراز يک تپه در مقياس 110 آکر ساخته شده هست.

اين مرکز، توسط 600 آکر محيط طبيعی حفاظت شده در دامنه کوههای سانتا مونيکا احاطه شده هست.

با قابليت پذيرش در حدود 1.4 ميليون بازديدنماينده و 1500 کارمند در سال، اين ساوقت پيشرفته بخوبی نيازهای خصوصی و عمومی بازديدنمايندگان را برآورده می کند.

از همان آغاز طراحی، باغها و فضاهای باز از جمله اجزاء کليدی اين مرکز به شمار می آمدند و راهی در جهت ايجاد يک مکمل باارزش به اين مقصد فرهنگی گردشگران و ميراثی برای آيندگان.

اين هدف عالی منجر به پديد آمدن فضای سبزی شد که به محيط زيست ارج می نهد و اين ارثيه گرانقدر را محافظت می کند.

اين مکان، کاربرد را به لذت بصری پيوند می زند وعلم باغبانی را با زيبايی شناسی ترکيب می نمايد.


فضاهای سبز، چشمه ها و باغهای مرکز گتی بسيار متنوع و پيشرفته اند.

اين امکانات از يکسو نشانگر محيط طبيعی جنوب کاليفرنيا هستند و از سوی ديگر معرف دستاورد موسسات فضای سبز جهان در عصر نايشانن هست که ريشه ای در فرهنگ گذشته دارند.

ايشانلاهای تپه ای ايتاليايی در وقت رنسانس الگايشانی شد برای معماری اين مکان که در اون، زمينهای شيب دار با خانه هايی با کرتهای پله ای، باغها و حياطهای روستايی خودنمايی می کردند.

هر چند که اين نوع معماری فضای سبز نشات گرفته از معماری مديترانه ای اسپانيا، فرانسه و ايتاليا هست؛ ولی ترکيب اون با محيط طبيعی کاليفرنيا که خصوصياتی همچون دامنه گسترده گياهان، تکنيکهای علمی باغبانی و نياز به پرهيز از فرسايش و آتش افروزی دارد؛ بسيار حائز اهمييت هست.

در طول سفر به اين نقطه، باغها و چشمه ها رشته ای از آهنگهای موزون، رنگ و صدا را در برابر چشم بينندگان به تصايشانر می کشند و بافتار، نور و سايه ها به همراه رايحه ای خوش، در ستايش از معماری بر می آيند و جزئيات ظريفی را برای ناظرين مکشوف می نمايند.

با بالا رفتن از تپه، درجه حرارت ورنگ گياهان بخاطر برنامه گرفتن بيشتر در معرض آفتاب افزايش می يابد.

درختان زيتون در اين ناحيه يادآور شهر آتن و الهه عقل هست.

در کنار ايجاد اين مرکز، موسسه گتی با ايجاد اين باغها و گياهان نشان داده هست که با توجه به ذخاير آبی وآب و هوای جنوب کاليفرنيا، چنين فضای سبزی را نيز می توان ايجاد کرد و الگايشانی برای مناطق اطراف پديد آورد.

چشمه ها نيز همانند باغها، تجربه باغبانی سنتی را با ايجاد چشمه آمفورا که در ديواره های سنگ آهکی حفر شده هست و از شکل باستانی برای ايجاد يک غار مدرن بهره جسته هست؛ تکرار نموده اند.

در کنار تمام اينها، در مرکز محوطه موزه، چشمه های پرآبی در همسايگی هم وجود دارند که تجسم عينی تاريخ کاليفرنيا با اون سنگهای مرمر خاص خود می باشد که از صحرای نوادا آورده شده اند.


* * * * * * * * * * * *



باغ کاکتوس درجنوب پرومونتری

* * * * * * * * * * * *



چشمه حياط موزه

* * * * * * * * * * * *



آگاوس (Agaves)، يوفوربياس (Euphorbias) و ساير گياهان صحرايی بر روی کرتهای جنوبی

* * * * * * * * * * * *



چشمه ای در محل ورودی ميدان عمومی.
استخر بوسيله يک آبشار کوچک پر می شود که از پله های ورودی موزه به پايين جاری می گردد.

7:


8:

»»» طرحهای ديگری که جوايز ASLA 2003 را دريافت کرده اند: «««
خيابان ميشن سانفرانسيسکو:
نمايی زيبا از راه گرانيتی باز آميخته ای که از دو سايشانش بيشه خيزران رايشانيده و در سنگهای سخت و گلدانهای برنزی فرو رفته هست.

اين مسير گرانيتی با سطح شيبدارش قابل هستفاده برای معلولين نيز می باشد.

گذرگاه خيابان لايشانيس، لاس وگاس:
پياده رو خيابان لايشانيس متناوبا از طرق مختلفی شکل گرفته هست.

وقتی بوسيله يک پل، گاهی بوسيله راهرايشانی از جنس سيمان گرم ايشانا مقداری قلوه سنگ معمولی.

خيابان ماپل، کمبريج:
نمايی از مدخل جنوبی خيابان ماپل

9:


10:

طرح بازسازی میدان عمومی de España ، مبتنی بر طرحی از گروه Herzog & de Meuron بود که در سال ۱۹۹۸ برنده ی جایزه ی اول مسابقه ای بر همین پايه شده بود.

هدف این پروژه افزایش رابطه ی بین شهر و دریا از طریق ایجاد فضایی جدید و البته مبتکرانه بود.



طرح مورد نظر برای این میدان شامل یک دایره ی بزرگ و پهناور مقعر پر شده از آب هست که به دایره ی مجاورش که یادبودی از جنگ های داخلی اسپانیا با دیکتاتور این کشور، Francisco Franco مماس میشود.

اطراف این دایره ی پهناورهم مجموعه ای از فضاهای عمویمی برنامه میگیرد که توسط چهار تراس تقسیم میگردد.



چهار تراس برای مقاصدی نظیر راهنمای جهانگردان، خرده فروش ها، یک کافی شاپ و راه دسترسی به پارکینگ زیرزمینی در چهار طرف میدلن تعبیه شده هست.

هیچ کدام از این چهار تراس به یکدیگر شباهتی ندارند و کاملا” بر پايه شکل طبیعی زمین دور میدان را پوشانه اند.



دایره ی سفید مقعری که تا قسمتی از اون پر از آب می شود، محلی هست برای آب تنی کودکان و سالمندان که با نوع خاص رنگ آمیزیش ، سعی در یاد آوری سواحل مناطق گرم یری را داشته.

اولین بار ایده ی ساخت همچنین میدانی با این فکر همراه بود که شاید بتوان پر و خالی شدن این میدان را به صورت خودکار همراه با جزر و مد دریا تنظیم کرد ] ولی متوجه نشدم که در طرح نهایی هم به این ایده شکل داده شده یا نه! [ .

طرح گرافیکی داخل میدان هم طرحی برگرفته از یک قلعه ی باستانی در اون منطقه هست.

منبع : 1memar

11:


12:



حظ بصری : فضای شهری با رنگ٬ بافت ٬ مقیاس و ماهیت ارزشمند می شود و شخصیت و یگانگی می یابد .

گوردن کالن( ۱۹۷۱) به ارزش تجربه بصری و انباشتگی تجربه ادراک محیط از راه بینایی پی برد و خواستار اصلاح محیط شهری از طریق انسجام دادن به عناصر چشم انداز و منظر خیابان شد.

راهکاری که مورد تحسین هنرمند مدرنیست: نیکلاس پوزنر واقع شد ولی به دلیل تک بعدی بودن و تاکید تنها بر جنبه بصری مقبولیت چندانی نیافت.

اما اندیشه کالن مقدمه ی چرخش از دیدگاه های تمامیت خواهانه مدرنیست ها بود که با تاکید بر جنبه عملکردی در طراحی فرم به دنبال سراب "وحدت هنر و تکنولوژی" بودند.


عکس بالا از یک خیابان مسکونی قدیمی در لندن (بشت دانشگاه کالج لندن و نزدیکی ایستگاه یوستون) که نمونه یک فضای شهری موفق را نشان می دهد.

شکل گیری این فضا بصورت ارگانیک بوده و عناصری مانند مبلمان شهری و علائم ترافیکی بعدا به اون اضافه شده اند.

وضوح و خوانایی ٬تقارن و تباین در رنگ ٬ نما و جداره ها ٬ الحاقی ها ٬ارتفاع بناها ٬ بنجره ها ٬رعایت مقیاس انسانی ٬ چیدمان موفق مبلمان با زمینه ٬ بیوستگی با ساختمانهای مجاور ٬تلفیق عمودی و افقی کاربری ها ٬ ذخیره انرژی ٬ فضای سبز در کنار هم فضای مطبوعی برای حرکت در امتداد خیابان و تماس فعالانه با محیط ایجاد می نمايند

13:


14:

فهرست زيباترين شهرهاي جهان

نشريه آمريكايي فوربس فهرست ده شهر زيباي جهان را منتشركرد.

شهر لندن در فهرست زيباترين شهرهاي جهان مكان نخست را به خود اختصاص داده هست .به فرموده كارشناسان هيچ شهري از نظر فضاي جهان وطني با پايتخت انگلستان قابل مقايسه نيست.


به نقل واحد مركزي خبر، نشريه فوربس به نقل از كارشناسان با اشاره به اين كه يك سوم ساكنان لندن در خارج از اين شهر متولد شده اند مي افزايد، ساكنان لندن سبك فرهنگي، مد و غذاهاي ايشانژه و خاص خود را دارند كه اين مشخصه اصلي زيباترين شهر دنياست.



دراين فهرست شهر پاريس ، پايتخت فرانسه به علت حال و هواي رايشانايي،معماري و سبك كلاسيك شهر سازي ،تمايل ساكنان اون به مد و ذوق و سليقه اونها مكان دوم را به خود اختصاص داده هست.

مكان سوم به سيدني هستراليا اختصاص يافته كه يكي از زيباترين شهرهاي جهان هست.



شهرهاي مادريد، بارسلون، كانبرا، نيايشانورك، رم، برلين و آمستردام به ترتيب در رده هاي چهارم تا دهم فهرست زيباترين شهرهاي جهان جا گرفته اند.





منبع : جام جم

15:


16:

مجسمه های زیبا در شهر هااااااا





















17:


18:

















د

19:


20:

از شهرهای مالزی هم اگه میشه مطلب بگذارید...
با سپاس

21:

اگه گیرم بیاد حتما

22:

واقعا چه قدر میتونه این جور ابتکارات و خلاقیتها در عین حال ساده و زیبا، با نقاشی واسه زیبایی شهر و ساختمون و روحیه آدما مفید باشه
من که هروقت این نقاشیهارو می بینم انگار که این شهر واقعی نیست بیشتر شبیه به شهر عروسکها می مونه












23:














24:














25:




این نقاشی روی یکی از دیوارهای منتهی به میدان ونک کشیده شده.

خلاقیت و ابتکار در قسمت پائین این نقاشی که البته عکسش اینجا نیست وجود داره.



اما نکته انحرافی اینجاست که این نقاش یا طراح احمق..

ترویج فرهنگ آشغال بیرون ریختن رو انجام داده..

نمیشد حالا اون خانم در حال گلدان گذاشتن یا کار دیگری باشند؟ بجای فرش تکاندن؟!! و ریختن آشغال منزل به خیابان!

26:


27:


پوتراجايا مركز اداري جديد دولت فدرال مالزي هست كه از پايتخت كنوني كوالالامپور فاصله اي حدود 25 كيلومتر دارد؛ در عين حال كوالالامپور همچنان به عنوان مركز اقتصادي و تجاري باقي خواهد ماند.

انتقال دستگاه های اجرايي و اداري از كوالالامپور به پوتراجايا در خط مشي سياست هاي دولت براي همگن كردن و غير متمركز ساختن زمينه هاي پيشرفت در نقاطي غير از كوالالامپور هست.

پيشرفت كوالالامپور در بسياري از زمينه ها باعث ايجاد انگيزه سكونت در اون شده هست و اميد مي رود كه اين رشد و ترقي در جزيره كلنگ هم ادامه پيدا كند.پوتراجايا اولين باغشهر هوشمند مالزي ناميده شده هست.

در واقع اين شهر يك شهر نمونه هست؛ مركز سيستم عصبي يك ملت و مكاني ايده آل براي زندگي كردن، كار، تجارت و شركت در فعاليت هاي ورزشي و هر اونچه كه بخواهيد!
پوتراجايا وعده يك زندگي با كيفيت و راحت را مي دهد؛ باغ هاي بوتانيكي، سبزه هاي انبوه و پارك هاي پراكنده در سطح شهر به وسيله مكان هاي وسيعي از آب احاطه شده اند.

مناطق مسكوني با قطب هاي تجاري و مراكز رفاهي عمومي كه براي يك محيط زندگي - كار ايده آل طراحي شده اند، حمايت مي شوند.

در واقع شهر برمبناي 3 ايديولوژي ساده ساخته شده: انسان و خالق او، انسان و انسان و نهايتا انسان و طبيعت.پوتراجايا يكي از اون شهرهايي هست كه هر كدام از ما ممكن هست در ذهن خود تصايشانر اون را براي شهر ايده آل ساخته باشيم.

شهر، كاملا بر مبناي اصول شهر سازي ساخته شده و نشانه هاي شهري كه بازگو كننده هايشانت ملي - فرهنگي هست نيز در نقاط مختلف اون پراكنده شده هست.

مساجد پوترا، داتاران پوترا و سري پاندا با معماري تحسين برانگيز مالزيايي اسلامي نمونه هايي بي نظير از اونها هست.


پوتراجايا
شهري كاملا برنامه‌ريزي شده هست.

همه چيز در اين شهر پيش از اينكه ساخته
شود برنامه‌ريزي شده هست: از كاخ نخست‌وزيري گرفته تا مراكز خريد،بلوك‌هاي مسكوني و چراغ‌هاي خيابان‌ها.




اين شهر يكي از پايتخت‌هايجنوب‌شرق آسياست اما در اون توسعه بي‌رايشانه حاشيه شهر وجود ندارد.

خانه‌ها
بايد رنگي را كه براي اونها مشخص شده هست، داشته باشند و در هيچ خانه‌ايحصار (فنس) وجود ندارد.

پوتراجايا شهر قانون هست.

مقامات شهر سعي مي‌كنند
در اون يكپارچگي و هستانداردهاي خاصي كه تعريف شده هست به دقت اجرا شود.

اين شهر در مقايسه با شهرهاي جاكارتا و بانكوك كه در اونها معماري هواي بازرا از ساكنان مي‌گيرد يك بهشت به حساب مي‌آيد.


شايد بتوان فرمود پوتراجايا را مي‌شود با پايتخت‌هاي مصنوعي ديگر جهان،برزيليا و كانبرا مقايسه كرد اما نكته اينجاست كه پوتراجايا مانندهيچ‌كدام از اين دو نيست.

پوتراجايا با كلانشهري به نام كوالالامپور كه
يكي از شهرهاي مشهور جهان هست تنها 25 كيلومتر فاصله دارد و به‌گونه‌ايخود حومه اين شهر به حساب مي‌آيد؛ حومه‌اي مدرن، از لحاظ اداري و سياسيبسيار مهم و بسيار آرام.در مركز شهر با هستفاده از جريان هدايت‌شده آب، يكجزيره ايجاد شده هست.در اطراف اين جزيره چندين پل وجود دارد تا جزيره را به ديگر مناطق شهرمتصل كند.

وجود درياچه‌اي مصنوعي و پاكيزه،‌ پوتراجايا را به مكاني رؤيايي تبديلكرده هست و شهروندان اون مي‌توانند از آرامش بي‌نظيري كه در شهر وجود دارداستفاده كنند.

مقداري از اين آرامش البته با هستفاده از تلايشانزيون‌هاي
مداربسته و گشت‌هاي امنيتي خصوصي در شهر تامين مي‌شود.

در كنار اون شهر
نسبت به كوالالامپور هواي پاكيزه‌تر و خنك‌تري دارد.

از ديگر مولفه‌هاي
وجود آرامش در شهر اين هست كه امت در محلات همديگر را مي‌شناسند و نسبتبه شهرهاي بزرگي همچون كوالالامپور ارتباطات بيشتري ميان‌ اونها بربرنامه هست.





اين كه در شهر هيچ حصاري وجود ندارد هم يكي از مولفه‌هاي ديگر وجودآرامش در شهر هست.

اين مسئله ابتدا با واكنش منفي ساكنان مواجه شد.

اونها
نسبت به زندگي در جايي كه در اون هيچ حصاري وجود ندارد بي‌ميل بودند اما پساز مدتي از اين امر هستقبال كردند.
اما آرامش تنها چيزي نيست كه ساكنانيك شهر نياز دارند.

شهروندان گاهي به هيجان و شلوغي نياز دارند و اين چيزي
است كه پوتراجايا نتوانسته هست به ساكنان خود بدهد.






بسياري از ساكنان جوان پوتراجايا از نبود زندگي هيجان‌آميز در شهر گلهدارند.

اين شهر ساكت‌تر از اون هست كه جوانان بتوانند در اون جواني كنند
.

كمبود امكانات تفريحي يكي از مشكلات ديگري هست كه امت شهر با اون روبه‌روهستند.

با اين حال برخي مسئولان شهري ضمن تلاش براي رفع اين مشكلات
معتقدند كه پوتراجايا پايتخت اداري و سياسي مالزي هست و شهروندان اون بايدبا اين حقيقت كنار بيايند.

اونها معتقدند بيشتر ساكنان اين شهر از كاركنان
دولتي هستند و زندگي اونها در چارچوب‌هاي خاصي تعريف شده كه شهر مطابق بااونها معماري شده هست.





مسجد شهر پورتاجايا ، مسجدیبا گنبد صورتی رنگ و نقش و نگار برجسته طرح اسلامی بر اون و گلدسته ای بهارتفاع 116 متر که بلندترین مناره جنوب شرقی آسیاست.علاوه بر تفاوت تعدادگلدسته ها( مسجد های اهل سنن، تنها یک گلدسته دارند )، چهار گنبد کوچک تر، گنبد اصلی رو احاطه کرده اند.






دایره‌های به قطر ۳۰۰ متر با آبنماهای متعدد میدان پوترا را می‌سازد.

پل پوترا، مسجد جامع، منزل و دفتر کار نخست وزیر ساختمان‌های اطراف این میدان هستند.

در فواصل ساختمان
های فضای سبز و محوطه باز تشکیل دادهاست.

ستاره بزرگ یازده پر به نشانه یازده ایالت کشور در سال
۱۹۵۷ در درون این دایره بزرگ محاط شده هست.

در سال
۱۹۶۳ پس از اضافه شدن دو ایالت دیگر ستاره سیزده پر و سپس چهارده پر در قسمت مرکزی میدان ساخته شد.

هم اکنون در سال
۲۰۰۸ میلادی کشور مالزی دارای ۱۴ ایالت می‌باشد.


میدان با پلکانی درانتهای محوطه مسجد به سمت دریاچه زیبای پوتراجایا می رود.

اما پیش از
رسیدن به دریاچه، باید از میان ساختمانی بگذریم که انواع و اقسام رستورانها را در کنار هم جای داده هست.

قبلا هم نوشته بودم که امت مالزی به غذا
خوردن بیرون از خانه بسیار علاقه مند هستند و در همه ساعات روز، همهغذاخوری ها و رستوران ها مشتریان خود را دارند.

برخلاف تصور ما از رستوران
های نزدیک مساجد، این ساختمان و رستوران هایش همگی تمیز و شیک هستند.

انتخاب رستوران می ماند برای شام و سپس گردش.



نشانه ۷۸ متری مرکز میدان مرکو تاندایادآور تولد شهر پوتراجایا هست.

سه ضلع حجم مخروطی مرکز یادآور سه اصل اصلی طراحی شهر، خدا، انسان و طبیعت هست.

واقع شدن این میدان بر روی تپه مشرف به شهر،‌ دید پانارومیک به کل شهر از این نقطه میسر هست.استفاده از تکنولوژی بالا و پایبندی به الگوهای سنتی در ساخت این یادمان، نشان طراحی کل شهر پوتراجایاست.

ماه و ستاره چهارده پر موجود بر پرچم ملی مالزی نیز بر روی بدنه مخروطی شکل اون نقش بسته هست.




28:

مطالبی در خصوص نحوه زیباسازی و مبلمان معابر و مکان های عمومی نیویورک

شهرداری شهر نيايشانورک با در نظر گرفتن طراحی و حفظ زيبايی فضاهای شهری سعی در ايجاد محيطی زيبا و شاد برای شهروندان خود دارد و در اين راستا از حوزه های مختلفی کمک می گيرد.
مجهز سازی فضاهای سبز و باز شهری:
در اين پايگاه اطلاعات لازم برای زيبا سازی، طراحی، بالا بردن تسهيلات و قيافه ظاهری پارک ها و فضا های سبز گنجانده شده هست که قسمتی از اون را مورد بررسی برنامه می دهيم.


در ابتدا نيمکت ها:
در مجهز سازی فضاهای سبز و باز شهری ابتدايی ترين روش برای احساس آرامش و راحتی در پارک ها صندليها و نيمکت های پارک می باشد.

طرز برنامه گرفتن اين صندليها بايد بصورتی باشد که دسترسی به اونها آسان و راحت بوده يعنی در سراسر پارک و به تعداد زياد موجود باشد.

صندلی ها بايد در روبروی مناظر زيبا اما در جايی که در مسير رفت و آمد افراد برنامه نگيرد، واقع شود.
صندليهای مراکز عمومی شهر نيز می تواند برای آسايش و راحتی شهروندان در کنار مراکز خاص مانند ايستگاهها، کیوسک ها، باجه های تلفن، ظروف زباله و شيرهای آب برنامه بگيرند.
بيشترين جايی که محل برنامه گرفتن صندليها در سطح شهر می تواند باشد مراکزی هست که رفت و آمد امت در اونجا زياد هست، بخصوص در مکان هايی که برای هستراحت و تفريح امت باشد.


فضاهای باز زيبا و مناسب عمومی به شهروندان اين امکان را می دهد تا در کنار يکديگر از طبيعت اطراف لذت ببرند و با داشتن مکان مناسبی برای نشستن احساس رضايت اونها چندين برابر شود.

افراد مختلف نوع های متفاوتی از صندليهای پارک يا فضاهای سبز را می پسندند، که اين سلايق متفاوت نحوه طراحی صندليهای پارک را تعيين می کند و به اون تغييراتی می دهد.
برای مثال جوانان اغلب بر روی بالای صندلی يعنی تکيه گاه اون می نشينند تا بر روی خود صندلی و اين مورد بايد در طراحی صندلی های پارک يا فضاهای آزاد شهری مورد توجه برنامه گيرد و صندليهایی را که به اين مراکز اختصاص می دهند از هستحکام بيشتری در ناحيه پايه ها برخوردار باشد.
يا بطور مثال برای افراد مسن نيمکت هایی که دارای پشت يا تکيه گاه هست راحتتر از نوع بدون پشت اون می باشد.
در صورتی که برای افراد معمولی صندليهای بدون پشت به اونها اين امکان را می دهد تا در دو طرف نيمکت بنشينند.
پس اين را بايد در نظر گرفت که در پارک يا فضاهای سبز شهری که امکان هستفاده اقشار مختلف هست بايد تمام امکانات رفاهی در نظر گرفته شود و صندليها و نيمکت ها طوری برای اين مکان ها ساخته شوند تا مورد هستفاده بيشتری برای همگان داشته باشند.
در همين راستا و برای پيشگيری از خراب کردن مبلمان عمومی شهر بايد به اين نکته توجه داشت که خرابی بيشتر شامل چه چيزهايی می شود، چه وقتی اين خرابکاريها صورت می گيرد و توسط چه کسانی، سپس برنامه های پيشگيری را بکار بست.


ايستگاههای اتوبوس:
داشتن يک ایستگاه اتوبوس مناسب برای تمام سيستم های حمل و نقل درون شهری امری واجب و ضروری می باشد.

اما مناسب بودن اين ايستگاهها بسته به نظرات شهروندانی که از اون هستفاده می نمايند دارد.

از ديد مديران شهری که مسئوليت رسيدگی به اين موارد را بر عهده دارند يک ايستگاه مناسب، ايستگاهی هست که به مراقبت و نگهداری کمتری احتياج داشته باشد.

از ديد شهروندان يک ايستگاه خوب بايد دارای محيط ديد بالا و امکان سوار شدن راحت به اتوبوس را داشته باشد.

هر دو اين نظرات خوب و به جا می باشد، زيرا ساختن ايستگاههایی که مورد هستفاده کمتری دارند، تنها هدر دادن سرمايه و ايجاد مشکل برای مسئولان هست.

طراحی و ساخت مناسب اون می تواند مدت وقت انتظار برای اتوبوس را لذت بخش کند.<img width="132" border="1">
برای تصميم گيری در مورد اينکه چه نوع ايستگاهی در نقاط مخصوص بايد ساخته شود و کسب اطلاعات پيرامون طراحی و نحوه ساخت، مطالب زير را بررسی می کنيم:
_ آيا به ايستگاه اتوبوس نيازی هست؟
_ ايستگاه باید در کجا واقع شود؟
_ چگونه طراحی کردن ايستگاهها؟
_ چگونگی مديريت و نگهداری از ایستگاهها؟
آيا به ايستگاه اتوبوس نيازی هست:
مکانهای بسیاری هستند که به علت نداشتن سايه بان، مکان های تجاری پر رفت و آمد، مکانی که آمد و شد افراد سالمند در اونجا بيشتر هست و مکان هايی که آب و هوا اعتدال مناسبی نداشته باشد، برای رفاه شهروندان احتياج به نصب ايستگاههای اتوبوس درون شهری هست.
ايستگاه باید در کجا واقع شود:
بهترين مکان برای برنامه دادن ايستگاههای اتوبوس در نزديکی مغازه ها و در نزديکی تقاطع ها هست، که در اين صورت بايد 10 فوت از مسير عبور و مرور عقب تر باشد تا ایجاد ترافيک و برخورد با افراد پياده را نکند.
و چنانچه ايستگاه از تقاط دور باشد، سايه بان ايستگاه بايد 40 فوت از پياده رو عقب تر باشد تا برای ايستادن اتوبوس مشکلی را ايجاد نکند.<img width="200" border="1">
ايستگاهها همينطور بايد در مسير موازی با پياده رو ها برنامه گيرد تا تداخلی با افرادی که در پياده روها در حال عبور و مرور هستند، پيدا نکند.
طرز برنامه گرفتن اين ايستگاهها بايد بصورتی باشد که امت از باد و باران در فصل زمستان و از تابش اشعه خورشید در فصل تابستان محافظت شوند.

هرچند این نکته مهم هست که ايستگاه دقيقاً باید به سمت خيابان باشد تا به افراد امکان آمد و شد راحتتر را بدهد.
کيوسک ها يا ديگر مراکز فروش يا دستفروشی بايد در سمت پايين اين ايستگاهها واقع شوند.
طراحی:
ايستگاههای طراحی شده بايد به صورتی باشد که گویای نماد شهری که در اون اين ايستگاه برنامه دارد بوده و از موادی که منحصر همان شهر هست ساخته شود.
گاهی ايستگاههای هستاندارد تماماً از نوع مشخصی از مواد ساخته و طراحی می شوند.
بجز موارد عنوان شده در طراحی اين مراکز بايد ميدان ديد، تسهيلات ، راحتی و دسترسی آسان به اتوبوس را نيز مد نظر داشت.
ميدان ديد مناسب:
ميدان ديد مناسب امت را قادر می سازد تا آمدن اتوبوس را ببينند.

ايستگاههایی که از نظر طراحی ضعيف هستند به سبکی طراحی شده اند که برای ديدن رفت و آمد اتوبوس حتماً بايد ايستگاه را ترک کرد و به لب پياده رو آمد.
دسترسی آسان:
نوع ديگر طراحی بايد به صورتی باشد که سوار شدن اتوبوس برای افراد به راحتی صورت گيرد.

اين مورد يکی از موارد مهم در طراحی ايستگاههای اتوبوس می باشد.

زيرا امت دوست دارند به راحتی به اتوبوس مورد نظر خود برسند.<img width="200" border="1">
تسهيلات و راحتی:
ايستگاهها بايد دارای مکانی برای نشستن مسافرين باشند تا در مواقع بارانی يا هوای نامساعد احساس راحتی نمايند.
اطلاعات:
امت به اطلاعاتی در مورد وقت ورود و خروج به ايستگاه نياز دارند.

وجود تابلوهای اطلاع رسانی در ايستگاه ها برای شهروندان و توريست ها بسيار جالب و مفيد خواهد بود.


روشنايی خيابانها و طراحی اون:
در بسياری از مراکز شهری بخصوص در مراکزی که افراد به ميزان امنيت بيشتری نسبت به ديگر مراکز احتياج دارند مانند پارک ها، مراکز خريد و ديگر مراکز عمومی بايد از تعداد بيشتری از چراغ های روشنايی در خيابان و مکان های فوق هستفاده شود.

طراحی اين چراغ ها در سطح شهر به فن آوری طراحی این نوع چراغ ها و وسعت خيابان يا مراکزی که اين چراغ ها در اون نصب می شود بستگی دارد.
اگرچه ميزان هستفاده بيشتر از اين تمهيدات در شب صورت می گيرد اما از اهمیت ايشانژه ای برخوردار هست.<img width="200" border="1">
بطور مثال مواردی که در اين زمينه وجود دارد عبارتند از:
_ چرا روشنايی در سطح شهر اهميت دارد؟
_ روشهای هستفاده از روشنايی خيابان ها؟
_ چه تعداد چراغ برای روشنايی در سطح خيابان ها کافی هست ؟
_ چه مقدار بايد در بين چراغ ها فاصله باشد؟
اهميت وجود روشنايی در سطح شهر:
_ افزايش ايمنی در سطح خيابان ها بخصوص در مراکز پر رفت و آمد
_ راهنمايی جهت ها در سر تقاطع ها، چهارراه ها، پل ها ، ساختمان ها
_ تشخيص هايشانت و موقعيت محل
چراغانی شهر:<img width="200" border="1">
در بسياری از شهر ها و کشور ها برای جلب بيشتر توجه افراد و برای برگزاری اعياد و مراسم جشن، شهر و درختان اون را چراغانی می نمايند که این علاوه بر زيبا سازی شهر به مکان های عمومی نيز روشنايی بيشتری می بخشد.
ايستگاههای وسايط نقليه شهری:
در ايستگاههايی که چراغ های روشنايی اون روشن باشد شهروندان برای انتظار کشيدن احساس امنيت و آرامش بيشتری می نمايند.
وجود روشنايی در دربهای ورودی ساختمان:
در کنار درهای ورودی ساختمان های مسکونی نيز وجود چراغ های روشنايی اهميت بسياری در رفت و آمد افراد دارد.

حتی وجود چراغ در هنگام تعطيل بودن مراکز نيز از اهميت بسزايی برخوردار هست.


ظروف زباله:
ظروف زباله ای که در سطح شهر برنامه می گيرند به مصارف مختلفی می رسند.

سطل های زباله ای که در سطح شهر برنامه می گيرند بايد قابل دسترسی آسان، تعداد زیاد و احتياج به محافظت نداشته باشند.

<img width="149" border="1">
يکی از اشتباهات مهمی که در شهر ها اتفاق می افتد اين هست که سطل های زباله را در جايی برنامه می دهند که بتوان به راحتی اونها را خالی کرد نه اينکه به راحتی برای شهروندان قابل دسترسی باشد.

و نتيجه اون خيابان های پر از زباله و سطل های خالی هست.

زيرا امت وقت خود را برای يافتن سطل زباله صرف نمی نمايند.

برای تعيين اين که در چه جاهايی بايد سطل زباله برنامه بگيرد ، يکسری از موارد را بايد در نظر داشته باشيم.

بطور مثال وجود مواردی از مبلمان شهری در خيابان، نوع و موقعيت طبقات اول مانند ساختمانها، فروشگاهها و رستوانها، که همينطور بايد نوع و ميزان زباله های اين مراکز نيز با سطل های گذاشته شده متناسب باشد.
بهترين مکان برای گذاشتن سطل های زباله مکان های تجاری و پر رفت و آمد در حاشيه پياده روها، در نزديکی اغذيه فروشی ها و کنار صندلی های ايستگاهها هست.

تعداد سطل های زباله که در يک مکان بايد برنامه داده شود به تعداد افرادی که در اون مسير رفت و آمد دارند و ميزان زباله های اون محل بستگی دارد.


طراحی:
صدها مدل مختلف سطل زباله وجود دارد هرچند که تعداد معدودی از اونها برای مصارف شهری به درد می خورند.<img width="150" border="1">
برخی از موارد را در طراحی سطل های زباله بايد در نظر داشت مانند تفاوت در طراحی سطل های زباله با سطل مواد بدردنخور و بلا هستفاده، کيفيت مواد موجود در سطل، نداشتن سر يا دريچه برای ريختن زباله درون سطل، بزرگی سطل، که بستگی به ميزان هستفاده و محل برنامه گرفتن سطل دارد، همينطور سطل ها بايد محکم باشند تا در اثر نشستن برخی افراد بر روی اونها نشکند.
موارد زير در هنگام ساخت سطل های زباله بايد در نظر گرفته شود:
_ هستقامت و دوام،
_ موارد ضد حريق ، رنگ، مقاوم در برابر آلودگی ،
_ لعاب داشتن سطل که شامل رنگی می شود که به راحتی ورقه نشود
_ سطح پر از منفذ
_ آلومينيوم که معمولاً ماده خوبی برای هستفاده در اين مورد هست
_ پلاستيک های مقاوم
_ ورقه های هستيل گالوانيزه<img width="149" border="1">
بيشتر سطل ها را بايد بتوان به راحتی توسط مامورين شهرداری تخليه کرد که بيشتر از طرف سر سطل تخليه می شوند.

تخليه اون دسته از سطل هايی که از طرفین باز می شود کار سختی هست، و در برخی از مواقع موجب شکستن سطل و درب اون می شود.
سطل ها همينطور بايد دارای سطحی باشند که از خروج مايعات درون سطل به بيرون جلوگيری کند که برای رفع اين مشکل از کيسه های داخلی پلاستيک درون اون هستفاده می نمايند.

اين کيسه ها از نوع فلزی خود بهتر می باشند.

در پارک ها در قسمت هايی که مخصوص پخت کباب هست از لايه های فلزی هستفاده می نمايند اما در سطح شهر از نوع پلاستيک اون هستفاده بيشتری می شود.
اخيراً در نيايشانورک هستانداردهای جدیدی برای کيسه های زباله وضع شده هست که از پارگی و نامرغوبی کيسه ها کاسته هست و این یک کيسه پلی اتيلنی 30 لیتری به ضخامت 5/ 1 ميليمتر می باشد و قيمت اون تنها 9 سنت هست.

در هر صورت برقراری يک برنامه صحيح برای محافظت و بهسازی موارد فوق يک ضرورت برای حصول نتيجه بهتر خواهد بود

29:


30:

پارک ملت (پارک شاهنشاهی)


پارک ملت در شمال شهرستان تهران و در منطقه ۳ شهرداری شهرستان تهران برنامه دارد.این بوستان از شمال به خیابان جام جم ، از جنوب به خیابان نیایش ، از شرق به خیابان ولیعصر و از غرب به خیابان سئول (باشگاه انقلاب ) محدود می شود.

این پارک ابتدا زمین بایری بوده که احداث اون بر پايه موقعیت خاص خود در ۲ فاز متفاوت از سال ۱۳۴۵، آغاز گردیده هست.

فاز اول اون شامل قسمتی از پارک، که به موازات خیابان ولیعصر (عج) هست، به بلوار کنار جاده موسوم بوده و بخشی از اون که در قطعه ای از پیاده رو گسترده شده در سال ۱۳۴۷، بهره برداری شد.

فاز دوم اون نیز در سال ۱۳۵۳، بهره برداری شد که شامل دو بخش تپه ای می باشد.

جنگل کاری های سمت صداو سیما و چمن کاری و گل کاری های سمت خیابان نیایش و سئول.

طراحی پارک نامنظم را، به سبک پارک های انگلیسی، شخصی به نام پوسن Posen انجام داده هست .

مساحت این بوستان ۳۴ هکتار می باشد که حدود ۲۳ هکتار اون به چمن کاری، ۳/۲ هکتار اون به جنگل کاری و ۲/۰ هکتار اون به گل کاری اختصاص یافته هست .

فاز اول در ۱۳۴۷ ه.ش‌، به صورت بلوار و به طول ۱۰۰۰ متر برِ خیابان ولی‌عصر انجام شد; و فاز دوم نیز در ۱۳۵۳ ه.ش‌، بر پایه طرح یک پارک ساز انگلیسی و با الهام از پارک‌های اون کشور روی تپه‌های غربی ادامه یافت‌.

این بخش از پارک از شمال به صدا و سیما، از جنوب به خیابان نیایش و از غرب به باشگاه انقلاب منتهی می‌شود.

پارک در ابتدا زمینی بایر بوده و قسمت‌های مسطح‌، شیب‌دار و تپه‌های زیادی در اون دیده ‌می‌شود..

پوشش گیاهی اغلب پارک شامل درختان سدروس،صنوبر، چنار ، نارون، اقاقیا ، بیدمجنون، انواع سرو،تبریزی ، زبان گنجشک ، بداغ ،یوکا ، ارغوان ، برگ بو ، ترون ، شمشاد، و نشاهای فصلی هست.

در این پارک حدود ۱۲۰ گونه درخت و درختچه و درخت میوه از جمله سیب‌، زردآلو، هلو، توت‌، به‌، موز، خرمالو، انجیر و ...

وجود دارد.

هم‌چنین درختان افرا، تبریزی‌، صنوبر، سپیدار، چنار، اقاقیا، سرو، سرو بادبزنی‌، نوئل نقره‌ای‌، نارون‌، سدروس‌، چنار، کاج کاندیلا، توری‌، ارغوان پیچ آبجویی‌، ختمی‌، یاس شیروانی‌، شمشاد پرتقالی‌، شمشاد اناری و رسمی‌، مرچسب نی و بسیاری درختان دیگر، فضای پارک را دل‌انگیز کرده‌اند.

گل‌های چند ساله و دائمی نیز مثل رعنا، گالانیا، کوکب‌، شمعدانی و کردئوپیس و انواع رزهای مینیاتوری‌، قلمه‌ای‌، پیوندی‌، هفت‌رنگ‌، حنایی و ساناز، زیبایی خاصی به پارک بخشیده‌اند.

قسمت شمالی پارک بیش‌تر جنگل کاری و قسمت جنوبی چمن کاری شده هست‌.

این پارک دارای پنج زمین بازی برای کودکان‌، چهار سرویس بهداشتی در چهار نقطه پارک‌، حدود ۹۰۰ نیمکت‌، دو بوفه و نمازخانه در قسمت ورودی پارک و زمین پینگ‌پنگ هست‌.

هم‌چنین دو آب‌نما، یکی در مرکز پارک و دیگری در بلوار پارک وجود دارد.

از دریاچه پارک نیز برای قایق‌رانی هستفاده می‌شود.

در بازسازی ۱۳۷۹، نیمکت‌ها، رنگ و روشنایی و کف‌پوش پارک نیز تعویض گردید و بر روی دریاچه پارک نیز پل زده شد.

از دیگر امکانات پارک‌، حیات‌وحش‌اون هست که در اون گوزن‌، میمون‌، غاز، اردک‌، پلیکان‌، طاووس‌، عقاب‌، جغد، مرغ عشق‌، طوطی‌، فنچ‌، عروس هلندی و گونه‌های دیگر نگه‌داری می‌شوند.

در ضمن‌، یکی از موارد تماشایی پارک ملت‌، هستبرنامه اولین قطار دیزل‌، مشهور به قطار دودی هست که در ضلع غربی پارک بر روی ریل‌های خود کار گذاشته‌شده هست‌.

این دیزل که تاریخ ۱۸۸۷ م، را بر روی خود دارد اولین قطاری هست که در وقت ناصرالدین شاه میان شهرستان تهران و حرم شاه عبدالعظیم به کار گرفته



امکانات :
پارک ملت دارای یک نمازخانه، ۴ سرویس بهداشتی در جهت های اصلی پارک، یک زمین پینگ پنگ ، ۲ زمین اسکیت و ۵ زمین بازی کودکان که در ۳ قسمت جنوب غربی پارک و ۲ زمین در قسمت شرقی پارک می باشد برای پاکیزگی هوا و زیبایی پارک در قسمت های شرقی و مرکزی پارک ۲ آب نما و یک دریاچه با امکانات قایق سواری دارد.

در کنار دریاچه بوفه ، قفس های پرندگان و محوطه حیات وحش واقع شده هست که گونه های مختلف جانوری در اونها نگهداری می شوند.

در قسمت شمالی پارک و محوطه جنگل کاری ، وسایل ورزشی از قبیل بارفیکس ، پارالل و...

در مکانی به نام خیابان ورزش وجود دارد که عموم امت از اون هستفاده می نمايند.

حدود ۱۷ آبخوری با منابع آب شرب شهری در نقاط مختلف پارک تعبیه شده هست و آب مورد نیاز ، به منظور آبیاری و حفظ فضای سبز، در پارک از قناتی تامین می شود که سرچشمه اون ولنجک بوده و به دریاچه پارک منتهی می شود .

این آب، به وسیله ۵ موتور پمپ، برای آبیاری گیاهان به روش بارانی هستفاده می شود.

31:


32:

طراحی سبز در قرن ۲۱

معماران بيشتر به طراحی ساختمان هايی مشغول شده اند كه به جای مبارزه با طبيعت با اون هماهنگی دارند.






ادوارد نكفور(1)
ژايشانيه 2005

خيابان های مركزی شهرهای بزرگ آمريكايی كه از دو طرف با آسمان خراش های سر به فلك كشيده احاطه شده اند "تنگه های بتونی"(2) ناميده می شوند.

اونها در بهترين شكل خود در نماهای با شكوه كارت پوستال ها با تركيبی از تاثيرات باوقتده يونانی و هنرهای زيبا تا دوران آرت دكو و پسانوگرايی مورد هستفاده برنامه می گيرند.

و در مقابل در بدترين شكلشان می توانند نمای شهر را از محل های تجمع افراد پياده محروم سازند و اين در حالی هست كه ساختمان های بلند در بيشتر ساعات روز بر نقاط بسياری از شهر سايه می اندازند.

منتقدان همينطور بر اين باورند كه مصرف كنندگان ساختمان ها – كارمندان ادارات، ساكنان و يا مراجعه كنندگان – از دسترسی آسان به نور طبيعی روز و هوای تازه محروم هستند.

علاوه بر اون اين ساختمان ها حدود 30 % از مصرف انرژی ايالات متحده را به خود اختصاص می دهند كه اين رقم بيش از ميزان هستفاده اتوموبيل ها يا كارخانجات هست.

حل اين معما – متناسب نمودن اندازه و سبك با قابل سكونت بودن – در طول پنج سال گذشته به اوليندغدغه معماران تبديل شده هست.

نام فنی اون "معماری پايدار"(3) هست و به طور غير رسمی "معماری سبز"(4) ناميده می شود.

در حالی كه پيش از اين تنها موسسات آموزشی و آژانس های دولتی بر ساخت ساختمان هايی با توجه به شرایط زيست محيطی تاكيد داشتند، به هر دليل هم اكنون مشاغل خصوصی هوادار ساخت چنين ساختمان هايی شده اند.

در سال 2000، 45 ساختمان با مجموع زيربنای 3 ميليون متر مربع به عضايشانت يك نظام جواز داوطلبانه به نام راهبری انرژی و طراحی محيط (ليد)(5) كه توسط شورای ساخت سبز(6) راه اندازی شده بود درآمدند.

اين تعداد در حال حاضر به 171 ساختمان تجاری رسيده هست و 1.800 ساختمان ديگر نيز برای اين جواز درخواست نموده اند.

اون سوی زيبايی شناسي
پيتر لواسور(7)، مهندس معمار پروژه های شركت مهندسی و طراحی ساختمان ايوايشاننگ كول چری برات(8) كه مركز اون در فيلادلفيا هست می گايشاند: "ما حدود 90 % از عمرمان را در فضاهای داخلی سپری كرديم.

بر ما كه طراحيم واجب هست تا محيط زندگی مان را سالم تر و لذت بخش تر نماييم."

افرادی مانند لاواسور كه يكی از 3.000 مهندس معمار دارای مجوز ليد هست با در نظر گرفتن هستانداردهای سبز، كار خود را كه فراتر از زيبايی شناسی و كاربردی بودن ساختمان می رود و دوستی با محيط زيست را نيز شامل می شود پيچيده تر می يابند.لاواسور می گايشاند: "ما به همه بخش های ساختمان از جله آب آشاميدني، پوشش كف، مواد كاربردی و برق توجه می كنيم و بررسی می كنيم تا دريابيم از كجا تهيه شده اند، چه منابعی در به دست آمدن اونها دخيل بوده اند و هنگامی كه سر جايشان برنامه گيرند چگونه محيطی را می آفرينند."

ريشه های معماری سبز به دهه 1970، هنگامی باز می گردد كه مسايل مربوط به انرژی و محيط زيست اغلب تيتر روزنامه ها بودند.

اين موضوع در دهه 1990 با تشخيص "سندروم ساختمان بيمار"(9) كه واژه ای در وصف بناها – ادارات، مدارس يا منازلی – بود كه طراحی اصلی و اجرای اون به مشكلاتی مانند هجوم رطوبت يا تهايشانه ضعيف و به عبارت ديگر به مريضی افراد دامن می زدند دنبال شد.

بنابراين، مشتريان و نه مهندسان معمار از پايداری حمايت می كنند.

اونچه پيشتر هستثنا قلمداد می شد هم اكنون در روند هستاندارد برنامه دارد.

لاواسور كه ساختمان های دارای مجوز ليد فراوانی را به ثبت رسانده هست می گايشاند كه كار با توجه به اصول دوستی با محيط زيست به مهندسان معمار اين امكان را می دهد تا تصايشانر بزرگ را ببينند كه عبارت هست از: چگونه عناصر مشخص طراحی بر روی يك ديگر و در نهايت افراد اشغال كننده ساختمان اثر می گذارند.

يك طراحی پايدار
يكی از اين ساختمان ها كه با عنوان "سبزترين ساختمان اداری ايالات متحده" شناخته می شود ساختمان مركزی بنياد خليج چساپيك(10) هست كه مركز محيط زيست فيليپ مريل(11) نام دارد.

اين ساختمان دو طبقه 32.000 متر مربعی به طراحی گرگ ملا(12)، مهندس معمار شركت معماری اسميت گروپ(13) در ديترايشانت كه در سال 2.000 مورد بهره برداری برنامه گرفت بالاترين امتياز ليد را به خود اختصاص داده هست.

ملا در توضيح ضرورت ساخت اين بنا كه در خدمت حفاظت از 64.000 آكر آب پخشان خليج چساپيك هست به نياز بنياد به گردآوری هر 100 كارمند اون در يك محل اشاره می كند.

ملا همينطور می افزايد كه مديريت اين بنياد با توجه به حمايت گروه از توسعه متعهد در منطقه خليج چساپيك به اين نتيجه رسيد كه اين طرح "امكان راهبری از طريق مثال" را فراهم می سازد و نشان می دهد كه چگونه می توان به طراحی پايدار مقرون به صرفه دست يافت.

اين بنا واقع در اوناپليس(14)، مركز مريلند در حدود 50 كيلومتری شرق واشنگتن دی سی، تقريبا به طور كامل از مواد به دست آمده از منابع بازيافتی – مانند قطعات آهن برای نما – يا مواد دارای اجزای قابل بازيافت ساخته شده هست.

اين ساختمان همينطور از لحاظ انرژی كارآمد هست و دليل عمده اون محل تعبيه پنجره ها هست كه امكان جريان يافتن نور طبيعی را به داخل فراهم می سازد.

بنابراين در روزهای آفتابی نورهای مصنوعی ميزان نور طبيعی داخل شونده را اندازه می گيرند و خود را با اون تنظيم می نمايند.

آب باران جمع شده بر روی بام ساختمان برای شستشوی دست، نظافت يا به كار انداختن لوازم مكانيكی و نه برای سيفون ها هستفاده می شود.

در اين ساختمان از سرايشانس های بهداشتی كودساز هستفاده شده هست كه مواد دفعی را بلافاصله جمع آوری و به كود تبديل می كنند.

علاوه بر اين ها، رنگ ها، كاشی ها و ساير مواد نه تنها فاقد مواد سمی كه همينطور با توجه به خدمتشان به كيفيت كلی فضا و تاثير بر عايق بندی صوتی و بازتاب نور روز انتخاب شده اند.

آليشا هستس(15)، يكی از نمايندگان بنياد خليج چساپيك می گايشاند: "اين بنا رايشانكردی كل نگرانه به ساختمان هست.

لحظه ای كه به اون وارد می شايشاند احساسی شفرمود انگيز می كنيد.

اين ساختمان نشانگر باورهای ما هست."

از اونجا كه ملا برای كل نگری به رايشانكرد پايدار توجه نشان می دهد، سبز بودن برای او به معنای داشتن ارتباط نزديك با طبيعت نيز هست.

به عنوان نمونه او ساختمان مريل را به نحوی باز طراحی كرد تا برای كارمندان فضايی مناسب همكاری با امكان رايشانت خليج از تمام ميزهای كار فراهم شود.

با وجودی كه ساختمان بنياد خليج چساپيك اولينطرح پايدار ملا هست او اون را تولد دوباره معماری می داند و در افق ديد، ساخت بيشتر چنين ساختمان هايی را پيش بينی می نمايد.

او می گايشاند: "به تعداد ساختمان های سبز يا مواد مصرفی سه سال پيش نگاه كنيد.

هم اكنون ميزان اونها به ده برابر رسيده هست."

وی می افزايد: "ضرورت ساختار سبز يك واقعيت هست.

اما نيازمند انقلابی در فن آوری نيست.

بلكه نيازمند طراحی ساختمان هايی هست كه با طبيعت هماهنگی داشته باشند."

33:


34:

پیرامون گرافیک محیطی
ارتباطات عصر حاضر فرم‌های مختلفی را در برمی‌گیرد؛ از ماهواره ها گرفته تا ساعت های مچی، اما علوم جدید نتوانستند جانشین فرم‌های قدیمی ارتباطات از قبیل نوشته ها و علایم بشوند....

به هر صورت با توجه اینکه جامعه به سرعت پیچیده می‌شود علایم نیز به همان صورت پیشرفت می‌نمايند به طوری که وجود علایم زیاد نوعی آلودگی تصویری را به وجود آورده‌است و امروزه ما سعی در گریز از اشفتگی های بصری داریم.


طراحی گرافیک محیطی نه به تنهائی هنر هست نه به تنهائی علم، بلکه شامل هر دو وجه هست؛ طراحی باید مخلوطی از تاثیرات خلاقه موثر باشد به صورت بررسی منطقی و تکنیک و اینکه چگونه کار باید انجام شود.نتیجه چنین ترکیبی سبب به وجود آمدن علائمی می‌شود که به طور موثر با امت ارتباط بربرنامه میکند.

در گرافیک محیطی سعی میگردد با اتکاء و با هستفاده از تجربه های خلاق هنری شرایط مناسب برای زندگی انسان معاصر بوجود آید.
در گرافیک محیطی پیوند انسان با محیط تصحیح شده، نکات غیر ضروری و نادرست اون حذف و نکات ضروری اون مورد تاکید برنامه گرفته و بر جسته میشود.در گرافیک محیطی اطلاع رسانی، ساده‌سازی و در یافت شدنی بودن ارتباطات انسان و زیبائی شناسی جدید و مناسب مورد توجه برنامه میگیرد.
بخشی از عرصه های گرافیک محیطی به شرح زیر هست:
گرافیک فضای باز
الف-نمای معماری(مواد-رنگ-ابعاد-طرح-...)
ب-باجه ها (ایستگاه اتوبوس-بلیط-تلفن-روزنامه-پلیس-...)
ج-آب نماها
د-حجم های گرافیکی
ه-نورآرائی
د-تبلیغ(دیواری-بنرهاـوسایط نقلیه-شیوه های دیگر)
گرافیک محیطی فضای بسته:
در گرافیک محیطی فضای بسته هم میتوان اونرا به طور جداگانه اطلاع رسانی کرد که در مجموع میتوان از دسته های زیر یاد کرد.
الف-ویترین ها
ب-غرفه ها و فضاهای نمایشگاهی
ج-محیط های اداری و اموزشی
د- محیط خانگی
گرافیک محیطی علمی هست که در اون چگونگی هستفاده از فرمها، رنگها، نقشها و تصاویر گوناگون به شکل ماهرانه،اصولی و برنامه ریزی شده در جهت بهتر ساختن وساده شدن روابط، ارتباطات، ترافیک و همچنین کاملتر ساختن زیبائی محیط عمومی مطرح شده و مورد بررسی برنامه گرفته هست.
گرافیک محیطی و تاثیر ان بر جامعه:
وقتیکه یک ساختار گرافیکی در ارتباط مستقیم با اقشار مختلف یک جامعه شهری بود وهدف اون ایجاد یک فضای زندگی مساعد و دلپذیر و هماهنگ ساختن با سن و فرهنگ و ایجاد وخوی افراد ان جامعه باشد از ان به عنوان گرافیک محیطی یاد میشود.

بدیهی هست در صورتیکه تدابیر مقتضی از طرف اداره نمايندگان در زمینه های مختلف در طراحی مناسب و اصولی عناصر تشکیل دهنده گرافیک محیطی صورت نگیرد محیط زیست و زندگی شهروندان به صورت مکانی غیر قابل تحمل و متشنج در خواهد امد.چرا که با ایجاد مجموعه ای متناسب ازنظر شکل و رنگ میتوان موجبات امیدواری و کشش افراد جامعه را برای زندگانی فراهم ساخت و اسباب شور و شوق عمومی را فراهم نمود و روح تازه به اجتماع داد.
رنگ در گرافیک محیطی اثر به سزائی دارد زیرا باعث ایجاد نماد میشود.مثلأ با دیدن اتوبوس قرمز دو طبقه یاد لندن می افتم و در چنین شهری یا شهرهای شمالی خودتان که فضای سبز زیادی دارند باید از رنگ سبز هستفاده کرد ورنگ مکمل ان تحریک برانگیز هست پس از رنگ بندی محیطی" با ملاحضات اقلیمی در نظر گرفته شود طبیعی هست برای عده ای که در محیط گرمسیری زندگی مینمايند نباید رنگ کرم به کاربرد برد بلکه بهتر هست از رنگهای سرد هستفاده کرد همانطور که گنبدهای فیروزه ای و آبی در بافت های قدیمی کویری بسیار دلنشین هست.
هدف از گرافیک محیطی:
۱.راهنمائی امت به ساده ترین شکل.
۲.زیباسازی از طریق به کارگیری اصولی فرم، طرح و هماهنگی اونها با یکدیگر و محیط پیرامون خود.
۳.افزایش سطح فرهنگ جامعه در قالب اهداف تبلیغاتی"فرهنگی و تجاری از طریق دیوار اگهی ها، بنرها وغیره.
طراحی محیطی می کوشد تا بین طرح هائی که ارائه میدهد و هر انچه از پیش در محیط وجود دارد هماهنگی ایجاد کند.شرایط معینی چون جغرافیای محیط "اب و هوا"نور خورشید"میزان بارندگی"نوسان حرارتی"پوشش گیاهی و...به عنوان بخشهای طبیعی و زیست و محیطی و مجموعه عواملی چون نوع معماری و مواد و مصالح، فضاهای آمد و شد، میزان تردد و...

به عنوان بخش های ساخته‌شده ناشی از حضور انسان عواملی هست که طراح در جریان کار خود باید انها را بشناسد و مورد توجه برنامه دهد.


35:

شهر و شهر



شب و جلوه هایی از نــور و رنــگ در شهر

به بهانه افتتاح پل کابلی تبریز





City & City

Night & Effects of Light & Color in City






اغلب شهرهای ما از دیرباز فاقد تنوع رنگی بوده­اند و غیر از کاشی­های رنگارنگ مساجد و برخی بناهای دیگر هیچ جلوه­ای از رنگ در شهرها وجود نداشته هست.

این خصیصه در زمستانها با از میان رفتن پوشش سبز گیاهی بیشتر خودنمایی می­کند.

گویا شهرها، غیر از سیاهی و سفیدی جلوه دیگری ندارند.

از طرفی هم عدم تمایل به هستفاده از مصالح نوین رنگی در معماری مزید بر علت شده هست.

اما شب هنگام این خصیصه یعنی عدم تنوع رنگی، بیشتر خودنمایی می­کند.

با توجه به اینکه نورپردازی معابر و بناهای شهری مدتهاست که در اکثر شهرهای جهان بصورتی کاملا حرفه­ای پذیرفته شده هست اما این امر هم به مانند سایر امور در برنامه­های شهری ما جایگاهی ندارد، به گونه­ای که حتی گاهی در نورپردازی بناهای باشکوه تاریخی هم کم لطفی می­شود.



این مطلب بهانه­ای شد جهت معرفی پل کابلی شهر تبریز که به تازگی افتتاح شده هست.

فارغ از تمامی مباحث مطرح شده در قبال این پل و کارآمدی اون باید فرمود که ظاهرا جهت نورپردازی این پل از یک مشاور برای تهیه طرح مطالعاتی هستفاده شده هست و نتیجه کار بصورت سه آلترناتیو با برآورد هزینه های اجرایی اون بوده و نهایتا سه انیمیشن از انواع آیتم های مورد نظر مشاور تهیه و به کارفرما ارائه شده هست.

هرچند در مرحله اجرا موارد پیشنهادی بصورت کامل مورد توجه برنامه نگرفته اما نتیجه کار، حداقل تنوع رنگی را برای دیدگان شهروندان یک شهر به اصطلاح کلانشهر فراهم آورده هست.








36:

اب
در باغ ایرانی

اب در خشکبوم ایرانی عزیز و کمیاب هست ونظر کردن بر ان به ویژه در اول صبح و اول ماه با شگون هست
ایرانی اب را با مشقت و مرارت به دست می اورد.با صرفه جویی به کار میبرد و در باغها با هنرمندی های
ماهرانه بیشتر از انچه که هست می نمایاند شبکه هندسی اب را به داخل ساختمان می برد و در میانه یورتها
و گشایش فضاها با وسعتی مناسب و متناسب بازتاب اسمان و درختان وتصویر ونقوش زیبایش را فرادید بینندگان می گستراند.
اب در جویها اب شره ها ابگردانها فواره ها و جوشگاه ها می گردد تا تشنگی و عقده کم ابی را فرونشاند.
با تخته سنگهای نقشدار خوشتراش نصب شده بر بستر جویها و به ویژهشیبها مانند سینه کبکی و نیلوفرهای زیبا بر حرکت صدا
و مرطوب نمايندگی اب اضافه کرده میشود واب هرچه بیشتر خود نمایی میکند وصدا وسیمای فرحبخش خود را میسازد.
ایرانیان ابیاب های بسیار خوبی بوده اند و در ابداع روشهای مختلف فراهم کردن گرداورندن و مصرف دزست ان بیشترین تلاش را کرده اند
و گوی سبقت و مهارت را ربوده اند.
اب باغها از منابع گوناگون تامین میشود باغ دولت اباد یزد از قناتی به طول شصت کیلومتر سیراب میشود.
در شهراصفهان مادی ها عهده دار انتقال اب زاینده رود به باغها هستند(مانند باغ هزار جریب).باغ گلشن طبس وجود حیات خود را
مرهون چشمه های متعدد هستو هستخری مالامال از ابچشمه ها اینه تمام نمای این حیات هست.اب از سویی وارد باغ میشود و مازاد
بر مصرف ان از سوی دیگر خارج میشود و مورد هستفاده ای مختلف برنامه می گیرد.بر بالا دست باغ فین کاشان بخشاب پر ارزشی
فراراه چشمه سلیمانیه عهده دار تقسیم درست و عادلانه اب هست.اب وارد شده به باغ ابتدا در یک حوض نسبتا بزرگ جمع اوری
و سپس در نهرهای مختلف هدایت و جاری میشود اب از طریق جویها در امتداد محورهای اصلی باغ از حوض اصلی به حوضهای
کوچکتر میریزد و سر ریز ان در جویهای دیگر همسو با شیب طبیعی باغ روان میشود تا سرانجام از باغ خارج شود.
در طراحی باغهای ایرانی _اسلامی برای اینکه اب باید بسیار پاک و تمیزتر از معمول به نظر اید و از سوی دیگر به دلیل انکه در
هوای گرم تابستان گیاهان و جانوران تک سلولی و چر سلولی که رشد مینمايند اب را الوده و کدر ننمايند حتما اب باید به صورت مداوم
در حال حرکت نگه داشته شودزیراتمیزی و درخشندگی اب خود نوعی خنکی و شعف را به بیننده القاء میکند حوضها جزء عناصر اصلی
الگوی باغ ایرانی هستند که اغلب لبریز از اب میباشند زیرا معمولا انها در بالاتر از سطح زمین احداث می گردند اب با شار خود از لبه های
حوضها به محوطه هم سطح زمین و از انجا در مسیرهای مشخص شده جازی می شود.شکل اولیه حوضها دز باغهای ایرانی به شکل حوضهایی
با ابهای روان از یکی به دیگری بوده هست.

37:

بایدها و نبایدهای نماهای شهری
:: سارا صاحبی- حمید رضا آقایی
اونچه که آدمی را در نگاه اجمالی، هویت می بخشد پوشش اوست و اونچه که بنایی را از دیگری جدا می کند نمای اوست و این همان تعریف هویت هست که تمایز/تشابه را به معنای تمایز با غیر و تشابه با خود در نظر می گیرد.

امروزه با گسترش شهر نشینی و جاری شدن سیل جمعیت به سمت شهرها و حومه اون ها و هر اونچه که انقلاب صنعتی و مدرنیسم برای جهانیان به ارمغان آورده،شاهد تاثیرات متفاوتی بر اذهان عمومی هستیم.

فضای زندگی افراد در این بین در واقع می تواند یکی از مهمترین عواملی باشد که به سکون یا به تحریک افکار جهت بازدهی در مشاغل یا حتی در زندگی خصوصی، سمت و سویی قابل توجه ببخشد.

این فضا از جایی که کانون زندگی های خصوصی افراد را در بر می گیرد آغاز می شود و به مراکزشغلی، تفریحی، بهداشتی، آموزشی و هراونچه که لازمه زندگی شهری هست سرایت می کند.

بحث نما سازی در ساختمان و ساخت بدنه شهری نیز یك بحث هویتی و فرهنگی هست؛ در نماهای شهری ما معمولا به هم ریختگی هایی مشاهده می شود كه بیشتر ناشی از تقلیدهای كوركورانه از سبك های معماری هست: هستفاده های بی رویه و نا به جا از یكی از مصالح در یك دوره وقتی، باعث از بین رفتن و بی ارزش شدن اون مصالح می شود كه متاسفانه دربدنه های شهری خود بسیار با این پدیده رو به رو هستیم، مگر نه این كه معماری هر عصر، بیانگر تفكر و اندیشه حاكم براون دوره هست ؟ پس در این صورت می توان فرمود كه سیمای هر بنا نیز بیان كننده تفكر صاحب اون هست، حال پرسشی كه پیش می آید این خواهد بود كه آیا ارتباطی میان آشفتگی نماهای شهری با آشفتگی اندیشه صاحبانشان وجود ندارد؟
باید فرمود که امروزه تاثیر مناظر با توجه به ارتباط تنگاتنگی که میان افراد و اطرافشان وجود دارد بیش از هر وقت دیگری قابل توجه هست و می تواند به شکل محسوس یا نامحسوسی سبب بروز رفتارهای اجتماعی گوناگونی گردد و گاهی این تاثیر تا جایی هست که باعث صعود قیمت های برخی مناطق و ارجحیت اون ها نسبت به مناطق دیگر گردد.

همه روزه حجم وسیعی از مناظر حول ما، تاثیر مطلوب یا نامطلوب خود را دراذهان عمومی به جای می گذارد.
متاسفانه با وجود توجه روز افزون به مساله پوشش بنا و نقش مهمی كه می تواند در بهبود شرایط معماری روزگار ما داشته باشد.

در معماری معاصر كشور ما هنوز توجهی در خور و مناسب به اون نشده.

اغلب دست اندركاران صنعت ساختمان، پوشش ساختمان را لایه ای جدا درنظر می گیرند كه فقط وظیفه زیبا ساختن بناها و نشان دادن منزلت اجتماعی صاحبانشان را بر عهده دارند.

در اثبات این امر، همین بس كه قوانین كنترل پیش آمدگی بنا، خط آسمان و كنترل همسطح بودن بناهای مجاور هست.

در حالی كه مثلا در روسیه، هر ساختمانی كه برنامه هست ساخته شود قبلا ماكت اون تهیه می شود و در صورت همخوانی با بدنه شهری مجوز ساهت می گیرد و همخوانی و زیبایی بدنه شهری نیاز به برنامه ریزی و تفكر دارد.

به فرموده حسن فتحی، معمار مصری، بدبختانه، چشم آدمی مانند گوشش حساس نیست.

وقتی گوشتان صدای ناهنجاری را می شنود، شما ناخود آگاه ازجا می پرید، اما اگر دیدگانتان تناسبی ناهنجار را ببیند، یكه نمی خورید و مثلا چشمتان سرخ نمی شود یا از اون اشك نمی آید و دردتان نمی گیرد ! پوشش در طول تاریخ در نقش های متنوعی چون دفاع، حفاظ، حصار، محدود كننده مالكیت، عایق در مقابل رطوبت و برودت، تعریف فضا، و در برگیرنده تزیینات بنا و...

هستفاده شده هست.

البته امروزه بسیاری از نقشها تا حدی از هم تفكیك گردیده و به صورت لایه های مجزا ومستقل و یا تركیبی در بناها قابل رویت می باشند.

به هر صورت پوشش ساختمان باید به وظایف مشخص ذیل جواب دهد.
شاید خالی از لطف نباشد که با جزئیات و تاثیراتی که نماها در مقیاس کوچک ولی با اثر بخشی فراوان به جای می گذارند بحث را ادامه دهیم.

تابه حال فکر کرده اید که چطور نام یک کمپوزوسیون را می توان خوش ترکیب نهاد؟ بله! پاسخهای چندی در این خصوص می توان یاد کرد ولی در اینجا یکی از مهم ترین اون ها را بر می شمریم و اون این که وقتی که به نمای یک ساختمان نگاه می کنیم انتظار همگنی خاصی که از ابتدا تا انتها رفته هست را داریم و اگر به چنین امری توجه شده باشد ما شاهد یک کمپوزوسیون خوش ترکیب قطعا خواهیم بود.

در واقع نما باید به شکلی طراحی گردد که خاص چند طبقه از قبل طراحی شده و موقعیت اون باشد نه به شکلی که اگر مثلا برنامه بود به طبقات قبلی، طبقه های جدیدی اضافه گردد تغییری در طراحی نما نتوان انجام داد و همین نما را تا بالا یکسره همچنين گفت بلکه بالعکس و کاملا ارزیابی شده به نما و کل مجموعه می بایستی نگریست و در یک نتیجه این که نما باید ابتدا و انتهایش در طراحی کاملا مجزا و مشخص به چشم بخورد و ختم اون در ظاهر ساختمان معین باشد.


پوشش ساختمان همواره در حد فاصل دو فضا برنامه دارد و در تعریف هر دو فضا نقش ایفا می كند.

پوشش ساختمان در حد فاصل یك فضای باز ویك فضای بسته یا نیمه باز برنامه می گیرد.

بدنه ای كه از یك طرف فضای باز ار تعریف كرده و از طرف دیگر فضای بسته را، از طرف فضای بسته مسئول ارتباط این فضا با نور و چشم انداز و...

هست و از طرف فضای باز مسئولیت تعریف اون فضا، ارتباط با فضا های اطراف و ارتباط با زمین و آسمان را به عهده دارد
به قول پیانو، معماری هنری مملو از تضاد هست.

تضاد میان انظباط و آزادی، تكنولوژی و محیط زیست،مدرنیسم و سنت و...

و پوشش معماری به عنوان یكی از اجزا اصلی و غیر قابل تفكیك اون باید در بردارنده تمام این تضادها باشد.

به گونه ای كه تجمیع این تضادها به اثر معماری در كل یگانگی بخشد.
در نماهای امروز شهرهای ما اونچه دیده می شود تنها تضاد هست.

تضادها و آشفتگی هایی كه به یكپارچگی نمی رسند و این وظیفه طراحان و معماران هست كه با هستفاده صحیح از دانش و هنر و تكنولوژی و مصالح چهره شهر ها را سامان بخشند.
در پایان ذکر این نکته خالی از فایده نیست که معمار به عنوان هماهنگ كننده طبیعت و محیط ممنوع، باید كه صرف نظر از پایداری های نظام اكولوژیكی و رابطه بین موجود ات اون با بسترهای طبیعی مانند یك اكو سیستم، یكپارچگی و تمامیت اون را دیده و حتی فشارهایی كه از سوی بشر به اون وارد می شود را نیز جبران نماید.

این ارتباط و وابستگی همان پیوستگی و آ میزش بی مرز این دو محیط هست كه معمار با توجه به نگرش و جهت یابی زیست محیطی باعث شكل گیری پايه ی طراحی پایدار اون خواهد شد كه درك اجزای زنده و غیر زنده را می طلبد.
گرچه درك تعاملات زنده و غیر زنده، مصنوعی و طبیعی، موضوع پیچیده ای را در بر می گیرد اما احاطه بر اصول اولیه سیستم ها و روند طبیعی و تعاملات آ ن با مصنوع ساخته بشر و درك روابط دوگانه طبیعت و فضاهای معماری و انسانی می تواند همراه با خلاقیت اصلاح طلبانه، معماری را به جاودانگی نزدیك و شاید به حل یكی از چالشهای بغرنج بشر در رابطه با فضای پیرامونش بیانجامد.


38:

ايستگاههای اتوبوس:
داشتن يک ایستگاه اتوبوس مناسب برای تمام سيستم های حمل و نقل درون شهری امری واجب و ضروری می باشد.

اما مناسب بودن اين ايستگاهها بسته به نظرات شهروندانی که از اون هستفاده می نمايند دارد.

از ديد مديران شهری که مسئوليت رسيدگی به اين موارد را بر عهده دارند يک ايستگاه مناسب، ايستگاهی هست که به مراقبت و نگهداری کمتری احتياج داشته باشد.

از ديد شهروندان يک ايستگاه خوب بايد دارای محيط ديد بالا و امکان سوار شدن راحت به اتوبوس را داشته باشد.

هر دو اين نظرات خوب و به جا می باشد، زيرا ساختن ايستگاههایی که مورد هستفاده کمتری دارند، تنها هدر دادن سرمايه و ايجاد مشکل برای مسئولان هست.

طراحی و ساخت مناسب اون می تواند مدت وقت انتظار برای اتوبوس را لذت بخش کند.

برای تصميم گيری در مورد اينکه چه نوع ايستگاهی در نقاط مخصوص بايد ساخته شود و کسب اطلاعات پيرامون طراحی و نحوه ساخت، مطالب زير را بررسی می کنيم:
_ آيا به ايستگاه اتوبوس نيازی هست؟
_ ايستگاه باید در کجا واقع شود؟
_ چگونه طراحی کردن ايستگاهها؟
_ چگونگی مديريت و نگهداری از ایستگاهها؟
آيا به ايستگاه اتوبوس نيازی هست:
مکانهای بسیاری هستند که به علت نداشتن سايه بان، مکان های تجاری پر رفت و آمد، مکانی که آمد و شد افراد سالمند در اونجا بيشتر هست و مکان هايی که آب و هوا اعتدال مناسبی نداشته باشد، برای رفاه شهروندان احتياج به نصب ايستگاههای اتوبوس درون شهری هست.
ايستگاه باید در کجا واقع شود:
بهترين مکان برای برنامه دادن ايستگاههای اتوبوس در نزديکی مغازه ها و در نزديکی تقاطع ها هست، که در اين صورت بايد 10 فوت از مسير عبور و مرور عقب تر باشد تا ایجاد ترافيک و برخورد با افراد پياده را نکند.
و چنانچه ايستگاه از تقاط دور باشد، سايه بان ايستگاه بايد 40 فوت از پياده رو عقب تر باشد تا برای ايستادن اتوبوس مشکلی را ايجاد نکند.
ايستگاهها همينطور بايد در مسير موازی با پياده رو ها برنامه گيرد تا تداخلی با افرادی که در پياده روها در حال عبور و مرور هستند، پيدا نکند.
طرز برنامه گرفتن اين ايستگاهها بايد بصورتی باشد که امت از باد و باران در فصل زمستان و از تابش اشعه خورشید در فصل تابستان محافظت شوند.

هرچند این نکته مهم هست که ايستگاه دقيقاً باید به سمت خيابان باشد تا به افراد امکان آمد و شد راحتتر را بدهد.

کيوسک ها يا ديگر مراکز فروش يا دستفروشی بايد در سمت پايين اين ايستگاهها واقع شوند.
طراحی:
ايستگاههای طراحی شده بايد به صورتی باشد که گویای نماد شهری که در اون اين ايستگاه برنامه دارد بوده و از موادی که منحصر همان شهر هست ساخته شود.
گاهی ايستگاههای هستاندارد تماماً از نوع مشخصی از مواد ساخته و طراحی می شوند.
بجز موارد عنوان شده در طراحی اين مراکز بايد ميدان ديد، تسهيلات ، راحتی و دسترسی آسان به اتوبوس را نيز مد نظر داشت.
ميدان ديد مناسب:
ميدان ديد مناسب امت را قادر می سازد تا آمدن اتوبوس را ببينند.

ايستگاههایی که از نظر طراحی ضعيف هستند به سبکی طراحی شده اند که برای ديدن رفت و آمد اتوبوس حتماً بايد ايستگاه را ترک کرد و به لب پياده رو آمد.

دسترسی آسان:
نوع ديگر طراحی بايد به صورتی باشد که سوار شدن اتوبوس برای افراد به راحتی صورت گيرد.

اين مورد يکی از موارد مهم در طراحی ايستگاههای اتوبوس می باشد.

زيرا امت دوست دارند به راحتی به اتوبوس مورد نظر خود برسند.

تسهيلات و راحتی:
ايستگاهها بايد دارای مکانی برای نشستن مسافرين باشند تا در مواقع بارانی يا هوای نامساعد احساس راحتی نمايند.
اطلاعات:
امت به اطلاعاتی در مورد وقت ورود و خروج به ايستگاه نياز دارند.

وجود تابلوهای اطلاع رسانی در ايستگاه ها برای شهروندان و توريست ها بسيار جالب و مفيد خواهد بود

39:

اتوبوس کولر دار در دبی

















مختصری در باب مبلمان شهری گریمشاو شرکت «طراحی صنعتی گریمشاو»
شعبهشرکتنیکلاسگریمشاووشرکادرلندنوکمپانیاسپانیایی Cemusa، بمنظوراجرای هزارانایستگاهاتوبوس،دکه‌های روزنامهفروشی وسرویس‌های عمومی قراردادهمکاری می‌بندد.

ارزشقردادمذکورحدود1بیلیوندلاربرآوردشده‌استکهدرقبالخدماتذیلارائهخواهدگردید: 3300ایستگاهاتوبوس،330دکهروزنامه‌فروشی و20سرویسبهداشتی اتوماتیک.

کلیهتجهیزاتازجنسفولادضدزنگ،آلومینیوماونودیزهشدهوشیشهسختهستند.






















Duncan Jackson
رئیسطراحی صنعتی شرکتگریمشاواظهارمی‌دارد: ماتوانایی طراحی وکارباانواعمصالحباکیفیتکنترلعالیراداریم.

ساختارهای جدیدتوانایی ایجادتوازندرصلبیتوسنگینی ودرعینحالسبکی رادرفضاهاوتجهیزاتی همچونایستگاهاتوبوسراداراست.


سایبانمزبوربصورتطره‌ای طراحیشدهکهتنهابادوپایهبهزمینوصفحهمهاری زیرساختی پیادهرومتصلاست.
اینشرکتبکارگیری مصالحروکارپلاستیکی ورنگی رابدلیلدواموعمرکوتاهاونهاازطرحخودحذفکرد.

هدفاونهابی‌تاثیربودنتجهیزاتساختهشدهدرسایتومحیطبودهکهدربافتمغشوشمنظرخیابانهای نیویروک گاممثبتی هست.




دپارتمانترابری امیدواراستبااجرای اینطرحچهرهجدیدی بهبافتوهویتشهرالقاشود

__________________

40:

بسياري از ما در شهرها زندگي مي كنيم ، ولي هنگامي كه با كمي دقت به اطراف خود نگاه مي كنيم ، در مي يابيم شهرها تبديل به موزه هايي شده اند كه نازيبايي ها را به نمايش گذاشته اند.

به هنگام طلوع آفتاب ، كوچه ها و خيابانها با دستان زحمت كش و پركار نيروهاي خدماتي شهرداري از آلودگي ها پاك مي شوند و در انتهاي روز ، تمامي سطح كوچه و خيابانها پر از زباله مي شود .

كمتر كوچه و خياباني را مي توان يافت كه با گل و گياه و با نظمي در خور تحسين آراسته شده باشد ، به گونه اي كه با عبور از اون ، روح انسان تلطيف يابد.

در نماي ساختمان ها خبري از بكارگيري فضاي سبز نيست و بسياري از امت اطلاعاتي در خصوص زيبا سازي و طراحي فضاي سبز ندارند و خلاصه كلام اونكه خبري از خلاقيت انسان ها براي زيبا سازي شهر نيست .

حال اين سوال در ذهن ما شكل مي گيرد كه چرا كوچه ها و خيابان ها نازيبا هستند؟
شايد چندين علت وجود دارد:
1- روشي براي مشاركت دادن امت در زيباسازي شهري طراحي نشده هست .
2-امت از آموزش هاي لازم براي يك زندگي شهروندي موفق برخوردار نشده اند
3-امت هنوز به نقش زيبا سازي شهرها و تاثيرات رواني اون بر جسم و روان خود اطلاع ندارند.
4-امت گاهي زيباسازي شهرها را با چراغاني كردن و مصرف بي رايشانه برق مترادف مي دانند.
5-موقعيتي براي خلاقيت انسان ها براي زيباسازي شهرها در نظر گرفته نشده هست .
هنگامي كه از يك مجتمع مسكوني و يا منزل شخصي خود خارج مي شايشانم و به داخل كوچه مي رايشانم در مي يابيم كه به محيطي قدم گذاشته ايم كه ديگر كسي در فكر زيبا نمودن اون نيست و شهرداري نيز از منابع انساني كافي براي حضور در تمامي اجزاي شهر برخوردار نيست و چه بسا براي حضور در تمامي قسمت هاي شهر ، نياز به لشكري بيكران از انسانهاست كه امكان تامين اون نيز امكان پذير نخواهد بود و تنها بايد روشي جديد براي مشاركت امت در زيبا سازي كوچه ها ایجاد كرد.
يكي از پيشنهاداتي كه مي توان براي خلاقيت در زيباسازي و طراحي فضاي سبز كوچه ها مطرح نمود ، ايجاد مديريت كوچه ها و خيابان هاست .
امروزه ضروري هست اهالي يك كوچه با انتخاب يك فرد شايسته ، رقابتي را با ديگر كوچه ها براي پديد آوردن مكاني زيبا آغاز نمايند و اگر قوانيني براي شكل گيري مديريت كوچه ها با مشاركت امت تدايشانن شود ، مي تواند نتايج زير را در پي داشته باشد:
1- ايجاد اوقات فراغتي سالم براي امت در كوچه ها براي زيبا سازي
2-پديدار شدن خلاقيت هاي جمعي براي زيبا سازي
3-شناخت امت نسبت به يكديگر و شكل گيري فعاليت هاي جمعي در سطح يك كوچه
4-شناخته شدن افراد توانمند و متخصص در يك كوچه و بهره گيري از اين قابليت جهت تحول در زيبا سازي
5-رشد همبستگي در ميان امت يك كوچه و گره خوردن سرنوشت افراد به يكديگر
6-ايجاد روح جمعي در محيط يك كوچه و ارتباط نزديكتر امت به يكديگر و ياري رساندن به يكديگر در مواقع سخت
7- افزايش امنيت به علت حساس شدن امت نسبت به سرنوشت يكديگر
8- افزايش دانش و مهارت امت يك كوچه در اثر آموختن از يكديگر و انجام تجربيات جديد در زمينه زيبا سازي
9-تلاش امت جهت جلوگيري از آلودگيها در شهر و آموزش كودكان در اثر اين مشاركت جمعي
10-شناسايي افراد نخبه در عرصه زيباسازي و بكارگيري از وجود اونان در تصميم گيريهاي كلان شهر
12-زيبايي شهر و علاقمندي جهت پياده رايشان در كوچه ها ها و لذت بردن از زيباييها و ايجاد مناظر بديع و نو در شهر به گونه اي كه شهر تبديل به يك موزه مي شود.
13-آرامش رواني به علت ايجاد محيط زيبا
14-فعال شدن كلاس هاي زيبا سازي در شهرها و ارتقاء فرهنگ زيباسازي و طراحي فضاي سبز شهري
15-برگزاري مسابقات شهري در خصوص انتخاب زيباترين كوچه هاي شهر به همراه جوايز ايشانژه براي ساكنين اونها و حمايت مالي از كوچه ها توسط شهرداري و تبديل اونها به مكان هايي براي بازديد توريست هاي خارجي
16-ايجاد تحول در شهرها و همه گيري اون در سطح كشور
17- تبديل كشور به يك جاذبه توريستي در سطح دنيا و تعامل با ديگر فرهنگ هاي جهان و تكامل فرهنگي كشور و زمينه سازي براي ايجاد رشد وتوسعه سريع تر

پس بياييم براي زيبا سازي شهرها ، تفكر نماييم و با خلاقيت ، شيوه هاي نو يي را براي رسيدن به اين هدف بوجود آوريم .

41:

نقش چراغ راهنمايي در روانسازي ترافيک بر کسي پوشيده نيست، اما برخي رانندگان معمولا از چراغ‌هاي راهنمايي رد مي‌شوند و قوانين را ناديده مي‌گيرند.

گاه رانندگان عجول براي سريعتر به مقصد رسيدن، جان انسان‌ها را مي‌گيرند.

به تازگي، راهکار جالبي براي جلوگيري از عبور رانندگان از چراغ قرمز انديشيده شده هست.





«هان يونگ لي»، مبتکر کره‌اي براي جلوگيري از گذشتن رانندگان از چراغ قرمز نوعي ديوار مجازي قرمز طراحي کرده هست.

اين ديوار مجازي به طور کامل عرض خيابان را مي‌پوشاند و باعث توقف اجباري رانندگان پشت چراغ قرمز مي‌‌شود.


به نقل «حريت»، شيوه کار اين چراغ به اين صورت هست، هنگامي که وقت روشن شدن چراغ قرمز فرا مي‌رسد، راه به وسيله تاباندن ليزر رايشان پلاسما به طور کامل بسته مي‌شود.

به اين ترتيب، رانندگان مجبور به توقف مي‌شوند و عابران پياده به راحتي مي‌توانند از عرض خيابان بگذرند.


اين روش به صورت تئوريک مورد پسند برنامه گرفته هست، ولي هنوز معلوم نيست چه وقتي عملي مي‌شود.

42:














43:

نمونه اي از هنر زيباسازي سيماي شهر















44:



در صورت نهايي شدن اين طرح، شهرداري موظف هست با هستفاد از انواع گياهان بالارونده و آايشانز فضاي سبز را رايشان ساختمان ها بياورد
شوراي شهر شهرستان تهران به يک فوريت طرحي راي داد که در صورت نهايي شدن اون در شورا، شهرداري موظف هست فضاي سبز را به رايشان ساختمان ها بياورد.
به نقل خبرنگاي دنياي اقتصاد، شوراي شهر يک فوريت طرح توسعه فضاي سبز عمودي در بدنه ساختمان هاي شهرستان تهران را تصايشانب کرد.
برپايه اين طرح، شيوه هاي کلي ايجاد و توسعه فضاي سبز بر بدنه ساختمان ها و فضاهاي بلااستفاده واجد واقعيات با لحاظ ضوابط فني و شهرسازي و اولايشانت دهي به هستفاده از گونه هاي گياهي مناسب يا اقليم شهر شهرستان تهران عبارتند از: ايجاد فضاي سبز عمودي و افقي بر بدنه و سطوح افقي ساختمان ها (ايجاد باغ هاي عمودي با هستفاده از گياهان بالارونده و آايشانز رايشان ديوارهاي عمودي، داربست و جعبه هايي که به صورت عمودي برنامه گرفته اند، همينطور سبز کردن سطح افقي از طريق کشت گياهان مثمر و غيرمثمر مناسب)؛ هستفاده از فضاي حياط خانه ها و ايجاد گلخانه هاي کوچک خانگي و هستفاده از فضاهاي مرده داخل ساختمان ها (لبه پنجره ها، بالکن ها و ساير فضاهاي مرده داخل ساختمان با هستفاده از کشت گياهان متناسب.)


به نقل خبرنگار دنياي اقتصاد، در نود و هشتمين جلسه علني از سومين دوره شوراي اسلامي تهران، رسول خادم در جريان بررسي اين طرح فرمود: برپايه راهبردهاي سند طرح جامع جديد شهرستان تهران سرانه فضاي سبز براي هر يک از افراد 15متر مربع در نظر گرفته شده که با برآوردهاي مالي انجام شده در سال 86، تامين اين ميزان سرانه فضاي سبز در شهرستان تهران نيازمند اختصاص بودجه اي به ميزان 10هزار ميليارد تومان هست تا امکان تملک و تامين فضاي سبز مطابق طرح جامع فراهم شود.
ايشان اضافه کرد: البته با توجه به رشد قيمت زمين اين ميزان برآورد مالي تغيير کرده هست.
در اين راستا، دانشگاه شهرستان تهران نيز مطالعاتي درباره توسعه فضاي سبز عمودي در بدنه ساختمان ها انجام داده که قابل هستفاده هست.
به فرموده خادم، از سال 70 تاکنون چند طرح به صورت نمونه در شهرستان تهران اجرايي شد، اما هستمرار اجراي اونها دوام نداشته هست.
از اين رو به عنوان نمونه با اجراي اين طرح در يکي از محله هاي منطقه 2، مشخص شد هزينه اجراي طرح فضاي سبز عمودي 2% هزينه اجراي طرح تملک اراضي براي فضاي سبز (فضاي سبز افقي) هست.
ضمن اين که با اجراي اين طرح مي توان از مشارکت بيشتر شهروندان برخوردار شد، چرا که برنامه هست در اين طرح به صورت همسان هر يک از واحدهاي ساختماني در معرض ديد عمومي، داراي گلدان يا باغچه هاي آپارتماني باشند.
ايشان يادآور شد: در حال حاضر در شهر توکيو، اين الزام در ساخت و سازها وجود دارد که 20% عرصه عمومي براي فضاي سبز عمودي در نظر گرفته شود، همينطور در شهر سئول نيز 50% هزينه هاي فضاي سبز عمودي را دولت تامين مي نمايد.
بدين لحاظ حتي اگر شهرداري هزينه توسعه فضاي سبز عمودي رايشان بدنه ساختمان ها بپردازد چون ديگر الزامي براي پرداخت هزينه تملک ندارد و امت نيز مشارکت بهتري خواهند داشت، اين طرح مقرون به صرفه هست.
ايشان فرمود: در بودجه سال جاري نيز 2 ميليارد تومان اعتبار براي اجراي اين طرح در شهرداري اختصاص داده شده ضمن اينکه سياست هاي چگونگي هزينه براي اين طرح اتخاذ شده هست.
حسن بيادي، نايب رييس شوراي شهر شهرستان تهران نيز پيشنهاد داد: شهرداري اين طرح را به صورت نمونه در تعدادي از ساختمان هاي شهرستان تهران اجرايي کند تا از اين طريق امت با تماشاي اين زيبايي ها، نسبت به اجراي اون در ساختمان هاي خود تشايشانق شوند.حمزه شکيب، رييس کميسيون عمران مجلس نيز پيشنهاد داد: اجراي اين طرح مستلزم تعريف واقعيات جديد براي احداث ساختمان ها هست بنابراين پيش بيني اين واقعيات ضروري هست.

خادم نيز فرمود: اتفاقا نظر ما از ارائه اين طرح، تعريف ضوابط جديد در ساخت و ساز براي توجه به احداث فضاي سبز عمودي در آپارتمان ها هست.
منبع:روزنامه دنياي اقتصاد

45:

بسياري از ما در شهرها زندگي مي نماييم ، ولي هنگامي که با کمي دقت به اطراف خود نگاه مي نماييم ، در مي يابيم شهرها تبديل به موزه هايي شده اند که نازيبايي ها را به نمايش گذاشته اند.

به هنگام طلوع آفتاب ، کوچه ها و خيابانها با دستان زحمت کش و پرکار نيروهاي خدماتي شهرداري از آلودگي ها پاک مي شوند و در انتهاي روز ، تمامي سطح کوچه و خيابانها پر از زباله مي شود .

کمتر کوچه و خياباني را مي توان يافت که با گل و گياه و با نظمي در خور تحسين آراسته شده باشد ، به گونه اي که با عبور از اون ، روح انسان تلطيف يابد.

در نماي ساختمان ها خبري از بکارگيري فضاي سبز نيست و بسياري از امت اطلاعاتي در خصوص زيبا سازي و طراحي فضاي سبز ندارند و خلاصه اونکه خبري از خلاقيت انسان ها براي زيبا سازي شهر نيست .




حال اين سوال در ذهن ما شکل مي گيرد که چرا کوچه ها و خيابان ها نازيبا هستند؟
شايد چندين علت وجود دارد:
1- روشي براي مشارکت دادن امت در زيباسازي شهري طراحي نشده هست .
2-امت از آموزش هاي لازم براي يک زندگي شهروندي موفق برخوردار نشده اند
3-امت هنوز به نقش زيبا سازي شهرها و تاثيرات رواني اون بر جسم و روان خود اطلاع ندارند...
4-امت گاهي زيباسازي شهرها را با چراغاني کردن و مصرف بي رايشانه برق مترادف مي دانند.
هنگامي که از منزل شخصي خود خارج مي شايشانم در مي يابيم که به محيطي قدم گذاشته ايم که ديگر کسي در فکر زيبا نمودن اون نيست و شهرداري نيز از منابع انساني کافي براي حضور در تمامي اجزاي شهر برخوردار نيست و چه بسا براي حضور در تمامي قسمت هاي شهر ، نياز به لشکري بيکران از انسانهاست که امکان تامين اون نيز امکان پذير نخواهد بود و تنها بايد روشي جديد براي مشارکت امت در زيبا سازي کوچه ها ایجاد کرد.
يکي از پيشنهاداتي که مي توان براي خلاقيت در زيباسازي و طراحي فضاي سبز کوچه ها مطرح نمود ، ايجاد مديريت کوچه ها و خيابان هاست ،که اين امر مي تواند نتايج زير را در پي داشته باشد:
1- ايجاد اوقات فراغتي سالم براي امت در کوچه ها براي زيبا سازي
2- افزايش امنيت به علت حساس شدن امت نسبت به سرنوشت يکديگر


3-تلاش امت جهت جلوگيري از آلودگيها در شهر و آموزش کودکان در اثر اين مشارکت جمعي
4-شناسايي افراد نخبه در عرصه زيباسازي و بکارگيري از وجود اونان در تصميم گيريهاي کلان شهر
5-زيبايي شهر و علاقمندي جهت پياده رايشان در کوچه ها و لذت بردن از زيباييها و ايجاد مناظر بديع و نو
6-آرامش رواني به علت ايجاد محيط زيبا
7-برگزاري مسابقات شهري در خصوص انتخاب زيباترين کوچه هاي شهر
8-ايجاد تحول در شهرها و همه گيري اون در سطح کشور
پس بياييم براي زيبا سازي شهرها ، تفکر نماييم و شيوه هاي نو يي را براي رسيدن به اين هدف بوجود آوريم

46:

اتوبوس های خشکی - دریا در دبی

47:

پروژه بزرگ ميدان شهدا

ميدان شهدا يکي از پر رفت و آمد ترين ميادين شهر مشهد مقدس مي باشد که سابقه اون بيش از 70 سال بر ميگردد.

ميدان شهدا نقطه تلاقي سه شريان مهم ارتباطي شهر مشهد مقدس هست.

خيابان امام خميني(ره) به خواجه ربيع ، خيابان توحيد به شيرازي و خيابان هاشمي نژاد به دانشگاه.

اين سه محور از نظر کارکرد شهري و خدماتي و هايشانت شهري اهميت زيادي دارند و از سايشاني ديگر ساختمان شهرداري نقش مدني بارزي به اين ميدان بخشيده هست.

همينطور ميدان شهدا در گذر وقت شاهد رايشاندادهاي مهم تاريخي و سياسي بوده هست.





با توسعه شهر مشهد مقدس بر ازدحام و شلوغي اين ميدان نيز اضافه کرده شده تا جايي که رفته رفته هايشانت شهري و تاريخي خود را از دست داده و به يکي از گره هاي مهم ترافيکي شهر تغيير شکل داده هست.

در سال هاي اخير مسئولان شهر ، تلاش آشکاري براي بازسازي بافت هاي قديمي و فرسوده شهر انجام داده اند، که اين اهداف کلان بازسازي آينده روشني را براي مناطق مرکزي شهر به وجود خواهد آورد.

اين مناطق بايد بر پايه هماهنگي با واقعيات زندگي مدون و برخورداري از خدمات و امکانات مناسب شهري بازسازي شوند.


طرح بزرگ ميدان شهدا نيز يکي از اين برنامه هاي نوسازي مي باشد.

در اين برنامه ساماندهي منظر هاي شهري و ساوقت عملکردي و تسهيل در ترافيک سواره و تأمين امنيت تردد پياده، همينطور بازسازي بافت فرسوده مورد نظر مي باشد.

شايان ذکر هست که هدف طرح منحصر به ميدانگاه نشده ، بلکه خيابان صاحب الوقت و منطقه ي هشت آباد را نيز شمل گرديده هست.

در واقع ساماندهي و نوسازي و طراحي جديد براي اين سه منطقه يک هدف مشترک را دنبال مي نمايد که تحت عنوان طرح بزرگ ميدان شهدا به تصايشانب رسيده هست.


در اين طرح عرصه هاي وسيعي از فضاهاي شهري، فرهنگي، اجتماعي و امتي در نظر گرفته شده هست و اطراف ميدان را ساختمان هايي با کاربري هاي مختلف، پوشش مي دهند.

نظام حرکت سواره بر پايه يک حلقه هم سطح به صورت ميدان و دو زير گذر شرقي و غربي (خيابان خواجه ربيع به دانشگاه و خيابان امام خميني به هاشمي نژاد) طراحي شده هست.


ضمناً فعاليت ها و عملکردهاي متنوعي در اين ميدان صورت مي گيرد که براي ساماندهي نظام اين فعاليت ها و توجه به نقش فرهنگي و اجتماعي اون در طراحي جديد، تلاش فراواني صورت گرفته هست.

محدوده و مساحت طرح بزرگ ميدان شهدا:

اين طرح حدود 23 هکتار مساحت دارد که شامل سه بخش اصلي مي باشد:

الف) طرح ايشانژه ميدان شهدا حدود 5/13 هکتار

ب) مجموعه شهري هشت آباد حدود5/4 هکتار

ج) طرح ايشانژه خيابان صاحب الوقت (عج) حدود 5 هکتار

اهداف اجراي اين طرح:

? با ساماندهي سه منطقه محدوده طرح، نيازهاي مشترک به طور هماهنگ رفع ميشود.

? مشکلات ترافيکي در يکي از اصلي ترين مراکز شهر کاهش مي يابد و روانسازي رفت و آمد و آرامش نسبي براي شهروندان فراهم مي آورد.

? مجموعه ي شاخص در مسير حرم مطهر شکل ميگيرد که هايشانت بخشي محيط کمک بيشتري خواهد کرد.

? فضاي باز و سبز شهري در محدوده طرح به دو برابر افزايش مي يابد.

? ميدان شهدا به عنوان يک تبديل و گره ترافيکي عمده در شبکه حرکت شهر باعث گرديده با يک رايشانکرد علمي و دقت بسيار، گزينه هاي حرکت سواره و پياده در اين ميدان بررسي گردد.

که در قسمت بعد به اونها مي پردازيم.

48:

عجيب ترين اشتباه مهندسي کشور در رشت
از کجا چه خبر؟

ابتدا و انتهاي پل جانبازان که تاکنون حدود 3 ميليارد تومان براي اون هزينه شده، به دليل اشتباه مهندسي، 50 سانتي‌متر اختلاف سطح دارد و به هم نمي‌رسد!

پل جانبازان رشت که برنامه بود در سال 1386 به بهره‌برداري برسد هم اکنون در واقعياتي به پيشرفت 72 %ي دست يافته که اشتباهات محاسباتي‌اش عجيب‌ترين رايشانداد مهندسي کشور را رقم زده هست.

اجراي اين پل 6/102 متري از چهارم تير ماه سال 1385 در دو جبهه کاري آغاز شد که بنابر محاسبات مي‌بايست در پايان پروژه به يکديگر متصل مي‌شدند، اما هم اکنون و با وجود گذشت 2 سال اشتباهات محاسباتي مانع از اتصال طرفين پل به يکديگر شده هست.


هم‌اکنون طرفين ابتدا و انتهاي پل در حالي براي اتصال به يکديگر نزديک شده‌اند که تازه مشخص شده به دليل اشتباهات مهندسي اين اتفاق به دليل اختلاف سطح طرفين پل هرگز نخواهد افتاد.

فرموده مي‌شود اين اختلاف به نيم متر مي‌رسد که در قوانين مهندسي عدد بسيار بزرگي به شمار مي‌آيد.


به فرموده مهندسان سازه، طراحي اينگونه پل‌ها پس از سال‌ها اجرا در کشور به قدري ساده هست که حتي در توان دانشجايشانان مهندسي نيز هست و اين بر ابهامات مسئله بيشتر مي‌افزايد.



در اين رابطه هيچ مقام مسئولي در شهر رشت حاضر به اظهار نظر نيست و تنها محمود فريدوني شهردار رشت در اظهار نظري غيرمستقيم پيمانکار را مقصر معرفي مي‌کند.

او معتقد هست: «شرکت طرف قرارداد اين پل در گذشته به تعهدات خود عمل نکرد و با اعمال مديريت جديد سعي ما بر اين هست که در کوتاه‌ترين وقت اين پل به بهره‌برداري برسد.»


فريدوني البته نبود جرثقيل حمل نصب تجهيزات پل جانبازان از محل کارگاه ساخت تجهيزات اين پل در حوالي کوچصفهان تا رشت در گذشته را از جمله مشکلات عنوان کرده و مي‌گايشاند: «البته اين مشکل هم اکنون برطرف شده هست».

اين توضيحات در حالي هست که جبار کوچکي‌نژاد، نماينده امت رشت در مجلس شوراي اسلامي، پل غيرهمسطح جانبازان رشت را لکه ننگي در اين شهر دانسته و هموقت رئيس مجمع نمايندگان گيلان مي‌گايشاند: «ساخت پل غيرهمسطح جانبازان رشت به دليل غيرکارشناسي بودن هزينه زيادي به گيلان وارد کرده هست.»

اسدالله عباسي انتقادهاي امت و مسئولان نسبت به پل غيرهمسطح جانباران اين شهر را نيز وارد مي‌داند، اما با اين حال رييس شوراي شهر رشت هرگونه اظهارنظري در اين رابطه را مغرضانه توصيف مي‌کند.

محمدرضا قاسمي ‌به عنوان مدافع سرسخت اين پل که طرفين اون دست کم 50 سانتي‌متر اختلاف سطح دارند حتي در جواب به نماينده مجلس، نه تنها پل را لکه ننگي براي اين شهر نمي‌داند بلکه از ساخت اون به عنوان سند افتخاري در عملکرد شهرداري رشت نام مي‌برد که انگيزه‌اي قايشان براي ساخت تقاطع‌هاي همسطح و غيرهمسطح ديگر در اين شهر به وجود آورده هست.

او حتي از منتقدان اين پل مي‌خواهد با دست برداشتن از اشکال‌تراشي‌ها و انتقادهاي غيرمنصفانه کمبود نقدينگي و عدم بهره‌مندي اين شهر از بودجه‌هاي ملي را برطرف نمايند.

ايشان ادامه مي‌دهد: «موانع موجود بر سر راه پروژه‌هاي عمراني شهر باران با اشکال‌تراشي و انتقادهاي غيرمنصفانه برطرف نخواهد شد، بلکه کمبود نقدينگي و عدم بهره‌مندي از بودجه‌هاي ملي بزرگ‌ترين مشکل در مسير سازندگي رشت هست.»

تا به امروز براي اين پل 2 ميليارد و 700 ميليون تومان هزينه شده هست اما با اتفاق پيش آمده برآورد مي‌شود دست کم يک ميليارد تومان به برآورد اوليه اضافه شود.

کارشناسان امر معتقدند در صورت صرف اين هزينه پل جانبازان رشت گران‌ترين پل روگذر در تاريخ مهندسي کشور خواهد بود.



49:

نگاهی تحلیلی به مبلمان شهري





شهر يك اثر هنري بزرگ هست كه آفرينندگاني به وسعت خود و به تعداد جمعيتش دارد «هدف غايي يك شهر ايجاد محيطي خلاق و پرورنده براي امتي هست كه در اون زندگي مي كنند» چنين محيطي با گوناگوني بسيار، آزادي انتخاب به افراد مي دهد و زمينه خلاقيت را فراهم مي آورد، فضاي شهر حداكثر ارتباط را با امت و زيستگاه پيرامونشان بربرنامه مي سازد و تنها يك وسيله براي در اختيار گذاردن تمام اين ها دردست دارد: امكانات مناسب شهري .

1.

مبلمان شهري / مقدمه و تعاريف كلي:
در فضاي ميان ساختمانها و بناها، عناصر مكملي نياز هست تا زندگي شهري را سامان بخشد، تجهيزاتي كه همچون اثاث يك خانه، امكان زندگي را در فضاي محصور ميان سنگ و بتن و شيشه فراهم آورد.

اين اجزاء، جريان حركت، سكون، تفريح و اضطراب را در شهر تنظيم مي كنند و به اون روح مي بخشند.

اثاثه، تجهيزات يا مبلمان شهري، خياباني يا فضاي باز اصطلاحات رايج اين تسهيلات و امكانات هستند.

اين تسهيلات در انگلستان بيشتر به «مبلمان خياباني» و در امريكا به «مبلمان همگاني» با «مبلمان فضاي باز» معروف هستند.

« اثاثه، جمع اثاث به معناي وسايل و لوازم زندگي هست.

تجهيزات، جمع تجهيز، در مفهوم آراستن و بسيج كردن و بيشتر به وسايل و ساز و برگ نظامي اطلاق مي شود.

مبلمان واژه فرانسايشان به معناي مجموعه اثاثه و دكوراسيون يك محل هست.»
رايج ترين تركيب فوق «مبلمان شهري» هست كه مي تواند دربردارنده مفاهيم ضمني نيز باشد.

دامنه مفهومي و كاربردي اين واژه بسيار گسترده هست.

مبلمان شهري به مجموعه وسيعي از وسايل، اشياء، دستگاهها، نمادها، خرده بناها، فضاها و عناصري فرموده مي شود كه چون در شهر و خيابان و در كل در فضاي باز نصب شده اند و هستفاده عمومي دارند، به اين اصطلاح معروف شده اند.


امروزه مشكل اصلي شهرستان تهران بزرگ در دو بعد حركت شهري(سواره و پياده) و مشكلات ادراك و رفتار در منظر شهري قابل بررسي هست.
بنابراين وظيفه و مسئوليت خطيري براي برنامه‌ريزي، ساماندهي، آرام‌سازي و بهسازي فضا و تجهيزات شهري بر دوش مسئولين، مديران، طراحان و هنرمندان ايراني مي باشد.
ساختار برنامه اي كه مي تواند شهر را از هر دو بعد منظر شهري و حركت در شهر ساماندهي نمايد به دو بخش اصلي تقسيم‌بندي مي شود:

فضا سازي، محوطه سازي، كف سازي، پياده‌ راه‌ سازي، نقاشي ديواري، مرمت، نورپردازي، پاكسازي جداره‌هاي شهري و نما سازي، احياء بافتهاي با ارزش تاريخي، فرهنگي، معماري و كاربردهاي شهري، آرام‌سازي و.....

1-طراحي محيطي و نماي شهري :
2-مبلمان و تجهيزات شهري :
شامل كليه ملزومات و اثاثيه شهري كه در محيط شهر برنامه مي گيرند و بيش از يكصد عنوان تقسيم بندي مي شود؛ از نرده و ميله‌هاي راه بند و روشنايي گرفته تا ايستگاههاي اتوبوس، سرايشانسهاي بهداشتي، تابلوها، بيلبوردهاي تبليغاتي، سطل زباله و پلهاي عابر پياده.

تقسيم بندي عناصر مبلمان شهري بصورتهاي مختلفي عنوان شده ولي در كل ميتوان انرا در چهارگروه اصلي معرفي نمود :
الف- مبلمان خياباني
ب- مبلمان پاركي
ج- مبلمان ترافيكي
د- سازه‌هاي اطلاع رساني و تبليغاتي
امروزه تجربه و كاربرد عناصر شهري نشان داده كه هستفاده از تجهيزات و مبلمان مناسب تا چد ميتواند اثر مثبتي بر رايشان شهروندان و هستفاده كنندگان از محيطهاي شهري داشته باشد.

بطور مثال طراحي نشيمن مناسب به امت اين امكان را ميدهد كه در موقعيتهاي لازم از نشستن و ديدن فضاي شهري لذت برده و حتي ارتباط اجتماعي و كلامي با يكديگر بربرنامه نمايند.
پژوهشهاي شهري و زيست محيطي نشان ميدهد كه هستفاده كنندگان و عموم امت خواستار چند منظوره بودن تجهيزات شهری و زيباسازي هرچه بيشتر اون هستند بطوريكه بصورت يك سمبل يا نماد و حجم شهري در آمده و متناسب با طراحي زيباي اتومبيلها و محصولات مدرن به توقعات زيبايي شناسانه امت و نيازهاي دنياي امروز نيز جواب دهد .

به همين دليل در سراسر جهان مطالعات و مسابقات بسياري در زمينه طراحي بهينه مبلمان شهري صورت ميگيرد.


اهميت توجه به هايشانت و فرهنگ
با رشد شهرها و حومه‏ها، گرايشي افراطي در يك شكل كردن چهره شهري به وجود آمده هست، به گونه‏اي كه اغلب تفاوت كمي در روحيه مبلمان نقاط مختلف شهر يا حتي گاهي ميان چند كشور ديده ميشود.

حال اون كه هنوز هم جذاب‏ترين و به ياد ماندني‏ترين محله‏ها اونهايي هستند كه با شكل و شمايل ايشانژه و مختص به خود در خاطره‏ها جاي مي‏گيرند و شايد از همين روست كه در كوششهاي جديد براي نوسازي و ساماندهي شهرها به اين خصوصيات توجه بسيار ميشود :
* از ديدگاه طراحان، انتخاب و طراحي مناسب مبلمان شهري، حفظ هايشانت مكان و نمود بيشتر اون را ممكن مي‏سازد.

اين برخورد در احياي مناطق تاريخي و سنتي بسيار موثر هست
* اگر دخالت در شهر به تزيينات سطحي محدود نشود ، بايد ميان بافت اجتماعي و فضاي شهر توازني ايجاد كرد.


* اونگاه كه بافت اجتماعي مكاني تثبيت شده و در ميان ساكنانش مفهوم شهر نشيني، ريشه‏اي عميق دواند، ميتوان به ساختارهايي مكمل در سيما و منظر اون پرداخت و واقعيات را براي حفظ محيط و رفاه اهالي‏اش مهيا كرد.


* به اتكاي همين بافت اجتماعي تثبيت شده و ريشه‏دار مي توان در مدت وقتي كافي و با روشي پايشانا، خيابانهاي محله و شهر را به گونه‏اي مجهز كرد كه بازتاب فرهنگ اون باشد.
در حقيقت, فراهم آوردن امكان بهره‏وري رفاهي و زيبايي شناختي از محيط زيست، به معناي ارج نهادن به زندگي و ارزشهاي تمدن هست .
يكي از دلايل مهم بي هايشانتي تهران، عدم توجه به تفاوتهاي موجود بين فضاهاي مختلف شهري، اكتفا نمودن به طرحهاي يكنواخت و به اصطلاح هستاندارد و پرداختن به ظرفيتهاي مفهومي هست بدون در نظر گرفتن ارزشهاي زيباشناسي شهري و هنري , و بسنده نمودن به امكانات توليد وصنعت اونهم از نوع ابتدايي ترين اون.
ارزشهاي عملكردي و زيباشناختي شهري، از طريق برخورد مجزا و مشخص با هر يك از فضاهاي خرد و كلان ايجاد ميشود.


پرداختن كلي به فضاهاي شهري و همه چيز را با يك ديد نگاه كردن بمعناي نفي تك تك ارزشها ميباشد.


* شايد بنيادي‏ترين اقدامي كه ميتواند در كنار ساماندهي مبلمان شهري، بافت شهر را از نظر كيفي به وضعيت مطلوب نزديك سازد، رعايت موارد زير باشد :
تهيه الگوها،
ضوابط قابل انعطاف و سنجيده براي بهسازي و توسعه،
آينده نگري هوشمندانه .
ما بايد آينده نگری کنيم و آينده نگری نياز به کوشش سه گانه دارد :
پژوهشگری / سياستگزاری / برنامه ريزی .


50:

توسعه ي شهرها باعث از بين رفتن محيط هاي طبيعي و زمين هاي زراعي شده هست.

بنابراين ايجاد و تو سعه ي فضاي سبز نقش مهمي در زندگي تمام موجودات از جمله انسان دارد و در واقع جايگزيني براي محيط طبيعي از بين رفته در هنگام ساخت و ساز هست.

بسياري از فناوري ها و فعاليت هاي جديد به منظور کاهش تاثير انسان بر رايشان زمين به وجود آمده اند ، از جمله : منابع انرژي جايگزين ، هستفاده ي موثر از منابع طبيعي ، کشاورزي بدون هستفاده از مواد صنعتي و سبز پوش کردن پشت بام ها.

بام هاي سبز بخشي از تلاشها براي پايدار ساختن شهرها و يکي از راه حل هاي مدرن براي مشکلات شهري مي باشد .

بام هاي سبز مزاياي بسياري دارند...از جمله :

1) کاهش سرازير شدن سيلاب

2) تميز نگه داشتن هوا و جلوگيري از انتشار ذرات معلق در هوا

3) کاهش تاثير جزيره حرارتي شهرها از طريق سرد کردن بخار هواي محيط

4) فراهم آوردن محيط آرام براي پرندگان و جانوران

5) بهبود کارآيي انرژي ساختمان ها

6) فراهم آوردن امکانات براي کشاورزي شهري و گياهان دارايشاني

تاثير بام هاي سبز در اقتصاد جامعه

بام هاي سبز تاثيرات زيادي در اقتصاد جامعه دارند که اهم اونها عبارت اند از :

- لايه عايق رطوبتي نصب شده در رايشان بام و صدمات ناشي از اشعه ماوراي بنفش و صدمات شيميايي جلوگيري کرده و در برابر امواج گرما به عنوان عايق عمل مي نمايد .

اين ايشانژگي بام هاي سبز طول عمر عايق رطوبتي را تا دو برابر افزايش داده و باعث صرفه جايشاني در هزينه ها مي شود .

- عايق بندي بام هاي سبز نياز به انرژي را براي گرم و سرد کردن ساختمان به طور چشم گيري کاهش مي دهد و همينطور باعث کاهش آلودگي صوتي مي شود .

- جاذبه زيبايي شناختي و زيبايي طبيعي بام هاي سبز ارزش ساختمان را در نزد بسياري از هستفاده نمايندگان و مطابق با هر سليقه براي کاربردهاي تجاري ، ساوقتي و مسکوني بالا مي برند .

ساخت بام هاي سبز

سيستم هايي که براي ساخت بام سبز طراحي شده اند سبک وزن ، نيازمند رسيدگي کمتر ، بادوام و جالب هستند .

ابتدا لايه عايق رطوبتي بر رايشان پشت بام نصب مي شود ؛ سپس زه کشي مناسب انجام شده تا آب اضافي از پشت بام سرازير شود .

يک محيط رشد کاملا مناسب براي موفقيت بام سبز ضروري هست .

اين محيط بر خلاف خاک زراعي طبيعي که معمولا در منظره سازي شيب دار به کار مي رود ، کاملا متناسب با محيط طراحي شده و به هنگام خيس شدن خيلي سنگين نمي شود .

در نهايت گياهان کاشته مي شوند .

پوشش هاي گياهي مقابل در برابر سرما و گرما مورد هستفاده برنامه مي گيرند تا انبوهي از گياهاني را توليد نمايند که شبيه اکوسيستم هاي طبيعي محلي و چمنزارهاي ساحلي به نظر رسند .

گياهاني که براي اين منظور هستفاده مي شوند معمولا گياهاني گوشتي ، گياهان چند ساله علفي ، گلها ، علف هاي وحشي و خزه مي باشند .


51:

خواهر خواندگي



اين پيوند با اتمام جنگ جهاني دوم در سال 1945، براي اولينبار در شهرهاي کشورهاي اروپايي شکل گرفت.مدتي بعد و در سال 1956، آيزنهاور آمريکايي در ارائه برنامه” امت به امت ” خود در شکل گيري پيمان هاي خواهر خواندگي بين شهرهاي آمريکا با شهرهاي جهان تاکيد کرد و بدين ترتيب حرکتي جهاني براي اين موضوع ايجاد شد.هدف ايشان از تاکيد رايشان اين طرح، درگير کردن افراد و ساوقتدهي گروهها در تمامي سطوح جامعه براي کاهش درگيري ها در سطح جهان با انعقاد قرارداد خواهر خواندگي بود.



عناصر اصلي موفقيت براي يک برنامه وسيع خواهر خواندگي :

پشتيباني قايشان و مشارکت شهرداري: شهردار بعنوان عضو افتخاري ، تعيين فردي در شهرداري جهت پيگيري برنامه‌هاي خواهد خواندگي، مشارکت مستقيم بخشهاي مختلف شهري در معاملات شهري، توسعه اقتصادي، عمومي و فني يا ساير مبادلات، پشتيباني هاي متعدد مستقيم و غير مستقيم جهت فعاليتهاي خواهر خواندگي نظير موافقت با هزينه‌ها و رسيدهاي اداريگونه‌هاي متعددي از مبادلات کم هزينه وجود دارد که بايد سالانه صورت بگيرد حتي اگر امکان برقراري ارتباط رو در رو و ديداري امت ميسر نباشد که از جمله مي‌توان به تبادل گزارشهاي شهري، تبادل کارهاي هنري کودکان، نامه‌ها يا برنامه‌هاي خواهر خواندگي مدارس از طريق اينترنت، تبادل دوره‌اي مقالات روزنامه‌اي جالب در مورد جامعه اون شهر، تکنولوژي محيط زيست و غيره، فيلمها يا سخنرانيهايي که موضوعشان فرهنگ خواهر خواندگي هست، اشاره کرد.

:فرايبورگ (آلمان)، بيروت (لبنان)، سنت پترزبورگ (روسيه)، فلورانس (ايتاليا)، لاهور (پاکستان)،بارسلونا (اسپانيا)، ياش‌(روماني)، هستانبول (ترکيه)، قاهره (مصر)، ايروان (ارمنستان)،کايشانت (کايشانت)، شيان‌ (چين)، کوالالامپور (مالزي)، مکه (حجاز سعودي)، زيان (چين )،ليون (فرانسه)، کربلا(عراق)

:باکو‌‌ (آذربايجان)، هستانبول (ترکيه)، هوشي مين (ايشانتنام)

لس اونجلس (آمريکا)، سئول (کره جنوبي)، بغداد (عراق)، برلين‌ (آلمان)، کارکاس (ونزوئلا)،لندن (انگلستان)، مسکو (روسيه)، پکن (چين)، پروتريا (آفريقاي جنوبي)، دوشنبه (تاجيکستان)، مينسک (بلاروس)، هاوانا (کوبا)

ترابوزان (ترکيه)

:ترابوزان (ترکيه)

دوشنبه (تاجيکستان)، نيکوزيا (قبرس)، چونگ کينگ (چين)، پونا (هند)، کايشانت (کايشانت)، برلين (آلمان)، رم (ايتاليا)، اسلام آباد (پاکستان)، ستين (آمريکا)، مسکو (روسيه)، سنت پترزبورگ (روسيه)، کوالالامپور (مالزي)تشوانه (افريقاي جنوبي)، کارکاس ( ونزوئلا)، بوداپست (مجارستان)، اونکارا (ترکيه)، هاوانا (کوبا)

:سانتياگو د کامپوستلا (اسپانيا)

:اومئا (سوئد)

مرو (ترکمنستان)، بخارا (ازبکستان)، سمرقند (ازبکستان)، بلخ (افغانستان)

:کولاب (تاجيکستان)

:ياسبرين (مجارستان)

52:

ساختمانهايي که تا 20 سال آينده در جهان ساخنه مي شوند (1)
ساختمان آتلانتا: 2020

شهر آتلانتا

ايالت جورجينا

نوع پروژه: شهر سازي


اين پروژه مربوط به ساخت يک هستوديو ميان رشته اي هست که مرکز توسعه آتلانتا هزينه ساخت اون را بر عهده دارد مرکز توسعه آتلانتا يک موسسه فرهنگي و اقتصادي هست که اهدافش ايجاد مرکز منسجم و پايشانا در آتلانتا و تبديل آتلانتا به يک چرخه عظيم اقتصادي در منطقه جنوب غربي ايالات متحده آمريکا مي باشد.

محور توسعه شهري در شهر آتلانتا در جهات شمالي_جنوبي خيابان "پيچتري" هست.

اگرچه اونچه در ابتدا لازم به نظر مي رسد توسعه راه کارهاي انسجام شهري در جهات غربي_شرقي خطوط حمل ونقل "مارتا" هست.

به خصوص دهليز طايشانل يک مايل و نيمي آتلانتا که مرکز دانشگاهي، باشگاه جورجيا و سالن ورزشي فيليپس، مرکز
CNN، تقاطع پنج راهه شهر، محوطه درانشگاه ايالت جورجيا و خيابان تاريخي "ابورن" و چندين مکان باستاني ديگر را به يکديگر متصل مي سازد.

ساخت اين دهليز امکان شکوفايي بسياري از برنامه هاي توسعه شهري را مهيا مي نمايد و دريچه تازه اي بر رايشان ترابري شهري مي گشايد.


اين هستاديو بسياري از موانع و مسائل توسعه شهري را از را هکارهاي از بين بردن خاشاکزارها، کنترل حمل و نقل شهري و پياده ها رو ها و فضاهاي باز شهري گرفته تا مشکلات تخصصي معماري و شهرسازي را منتهي مي نمايد.

دانشجايشانان سعي دارند در اين راستا به راه حل هاي پايه ي براي حل مشکلات شهرسازي و نفشه کشي شهري که از اهداف اصلي اين هستاديو هست دست پيدانمايند.


مدير پروژه:Mitchell Joachim

فاز کنوني: مرحله نقشه کشي

وقت اتمام پروژه: سال 2020

53:

شهرهاي بدقواره،فاصله هاي زيادباآرمانشهر
بدقوارگي و آشفتگي چنان بر شهرهاي ما سايه افکنده که رها شدن ازاون تلاش بسيار مي خواهد و وقت طولاني.

کافي هست پا به خيابان بگذاري تا با انبوهي
از رنگ ها، سنگ ها، شيشه ها، آجرنماها و بتن هايي روبرو شايشان که نام بنا برخوددارند.

بلندوکوتاه با خطوط افقي و عمودي نامتناسب و رنگ هاي ناهمگون.

پنجره هاي
نازيبا، ورودي ها و مصالح متنوع و...

.اين گوناگوني و ناهمگوني در سبک و شکل به
اغتشاش انجاميده و شهرهايي بي هايشانت، غيرانساني، ناهماهنگ و نابسامان را به شهروندان هديه کرده هست.





بدقوارگي و آشفتگي چنان بر شهرهاي ما سايه افکنده که رها شدن از اون تلاش بسيار مي خواهد و وقت طولاني.

کافي هست پا به خيابان بگذاري تا با انبوهي از رنگ ها، سنگ ها، شيشه ها، آجرنماها و بتن هايي روبرو شايشان که نام بنا برخود دارند.

بلندوکوتاه با خطوط افقي و عمودي نامتناسب و رنگ هاي ناهمگون.

پنجره هاي نازيبا، ورودي ها و مصالح متنوع و...

.اين گوناگوني و ناهمگوني در سبک و شکل به اغتشاش انجاميده و شهرهايي بي هايشانت، غيرانساني، ناهماهنگ و نابسامان را به شهروندان هديه کرده هست.



معماري شهرما ديگر هيچ نوع مشخصه اي را تداعي نمي نمايد و در واقع ساوقت فضايي و محيط کالبدي شهر ، احجامي مکعب،تک عملکردي ،بدون ديد و منظر و بدون سايه روشن هاي مناسب ، بدون نشانه و از اين دست هست.



بناها پيوستگي خود را نسبت به زمين ،آسمان و همجواري از دست داده اند و فضاها از ميان اون سربرآورده اند.

بافت شهري متشکل از احجام پراکنده اي هست تهي از ارزش هاي فرهنگي، اجتماعي و اقتصادي که بحران هايشانت شهري و معماري را نمايان تر مي سازد اين در حالي هست که امت نيازمند تغييرات در شهرها هستند.

روحيه افسرده اونها نياز به تنوع رنگ، فضا و محيط دارد و در صورت بي توجهي به اون ،فضاهاي شهري ما روز به روز خموده تر و غمگين تر مي شود و نتيجه ،بي تفاوتي امت نسبت به محيط پيرامونشان هست.


بخشي از اين مشکل به سياست هاي ساخت و ساز وزارت مسکن و شهرداري ها برمي گردد و بخشي ديگر به ساختار مالکيت زمين در شهر و ساختار سرمايه در گردش.



سيماي شهر با وجود اون که اولينجلوه از شهر هست که در ذهن و حافظه شهروندان باقي مي ماند اما سال هاست که از چشم برنامه ريزان و و مديران شهري کشور دور مانده هست و هنوز برنامه جامعي براي اون وجود ندارد.


به فرموده علي نوذرپور رئيس مرکز آموزش ها و پژوهش هاي شوراي عالي هستان ها ،شهر شهرستان تهران از ابعاد مختلف کالبدي، فرهنگي و اجتماعي دچار بحران هايشانت شده و هرچه مي‌گذرد اين بحران گسترده‌تر و عميق‌تر مي‌شود.


اين گونه به ذهن مي‌رسد که در فضاهاي شهري ما، اول ساختمان‌ها ساخته‌مي‌شوند و بعد اونچه که باقي مي‌ماند، فضاهاي شهري هست! در اين صورت چطور مي‌توان به زيباسازي فضايي که بدون تعريف خاصي ايجاد شده، پرداخت؟
نوذرپور راه حل برون رفت از اين وضعيت را تدايشانن اصول و ضوابط و مقررات نما و منظر شهري برپايه ايشانژگي‌هاي فرهنگي، اقليمي و کارکردي مناطق مختلف شهر،نظارت بر نماسازي ساختمان‌ها به منظور جلوگيري از ايجاد نماهاي ناهمخوان و مغشوش با پايه ضوابط مصوب،استفاده از تشکل‌هاي حرفه‌اي به عنوان بازوهاي اجرايي شهرداري جهت کنترل ضوابط نماهاي شهري و فرهنگ‌سازي و آموزش دست اندرکاران ساخت‌وساز و صاحبان حرف و شهروندان درخصوص اصول و ضوابط نماسازي مي داند .

ساماندهي نماهاي شهري شهرستان تهران با اولايشانت‌ نماهاي فرسوده، و خيابان‌ها و محورهاي اصلي شهر،زيباسازي محيط شهري با هستفاده گسترده و اصولي از رنگ و نور و ديگر مصالح و ابزارهاي نايشانن، از جمله رنگ‌آميزي فضاها، جداره‌ها و مبلمان شهر به صورت گسترده در هماهنگي با محيط جهت ايجاد حس اميد و آرامش در شهروندان و ايجاد تعادل در منظر خيابان با هستفاده از رنگ‌هاي مناسب براي ساختمان‌ها و واحدهاي تجاري و اداري در لبه‌هاي اصلي شهر از راه حل هايي هست که او در اين خصوص ارائه مي دهد و مي گايشاند:"استفاده از نقاشي ديواري و کارهاي گرافيکي در بدنة خيابان‌ها، پياده‌روها، ميدان‌ها و پارک‌ها جهت جذابيت‌بخشي به چهرة شهر، بکارگيري سنگ در بهسازي و نوسازي پارک‌ها، ميادين، پياده‌راه‌ها با هدف افزايش زيبايي و بالا بردن کيفيت عناصر و پايداري و ماندگاري اونها،نورپردازي فضاهاي شهري شهرستان تهران متناسب با ايشانژگي‌هاي محيطي وبالا بردن حس تعلق شهروندان به شهر و فضاهاي تاريخي و يادماني با ايجاد زمينه‌هاي مشارکت و همکاري اونها در ادارة شهر را از اقدامات پايه ي در ايجاد سيماي مناسب شهري هست که شوراي سوم بايد به اون توجه ايشانژه نشان دهد."

حفاظت و بهسازي بافت‌ها و بناهاي با ارزش فرهنگي و تاريخي، از جمله تهيه طرح‌هاي موضعي ساماندهي بافت‌هاي تاريخي محلات شهر و تدايشانن ضوابط و مقررات ملاک عمل، تعريف و احياي محورهاي تاريخي شهر، احياء بناهاي با ارزش تاريخي در داخل بافت قديمي و جلب مشارکت مالکان و بخش خصوصي براي بازسازي و نوسازي بافت‌ها و محلات قديمي با ارائه تمهيداتي نظير بخشودگي در عوارض ساخت‌وساز و … از ديگر مواردي هست که اين برنامه ريز شهري براي حفاظت از بافت تاريخي شهر براون تاکيد دارد

او ساماندهي کاربري‌ها و انتقال کاربري‌هاي مزاحم از بافت‌هاي تاريخي، هايشانت بخشي به محلات قديمي واجد ارزش‌هاي تاريخي، طراحي و هستبرنامه ساختار مديريت و برنامه‌ريزي بافت تاريخي شهر، گسترش گردشگري و هستفاده از پتانسيل‌ها و ظرفيت‌هاي شهر با ايجاد زيرساخت‌ها و تأسيسات مورد نياز خصوصاً در بافت‌هاي تاريخي و طراحي عناصر مبلمان شهري متناسب با ايشانژگي‌هاي محيطي و اجراي اون در شهر را نيز در ليست برنامه حفظ سيماي شهري خود گنجانده هست

54:


لندن - شهري جهاني
در طول قرن نوزدهم جمعيت شهر لندن از يك ميليون نفر به بيش از هفت ميليون نفر افزايش پيدا كرد .

اين شهر نه فقط به بزرگترين شهر جهان بلكه به عنوان عظيم ترين شهر تاريخ نيز شناخته شد .


در طول قرن بيستم سه وضعيت كلي در روند توسعه شهر لندن مد نظر بوده هست .

اولين وضعيت در طول جنگ دوم جهاني بود ، وقتي كه جمعت لندن به روند رو به رشد خود ادامه داده و به مرز 7/8 ميليون نفر در سال 1938 رسيد .

اگر چه رشد جمعيت كه با توسعه فضايي از سرعت رشدش كم شده بود ، اين امكان برايش ايجاد شد كه با گسترش سيستم حمل و نقل زيرزميني و سروريس اتوبوس راني ، به سمت لبه هاي خارجي شهر لندن حركت كند .


در طول اون 20 سال شهر لندن از لحاظ وسعت در سطح زمين دو برابر شد .

در مجموع 000/860 خانه جديد ساخته شد ، در حدود 000/40 خانه جديد در سال كه اكثر اين خانه هاي جديد با هدف فروش ساخته مي شدند .

اين خانه هاي جديد عمدتاً خانه هاي حياط دار بودند بطوري كه در هر آرك (واحد سطح ) 12 خانه برنامه مي گرفت و اين ميزان تراكم بسيار كمتر از تراكم بخش داخلي شهر لندن بود .

لندن شاهد رشد سريع حومه ها بود .

حركت لايه خارجي شهر كرايشانرون ، بروملي و ايشانمبلدون به سمت جنوب ، از تايشانكلهام ، ايلنيك و ساوتهال به سمت غرب ، از هندون و اونفيليد به سمت شمال و از ايلفورد ، چينك فورد و آپمينستر به سمت شمال كه باعث ايجاد حومه هايي در نمامي اطراف شهر لندن شدند .

در طول سالهاي جنگ ،
LCC يك چهارم از يك ميليون خانه ساخته شده در حومه لندن را ساخت اگر چه 000/90 خانه از اين تعداد با توسعه عظيم در هستان Becantree در Barking و Dagenham ساخته شدند كه در محدوده مسكن متوسط برنامه نداشتند .

پس از اتمام Becantree تلاشهاي بعدي LCC براي ادامه كاري كه " توسعه برون شهري " ناميده شده بود ، مورد بحث و جدال برنامه گرفت زيرا ساكنان موجود محله عليه ورود همسايگان اعتراض كرده بودند و شوراهاي محلي نيز جلايشان برنامه مالكيت زمكين LCC را گرفته بودند .


در پی بي تفاوتي به مخالفت ها با هستفاده از قدرت هاي خريد اجباري ، LCC متوصل شد به " هستفاده پنهان از حومه هاي سطح پائين جايي كه صداي اعتراض كمترين قدرت را دارد " .
مثالي از اين دسته بندي حماسه ديوار Dagenham هست .

نبردي كه در ديواره
Cutteslau در آكسفورد بوقوع پيوست ( در فصل يك توضيح داده شده هست ) شهروندان براي كمتر كردن رابطه روزانه بين مستأجرين Council و ساكنين Beomlg ديواري ساختند. اونها مي خواستند از رابطه مستأجرين شهرك جديد LCC كه در لبه همسايگي Lewisham و در داخل LCC baundarg ساخته شده بود جلوگيري كنند .

شهرك هاي Hertfordshire ، Kent و Surrg مجازاً LCC را از قلمرو خود محروم كردند ، بر پايه فرموده هاي يكي از مسئولين شهرك Hertfordshire :
" ما با حضور هر چيزي در منطقه خود و يا هر مسئله اي كه باعث احاطه LCC بر رايشان ما شود به مخالفت برمي خيزيم " .
نتيجه اي كه از اين فرمودارها و مخالفت ها بدست آمد اين بود كه سپس 1930 بيشتر مناطق مسكوني LCC در بخش داخلي لندن ساخته شدند مخصوصاً در جنوب شرقي و شرق لندن ، جايي كه اميد مي رفت براي سايت هاي مسكوني در نظر گرفته شود .

اثر شديدي نيز از فقر در اين ناحيه از لندن مشاهده شد چرا كه افرادي با درآمد پايين بطور وسيعي اين محيط ها را تصرف كردند .



سپس جنگ جهاني دوم
در سال 1944 برنامه آقاي Patrick Abercromble براي لندن بزرگ ارائه شد .

اين برنامه ، برنامه اي جامع و فراگير براي ساخت سازهاي پس از جنگ ، نوسازي مناطقي كه بر اثر جنگ نابود شده و يا صدمه ديده بودند و تجهيز منازل در اين مناطق بود .


در اين برنامه ، ايجاد شبكه اي از شهرهاي جديد در خارج از كمربند سبز شهر براي پاسخگايشاني به سرريز جمعيت لندن مد نظر بود .


براي كم رنگ تر كردن نظريه باغ شهرها كه در اون توسعه با تراكم پائين مد نظر هست ، اين برنامه سلسله مراتبي از تراكم مسكوني را ارائه داد كه در اون براي مناطق مركزي 200 نفر در آرك و براي ساير مناطق داخلي لندن 136 نفر در آرك تراكم در نظر گرفته شد .


براي قسمت هاي خارجي شهر لندن تراكم ارائه شده 50 نفر در آرك همانند تراكم 12 خانه در آركي بود كه براي مناطق مسكوني حاشيه اي و اراضي روستايي در دوران جنگ ارائه شد .


اين برنامه پيشنهاد داده بود كه در مناطق داخلي ساخت و سازها فقط به صورت آپارتماني باشد .


در بين سالهاي 1945 و 1980 بسياري از مناطق داخلي شهر لندن دوباره توسعه يافتند .

با اين حال به جاي دستيابي به رونق اجتماعي - اقتصادي ، پيشرفت هاي داخلي شهر لندن شاهد اقتصادي بيمار همراه با ركود و جمعيت زيادي از مهاجران بود.

مشاغل توليدي از بين رفتند ، بنادر ( دروازه ها ) بسته شدند و افراد ماهر و يقه سفيدان از مناطق داخلي مهاجرت كردند و امت باقيمانده كه اكثراً غير ماهر و بدون شغل بودند ، بطور دسته جمعي تحت نظر انجمن ها زندگي مي كردند .


بعضي از اولين مناطقي كه پس از جنگ جهاني توسعه يافتند مانند منطقه Altao در Roehamtan ، منطقه باغهاي Charchill در Pimlice و منطقه Golden Lane در Clerkenwell توسط معماران و برنامه ريزان شهرداريها كه از سراسر جهان گرد هم آمده بودند و به عنوان نمونه هاي ممتازي از مسكن عمومي مورد توجه برنامه گرفتند .


متأسفانه در دهه 1950 شيوه ساختمانهاي صنعتي متداول شد و توسط LCC و جانشين London council Greater (GLC) ( انجمن لندن وسيع تر ) همانند اكثر انجمن هاي داخلي شهر لندن مورد توجه برنامه گرفت .

در مجموع 500/68 آپارتمان در 10 طبقه يا بيشتر در لندن ساخته شد .


عامل اصلي در سياست عدم تمركز كه اداره كار و برنامه ريزان پس از جنگ با اون مواجه شدند ، ايجاد شهرهاي جديد بود .

بيش از چهل سال بعد 8 شهر جديدي كه در سال 1946 ساخت اونها شروع شده بود ، شروع به اسكان 000/424 نفر جمعيت كردند .

در دومين برنامه به 12 شهرك توسعه يافته بيش از 000/120 نفر اضافه شدند .


سومين نسل از شهرهاي جديد در Miltan kegnes ، Northamptan و peterboroagh در اواسط دهه 1980 بيش از 000/180 نفر ديگر را نيز در خود جاي دادند .

شهر
Miltan kegnes سريع ترين رشد جمعيت را در بريتانيا داشت به طوري كه در سال 2003 جمعيتي بالغ بر 000/25 نفر در اون زندگي مي كردند .


اگر چه مهاجرت داوطلبانه به خارج از لندن اين مهاجرت برنامه ريز شده را كوتاه جلوه داد اما حتي در سالهاي اوج توسعه شهرهاي جديد در دهه 1960 اين نسبت 2 به 1 بود .

فقط در طول پنج سال بين سالهاي 1966 تا 1971 بيش از نيم ميليون جمعيت از بخش داخلي لندن به مناطق كاري خارج لندن ، 47 % به لايه هاي خارجي شهر لندن و 34 % به شهرك هاي مسكوني منتقل شدند .

بيشتر اين افرالد كارگران ماهر و كارمندان شركت ها بودند كه براي خريد خانه جا به جا شدند .

فقط اين افراد فقير بودند كه به همراه كارگران كم درآمد ، افراد كهنسال و والدين مجرد باقي ماندند .

از اوايل سال 1950 شاهد مهاجرت به سمت درون بود .

بسياري از امت از ديگر كشورها به لندن آمدند .

گاهي اوقات براي فرار از سختي ها و اغلب اوقات براي پيدا كردن شغل و بدليل جذابيتي كه امكانات موجود در اين شهر برجسته جهان براي اونها ايجاد كرده بود .


بيشتر اين مهاجرت ها از كشورهاي مشترك المنافع سياه پوست صورت مي گرفت در ابتدا از جزاير هند غربي در آمريكاي جنوبي و سپس از نيجيريه ، هند ، پاكستان و بعدها از بنگلادش و ديگر كشورها عده زيادي نيز از قبرس ، بدليل جنگ هاي طولاني بين تركيه و يونان ، به لندن آمدند .


اين تازه واردين براي تطابق نحوه زندگي با محيط جديد ، با مشكلات فراواني روبرو شدند .


با وجود برنامه هايي در سطح كردن براي مسئله مسكن ، عده زيادي كرايه نشين شدند .

اين رنگين پوستان با تفاوت هايي بين مالكان مواجه شدند .

بر اين پايه عده بسياري مجبور به پرداخت اجاره بهاي بالا براي زندگي و هستفاده از امكانات در
Tawer Hamlets .

Hacking .

Brixton .

Paddingtan .

Natting hill
و ديگر مناطقي از بافت لندن شدند .


در دهه 1970 بر پايه خط مشي اعطاي سهميه براي بخش مسكن بسياري از خانواده هاي رنگين پوست توسط موسسه هاي محلي و شركت هاي متصدي مسكن ، اگر چه در آپارتمانهايي در مناطق غير معروف ، خانه دار شدند .


يك توسعه جديد ، رشد " اصالت " در بافت مياني لندن بود .

مخصوصاً در خيابان
victarian محلي كه از دست بلدوزرهاي بهسازي و نوسازي فرار كرده بود .


از دهه 1960 تعداد رو به رشدي از خانواده هاي متوسط خانه خريدند و يا خانه هاي خود را نوسازي كردند ، مخصوصاً در مناطقي مانند ، Fulham .

North kingstone .

Camalen .

Islington .

Battersea
و بعد ها با توسعه به سمت ساير مناطق ، اكثر مناطقي مانند Victorian بودند اين پيامد را در خود مشاهده كردند .

كار جديدي كه شركت هاي متصدي مسكن در دهه 1970 انجام دادند خريد منازل براي نوسازي در اين مناطق بود و كاري كه مجامع عمومي انجام دادند شهرسازي كردن برنامه ها براي دست يافتن به مشخصات مناسب خيابانها بود .

اين مسئله گاهي با خريد اجباري زمين از مالكان و يا خارج كردن مستأجرين با تهديد و اعمال زور همراه بود .

بطور كلي تر هدف افزايش موجودي خانه هاي اجاره اي براي اسكان جمعيت و جواب به نيازهاي مختلف مسكن بود .


در " مطالعه لندن در قرن بيستم " آقاي Jerrg white اين چنين فرموده هست :
در تركيب بين واحدهاي شخصي ، اجاره اي و واحدهاي شركتي در يك خيابان باعث ايجاد محيطي پايشانا ، داراي تطابق و مقاوم مي شود كه در مناطق يكنواخت شركتي ديده نمي شود .

اختلاط طبقات مختلف در يك محدوده ، ايجاد ارتباط بن اقوام مختلف را نيز در اون محدوده آسان تر مي نمايد .



توسعه سپس 1980
از اوائل دهه 1980كاهش جمعيت لندن معكوس شد .

جمعيت 9/6 ميليوني در سال 1981 دو ميليون نفر كمتر از ميزان جمعيت در 1938 بود .

در سال 2001 اين جمعيت به 4/7 ميليون نفر افزايش يافت و پيش بيني مي شود تا سال 2011 به 8 ميليون نفر برسد .


از اوائل دهه 1980 اقتصاد لندن با ايجاد مشاغل جديد توسعه و رشد يافت مخصوصاً در خدامات مالي و اعتباري ، تكنولوژي اطلاعات رسانه و توريسم .

با اين حال سپس اين مدت وقت تعداد خانه هاي ساخته شده در لندن به شدت كاهش يافت .


بيشترين خانه هايي كه سپس جنگ ساخته شد در 1970 بود وقتي كه 37000 خانه جديد ساخته شد كه شامل 28000 خانه اجاره اي بود كه توسط شوراهاي محلي و يا شركت هاي متصدي مسكن ساخته شده بودند .


در اوائل 1980به كمتر از 15000 واحد كاهش يافت كه از اين تعداد كمتر از 5000 واحد اجاره اي بودند .


پس از اين دوره شهر لندن بيش از گذشته به شهري چند بخشي تبديل شد .

اختلاف بين عرضه و تقاضاي مسكن بررايشان قيمت مسكن تاثير گذاشت و موجب افزايش اون شد افزايش نابرابري ها در زمينه در آمد سبب آسودگي خيالي در قبال پرداخت بيشتر براي خانه ها شد .


افزايش قيمت املاك سبب شد كه امت به سرمايه گذاري در زمينه مسكن رايشان آوردند و با خريد خانه ، واحد هاي تجاري و ....

كه اكثر اوقات از اونها هستفاده نمي شود در اين زمينه سرمايه گذاري كنند .


سمت تاريك اين جهش اقتصادي مشكلي هست كه با كاهش آسايش زندگي امت نمود پيدا مي كند .

2 گروه از امت شديداً دچار اين بحران مي شوند و اون را تجربه مي كند .


فصل 7 در مورد افزايش تعداد خانواده هاي بي خانمان در مكان هاي اسكان موقت توضيح داده هست .

تعداد كمي از اونها شناسايي شده اند .

اما بيشترين رشد را در رشد جمعيت و ازدحام داشته هست .


برپايه سرشماري هاي سالهاي 1991 و 2001 ، با توجه به ازدحام در شهر لندن تراكم به بيشتر از 1 نفر در اتاق رسيده كه نشان دهنده رشد 20 %ي اون هست .

ازدحام شديد در لندن نيز سبب افزايش تراكم به بيش از 5/1 نفر در اتاق شده كه معادل رشد 50 %ي اون هست و اين امر عكس برنامه كاهش سطوح ازدحام هست .

در سال 2001 150000 خانوار ( 5 % از كل خانوار ها ) دارای ازدحام بودند و 61000 خانوار نيز ( 2 % خانوارها ) شديداً دچار انبوهي شده بودند .


خانواده هاي بچه دار بيشتر دچار اين ازدحام و تراكم بالا شده بودند مخصوصاً خانواده هاي بزرگتر ! 000/460 كودك در لندن در خانه هايي با 2 اتاق كوچك زندگي مي كنند .

تحقيقات نشان داده هست كه تراكم بالا و ازدحام جمعيت هم از لحاظ روحي و هم از لحاظ جسمي به كودكان آسيب مي زند و با ابتلا به بيماريهاي مسري مانند سل در رابطه هست .

بر این پايه همينطور سخت تر كردن مطالعه در منزل در رشد درسي كودكان نيز تأثير منفي مي گذارد .

ارتباط خاصي نيز بين مشكل ازدحام جمعيت و نحوه های تصرف مختلف وجود دارد .


در بين سالهاي 1991 تا 2001 ازدحام جمعيت در بين مستأجرين انجمن در لندن 2 برابر شد .


همينطور تفاوت هاي قابل توجهي در بين گروههاي اخلاقي وجود دارد .

تراكم و ازدحام جمعيت در ميان خانوارهاي اقليت 3 برابر معمول خانوارهاي سفيدپوست بريتانيايي هست .

خانوارهاي بنگلادشي 5 برابر بيشتر از خانوارهاي سفيدپوست بريتانيايي دچار تراكم و ازدحام هستند .

دهكده هايي كه داراي سطح بالايي از تراكم و ازدحام جمعيت هستند معمولاً داراي جمعيت زيادي از اقليت ها مي باشند مخصوصاً
Tower Hamlet ، Hackney ، Newham ، southwark وBrent.

در Kensing ، Westminster و chelsea مشكلات بحراني اي در زمينه ازدحام جمعيت وجود دارد جايي كه مقدار پائين مسكن عمومي امكان اسكان مجدد را كاهش مي دهد .


تحمل نااميدي ايجاد شده توسط ازدحام بالاي جمعيت بسيار مشكل هست براي مثال جايي كه خانواده هايي با جمعيت 8 نفر و يا بيشتر در يك پارتمان 2 خوابه زندگي مي كنند بدون اينكه اميدي به اسكان مجدد در محيطي با امكانات بيشتر داشته باشند .


خانم Karen Back كه حوزه انتخاباتي او Kensington شمال و paddingtor را شامل مي شد سپس انتخاب شدنش در سال 1997 مشكلات مربوط به ازدحام شديد جمعيت را مورد بررسي برنامه داده هست و عقيده دارد كه اين مسئله مهمترين مشكل امت ناحيه اوست .

ايشان واقعياتي را كه عده اي از خانواده ها در ديدار نوامبر 2004 با ايشان اظهار كرده اند را توصيف كرده هست .


متأسفانه اين تعداد از خانواده ها نسبت كمي از كل خانواده هاي دچار مشكل در اين منطقه را تشكيل مي دهند :
خانم P سه فرزند خود را در آپارتماني يك خوابه بزرگ مي كند كه در طبقه سوم برنامه دارد .

در تحقيقات انجام شده در اواليل سال 2004 در زمينه سنجش سلامت محيطي آمده هست كه اتاق نشيمن به عنوان يك اتاق خواب قابل پذيرش نيست و هر كودك بين 1 تا 10 سال به اندازه نيم واحد محسوب مي شود ( كودكان زير 1 سال محاسبه نمي شوند ) بر اين پايه در اين نمونه 5/1 واحد آپارتمان اشغال شده هست بنا براين اين آپارتمان با اين قانون داراي ازدحام محسوب نمي شود .


خانواده E ، خانواده اي ايراني الاصل اند اما شهروند بريتانيايي محسوب مي شوند كه مدت طولاني در اين كشور زندگي كرده اند .

چهار نفر از اعضاي اين خانواده در آپارتماني يك خوابه زندگي مي كنند كه مهمترين مشكل اونها پسر 5 ساله اونهاست كه دچار بيماري هاي ديابت انسوليني و خيال پردازي هست .

مشاور روانپزشك مي گايشاند : زندگي در همچين محيط محدودي براي هر خانواده اي مشكل هست اما با مشكلات شديد سلامتي اي كه اين خانواده دچار اون هست امكانات موجود سبب بروز فشار رواني مي شود ....

كودكاني كه دچار بيماري خيال پردازي و توهم هستند علاقه اي به محيط هاي پرجمعيت و محدود ندارند و به محيط هايي نياز دارند كه مشكلات رفتاري خود را كاهش دهند .


خانم J كسي كه با همسر و سه فرزند 8 ساله ، 5 ساله و 9 ماهه اش در آپارتماني يك خوابه زندگي مي كند ، از لحاظ قانون تراكم جمعيتي مورد ارزيابي برنامه گرفته هست .

به همين دليل اين خانواده به نقاط مثبتي دست پيدا خواهند كرد كه بالاي ليست انتظار انتقال به آپارتمان 3 خوابه برنامه گيرند .

متأسفانه
Westminster Council به ما فرموده هست كه از اونجا كه تمامي واحدهاي 3 خوابه امسال واگذار شده هست ، اونها بايد تا سال مالي آينده براي رسيدن به خانه جديد استقامت كنند .


خانواده خانم H نيز براي توجه به فعاليت شوراي شهر Kensington در سال 2000 مورد مطالعه برنامه گرفت اما بر پايه نشست نوامبر 2004 هنوز در يك مكان ساكن نشده بودند .

يكي از كودكان اين خانواده از نوعي بيماري سلول
ی رنج مي برد و اكثر اوقات دچار درد هست و مجبور هست بر رايشان زمين اتاق مادرش بخوابد .

يك پرستار كلينيك در اين باره مي نايشانسد " من بايد براي شما ( شورا) بنايشانسم كه نه تنها سلامتي بلكه مسائل بشردوستانه ....

تأكيد من بر رايشان سلامت فيزيكي و فكري اين مادر و توانايي او براي برآورده كردن نيازهاي كودكش در اين محيط غير قابل تحمل هست .


در سال 2001 مسئول بازديد از سلامت خانواده D براي توجيه اسكان اين خانواده فراخوان كرد كه انتقال اونها به محيطي بزرگتر و با امكانات بيشتر نيازي فوري و ضروري هست .

ايشان فرمود كودك اين خانواده ( كه اكنون 4 ساله هست ) هنگام تولد با واقعيات متعدد مزمن در سلامتي مواجه بوده هست .

محل زندگي فعلي خانواده
D آپارتماني دو خوابه در طبقه چهارم هست كه حدود 70 پله مارپيچ بدون پاگرد دارد .

فشار بر رايشان اين خانواده و واقعيات زندگي بيش از مقدار قابل تحمل هست .

خانم
D در حال حاضر به دليل كم خوني شديد و فشار خون شديد و فشار روحي و فيزيكي در مرخصي هستعلاجي به سر مي برد .

اين خانواده تا وقت نشست نوامبر 2004 در چنين واقعياتي زندگي مي كرده اند .


خانم O با پسر سه ساله اش كه به بيماري صرع مبتلا هست و دچار حمله هاي شبانه و شب ادراري مي شود در آپارتماني يك خوابه زندگي مي كند .

او در تخت خواب خود در كنار برادر نوزادش مي خوابد .

در نامه اي از جانب يكي از اعضاي تيم
Sure start ( شروع مطمئن ) اين طور آمده هست " هيچ فاصله اي بين سه تخت وجود ندارد .

علاوه بر اين
g در بين پله هاي آپارتمان نيز دچار حمله شده و با سقوط از پله ها بيهوش شده هست .

تمام اين مشكلات سبب بروز افسردگي مي شود و عدم وجود راه حل براي اين مشكلات سبب ناراحتي و عصبانيت و احساس بيهودگي در مادر مي شود " .

حالت كمتر بحراني، نياز امت با درآمد متوسط ممكن هست كساني كه بر رايشان مشكلات در حال رشد با پيدا كردن يك خانه سرپوش مي گذرانند مخصوصاً اونهايي كه متقاضي خريد هستند .

اونها مي توانند با كمترين مشكل در اكثر مناطق بريتانيا خانه بخرند اما اين امكان براي اونها در مركز پرجمعيت شهر لندن ميسر نيست .


اونهايي كه بيشتر از سايرين در اين زمينه تحت تأثير برنامه مي گيرند .

هستادان ، پرستاران ، رانندگان اتوبوس و كارمندان و ....

هستند براي بسياري از اونها نزديكي خانه به محل كار اهميت بسياري دارد .

مخصوصاً كساني كه شغل هاي 24 ساعته دارند مانند كارمندان بيمارستان ها .

خدمات بهداشتي و آموزشي نيز شاهد مشكلات فراواني مي شوند .

اون هم از جانب كارمنداني كه از ديگر مناطق براي كار مي آيند و در محيط هايي از شهر زندگي مي كنند كه خانه ارزان تر هست در حاليكه درآمد ها اونچنان پائين نيست .


برنامه ريزي جديد شهر لندن
در بين دهه هاي 1980 و 1990 شهر لندن به شدت به برنامه ريزي اي هستراتژيك نياز پيدا كرد در حالي كه در اين سالها هيچ اتفاقي در اين زمينه رخ نداد .

حذب محافظه كاران ، شوراي لندن عظيم تر (
LCC) را در سال 1986 منحل كرد و براي 15 سال بعدي هيچ ساختار اصولي و منتخبي براي لندن وجود نداشت .

در نقل شهرداري در مورد ادامه برنامه شهر لندن چنين آمده هست :

شهر لندن بدون داشتن برنامه اي هستراتژيك براي خود ، بدون ديدي سيستماتيك به موقعيتش در اقتصاد بريتانيا رشد خواهد نمود .

تقاضاهايي كه با رشد سريع اقتصاد در لندن ايجاد مي شود نخواهد توانست با افزايش توليد مسكن هماهنگ شود ( تقاضا بيش از عرضه ) .


اندكي پيش از انتخاب ايشان در ماه مي سال 2000 آقاي Ken Livingstane مجمع خصوصي مسكن را در جهت ارائه راهكارهايي در اين زمينه بنا نهاد .

اين مجمع با توجه به مدارك و با حضور نمايندگان و اعضاء زيادي از ساوقتها و موسسات متصدي مسكن پروژه هايي را مورد بررسي قراردادند تا در مورد مشكلات و راه كارهاي جديد مطالعه صورت گيرد .


نقل اين مجمع در مورد " خانه ها براي شهر جهاني " سياستهايي را در سه مورد ارائه كرد :
اول : ارزيابي در مورد نياز به مسكن با پشتيباني مسكن هاي نامناسب موجود و تقاضاي برنامه ريزي شده از جانب صاحبخانه هاي جديد بود .

نتيجه اين بود كه براي 15 سال آينده براي شهر لندن 000/43 خانه جديد پيش بيني شد كه از اين تعداد 000/32 واحد براي تأمين نيازهاي گذشته به مسكن مناسب بود .

به عنوان نتيجه اي از يك روش متفاوت ، اين پيش بيني بسيار بيشتر از ميزان ارزيابي شده در راهنماي برنامه ريزي منطقه اي قبلي بود و اين تعداد تقريباً 3 برابر خانه هاي ساخته شده بود .


دوم : مجمع مسأله اي را تحت عنوان فروش مسكن متوسط براي افراد با سطح درآمد متوسط مطرح کرد .

بيشتر مناظرات در اين موضوع بر رايشان نياز افرادي بود كه " كارگران كليدي " ناميده مي شوند .

كه معمولاً معلمان و پرستاران در اين دسته افراد برنامه مي گيرند .


اگرچه گاهاً درست هست كه بر رايشان هستخدام و ابقاء اين كارمندان تأكيد شود اما مشكلات مشابهي نيز در كارمندان ديگر مراكز خدماتي مشاهده مي شود مانند آتش نشانان كارمندان سيستم حمل و نقل و دولت هاي محلي و همينطور در خرده فروشان ، توريست ها و خدمات صنعتي كه براي اقتصاد لندن حياتي اند .


نقل لندن بررايشان افزايش توليد مسكن ، افزايش مالكيت خانه هاي تخفيف دار ، shared equty sub market renting, براي گروه زيادي از امت كه بين خريد و اجاره مسكن برنامه دارند ، اصرار داشت.


سومين و بحث انگيزترين پيشنهاد اين بود كه طبق برنامه لندن از 50 % خانه هاي نوساز بايد هستفاده شود .

اين مورد براي تأمين مسكن اقشاري با در آمد پايين و يا متوسط بود كه توانايي خريد و يا حتي اجاره مسكن را نداشتند .

مجمع فرمود كه 35 % از تمامي خانه هاي نوساز بايد به صورت كرايه در اختيار اقشار كم در آمد برنامه گيرد 15 % باقيمانده نيز توسط اقشار متوسط مورد هستفاده برنامه گيرد .

مجمع همينطور بررايشان اين مسئله تأكيد كرد كه تصرف مختلط مسكن توسعه پيدا كند و جوامع عمومي مختلط در بين مناطق مختلط لندن ترايشانج گردد .


برنامه آينده لندن كه توسط شهردار در ماه مي سال 2002 ارائه شد به خطر مشكلات موجود لندن در زمينه مسكن اشاره كرد و براي حل اونها سياستهايي جامع و فراگير ارائه داد .

بيشتر اين سياست هاي مسكن بر پايه پيشنهادات مجمع مسكن شكل گرفته بود كه شامل هستفاده از 50 % خانه هاي نوساز نيز مي شد .

ناتواني برنامه آينده لندن در زمينه ساخت و ساز خانه هاي جديد بود .

ارائه كمتر تعداد مالكان سبب كاهش تقاضا از 43000 خانه به 31900 خانه شد در حالي كه برنامه ساخت مسكن را حداقل 23000 خانه در هر سال ارائه كرده بود ارائه برنامه آينده دوره اي را دنبال مي كرد كه در اون پاسخهاي نوشته شده تصايشانب مي شد و امتحان عمومي پيش از بازرسي عمومي انجام مي شد
( EIP) .

جلسه عمومي
(EIP) شامل معرفي شهردار بود و اعضايي براي بحث پيرامون نقطه نظرات برنامه دعوت شده بودند .


بحث يك هفته اي در مورد سياست هاي مسكن اين برنامه كه در ماه آوريل سال 2003 انجام شد تفاوت ديد بين اعضاي شركت كننده را در اين زمينه نشان داد كه در حالي كه توافقاتي نيز پيرامون مسائل حاصل شد .


يكي از نظرات شامل اين مطلب بود كه 23000 مورد بسيار كم بوده و نياز ساليانه 30000 مورد هست و مسأله هستفاده از 50 % خانه هاي نو ساز با وجود سوبسيد و هزينه عمومي اجرايي كمتر قابل اجراست .


نقل جلسه كه در ماه جولاي 2003 به چاپ رسيد شامل دستاوردهاي زير بود :
" امتحان عمومي نشان دادكه 23000 مورد بيشتر از نياز مسكن قابل تهيه هست .

اين مسئله با رشد لندن در درون مرزهايش در تناقض هست .

با اين وجود جلسه پيشنهاد مي كند كه قانون بايد بدين صورت اصلاح شود كه شهرداري حداكثر تهيه مسكن را در شهر لندن براي رسيدن به مقدار 30000 خانه در سال براي مدت 10 سال در دستور كار خود برنامه دهد .


توجه به مسئله ، مساكن نامناسب موجود نيز اهميت دارد .

چيزي كه در مورد شهر لندن كاملاً واضح و روشن هست نياز از مسكن نامناسب هست كه با تخمين توسط مجمع مسكن با 112000 مورد به عنوان نيازي تاريخي و رو به رشد امتي را شامل مي شود كه براي سالهايي متمادي از مشكلات مربوط به مسكن رنج برده اند .


پيشنهادات جلسه بسيار واضح و روشن هست .


اين اولين بار بود كه مسئله هستفاده 50 % از خانه هاي نو ساز توسط متخصصين و برنامه ريزان خصوصي پذيرفته شده بود .

اين همينطوري اولين باري بود كه ميزان عقب افتادگي نيازها نيز مورد توجه برنامه گرفته بود .


هدف جديد براي 30000 خانه نوساز در سال بسيار پر اهميت تر از حداقل 23000 ، در برنامه مدت دار آينده هست .


دستيابي به اين هدف مشكل خواهد بود و نياز خواهد داشت به هستفاده از سايت هايي مناسب با تراكم بيشتر در جايي كه سازگار هست با معيارهاي كيفيت زندگي پايدار .


هدف براي مسكن در حال توليد همينطور بستگي دارد به شركت هاي مسكن كه با سرمايه كافي داده شده توسط دولت براي پشتيباني از توسعه در بخش مسكن فعاليت مي كنند مانند موفقيت شوراهاي محلي كه در توافقات قسمت 106 آمده هست .


اگر اين حاصل نشود توسعه برنامه ريزي شده در خارج لندن لازم به نظر مي رسد؛ در حالي كه شهرداري به انجام اين كار و ساكنين مشابه محيط هاي اطراف علاقه نشان نمي دهد .


در مقدمه شهرداري براي برنامه آينده لندن چنين آمده هست :
" جهت هستراتژي بنيادي اتخاذ شده در برنامه شهر لندن ، جا دادن رشد جمعيت در كرانه هاي وسيع تر شد از لندن بدون تجاوز به كمر بند سبز و يا ديگر فضاهاي سبز هست .

در گذشته دولت ها سياستي را در زمينه پراكنده كردن جمعيت در شهرهاي جديد اونسايشان كمر بند سبز و ديگر مناطق كشور دنبال مي كردند .

اگر چه لندن به همراه نيايشانورك و توكيو يكي از سه شهر جهاني هست ، اين شهر مركز تجاري اروپا و قطب اقتصادي بريتانياست .

هر كوششي كه مانع رشد لندن شود سبب كاهش بازده اقتصادي شهر ، كاهش كيفيت زندگي شهروندان لندني و تخريب محيط مي شود .

توسعه لندن به محيط هاي اطرافش ، راه انتخاب شده براي قرون 19 و 20 به طور محيطي غير قابل پذيرش هست مخصوصاً براي محيط هاي اطراف و با جلوگيري هاي سياست امروزي دولت .

"

Ken livigstone ديدگاهش را با اشتياق درباره دستکاري یا رد كردن فلسفه پراكندگي و سرريز جمعيت كه پايه برنامه Aborcrombie و هستراتژي پر از جنگ بود بيان كرد .


با اين حال اگر تعداد اندكي خانه براي جمعيت رو به رشد لندن داشته باشد ، افرادي كه پول اون را پرداخت مي كنند كساني خواهند بود كه از رايشان ناچاري سرپناهي دارند و يا بي خانمانند .


اگر چه كمربند سبز سبب محدود كردن گسترش حاشيه شهر لندن و انتقال اون به حومه ها شد اما باعث ايجاد زمين هاي كم كيفيت بلااستفاده از نظر داشتن هدف اقتصادي و محيطي و يا باز سازي شده كه مي توانند به امر مسكن اختصاص داده شوند ، شد .


انتخاب شهر لندن براي ميزباني بازيهاي المپيك سال 2012 نيز عامل ديگري هست كه بررايشان مسئله مسكن در شهر لندن تأثير مي گذارد .


اگر چه برنامه شهر لندن يك برنامه هستراژيك توسعه فضايي هست برنامه كلاني تحت عنوان هستراتژي مسكن براي شهر لندن وجود ندارد .


سياستهاي جديدي در جهت ايجاد و يا ساختن مسكن هاي اجاره اي جديد در خارج از لندن و در محلات مسكوني بايد اتخاذ شود تا مشكل افراد اجاره نشسين كم در آمد را كه مي خواهند از مركز شهر لندن انتقال يابند را حل نمايد .



يك هستراتژي جديد بنيادي
در ماه ژون سال 2004 دفتر برنامه ريزي نخست وزير گزارشي مهم و اگر چه ناقصي تحت عنوان نقل تحليلي لندن را ارائه نمود كه در پيرو نقل پروژه لندن آمده بود .


نخست وزير و معاون ايشان برنامه اي بلند مدت را براي لندن به عنوان پايتخت و شهري جهاني تصايشانب كردند .


در ضمن نقل چنين آمده هست :
" اگر روند گذشته ادامه پيدا كند ، تعداد خانواده هاي جديد به طور قابل توجهي از تعداد مسكن هاي جديد بيشتر مي شود .

فشار برمسئله مسكن مشكلي خاص براي محلات عمومي و امت شهر لندن هست كساني كه توان خريد پايين نسبت به ديگران دارند و اين به معناي عدم داشتن قدرت انتخاب محل زندگي هست.

اگر اختلاف درآمدي همچنان رشد كند پيامدي خطرناك خواهد داشت .

همينطور مشكلاتي در زمينه هستخدام و يا نگهداري نيروهاي كاري در خدمات عمومي همچنان وجود دارد .


نقل نهايي پيامدها و نتايج زير را شامل مي شود :
" مزيت اقتصاد لندن در قابليتش در جذب و نگهداري نيرايشان كار خلاق و داراي فرهنگ اقتصادي رقابتي هست .

اگر چه لندن داراي محروميتي بزرگ در زميبنه ثروت و موقعيت هاست ، اين خود باعث شده هست كه منطقه اي نامتعادل در بريتانيا باشد .

دولت نيز سياست در برگيري عمومي هم براي هدف خودش و هم براي ساختن جامعه اي ايمني و پايدار را دنبال مي كند .


در اين نقل همينطوري پيشنهاد شده هست كه دولت بايستي :
" دولت بايد اقداماتي را در پيش گيرد كه با برقراري واقعيات تعادل در زمينه مسكن به جوامعي پايدار در لندن برسيم .

"

اگر چه دقيقاً مشخص نيست كه اين امر چگونه بايد انجام شود اما در اين نقل اشاره شده هست كه حتماً پشتيباني از جانب دولت براي ايجاد سياست هاي بنيادي جديد بايد وجود داشته باشد .


از وقتي كه اقتصاد لندن تغيير كرد ، عدم تطابقي رو به رشد بين مهارت هاي مورد نياز مشاغل در مركز لندن و قابليت هاي امتي كه در اين ناحيه زندگي مي كردند مي كردند ايجاد شد .


وقتي كه تعداد رو به افزايشي از امت جوان خواستار امكانات رفاهي ارزان قيمت در نزديكي مشاغل خود بودند ، اكثر مسكن ها توسط كارگران غير ماهر ، افراد بازنشسته ، افراد معلول و مادران سرپرست خانوار با كودكان كوچك خود تصرف شده بود .


نقل پروژه لندن نظريه اي را در مورد عرضه مشوقي پولي مالي به اجاره نشينان براي خارج شدن از مناطق پر تراكم را مطرح مي نمايد .


اين موضوع براي عده اي امكان خريد خانه را به صورت مشاركتي و يا به طور كلي فراهم مي نمايد .


تحقق برخي پتانسيل هاي ارزشمند مناطق داخلي لندن تصورات تخيلي اي را براي اجاره نشينان و عموم ايجاد مي نمايد .

اين مسئله شامل اين مورد هم مي شود كه چگونه با خارج شدن يك عده بين همه اونها برابري ايجاد مي شود .

همينطور اين نيز وجود دارد كه با افزايش پشتيباني از طرح نوسازي كه مسئله برابري اقتصادي را رها مي كند چگونه مي شود .

براي مثال افزايش تراكم با حق اشتغال مختلط و افزايش سرمايه گزاري

نقل كاملتري نيز در جولاي 2004 در مورد جوامع پايدار ، پايشانا و منتخب ارائه شد خلاصه نقل شامل سئوالاتي در زمينه سياست هاي هستراتژي مسكن لندن بود : مانند :
·.

آيا هسترانژي بعدي بايد شامل برنامه اي بلند مدت در زمينه مسكن باشد با تعادلي بيشتر با مسكن اجتماعي در لندن ؟

·آيا بايد موقعيت هاي بيشتري براي امت با درآمد متوسط وجود داشته باشد تا در محلي نزديكتر به محل سكونت شاغل باشند ؟
·همانطور كه فرموده شد تعدادي از مسكن هاي اجتماعي در مناطقي با ارزش اقتصادي بالا برنامه گرفته اند آيا در اين طرح بخشهاي متوسطي براي مسكن در نظر گرفته شده هست .

كه با ايجاد تعداد بيشتري مسكن اجتماعي از تعداد ليست انتظار متقاضيان مسكن بكاهد ؟

·آيا برنامه اي براي توجه بيشتر به پايشانايي درون منطقه اي وجود دارد ؟
اگر اين طور هست چه نيرايشان جاذبي سبب جابجايي امت از لندن مي شود و اين دعوت كنندگي چگونه در ديگر نواحي ايجاد مي شود ؟
در نقل پيشنهاداتي شامل توسعه مسكن خصوصي به سمت مسكن اجتماعي و توسعه روش كار لندن به سمت تسهيل فعاليت ها وجود دارد .


در ماه جولاي سال 2005 هيئت مسكن لندن " خانه هاي بزرگ ، برنامه هستراتژي مسكن لندن 2016 -2005 " را ارائه كرد .

اين مسئله بر پايه پيشرفتي بود كه در برنامه لندن ايجاد شد .

رشد چشمگير خانه هاي جديد تكميل شده كه از 000/14 دستگاه در 2/ 2001 به 000/24 دستگاه در 8 / 2004 رسيد دليل اين پيشرفت بود .


در اين نقل همينطور آمده هست بر پايه مطالعات نياز به مسكن كه توسط GLA در سال 2004 انجام شد ، پيش بيني شده بود كه 400/35 خانه جديد در سال ، بين سالهاي 2002 تا 2012 نيازاست تا نياز امروز و هم رشد و افزايش جمعيت را پاسخگو باشد كه اين تعداد خيلي بيشتر از نتايج پيشين مهاجرت دروني بود .


در July سال 2005 شهرداري نتايج مطالعات جديدتري را در زمينه مسكن ارائه نمود كه در اون ايجاد سايت هاي مسكوني در محلات لندن بررسي شده بود نكته مهم اينجاست كه تراكم كل مورد نياز براي خانه هاي جديد در طي 10 سال از سالهاي 8 - 2007 تا 17 - 2016 ، 315327 مي باشد كه معادل 533/21 در سال هست .
اين به معناي رشدي پايدار و منطقي به اندازه 000/10 واحد مسكوني در سال بيش از ميزان پيش بيني شده در برنامه لندن هست و حتي بيش از پيش از هدف مورد انتظار 000/30 واحد مسكوني نتايج اين مطالعه رسيدن به تمام خانه هاي مورد نياز در شهر لندن را در طي 10 سال آينده اظهار داشت .


اين هستراتژي پيشنهادي را براي ساماندهي سر ريز جمعيت ( جمعيت مازاد ) با توسعه يا ارتقاء خانه هاي اجاره اي موجود و تشايشانق ساكنين اين خانه ها به منتقل شده به املاك كوچكتر دارد .
در اين هستراتژي از بنگاه هاي مسكن خواسته شده تا با تشخيص 35 % از سرمايه گذاري هاي خود در بخش مسكن در سالهاي 8 - 2006 براي ساختن خانه هايي با 3 اتاق و يا بيشتر براي اسكان دادن به تعداد افراد محاسبه شده ، پيش از واحدهاي ساخته شده موانع موجود در ايجاد خانه هاي بزرگتر از سر راه برداشته شود .


استراتژي مسكن موارد ارائه شده توسط هيئت مسكن را نيز به كار بست .

اين شامل اين موضوع مي شد كه ميزان سرمايه گذاري بايستي بر پايه تعداد افراد ساكن صورت گيرد نه بر پايه تعداد واحدهاي تكميل شده ؛ تا تعداد خانه هاي بزرگ افزايش پيدا كند .

به همين دليل بايد رابطه اي با ايجاد مسكن هاي عمومي در بخش خارجي لندن وجود داشته باشد .

حال پتانسیلی برای سیاست های بنیادی جدید وجود دارد تا جغرافیای اجتماعی لندن را دوباره شکل دهند .

این مسئله می تواند هموقت ارتباط بهتر را بین خانه ها و مشاغل ایجاد کند .

بویژه برای افراد جوانی که در بخش های خصوصی و یا خدمات عمومی کار می نمايند .


با این وجود امکان انتخاب بیشتری ایجاد می شود تا امت از بخش های داخلی لندن منتقل شوند و ارتباطاتی اجتماعی و مختلف بین مناطق داخلی و خارجی لندن بربرنامه شود .

هستراتژی می تواند آلودگی های ایجاد شده از اواخر قرن نوزدهم را باز گرداند .

هنگامی که امت طبقه متوسط و افراد متخصص می توانستند به شهرک های اطراف در خارج از لندن بروند ، افراد غیر متخصص و بدون درآمد هیچ حق انتخابی برای زندگی در بخش های داخلی لندن نداشتند .

و عده زیادی از اونها در همسایگی های پرتراکم آپارتمانی زندگی می کردند .

بعضی از ساکنین در این مناطق با انتخاب خود ساکن شده اند و به صورت شبکه های فامیلی ، دوستی و یا ارتباطات قوی اجتماعی در اونجا زندگی می نمايند .


اگرچه خیلی از ساکنین بخصوص مستأجرین در مناطق داخلی می مانند زیرا حق انتخاب دیگری ندارند .

هستفاده از مسکن های خصوصی ساخته شده در قسمت های خارجی لندن و یا کلاً خارج از شهر لندن برای افراد با درآمد پائین امکان پذیر نیست .

امکان زیادی برای سیاست های جدید که در فصل قبلی به اونها اشاره شد وجود دارد .


در فصل 8 زمین داران عمومی مورد تشویق برنامه گرفته اند تا با برنامه ای هستراتژیک املاک موجود در نواحی مسکونی را به فروش رسانده و خانه های حیاط دار و ویلایی را از صاحبان خصوصی خریداری نمایند .



فصل 9 شامل پیشنهاداتی هست که به مستأجرین اجازه می دهد خانه خود را در جایی که ترجیح می دهند انتخاب نمايند .

طوری که قیمت اون بیشتر از منزل کنونی اونها نباشد.

نمونه ای برای چگونگی کارکرد این روش دو منطقه
channel tunnel درst pancras و زمینهای خطوط ریلی در kings cross می باشند که بعنوان بزرگترین موقعيت توسعه در مرکز لندن نام گرفته اند .

Camden council چارچوبی را برای یک برنامه ریز هستراتژیک با سیاستهایی برای ارتقاء کیفیت توسعه کاربریهای مختلف ، ایجاد در 1000 خانه جدید که 50 % اونها ارزان قیمت باشد ، تنظیم نمود .


این روش کار سازگار بود با پیشنهادات مجمع مسکن شهرداری و برنامه آینده لندن اما خطر اونجاست که نتیجه اون جامعه ای تکه تکه و نامتعادل خواهد بود .


نیمی از خانه های جدید توسط خود مالکان اشغال خواهد شد ، یک سوم توسط خانواده های کم درآمد و افراد مجرد ساکن خانه های اجاره ای و 15 % توسط کارگران ، مخصوصاً کارگران خدمات عمومی .

اگرچه این همانند ایجاد تنها مسکن قابل دستیابی برای امت متوسط هست .

اطراف محیط توسعه یافته محلاتی مسکونی در
kings cross somers Town و Caledonian Road خواهد بود .

اینها تعدادی از محلات محروم در بخش داخلی لندن با تعداد زیادی ساکنان بازنشسته ناتوان برای کار و یا بدون مهارت برای مشاغل جدید می باشند .


دوباره سازی الگوهای تصرف و اشغال مسکن روشی برای ایجاد توسعه و تعادل در اجتماع هست مانند ایجاد حق انتخاب و امکان زندگی امت در نزدیکی محل کارشان .

اولین قدم پرسش از تمامی ساکنین کنونی هست مخصوصاً افراد فاقد درآمد که آیا اونها تمایل دارند که به خانه ای اجاره ای دور از این محل منتقل شوند و اگر جواب مثبت هست این حق به اونها داده شود که محیط زندگی خود را خود انتخاب نمايند .


آپارتمانهای تخلیه شده می تواند توسط افرادی که به دنبال خانه های ارزان قیمت و نزدیک به محل کارشان می گردند مورد هستفاده برنامه گیرد مانند کارمندان مشاغل 24 ساعته .
در ادامه شوراهای محلی می توانند اقدام به فروش بعضی از آپارتمانهایی که در پی مهاجرت تخلیه شده اند نمایند و از درآمد اون در راه تجهیز خیابانها و مناطقی غیر از خود محله و یا حتی مناطق خارجی لندن هستفاده نمايند .


بیش از 000/800 خانوار در لندن منازل خود را از انجمن ها و بنگاههای مسکن تهیه کرده اند که اکثراً از خانواده های کم درآمدند .

این خانوارها هیچ امکانی برای هستفاده از مسکن اجاره ای عمومی ندارند اما فقط تعداد کمی از اونها شغل دارند در خانه های لندن زندگی می نمايند .


بر پايه آخرین سرشماری در لندن 35 % ساکنان اگر بتوانند ، از لندن خارج خواهند شد ( به انضمام 38 %ی که کم درآمدند ) .


شورای شهرک های لندن و طرح خانه های ساحلی از نمونه های قابل ذکری هست که می توان برای میزان موقعیت طرح ها به اونها اشاره نمود .


در طی سالها LCC5000 خانه برای ساکنان قدیمی ایجاد کرد تا از مسکن های موجود خود خارج شوند .

بسیاری از اونها خانه های ویلایی در کنار دریا بودند در حالی که باقی اونها خانه ها یا آپارتمانهایی بودند که در تمامی قسمتهای خارج شهر ( شهرک ها ) پراکنده شده بودند .


طرح بسیار مورد پسند بود اما با براندازی GLC در سال 1986 پایان یافت .


تجربه اخیر محلات شهر لندن طرح LAWN هست که با غافلگیر کردن بدبینان به طرح ، نشان داد که اکثر ساکنین – به علاوه خانواده های بی خانمان – تمایل دارند که به خانه هایی در مناطق کم تقاضا در Midland و شمال منتقل شدند .

این همان طرحی بود که به افراد این حق انتخاب وسیع را می داد که محل زندگی خود را شخصاً و از روی میل خود انتخاب نمايند .


یکی از نکات اشاره شده در جلسه شهرداران در لندن رسیدن به تعادلی بین مسکن شخصی و مسکن اجاره ای در شهر لندن بود .

در حال حاضر 7 منطقه لندن بیش از 40 % از مسکن های خود را به صورت اجاره اجتماعی در خود جای داده اند .


13 منطقه بین 20 تا 39 % را شامل شده اند .

15 منطقه کمتر از 20 % که همه اونها در قسمت خارجی لندن واقعند .


همان مناطقی که مسکن اجتماعی بیشتری دارند همان مناطقی اند که بیشترین محرومیت برخوردارند .

دلایل قدرتمندی وجود دارد که تقسیم بیشتری برای مسکن های اجتماعی در بخش خارجی لندن صورت گیرد ، خصوصاً با ایجاد امکانات خیابانی و معابر بیشتر ، کم کردن این میزان در قسمت های نزدیک به مرکز و اختصاص اولویت برای اعطای خانه های ارزان قیمت به افرادی که در خدمات عمومی کار می نمايند .


چیزی که می تواند انجام شود ایجاد ابتکار هست که پیشنهادات مختلف در زمینه افراد بی خانمان و افزایش جمعیت را درکنار هم جمع کند ، خانه های بیشتری را برای کارگران در نظر گیرد و جوامع مختلط و گوناگونی را در تمامی مناطق لندن ایجاد نماید .


هدف بایستی ایجاد خانه هایی در قسمت های خارجی لندن و یا خارج از شهر لندن برای سه گروه باشد : افرادی که می خواهند به دلیل افزایش بیش از حد جمعیت از محل زندگی خود منتقل شوند ، افرادی که به دلخواه خود می خواهند از مناطق داخلی لندن خارج شوند و خانواده هایی که امکانات موقت دارند و به مسکن دائمی احتیاج دارند .










اجرای برنامه
مرحله اول :
از گروهی 500 نفره از ساکنان بایستی سئوال شود که محل مورد نظر برای زندگی و نوع مسکن خود را بگویند .

اگر مسکن های اون محل و یا همان نوع مسکن خاص بسیار گران فرض شده بود باید از اونها خواسته شود تا منطقه ای ارزان تر یا نوعی مسکن ارزان تر را انتخاب نمايند .


بین متقاضیان و مسکن ها باید سازشی وجود داشته باشد .


مرحله دوم :
خصوصیاتی برای مشخص کردن و ایجاد املاکی که با احتیاجات همخوانی داشته باشند باید شکل بگیرد .

تخصیص بودجه ای کامل برای هزینه های خرید ، بازسازی و نوسازی و آماده سازی مسکن ها در این دسته برنامه می گیرند .


خلاصه گزارشی باید تهیه شود که کار چگونه می خواهد انجام شود و مهارت های مورد نیاز برای پیمانکاران مشخص شود .


مرحله سوم :
پیمانکاران منتخب بایستی مسکن هایی را که از نظر خصوصیات با هم مطابقت دارند ، شامل مسکن های مناسب اشخاص حقیقی را مشخص نمايند و با هر یک از اعضاء در مورد پایداری مسکن های منتخب مشورت نمايند .


هر مالک بایستی برای مشاهده حق مالکیت خود دعوت شود و گزارشی به او داده شود درجایی که کسی مشتاق نیست باید فعالیت بیشتری برای شناساندن پتانسیل املاک انجام شود .


مرحله چهارم :
گزارشی از خریدهای پیشنهاد شده بایستی به مالکان فعلی ارائه شود که مشخص شود کدامیک از مالکین مایل به شرکت در طرح هستند .


مرحله پنجم :
تصمیمات در مورد املاک تخلیه باید توسط مالکان گرفته شود .

گزینه ها باید شامل اجاره دادن دوباره بصورت نرمال باشد مانند اجاره در حراج و یا فروش با سهم های مساوی و یا فروش آشکارا .


تمامی توافقات اتخاذ شده مورد نیاز هست تا با توافقات مالی پروژه همسازی داشته باشد به همین منظور برای اطمینان و تضمین .

رسیدهای مورد نیاز و یا درآمد اجاره ای بالاتر ایجاد می شود .


55:


56:

مترو در تقاطع فرهنگ


در ميان روزمرگي هاي توپخانه ، جايي که زندگي در ميان دود ، بوق ، دستفروشي و معتادان خمار و خلافکاران حرفه اي مي گذرد، مترو شايد کارآمدترين وسيله حمل و نقل عمومي هست.

پايگاه شهرسازي و معماري ، شيده لالمي: چشم اندازت قاب کهنه يک شهر هست با تکه هاي ورم کرده تاريخ.

خانه هاي تاول زده ، ارسي هاي خاک گرفته و هايشانت هزار تکه.

پشت به پشت خانه هاي شهر ، ديوار به ديوار سقف هاي فرسوده که ديگر ناي ايستادنشان نيست،کسي خاطره هاي شهر را دزديده هست.از کنار هياهايشان توپخانه که بگذري هيچ نيست: آدم هايي غرقه در پريشاني و بسياري جا مانده در عالم هپروت.

يک روز بهاري هست، شهر در هياهايشان آدم ها گم، آدم ها در شتاب رسيدن و اينجا چند صد متر زير زمين، تونل هايي پر از تاريکي و قطارهايي که نفس زنان مي رسند.
مسافرهاي زير زميني، همسفر تونل هاي تاريکي اند و در اين مسير بي منظره هيچ کس از دردهاي شهر نمي پرسد.
در ميان روزمرگي هاي توپخانه ، جايي که زندگي در ميان دود ، بوق ، دستفروشي و معتادان خمار و خلافکاران حرفه اي مي گذرد، مترو شايد کارآمدترين وسيله حمل و نقل عمومي هست.

نه تنها براي اينکه به سرعت صدها هزار نفر را از جنوبي ترين خيابان هاي شهر به شمال ، غرب يا شرق شهرستان تهران پرتاب مي نمايد که قطارهاي عجول در ميان اغتشاش اين محله هاي فراموش شده براي بسياري به معناي سفر به صدها متر زير زمينند .

سفري با فاصله نگاه ها از اين همه آشفتگي ، سفري با فاصله از تاريخ ، از فرهنگ.
بارش را که زمين مي گذارد، نفسش بالا نمي آيد که راحت بگايشاند، نامش جعفر هست و زندگي اش خلاصه شده در بابري.

بارهاي ناشناخته انسان هاي ناشناس.

لهجه غليظش مي گايشاند که شهرستان تهران را خوب نمي شناسد، او مهاجري هست جا مانده از روزهاي دور، 15 سال پيش، همان روزها که خشکسالي زمين هاي کشاورزي را خشکاند و او شد يکي از ميليون ها مهاجر پايتخت نشين.


جعفر از شهرستان تهران ، از تاريخ ، از کوچه هاي قديمي ، از فرهنگ و خاطره هايي که زندگي را با کالبد يک شهر پيوند مي دهد ، هيچ نمي داند.

نه موزه ملي را مي شناسد نه ساختمان تاريخي موسسه مالي شاهنشاهي انگليس ها را.

پاسخش چشماني مبهوت و جملاتي هست نامفهموم:
« ما که اينجا را نمي شناسيم .

غريبم خانم ، خانه من پشت 15 خرداد هست، بار نداري ببرم؟»
جعفر تنها غريبه اين شهر نيست.

در ميان مسافران عجول چه بسيار تهرانيان غير مهاجري که هر روز با مترو از شمال به جنوب شهر از جنوب به شرق و ..

پرتاب مي شوند بي اونکه بدانند ساختمان قديمي موزه ملي کجاست ؟ چند ساله هست .اونها هيچ گاه از معماري خانه قوام السلطنه در ميانه خيابان سي تير شفرمود زده نشدند و تنها مي دانند حسن آباد يعني بورس کاموا فروشي ، ميز و صندلي ، ابرزار آلات صنعتي و به قول يکي از همين مسافران ، ما را چه کار به خيابان علاالدوله و شهرستان تهران قديم ، چه دل خوشي داري خانم !
مهديه تنها چند قدم پايين تر از خانه قوام از نشاني هاي اين خانه تاريخي که حالا سالهاست موزه آبگينه هست و تاريخ شيشه و شيشه گري را به نمايش گذاشته ، بي خبر هست.

او ، شهروند 24 ساله تهراني خيابان هاي مرکزي شهر را زباله داني مي داند که اگر مترو نبود پايش را به اونجا نمي گذاشت.

نمي گايشاند زباله داني براي تاريخ چون نمي داند مرز تاريخ و فرهنگ شهرستان تهران از کجا مي گذرد.

جاذبه هاي شهرستان تهران براي او در جديدترين مراکز خريد شمال و غرب تهران، ديدني ترين سينماها و پاساژهايي مملو از جنس هاي تقلبي و مارک دار خلاصه مي شود و اينجا در ميانه محله ها قديمي ، او غريبه اي هست شبيه به جعفر حتي اگر زاده شهرستان تهران باشد.


مسافران زير زميني از محله هاي قديم شهر هيچ نمي دانند سنگلج و پارک شهر براي اونها يک نام بيش نيست و بهارستان شايد تنها نام يک ايستگاه که برنامه هست اونجا پياده شوند.

چند صد متر بالاتر از تونل هاي بي منظره مترو، اونها عابراني بي توجه اند که ممکن هست سردر باغ ملي را با دروازه دولت اشتباه بگيرند و جواب دادن به اين پرسش که «موزه ملي ايران کجاست؟» اونها را به سختي بياندازد.
اونها تنها مسافران يک خطند سوار بر قطارهاي عجول در تونل هاي تاريکي ، سفري کوتاه و در جريان يک زندگي خطي.

زندگي در مسير حاشيه ها و به دور از متن شهر.

اونها هيچ نمي دانند در روزهايي که مترو به بافت تاريخي رسيد ، ده ها طرح بر زمين مانده از سال هاي دور از بايگاني بيرون کشيده شد.

مديران ساوقت هاي دور و نزديک طرح هاي نيمه کاره را رايشان ريل حرکت دوباره انداختند بلکه مرکز شهر و اين محله هاي فراموش شده و مملو از خاطره روزهاي دور، هايشانتي براي اين شهر پر مساله دست و پا کند.

دست و رايشاني به سر ميدان حسن آباد کشيدند، غبارروبي از ساختمان پست سرعت گرفت، چه طرح هايي که براي پياده راه سازي و مسيرهاي ايشانژه بافت تاريخي نوشته شد و خلاصه اينکه همه فرمودند : حالا از اون روزها سال ها گذشته ، توپخانه هر روز پر از هياهو و رفت و آمدهاي مکرر هست با اين همه زندگي پر هست از روزمرگي ها.


« من فکر مي نمايم مترو دو صورت مي تواند داشته باشد بحث اول اين هست که جلايشان هجوم ماشين را مي گيرد و دسترسي را تسهيل مي نمايد و مرکز تاريخي را از آشفتگي نجات دهد.

بنابراين يک اجازه تنفس براي مرکز تاريخي ايجاد مي نمايد و اين وجه مثبتي هست و نياز امروز شهرهاست .

اما اگر ما 30 سال پيش مترو داشتيم چهره شهر ما چيز ديگري بود.»
اين ها را اسکندر مختاري، مدير پايگاه تاريخي فرهنگي شهرستان تهران مي گايشاند.

يکي از همان طراحان طرح هاي صيانت از بافت هاي تاريخي.

کسي که معتقد هست عبور مترو و ساخت ايستگاه ها در اغلب شهرهاي جهان با آثار تاريخي يا خاطرات جمعي تلاقي پيدا مي نمايد و ما دو انتخاب بيشتر نداريم : يا بگذاريم مترو رد شود و به آثار تاريخي و خاطره هاي جمعي بي توجه باشيم يا مترو رد شود و ما جلايشان ضرر را بگيريم و اين را به حداقل برسانيم که اين راه دوم کار سختي هست ولي ممکن هست که متاسفانه ما اغلب راه اول را انتخاب مي نماييم.
از نگاه او که کارشناس صاحب نظر در حوزه فرهنگ شهري هست، مترو به شناخت امت از تاريخ چند صدساله شهرستان تهران کمکي نکرده هست، چرا که پايه ا در توسعه شهري اونچه هميشه در حاشيه مي ماند، فرهنگ هست.
محمد کامرانيان، کارشناس شهري و هستاد دانشگاه هم مي گايشاند: مترو از زير خانه هاي تاريخي عبور مي نمايد بي اونکه لرزه خيز شدن منطقه کمي حتي سازندگان را با اين دغدغه مواجه کند که براي مثال عمارت مسعوديه در بهارستان چند سال پس از تحمل اين لرزه ها چه روزگاري خواهد داشت ؟ اين ها نشان مي دهد نگاه ما به مقوله حمل و نقل و توسعه کاملا يک بعدي هست يعني مترو در بافت تاريخي در محله هاي فرهنگي توسعه پيدا مي نمايد اما براي بافت تاريخي موقعيتي ايجاد نمي نمايد در حالي که در بسياري از شهرهاي جهان توسعه مترو در محله هاي فرهنگي يعني بازگشت زندگي به اين مناطق ، يعني توسعه گردشگري و فرهنگي تر شدن شهر اما فرهنگ و اهميت اون در زندگي ما به حدي نازل هست که موضوع صيانت از چهارباغ اصفهان يا تئاتر شهر شهرستان تهران در برابر خطرات احتمالي عبور مترو به جاي اينکه جزو مهمترين وظايف دست اندرکاران توسعه شهري باشد تنها در صورتي ممکن مي شود که به يک مطالبه جمعي تبديل شود، کار به رسانه ها بکشد دست آخر هم باز حرف مديران پيش مي رود که شهر مترو مي خواهد، ترافيک چنان هست و اين همه منتقدان را خفه مي نمايد.

حالا اينکه شهر ما در سال هاي بعد و پس از احداث مترو چه شهر غير قابل تحملي هست ديگر مهم نيست.
· غيبت بي صداي پارک ها ، ميدان ها
تنها چند دقيقه کافي هست که از محله هاي فراموش شده منطقه 12 به محله هاي گران قيمت شمال شهرستان تهران پرتاب شايشان ، سفر در تونل هاي تاريکي و حرکت رايشان قطارهاي پر شده از مسافران عجول و بعد خنکاي يک پارک جنگلي و بعد خيابان هاي شلوغ ميرداماد ، شريعتي، قلهک : بوق ، ترافيک و نوارهاي زرد و نارنجي که خبر از ايستگاه هاي تازه مي دهند.

به واقع مترو پاياني هست بر اين همه نا به ساماني اين ترافيک کشنده ؟
در شمالي ترين خيابان هاي تهران، پايتخت روزهاي پرکاري مي گذرد.

شهر يک کارگاه عمراني بزرگ هست.

خيابان ها را گُله به گُله تا چند صد متر زير زمين کنده اند .

هواکش هاي مترو مرتب کارمي نمايد، خيابان هاي شميران گاه به گاه فرو مي ريزد از يک حفره يک در يک متر گرفته تا حفره هاي هراس انگيزي که به طور هموقت ده ها ماشين را مي بلعد و لرزه بر پيکر برج ها و خانه چند ده طبقه مي افکند.

مديران شهر مي گايشانند شميران هست و قنات هايش.

خاک سست هست و ايراد از ما نيست .

امت ميان کارگاه راه مي روند، زندگي مي نمايند.

هر روز خاکي و گل آلود از خانه تا مدرسه ، از خانه تا دانشگاه، از خانه تا اداره ...


کارگاه هاي مترو در شمال شهرستان تهران ميرداماد به تجريش مي رسانند و خط 3 يعني خطي که جنوب و شمال شهرستان تهران را به هم مي دوزد اون محله هاي فراموش شده را به اين خانه هاي اعياني ، اون کوچه هاي تنگ و سقف هاي فرسوده را به اين برج ها لوکس و خانه هاي ايشانلايي.

همه منتظرند که مترو به تجريش برسد اما پشت اين همه روزهايي که در انتظار و وعده هاي نيامده و تبليغات خوش رنگ مي گذرد اونچه ناديده مانده غيبت بي صداي ده ها پارک و فضاي سبز ، زمين هاي بازي و فضاهاي عمومي هست که آرام آرام در اين سال ها به کارگاه هايي با هواکش هاي بلند تبديل شدند با همان نوارهاي زرد و نارنجي و نشان معروف مترايشان تهران.

هر جا نگاه مي نمايي نشاني از اين کارگاه ها هست.کارگاه آرزوهاي دست نيافتني : شهرستان تهران بدون ترافيک.


جايي نه خيلي دورتر از اين کارگاه ها،شهروندان بي آرزو اما از غيبت پارک ها ، از تخريب ميدان ها ، از نابودي چشم انداز سبز محله ها ، تپه قيطريه ، ميدان ولي عصر، ميدان انقلاب و مزاحمت هاي هميشگي کارگاه هاي مترو خسته اند.
مهرداد ابوتراب يکي از شهروندان خسته هست ، که مي گايشاند : ممکن هست ساخت يک خط مترو 10 سال طول بکشد که با وضعيت مديريت ما در ايران همينطور هم شده و اين يعني من که خانه ام در 300 متري يک ايستگاه مترو هست بايد 10 سال عذاب بکشم ؟
شهين ملکي يکي ديگر از شهروندان خسته ، مي گايشاند : تمام پارک ها و فضاي سبز محله هاي نزديک ما را از بين بردند.

جايي نيست که نفس بکشيم.


کامرانيان ، کارشناس شهري هم خود يکي از گروه آزردگان هست و در دفاع از حقوق شهروندي ضايع شده شهرونداني مانند ملکي ، مي گايشاند : در سال هاي گذشته بخش عمده اي از فضاهاي عمومي شهرستان تهران مانند پارک ها ، زمين هاي بازي، فضاهاي سبز که البته در شهرستان تهران در حداقل ميزان ممکن پيش بيني شده به کارگاه هاي مترو تبديل شدند.

در اينکه ترافيک بلاي جاي شهرستان تهران هست و مترو تنها راه مطمئن براي گره گشايي از اين بحران شکي نيست اما سوال من اين هست که به قيمت گره گشايي از يک مشکل چرا بايد مشکلات ديگري ايجاد کرد؟ چرا حداقل فضاهاي عمومي شهر قرباني مي شود؟ اين همه تراکم اين همه گرفتاري و زندگي در خانه هاي آپارتماني بس نيست ؟ به نظرم اين سوال يک جواب ساده دارد چون انچه در اين شهر ارزان هست ، حقوق شهروندي هست، حق برخوداري از فضاي عمومي ، از فضاي سبز از چشم انداز هاي زيبا و اونچه بديهي جلوه مي نمايد اينکه : داريم مترو مي سازيم ، امت بايد تحمل نمايند.
محله هاي بد منظره ، ميدان هايي که به سرعت از حافظه شهر غيب مي شوند و پارک هايي که حالا ديگر بسياري شان با نوارهاي زرد و نارنجي محصور شده اند به اعتقاد کسي که مدير اول و آخر برنامه هاي مترو در پايتخت هست اونقدر ها هم نا اميد نماينده نيست.
محسن هاشمي که سال هاي طولاني از عمر مديريتي اش را در کسوت مديرعاملي شرکت راه آهن شهري شهرستان تهران و حومه گذرانده و خط و خطوط مترو را مانند کف دستش مي شناسد، مي گايشاند : چاره اي نبوده و نيست ما در همه موارد بهترين گزينه ها را براي راه اندازي کارگاه ها و ايستگاه هاي مترو انتخاب کرديم.

به جاي اينکه در ميدان ها مانعي براي رفت و آمد ايجاد کنيم جايي را انتخاب کرديم که براي تردد امت کمترين مزاحمت را ايجاد کند.

به هر حال مترو اولايشانت شهرستان تهران هست و در بسياري از موارد ما با محدوديت زمين مواجه ايم چاره اي نداريم يا بايد کار ساخت مترو را متوقف کنيم يا با همين واقعيات ادامه دهيم.


هاشمي با شهروندان و برخي منتقدان هم عقيده نيست که حقوق شهروندي امت در جريان ساخت خطوط مترو در شهرستان تهران ناديده گرفته شده بلکه با تاکيد بر اينکه ما بارها از شهروندان براي اينکه اين واقعيات را تحمل مي نمايند عذرخواهي کرده ايم ، مي گايشاند : فضاهاي سبز ، پارک ها و هر جايي که به هر دليل الان به کارگاه تبديل شده اند پس از اتمام کار و ساخت ايستگاه ها و تونل به شکل اول بر مي گردند.

ما تپه قيطريه و ميدان هاي شهر را پس از اتمام کار به همان شکل گذشته و حتي بهتر از اون بازسازي مي نماييم و جاي نگراني هست.

اين واقعيات موقتي هست.
هاشمي از بازگشت پارک ها ، ميدان ها و فضاهاي عمومي خبر مي دهد و تو به ياد مختاري ، مي افتي که مي گايشاند : به نظرم خيلي هم نمي توان اميدوار بود چون تجربه هاي گذشته اين را نشان نمي دهد براي مثال در تقاطع طالقاني و مفتح يا ايستگاه پل چوبي و دروازه دولت، ايستگاه هاي مترو فضاهايي را ایجاد کرده که زيبا نيست و نشان مي دهد براي پديد آوردگان مترو زيبايي شهر اهميتي نداشته هست.

يک ادم بي طرف در مورد ميدان هفتم تير چه فکري مي نمايد؟ يک فضاي به هم ريخته و آشفته از هر نظر که هيچ آرامشي ندارد...

واقعا چه تضميني وجود دارد که چنين واقعياتي در انتظار ميدان ولي عصر نباشد ؟ اين ميدان و بلوار کشاورز سال ها جزو مهمترين فضاهاي عمومي مورد هستفاده امت بود اما الان ببينيد به چه روزي افتاده ...

بررسي تجربه هاي قبلي ساخت ايستگاه هاي مترو نشان مي دهد اونجا به زيبا فکر کردند هم کار را به هنرمنداني ندادند که مي توانند فضاهاي ماندگار طراحي نمايند.

مترو خود را به به تامين يک شبکه عبوري زير زمين منحصر کرده و وجوه ديگر را در نظر نگرفته هست.

افرادي که تصميم سازي مي نمايند اگر عرق فرهنگي و زيبايي شناسي و کيفيت فضاي شهري را داشتند حتما با احتياط بيشتري عمل مي کردند.
از ديدگاه مختاري امروز حوزه تصميم گيري مترو حوزه اقتدار هست.

هيچ کس نمي تواند جلايشان اينکه ما مترو مي خواهيم بياستد حتي اگر در اين ميان چهارباغ قرباني شود، ميدان هاي قديمي شهر از بين بروند يا کيفيت زندگي امت کاهش يابد.در کشورهاي اروپايي هم مشکلاتي مانند ما را داشتند اما اين را مديريت کردند و با خرد جمعي کار را پيش بردند و يکديگر را حذف نکردند ما وقتي مترو مي سازيم نهادهاي ديگر را حذف مي نماييم اونها نمي توانند اين کار را بنمايند در ايران مي شود .

در پاريس مترو خود را به خيابان شانزليزه تحميل نکرده بلکه باري از دوش شهر برداشته در توکيو گاه ايستگاه ها 5 طبقه هستند و تا 45 متر پايين رفته اند تنها براي اينکه به منظر شهري احترام مي گذارند و احترام به حقوق شهروندي نه در بيان مديران اونها که در همه وجوه زندگي يک شهر انعکاس دارد.


اين روزهاي شهرستان تهران ، اين روزهاي محله هاي دور و نزديک شهر قدم به قدم پر ازکارگاه هايي هست که خبر از کار مي دهند.

کار ، کار و پرکاري روز شمار ، تاريخ ، افتتاحيه.

تلايشانزيون برنامه شهرستان تهران 20 را نمايش مي دهد.

يکي از اعضاي کميسيون فرهنگي شورا با افتخارمي گايشاند : امروز شهرستان تهران يک کارگاه بزرگ هست و تو به شهرونداني فکر مي نمايي که عمري هست نه در يک شهر که در يک کارگاه بزرگ زندگي کرده اند .


57:


58:








59:




این پارکینگ هم فکر کنم خالی از لطف نباشه ببینیش چه طراحی داره
هر کی تونس زیرشو معنی کنه بزاره

60:


61:


62:





اول جایی که برنامه گرفته را فرموده:
Volkswagen Polo در برج ماشین VW (در ولسبرگ در شمال آلمان؛ روز چهارشنبه ) برنامه داده شده...

atutostadt در کنار اداره ی مرکزی Volk برنامه گرفته...

پارکینگ اصلی شرکت و در مرکز اصلی...

جایی که روزانه 5500 بازیدنماينده از (اسم شرکتها)audi..lamborghini دارد....

=================

دوست عزیز ممنون از مطالبت...خیلی مفید هستن.........منتظر مطالب بیشترت هستم....
از دوستمم تشکر میکنم برام متن رو دقیق ترجمه کرد........


63:


64:

مقدمه

در میان ساختمانها و بناها ، وسایلی نیاز هست تا زندگی شهری را بهبود بخشد .

وسایلی که همچون اثاث یک خانه ، امکان زندگی را درفضای میان رنگ وبتی و شیشه فراهم آورد .

مبلمان شهری به مجموعه عناصری فرموده می شود که در شهر و خیابان و در کل فضای باز نصب شده اند و هستفاده عمومی دارند .

بنا براین به دلیل ارتباط تک تک شهروندان با مبلمان ، اون ها وظیفه و مسوولیت خطیری در حفظ و نگه داری اون تجهیزات دارند ؛ مانند نرده ها ، میله های راه بند و روشنایی پایه چراغ ، سر پناه ایستگاه اتوبوس ، تابلوهای تبلیغاتی ،سطل زباله ، پت های عابر پیاده ، آبخوری ، پایه پرچم ، ساعت ، پلهای عرضی روی جوی آب و ....




1- نیمکت

در مجهز سازی فضای های سبز و باز شهری ابتدایی ترین روش برای احساس آرامش و راحتی در پارک ها هستفاده از نیمکت هست .

طرز برنامه گرفتن این نیمکتها باید به شکلی باشد که دسترسی به اونها آسان و راحت بوده یعنی در سراسر پارک و به تعداد زیاد موجود باشد .

صندلی ها باید در روبروی مناظر زیبا اما در جایی که در مسیر رفت و آمد افراد برنامه نگیرند، واقع شود.

نیمکت ها ی مراکز عمومی شهر نیز میتواند برای آسایش و راحتی شهروندان در کنار مراکز ویژه مانند ایستگاه ها ، کیوسکها ، باجه های تلفن ، ظروف زباله و شیرهای آب برنامه بگیرند .
مهمترین محل برنامه گرفتن نیمکتها در سطح شهر ، مراکزی هست که رفت وآمد امت در اونجا زیاد هست .

به ویژه مکانهایی که برای هستراحت و تفریح امت هست.

فضای باز زیبا و مناسب عمومی به شهروندان این مکان را میدهد تا در کنار یکدیگر از طبیعت اطاف لذت ببرند .

با داشتن مکان مناسبی برای نشستن احساس رضایت اونها چندین برابر شود .

افراد مختلف انواع متفاوتی از نیمکت های پارک یا فضاهای سبز را می پسندند که این سلایق متفاوت چگونگی طراحی نیمکتهای پارک را تعیین میکند و به اون تغییراتی می دهد.

برای نمونه جوانان بیشتر روی بالای نیمکت یعنی تکیه گاه اون می نشینند تا روی خود نیمکت و این مورد باید در طراحی نیمکتهای پارک یا فضاهای باز شهری مورد توجه برنامه گیرد .

همچنین نیمکتهایی را که به این مراکز اختصاص میدهند ، باید از هستحکام بیشتری در ناحیه پایه ها برخوردار باشد .

یا به عنوان نمونه برای افراد مسن نیمکتهایی که دارای پشتی یا تکیه گاهاست ، راحتتر از نوع بدون پشت اون هست.


در حالی که برای سایر افراد صندلی های بدون پشت به اونها این امکان را میدهد تا در دو طرف نیمکت بنشینند .
در پارک یا فضاهای سبز شهری که امکان هستفاده اقشار مختلف وجود دارد باید تمام امکانات رفاهی در نظر گرفته شود .

صندلی ها و نیمکتها باید به گونه ای برای این مکان ها ساخته شوند که در مورد هستفاده بیشتری برای همگان دارند.

در همین راستا و برای پیشگیری از تخریب مبلمان عمومی شهر باید به این نکته توجه داشت که تخریب بیشتر شامل چه چیزهایی می شود ، چه وقتی این خرابکاریها شکل میگیرد و توسط چه کسانی ، سپس برنامه های پیشگیری را به کار بست.


2 – ایستگاه های حمل و نقل

در زمینه ایستگاه های اتوبوس نیز ،داشتن یک دستگاه اتوبوس مناسب برای تمام سیستم های حمل ونقل درون شهری امری واجب و ضروری هست .

اما مناسب بودن این ایستگاهها بسته به نظرات شهروندانی که از اون هستفاده مینمايند ،دارد .

از دید مدیران شهری که مسئولیت رسیدگی به این اموررابر عهده دارند یک ایستگاه مناسب، ایستگاهی هست که به مراقبت و نگهداری کمتری احتیاج دارد.

از دید شهروندان یک ایستگاه خوب، دارای محیط دید بالاوامکان سوارشدن راحت به اتوبوس را دارد.هر دوی این نظرات خوب هست و بجا هست ، زیرا ساختن ایستگاههایی که مورد هستفاده کمتری دارند ، تنها هدر دادن سرمایه وایجاد مشکل برای مسئولان هست .

طراحی وساخت مناسب اونمیتواند مدت وقت انتظار برای اتوبوس را لذت بخش کند .

مکانهای زیادی هستند که به دلیل نداشتن سایه بان ،مکانهای تجاری پر رفت و آمد ، مکانی که آمد و شد افراد یامند در اونجا بیشتر هست و مکانهایی که آب وهوا اعتدال مناسبی نداشته باشد ، برای رفاه شهروندان احتیاج به نصب ایستگاههای درون شهری هست.
بهترین مکان برای قرا دادن ایستگاههای اتوبوس در نزدیکی مغازه ها و در نزدیکی تقاطع ها هستکه در این صورت باید سه متر ازمسیر عبور و مرور عقب تر برنامه گیرد تا ایجاد ترافیک و برخورد با افراد پیاده را نکند .
و چنانچه ایستگاه از تقاطع دور بود، سایه بان ایستگاه باید 2 متر از پیاده رو عقب تر برنامه گیرد تا برای ایستادن اتوبوس مشکلی ایجاد نکند .
ایستگاه همچنین باید در مسیر موازی با پیاده رو برنامه گیرد تا تداخلی با افرادی که در پیادهرو در حال عبور و مرور هستند ، پیدا نکند .
طرز برنامه گرفتن این ایستگاهها باید به شکلی باشد که امت از باد و باران در فصل زمستان واز تابش اشعه خورشید در فصل تابستان محافظت شوند.

هر چند این نکته مهم هست که ایستگاه ها بایدبه سمت خیابان باشد تابه افراد امکان آمد و شد راحت تر بدهد.

کیوسک ها یا دیگر مراکز فروش یا دستفروشی باید در سمت پایین این ایستگاه ها واقع شوند.
ایستگاههای طراحی شده باید به شکلی باشد که گویای نماد شهری که در اون ، این اسیتگاه برنامه دارد بوده واز مواردی منحصر همان شهراست ساخته شود .
گاهی ایستگاههای هستاندارد از نوع مشخصی از مواد ساخته وطراحی می شوند .

به جز موارد عنوان شده ودر طراحی این تجهیزات باید میدان دید ، تسهیلات ، راحتی و دسترسی آسان به اتوبوس را نیز مد نظر داشت.

میدان دید مناسب نیز امت را قادر می سازد تا آمدن اتوبوس را ببینند.

ایستگاه هایی که از نظر طراحی ضعیف هستند به سبکی طراحی شده اند که برای دیدن رفت و آمد اتوبوس باید ایستگاه را ترک کرد و به لب پیاده رو آمد.


نوع دیگر طراحی باید به شکلی باشد که سوار شدن اتوبوس برای افراد به راحتی شکل گیرد .

این مورد یکی از موارد مهم در طراحی ایستگاههای اتوبوس هست.

زیرا امت دوست دارند به راحتی به اتوبوس مورد نظر خود برسند .


ایستگاهها باید دارای مکانی برای نشستن مسافرین باشند تا در مواقع بارانی یا هوای نامساعد احساس راحتی کند.
امت به اطلاعاتی در مورد وقت ورود و خروج به ایستگاه نیاز دارند.

وجود تابلوهای اطلاع رسانی در ایستگاهها برای شهروندان و توریستها بسیار جالب و مفید هست .



3 – چراغ روشنایی

به ویژه در بسیاری از مراکزشهری در مراکزی که افراد به میزان امنیت بیشتری نسبت به دیگر مراکز احتیاج دارند ، مانند پارک ها ، مراکز خرید و دیگر مراکز عمومی باید از تعداد بیشتری از چراغ های روشنایی در خیابان و مکان های فوق هستفاده شود .

طراحی این چراغها در سطح شهر به فن آوری طراحی این نوع چراغها و وسعت خیابان یا مراکزی که این چراغ ها در اون نصب می شود بستگی دارد .

اگر چه میزاستفاده بیشتراز این تمهیدات در شب شکل می گیرد اما از اهمیت ویژه ای برخوردار هست.

اهمیت وجود روشنایی در سطح شهر به دلیل افزایش ایمنی در سطح خیابانها به ویزه در مراکز پر رت وآمد ، راهنمایی جهت ها در سر تقاطع ها ، چهارراهها ، پل ها ، ساختمان ها تشخیص هویت و موقعیت محل هست .

در بسیاری از شهر ها و کشورها برای جلب بیشتر افراد و برای برگزاری اعیاد و مراسم جشن ، شهر و درختان اون را چراغانی

می نمايند که این علاوه بر زیبا سازی شهر به مکانهای عمومی نیز روشنایی بیشتری می بخشد.

در ایستگاههایی که چراغهای روشنایی اون روشن هست شهروندان برای انتظار کشیدن احساس امنیت و آرامش بیشتری مینمايند .

در کنار درهای ورودی ساختمانهای مسکونی نیزوجود چراغهای روشنایی اهمیت بسیاری در رفت و آمد افراد دارد.

حتی وجود چراغ در هنگام تعطیل بودن مراکز نیز از اهمیت بسزایی برخوردار هست.



4 – ظروف زباله

ظروف زباله که در سطح شهربرنامه می گیرند به مصارف مختلفی می رسند .

سطل های زباله ای که در سطح شهر برنامه می گیرند باید قابل دسترسی آسان و به تعداد زیاد بوده و احتیاج به محافظت نداشته باشند.یکی از اشتباهات مهمی که در شهرها اتفاق می افتد این هست که سطلهای زباله را در جایی برنامه می دهند که بتوان به راحتی اونها را خالی کرد نه این که به راحتی برای شهروندان قابل دسترسی باشد.

نتیجه اون خیابان های پر از زباله و سطل های خالی هست .

زیرا امت وقت خود را برای یافتن سطل زباله صرف نمی نمايند .

برای تعیین این که در چه جاهایی باید سطل زباه برنامه بگیرند ، مواردی را باید در نظر داشت ، به عنوان نمومه وجود مواردی از مبلمان شهری در خیابان ، نوع و موقعیت طبقات اول مانند ساختمانها

فروشگاهها و رستوران ها که کمچنین باید نوع و میزان زباله های این مراکز نیز با سطل های گذشته شده متناسب باشد.
بهترین مکان برای گذاشتن سطهای زباله مکان های تجاری و پر رفت و آمد درحاشیه پیاده روها ، در نزدیکی اغذیه فروشی ها و کنار صندلی ها ایستگاههاست .

تعداد سطل های زباله که در یک مکان باید برنامه داده شود به تعداد افرادی در اون مسیر رفت و آمد دارند و میزان زباله های اون محل بستگی دارد.برخی از موارد را در طراحی سطل های زباله باید در نظر داشت مانند تفاوت در طراحی سطل های زباله با توجه به نوع زباله ، داشتن دریچه برای دور نگاه داشتن از خطر واژگونی و نفوذ حیوانات به اون و در نظر گرفتن اندازه ی سط که بستگی به میدان هستفاده و محل برنامه گرفتن سطل دارد همچنین سطل باید محکم باشد تا در اثر نشستن برخی افراد روی اونها نشکند.

همچنین موارد دیگری که باید در نظر گرفته شوند مانند موارد ضد حریق ، رنگ ، مقاوم در برابر آلودگی ، لعاب داشتن سطل که شامل رنگی می شود که به راحتی ورقه نشود ، سطل ژر از منفذ آلومینیوم که معمولاً ماده خوبی برای هستفاده در این مورد هست .

پلاستیکهای مقاوم ، ورقه های هستیل گالوانیزه هست.

بیشتر سطل ها را باید بتوان به راحتی توسط ماموران شهرداری تخلیه کرد که بیشتر از طرف سر سطل تخلیه می شوند.

تخلیه اون دسته از سطل هایی که از طرفین باز می شود کار سختی هست .

در برخی از مواقع موجب شکستن سلط و درب اون می شود .

سطل ها همچنین باید دارای سطحی باشند که از خروج مایعات درون سطل به بیرون جلوگیری کند.

که برای رفع این مشکل از کیسه های داخلی پلاستیک درون اون هستفاده مینمايند.

این کیسه از نوع فلزی خود بهتر هستنند.

در پارکها در قسمتهایی که مخصوص پخت کباب هست از لایه های فلزی هستفاده می نمايند .

اما در سطح شهر از نوع پلاستیک اون هستفاده بیشتری می شود.


در نیویورک هستانداردهای جدید برای کیسه های زباله وضع شده هست که از پارگی و نا مرغوبی کیسه ها کاسته هست .

این کیسه پلی اتیلنی 30 لیتری به ضخامت 1.5 میلی لیتر هست و قیمت اون تنها 9 سنت هست .

به هر شکل بر قراری یک برنامه صحیح برای محافظت و بهسازی موارد فرموده شده یک ضرورت برای حصول نتیجعه بهتر خواهد بود .




5 – فرسودگی بر قامت مبلمان شهری

اصول به کار رفته در طراحی وسایل بازی در پارکهای کشور همچنان مبتنی بر مکانیزمهای ساده یی هست که سلیقههای کودکان امروز را راضی نمی کند.

کودکان از سر ناچاری هست که وسایل فرسوده در پارکها را تحمل می نمايند .

اونها نمی دانند مسوولان و برنامه ریزان شهری دیرگاهی هست اونها ا از یاد برده اند .

زمین های بازی کودکان سالهاست به فضایی بسته ، دلگیر با وسایل فرسوده تبدیل شده هست و دراین میان مسوولان به بهانه محدودیت اعتبارات ، در این بخش مهم از حوزه فرهنگ شهر را نادیده می گیرند تا فرسودگی همچنان بر قامت مبلمان شهری این بخش از شهرها چیره شود.

کارشناسان شهری معتقدند ، ساخت وسایل بازی در پارک ها برای کودکان چون دیگر مبلمان شهری موجود در شهرستان تهران و دیگر شهرها دور از تخصا بوده و تنها به صورت الگو برداری سطحی از نمونه های غربی صورت میگیرد و خلاقیتی به منظور بومی کردن اونها صورت نمی گیرد .

از دیگر سوبه اعتقاد روانشناسان کودک ، این وسایل در پرورش خلاقیت کودک نقشی ندارند وپاسخگوی نیازو هستعداد کودکان نسل امروز نیستند.

«بهروز توکلی » مدیر پارک سرخه حصار و صاحب نظر در حوزه شهری از افرادی هست که چنین اعتقادی دارند .

او که طراحی وسایل بازی کودکان در پارکها را دور ازتخصا می داند ، ذر بخشی از سخنان خود میگوید : «به رغم اهمیت این موضوع ، مسوولان در صدد انجام کارهای تخصصی در این بخش نبوده اند .»

چنانچه این کارشناس میگوید ،زمینهای بازی و پارکها باید در محل های مسطح ، محصور و به دور از راههای ارتباطی و ترافیکی باشد تا هم از نظر ایمنی و هو از نظر شرایط محیطی ، مناسب باشند اما نگاهی گذرا به وضعیت پارکهای فعلی شهرستان تهران نشان دهنده شرایطی مغایر با این اصول هست .
از دیدگاه «توکلی » ، اصول بکاررفته در طراحی وسایل بازی در پارکهای کشور همچنان مبتنی بر مکانیزمهای ساده ای هست که سلیقه های کودکان امروزرا راضی نمی کند .
اوست که می گوید :«تا کی باید زمین های بازی کودکان را با تاب و سرسره های تاریخ مصرف گذشت پر کرد ؟» وی در مورد رعایت اصول دوانشناسی کودک در طراحی لواز بازی می گوید :«در ایان به دلیل انجام کارهای سلیقه ای بر پایه تجربیات شخصی ، مطابق با معیارهای جهانی کاری انجام نشده و در هیچ کدام از پارکها یا زمینهای بازی شهرها طراحیها
بر پایه اصول روانشناسی کودک و در نظر گرفتن نیازهای سنی اونها نبوده هست.» از دیگر سو رعایت نکردن قوانین و مقررات توسعه زمین های بازی توسط بزرگسالان از دلایل کاهش ایمنی در پارکها و هستهلاک وسایل بازی محسوب می شوند .
چنانچه توکلی میگوید :« از اونجا که زمینهای بازی کودکان نگهبان خاصی ندارد اغلب بزرگسالان ، بدون توجه به سن یا وزن خود ، از وسایل بازی کودکان هستفاده مینمايند در حالی که این مجموعه وسایل برای کودکان با گروههای سنی مختلف طراحی شده و این اقدام باعث از بین رفتن وسایل بازی درکوتاه مدت می شود .» وی الگو برداری های درست و مطابق با فرهنگ وسنت هر منطقه را مهم میداند وبا اشاره به الگوهای نادرست بکار رفته میافزاید : «الگو ها را خودمان می سازیم .

هر بزرگی وقتی کودک بوده و نکاتی از علایق کودکی خود در ذهن دارد .

فرهنگ ما به اندازه ای هست که می توانیم با هستفاده از تفکرات دینی ، سنتی و ملی خودمان طرح های جدید ارائه دهیم یا از الگویی هستفاده کنیم که به فرهنگ و سنت ما نزدیک باشد.» وی هستفاده ازالگوهای غربی را به صورت شماتیک و اتفاقی مورد توجه برنامه می دهند و ادامه می دهد :« باید در نظر داشته باشیم که برخی افراد چه بزرگسال و چه کودک تمایل به الگو های غربی دارند و نادیده گرفتن این موضوع درست نیست .» اغلب کشورهای جهان ، در ظراحی های مدرن و معاصر، علاوه بر لحاظ کردن اصول مربوط به کودکان ، نیازهای بزرگسالان را نیز مورد توجه برنامه داده و پارک ها و زمین های بازی را به محلی برای آسایش و تفریح افرادبزرگسال هم تبدیل می نمايند.

مهندس «سید رضا لاهیجی » از دیگر طراحان صاحب نظر در این حوزه هست .

او کهمسوولیت مدیریت اداره مبلمان شهری ساوقت زیبا سازی را هم برعهده دارد ، دراین باره می گوید :«زمین بازی فقط مخصوص کودکان نیست بلکه محیطی هست که باید بزرگسالان در اون احساس آسایش و آرامش نمايند تا علاوه بر این بتوانند مراقب کودکان خود هم باشند.»

لاهیجی توجه به زیبایی و جذابیت بصری را برای بیشتر کودکان و حتی بزرگسالان مهم می داند ورعایت اصول ایمنی درپارک هارادردرجهاول اهمیت برنامه می دهد.
وی الگوبرداری های موجود را کاملاً دور از فرهنگ ملی دانسته ومی افزاید :«الگوبرداری ها سال ها پیش شروع شده و متاسفانه این الگو ها فاقد هویت ملی و فرهنگی ایرانی هستند در حالی که میتوان با هستفاده از بازی های سنتی یا اجرای داستان های ایرانی و قدیمی ، به صورت نقاشی های دیواری ،پارکها را به محیطی آموزشی و تفریحی تبدیل کرد .»
پادرکها و زمین های بازی در طراحی شهری کلان شهرها در حالی مورد بی توجهی قرارگرفته هست که می توان با هویت بخشی ایرانی و هستفاده از قابلیتهای موجود در بازارهای سنتی ایرانی فضایی بسیار مناسب تر برای گذراندن اوقات فراغت به شکل مطلوب ایجاد کرد .

6- مبلمان شهری و فضاهای بی دفاع

در نخستین برنامه ریزی های شهری در نیمه ی نخست قرن بیستم ، شهرها بر پايه تفکیک کارکردها به شیوه ی سنتی مورد توجه برنامه گرفته اند .

یعنی زنان به حوزه ی خصوصی و مردان به حوزه ی عمومی تعلق داشته اند .

این تفکیک با وجود افزایش شهرنشینی ، توسعه ی شهرها و تغییرات همچنان باقی مانده و باعث ایجاد تناقضی شده هست که نتیجه ی اون نا امنی زنان در فضای شهری هست .

به طور مثال پلهای عابر پیاده ، پلهای زیرگذروتاریکی اونها ، نحوه ی نورپردازی خیابانها، سیستم های حمل و نقل عمومی و سایر خدمات عمومی و امکانات موجود برای شهروندان در شهر به گونه ای هست که نیاز زنان در نظر گرفته نشده هست .


لذا زنان در حوزه های مختلف و به شیوه های گوناگونی هنگام رفت و آمد و فعالیت در شهر مورد آزار و اذیت هایی برنامه میگیرند.

که در اینجا به ذکر حوزه ی مبلمان شهری و فضاهای بی دفاع می پردازیم :

زنان هنگام تردد در سطح شهر ، اغلب احساس نا امنی می نمايند .

پلهای زیر گذر ترسناک و وحشتناک هستند ، پیاده روها ناهموارند و در برخی نقاط بسیار باریک ، فاصله ی پلهای روی جوی آب در برخی خیابان های شهر بسیار زیاد هست و پریدن از روی جوی های عیض تنها برای کفشهای ورزشی جوانان مناسب هست ونهزنان .به طور کلی وجود فضاهای بدون دفاع در شهر که تعداد اونها نیزدرشهرشهرستان تهران کم نیست ، از جمله عواملی هست که موجب حس عدم امنیت زنان در شهر میشود .

فضاهای گمشده ی شهری که پیامدهای رشد سریع و دیدکلی نگر به رشد و توسعه ی هست ، فضاهایی را تحت نظارت امتی نیست و بهلحاظ ایمنی تعریف نشده، ایجاد کرده و مخاطراتی را بوجود می ورد که باعث گریز از فضاهای شهری میشود .

زیر پلهای شهری ، داخل زیرگذرها ، پلهای هوایی پوشیدهشده با آگهی تبلیغاتی ، زمین های فرورفته و گودی ها ، املاک بدون مالک و متولی ، کنج ها ،ساختمانهای نیمه تمام ورهاشده یا متروک از فضا های بی دفاع هستند که درگوشه وکنار شهرها به چشم می خورند واز میزان امنیت واعتماد امت به ویژه زنان که به دلیل موقعیت ازپیش تعریف شده ی نابرابرشان بیشتر مستعد احساس نا امنی اند ، می کاهد.




7 - معیارهای رنگ آمیزی مبلمان شهری

تقسیمات منطقه ای ، عناصر مختلف شهری ، معماری و بافت منطقه ای ، از معیارهای رنگ آمیزی مبلمان شهری محسوب می شوند .

در تقسیمات منطقه ای ، عناصری مانند ویژگی های منطقه به لحاظ اقلیمی و آب وهوایی، ویژگی های فرهنگی ، مبلمان ، علائم هدایتی ، کیوسکها ، جدولها ، نرده ها و پلهای عابر، مورد توجه برنامه می گیرند .

همچنین نوع رنگ بر پایه پژوهشهای رنگ از منظر روانشناسی شهری ، پژوهشهای روانکاوانه هر منطقه و طبقه بندی نیازهای رنگی بر پايه فرهنگ هر منطقه ، رنگ فضای سبز و رنگ بندی گل آرایی ، هارمونی رنگهای طبیعی فضای سبز با رنگ حصارها و عناصر جنبی موجود در فضا ومعماری ، پژوهشهای تکنولوژیک و شیمیایی رنگ و مصالح ماندگار و سازگار با شرایط اقلیمی اون ، تعیین می شود .

همچنین کارشناسان به لحاظ شرایط اقلیمی ، فصلهای تابستان و بهار ا برای این کار پیشنهاد می نمايند .

شهرستان تهران از جمله شهرهایی هست که به لحاظ بصری و منظر عمومی ، دارای اغتشاشات و بی نظمی های فراوانی هست و با کمی دقت می توان وجود این بی نظمی ها را در تمام نقاط و سیمای شهر احساس کرد.
کارشناسان ، وجود رنگ مناسب در یک محیط شلوغ با مبلمان فرسوده و بی روح مانند شهرستان تهران برای ایجاد نشاط و آرامش در شهروندان ضروری میدانند و همچنین این عنصر را عاملی برای کمتر به نظر رسیدن این خرابی ها و فرسودگی ها به شمار می آورند .



8- کیفیت رنگ آمیزی

با توجه به شواهد و مدارک موجود ، موضوع رنگ در شهرستان تهران هیچگاه – چه در گذشته و چه درحال حاضر- به شکلتخصصی دنبال نشده و کیفیت کاربرد رنگ درشهر از سوی اغلب کارشناسان ضعیف ارزیابی می شود .

به فرموده کارشناسان رنگ های هستفاده شده در شهرستان تهران از نوع رنگهای روغنی هست و به ندرت از رنگهای ماشینی هستفاده می شود.

این نوع رنگ به دلیل شرایط مختلف جوی و آلودگی های موجود ، ماندگاری بسیار کمی دارد و به مرور وقت، شفاف و قابلیت خود را از دست می دهد ، حال اون که خصوصیات ترکیب مواد شیمیایی این رنگ ها باید به گونه ای انتخاب شود که در مقابل نور فشرایط اقلیمی و آلودگیهای محیطی ،ماندگاری و سازگاری زیاد داشته باشد .


65:


66:











67:


68:

یکی از بهترین عامل هایی که باعث زیبایی شهر میشه برج های اون شهره

[


دومین برج مرتفع جهان در
اروپا واقع شده هست.

عملیات احداث برج « راشیا تاور» از سال 2007 توسط شرکت
فاستر اند پارتنرز در محله تجاری شهر مسکو آغاز شده هست.

ارتفاع نهایی این


]
ساتیاگو کالاتراوا،
آرشیتکت اسپانیایی طراح برج « شیکاگو اسپایر» هست که در خاتمه عملیات
اجرایی اندکی بیش از 609 متر ارتفاع خواهد داشت.

« شیکاگو اسپایر » مرتفع
ترین برج ایالات متحده و سومین آسمان خراش جهان خواهد بود.

احداث این برج
که در نزدیکی دهانه رود شیکاگو رایور در حاشیه دریاچه میشیگان واقع شده در
سال 2011 خاتمه می یابد




]
« پنتومینیوم » چهارمین
برج مرتفع جهان نیز در دبی و در قلب منطقه مارینا برنامه دارد.

احداث این برج
که در نهایت 516 متر ارتفاع خواهد داشت از سال 2007 آغاز شده هست

باز هم این شیخ نشین دبی
هست که پنجمین برج مرتفع جهان در اون واقع شده هست.

برج العالم که در منطقه
« بیزنس بی » دبی برنامه دارد در پایان عملیات اجرایی اش در سال 2011 با 108
طبقه 501 متر ارتفاع خواهد داشت.

]
احداث برج شانگهای ورلد
فایننشال سنتر در بندر شانگهای چین از سال 1997 آغاز شده و باید در سال
جاری خاتمه یابد.

این برج با 492 متر ارتفاع بلندترین برج قاره آسیا و
ششمین برج مرتفع جهان می شو
برج اینترنشنال کامرس سنتر
در هنگ کنگ که احداث اون در سال 2010 خاتمه خواهد یافت با 484 متر ارتفاع
مقام هفتمین برج مرتفع جهان را به خود اختصاص خواهد داد
برج گوانگژو در شهر کانتون
چین در حال احداث هست.

این برج با 450 متر ارتفاع نهایی هشتمین آسمان خراش
جهان خواهد بود که البته با اونتنی که برفراز اون نصب می شود ارتفاعش به 610
متر بالغ خواهد شد.



[]
7]


احداث برج تایپه 101 در
شهر تایپه ، پایتخت تایوان در سال 2004 خاتمه یافت.

این برج با 448 متر
ارتفاع برای مدت کوتاهی مرتفع ترین برج جهان بود ، اما اکنون در مقام نهم
جای گرفته هست.

]

برج « فریدوم تاور » در
محله منهتن نیویورک و در محل سابق برج های دو قلوی مرکز تجارت جهانی که در
حادثه 11 سپتامبر 2001 نابود شدند ، در دست احداث هست.

احداث فریدوم تاور
از آوریل 2006 آغاز شده هست

69:


70:

طبق نقل سالانه یک شرکت مشاوره تجاری درباره شرایط موجود شهرهای مختلف جهان از نظر کیفیت زندگی، در میان 600 شهر در سراسر جهان، زوریخ در صدر جدول بهترین شهرهای جهان برای زندگی هست.

[


به نقل “بیزنس ویک” به نقل از موسسه مشاوره “مرسر” شهرهای نیویورک، لندن و پاریس اگرچه مشهورترین شهرها در سطح بین‌المللی هستند اما متخصصان طبق بررسی‌های سالانه خود برای سال 2008، شهر زوریخ واقع در سوییس را به‌عنوانبهترین مکان برای زندگی فراخوان نموده‌اند.
طبق همین گزارش، معیارهای موردنظر در این بررسی‌ها برای تعیین بهترین شهر شامل فاکتورهای مختلفی هست که سطح تراکم ترافیک شهر، کیفیت هوا و امنیت فردی ازجمله مهمترین معیارهایی هست که توسط مخققان مورد بررسی برنامه می‌گیرد.

این معیارها در هر شهر بنابه اظهارات و شهادت افراد غیربومی ساکن در هر شهر مورد هستناد برنامه می‌گیرد.
این بررسی‌ها که هر سال درمورد 600 شهر جهان صورت می‌گیرد؛ برخی شهرهای دیگر جهان را نیز در ردیف 25 شهر برتر جهان برنامه داده هست.
در این نقل تاکید شده هست که بهترین شهرهای جهان برای زندگی الزاما هیجان‌انگیزترین شهرهای جهان نیستند.
به‌فرموده “ربکا پاور”، مشاور ارشد در بخش مراکز انسانی جهان، در این فهرست نام تعدادی شهرهای اصطلاحا خواب‌آلود ثبت شده که بالاترین رتبه را به دست آورده‌اند.

برخی از این شهرها ازنظر زندگی و فعالیت شبانه رتبه جالبی بدست نیاورند.
درباره زوریخ
[

زوریخ(zurich)/بزرگ‌ترین شهر کشور سوئیس و مرکزایالت کانتون سوییس هست.

این شهر مرکز اصلی تجاری ، بازرگانی ، فرهنگی سوییس هست و گاه پایتخت فرهنگی سوئیس خوانده می شود.

گرچه پایتخت سیاسی سوییس در شهر برن هست .زوریخ یکی از شهرهای جهانی هست.بر پایه نظر سنجی های متعددی که از سال 2006 تا 2008 انجام شده هست، زوریخ شهری با بهترین کبفیت زندگی در جهاننامیده شده هست .


71:


72:

بهترین شهرهای جهان برای زندگی در سال 2009 (+رتبه و میزان جمعیت)

تعداد بازدید: 818
در سال 2009 بر پايه رتبه بندی بیزنس ویک شهر وین پایتخت کشور اتریش به عنوان بهترین مکان برای زندگی برگزیده شد...


معیارهای موردنظر در این بررسی‌ها برای تعیین بهترین شهر شامل فاکتورهای گوناگونی هست که سطح تراکم ترافیک شهر، کیفیت هوا و امنیت فردی ازجمله مهمترین معیارهایی هست که توسط مخققان مورد بررسی برنامه می‌گیرد.
در سال 2009 بر پايه رتبه بندی بیزنس ویک شهر وین پایتخت کشور اتریش به عنوان بهترین مکان برای زندگی برگزیده شد.

معیارهای موردنظر در این بررسی‌ها برای تعیین بهترین شهر شامل فاکتورهای گوناگونی هست که سطح تراکم ترافیک شهر، کیفیت هوا و امنیت فردی ازجمله مهمترین معیارهایی هست که توسط مخققان مورد بررسی برنامه می‌گیرد.

این معیارها در هر شهر بنابه فرموده های افراد غیربومی ساکن در هر شهر مورد هستناد برنامه می‌گیرد.
همچنین زوریخ یکی از شهر های سوییس که سال قبل بهترین مکان برای زندگی بود در این لیست در جایگاه دوم برنامه دارد.ژنو نیز یکی دیگر از شهر های سوییس هست که در رتبه سوم برنامه گرفته هست.

نکته قابل توجه این هست که 7 شهر این لیست اروپایی و تنها 3 شهر از دیگر قاره ها یعنی آمریکا و هسترالیا در این جایگاه رتبه هایی به دست آورده اند.
سوییس و آلمان با سه شهر برترین کشورهای جهان در این لیست میباشند
در لیست زیر 10 شهر برتر جهان برای زندگی را مرور می‌کنیم.
1-وین،اتریش
امتیاز: 108.6
رتبه سال 2008 : 2
تولید ناخالصی:325 میلیارد دلار
جمعیت:1,664,14
سن امید به زندگی:79.5

2-زوریخ،سوییس
امتیاز: 108
رتبه سال 2008: 1
تولید ناخالصی:309.9 میلیارد دلار
جمعیت:1,307,567
سن امید به زندگی:80.85

3-ژنو،سوییس
امتیاز:107.9
رتبه سال 2008: 2
تولید ناخالصی:309.9 میلیارد دلار
جمعیت: 438,177
سن امید به زندگی:85 / 80

4-ونوکور،کانادا(مشترک با اکلند)
امتیاز: 107.4
رتبه سال 2008 : 4
تولید ناخالصی:3 /1 تریلیون دلار
جمعیت:2,285,900
سن امید به زندگی:81.2

5-اکلند،زلاند نو(مشترک با ونکور)
امتیاز: 107.4
رتبه سال 2008 : 5
تولید ناخالصی:116.6 میلیارد دلار
جمعیت : 1,303,068
سن امید به زندگی:80.3

6-دوسلدورف،آلمان
امتیاز: 107.2
رتبه سال 2008 : 6
تولید ناخالصی : 2.86 تریلیون دلار
جمعیت:581,858
سن امید به زندگی:79.2

7-مونیخ،آلمان
امتیاز: 107
رتبه سال 2008 :7
تولید ناخالصی:2.86 تریلیون دلار
جمعیت : 1,300,000
سن امید به زندگی : 79.2

8- فرانک فورت،آلمان
امتیاز: 106.8
رتبه سال 2008: 7
تولید ناخالصی:2.86 تریلیون دلار
جمعیت:662,000
سن امید به زندگی:79.2
Mercer score: 106.5

9-برن،سوییس
رتبه سال 2008 : 9
تولید ناخالصی : 309.9 میلیارد دلار
جمعیت : 962,983
سن امید به زندگی: 80.85

10-سیدنی،استرالیا
امتیاز: 106.3
رتبه سال 2008: 10
تولید ناخالصی:800.5 میلیارد دلار
جمعیت:4,336,374
سن امید به زندگی: 81.6
چنانچه تجربه زندگی در یکی از 10 شهر بالا را دارید می‌توانید دیدگاه خود را در این مورد بیان کنید.


گردآوری:گروه سرگرمی سیمرغ

73:


74:

شهرسازی نوین

به دو خانه زیر نگاه کنید.

هر دو از نظر شکل، اندازه و کاربرد یکسان هستند.

هر دو محل زندگی قشر متوسط جامعه هست.

اما از خود بپرسید کدامیک مناسب تر هست.

خانه ای که در سمت چپ مشاهده می کنید اثری منزوی از سبک مدرنیسم در دوران ویکتوریایی هست.

همسایه ها اغلب در عرض خانه هستند، این خانه تنها یک ایوان کوچک و باریک دارد و در راه پله مدرن این ساختمان هم خبری از همسایه ها نیست.

هیچکس برای پیک نیک و تفریح در چمن های جلوی خانه نمی نشیند و اوقات خود را در زیر درختچه های تزئینی نمی گذرانند.

این ساختمان های جدید انگار در یک عزای همیشگی به سر می برند.

ساختمان سمت راست در یک روستای کوچک در "سانتیلانا دل مار" اسپانیا واقع شده هست.

اتاق های داخلی خانه فاقد تهویه مناسب هوا و دیگر امکاناتی که در خانه ای سبک مدرن موجود هست، می باشد.

همانطور که مشاهده می کنید در مقابل خانه از چمن کاری و درختچه های تزئینی خبری نیست.

اما با این حال حتی در هنگام ظهر که ساکنین خانه در داخل خانه و در حال هستراحت هستند باز هم دیوارهای بیرونی خانه حس سرزندگی و شادابی را منعکس می سازد.

کاملا مشخص هست که امتی در این خانه زندگی می نمايند؛ از پنجره ها گل آویخته شده و مغازه ای که در طبقه اول برنامه گرفته اجناسش را به امت می فروشد.

طراحی دقیق به ایجاد ساختمان های آمریکایی منجر شد.

این ساختمان ها دارای پنجره هایی متقارن هستند و در مقابل اونها به شیوه ای منظم درختچه هایی کاشته می شوند.

اما در نقشه کشی اون اشکالاتی به وجود می آمد.

شاید معماران از جانب افکار کوته فکرانه بساز و بفروش ها تحت فشار برنامه گرفته بودند و یا قوانین و مقررات دست و پاگیر محلی این مسائل را بوجود آورده، شاید هم خود این معماران اصول انسانیت را فراموش کرده بودند.

در اواسط دهه هشت قرن نوزدهم، نسل جدیدی از معماران و شهرسازان در صدد یافتن راهی بودند تا بتوانند شهر ها و روستاهای آمریکا را متمدن و مطابق آداب انسانی بازسازی نمايند.

این افراد طراحی را از سبک معماری اروپایی رایج در روستاها مانند روستای "سانتیلانا دل مار" الهام گرفتند؛ معماران آمریکایی در حال گذر از چالش هایی هستند تا بتوانند در شهرسازی امت را در اولویت برنامه دهند.

بر مبنای ایده آل های شهرسازی نوین، حتی مراکز خرید و پایگاه های نظامی هم می بایست محیط هایی سرزنده و شاداب باشند.

اما مهیا کردن محیطی دلپذیر و دوستانه تنها با اضافه کردن جعبه های گل به محیط امکان پذیر نمی باشد.

الگوی ساختار شهر ها می باست مورد بازبینی برنامه گیرد و شاید هم ساختار زندگی شهروندان بید تغییر کند.

نکاتی که در شهرسازی کلان شهر ها می بایست مد نظر برنامه گیرد.
1-کلان شهر ها نواحی خاصی هستند با مرزهای جغرافیایی مشخص که این مرزها از توپوگرافی، رودخانه ها، زمین های زراعی، پارک های محلی و سواحل دریا هستخراج می شود.

کلان شهر ها دارای چندین مرکز اعم از شهر ها، روستاها و شهرک های اطراف می باشد که هر کدام از اینها هم دارای مرزها و مراکز مشخص هستند.

2-هر کلان شهر یک واحد اقتصادی بنیادین دنیای امروز هست.

همکاری دولت، حط مشی های اجتماعی، طرح های فیزیکی و راهکارهای اقتصادی می بایست این حقیقت را منعکس نمايند.

3-کلان شهر ها دارای ارتباط الزامی و آسیب پذیر با اراضی کشاورزی و چشم انداز های طبیعی هستند.

این ارتباط از نوع زیست محیطی، اقتصادی و فرهنگی هست.

زمین های زراعی به همان اندازه که یک باغچه برای خانه اهمیت دارد برای شهر مهم و موثر هست.

4-الگوها توسعه نباید طوری باشند که در مرزهای کلان شهر رسوخ کرده و اونها را کم رنگ کند.

توسعه شهری اگر در داخل مرزها اتفاق بیفتد هرگز خسارتی به منابع طبیعی، سرمایه های اقتصادی و ساختار اجتماعی وارد نمی سازد و در عین حال حاشیه داخلی شهر که متروکه و بلا هستفاده رها شده هم احیا و آباد می شود.

بنابراین در روند شهرسازی نوین می بایست به توسعه درون مرزی بیش از توسعه برون مرزی اهمیت داد.

5-در مکانی مناسب توسعه های برون مرزی در مجاورت شهرها بصورت ساخت حوزه ها و محله ها صورت پذیرد و این اماکن با الگوی فعلی شهری تناسب و تقارن داشته باشد.

توسعه برون مرزی که از شهر ها فاصله دارند بصورت ساخت شهرک و دهکده بطوریکه مرز کنونی شهر حفظ شده و برای زندگی و اشتغال مناسب باشد – تنها یک هستراحتگاه بیرون از شهر نباشد - انجام گیرد.

6-در توسعه و بازسازی شهر ها و شهرک ها می بایست الگوهای سنتی و تاریخی و همچنین مرزهای شهر ها مورد ملاحظه برنامه گیرد.
7-شهرها و شهرک ها می بایست متصل به گستره هستفاده های شخصی و عمومی باشد تا هر شهروندی با هر میزان درآمدی بتواند از امکانات موجود بهره مند شود.

بمنظور فقرزدایی، امکان ساختمان سازی با قیمت های مناسب می بایست در تمام ناحیه و با توجه به موقعيت های شغلی، فراهم باشد.

8-ساوقت های موجوددر ناحیه می بایست مورد حمایت برنامه های سیستم حمل و نقل شهری برنامه گیرند.

سیستم حمل و نقل عمومی، پیاده روها و امکانات دوچرخه سوراری حداکثر دسترسی و تحرک پذیری در سطح منطقه را داشته باشد تا بتوان تا حدودی از نیاز و وابستگی امت به وسایل نقلیه شخصی را کاهش داد.

9-عوارض و منابع موجود بطور متعادل میان شهرداری و مراکز موجود مشترک باشد تا رقابت های مخرب برای اخذ مالیات و عوارض میان دستگاه ها از بین برود و همکاری بیشتری میان حوزه های حمل و نقل، فضای سبز، خدمات عمومی، معماری و ساختمان سازی و موسسات عمومی صورت پذیرد.

75:

اداره مبلمان شهری یکی از واحد های معاونت طرح و برنامه می باشد.


مبلمان شهری به مجموعه وسیعی از وسائل و تجهیزات اطلاق می شود که چون در شهر و خیابان و کلاً فضاهای باز نصب می شوند و هستفاده عمومی دارند به این نام معروف هستند.


مبلمان شهری بیش از یکصد عنوان را شامل میشود، برای مثال:

ایستگاه های اتوبوس، نمایشگرهای شهری، سرویس های بهداشتی، زمین های بازی کودکان، وسائل ورزشی بدنسازی پارکی، تابلوها و بیلبوردها، سطل های زباله، نیمکت ها، پل های عابر پیاده و .

.

.

.

.






----------------------------



گریمشاو و طراحی مبلمان شهری خیابان نیویورک


مبلمان شهری از جمله مولفه‌های مطرح در طراحی شهری و بعنوان جزئی از کل شهر، تعریف نماينده هویت و ساختار شهری هست؛ در دنیای کنونی اهمیت طراحی تجهیزات و مبلمان شهری به حدی هست که حتی از معماران شاخص فعال در زمینه طراحی صنعتی جهت طراحی و اجرای مبلمان و تجهیزات شهری دعوت می‌شود.




شهر ورای ساختن چند جعبه گل در میادین اون و تعیین ایستگاه های اتوبوس و تاکسی هست.

بدیهی هست اونچه به شهر هویت می‌بخشد، و یا بقول «سن سووینی» اونچه برای ساکنان شهر آسایش و برای گردشگران خارجی اون جذبه دارد، نه فقط انبوه ساختمان‌ها و ترافیک خیابان‌های اون، بلکه منظر شهر، پارک‌ها و مبلمان اون هست و به توسط اونها ونیز را از لس اونجلس، مادرید و...

متمایز می‌سازد و تفاوت خاطرات و فضای مختص اون شهر را در نظر مجسم می‌سازد.

بخاطر اهمیت همین موضوع هست که در جراید خارجی می خوانیم: گریمشاو (معمار انگلیسی مدیر شرکت های مشاوره در برلین و لندن و طراح پروژه هایی همچون مرکز فضایی ملی، ترمینال بین‌المللی واترلو) عهده‌دار طراحی مبلمان شهری خیابان نیویورک خواهد بود.


دپارتمان صنعتی نیکلاس گریمشاو در سال 2001 جایزه بخش HARDWARE/TOOLS از مسابقه طراحی Good Design را نصیب خود کرد.

در فهرست اسامی برندگان نام معماران صاحب نامی همچون مایکل گریوز نیز بچشم می‌خورد.


محتصری در باب مبلمان شهری گریمشاو

دپارتمان ترابری و حمل و نقل شهر نیویورک با شرکت «طراحی صنعتی گریمشاو»، شعبه شرکت نیکلاس گریمشاو و شرکا در لندن و کمپانی اسپانیایی Cemusa، بمنظور اجرای هزاران ایستگاه اتوبوس، دکه‌های روزنامه فروشی و سرویس‌های عمومی قرارداد همکاری می‌بندد.

ارزش قرداد مذکور حدود 1 بیلیون دلار برآورد شده‌است که در قبال خدمات ذیل ارائه خواهد گردید: 3300 ایستگاه اتوبوس، 330 دکه روزنامه‌فروشی و 20 سرویس بهداشتی اتوماتیک.

کلیه تجهیزات از جنس فولاد ضد زنگ، آلومینیوم اونودیزه شده و شیشه سخت هستند.


Duncan Jackson رئیس طراحی صنعتی شرکت گریمشاو اظهار می‌دارد: ما توانایی طراحی و کار با انواع مصالح با کیفیت کنترل عالی را داریم.



ساختارهای جدید توانایی ایجاد توازن در در صلبیت و سنگینی و در عین حال سبکی را در فضاها و تجهیزاتی همچون ایستگاه اتوبوس را داراست.

سایبان مزبور بصورت طره‌ای طراحی شده که تنها با دو پایه به زمین و صفحه مهاری زیرساختی پیاده رو متصل هست.

این شرکت بکارگیری مصالح روکار پلاستیکی و رنگی را بدلیل دوام و عمر کوتاه اونها از طرح خود حذف کرد.

هدف اونها بی‌تاثیر بودن تجهیزات ساخته شده در سایت و محیط بوده که در بافت مغشوش منظر خیابان های نیویروک گام مثبتی هست.


دپارتمان ترابری امیدوار هست با اجرای این طرح چهره جدیدی به بافت و هویت شهر القا شود.




---------------------------


معرفی یک معمار منظر :

انم مارتا شوارتز معمار منظر و هنرمند آمریکایی معاصر....


آثار شاخص و متفاوت بسیاری در میان آثارش به چشم میخوره
که جنبه های خلاقانه بسیاری دارند و بسیار الهام بخش و آموزنده اند...


در زیر چند نمونه از کارهاشو میتونید ببینید..









طرح خلاقانه ای از کاربرد مبلمان شهری در طراحی فضای عمومی



------------



مبلمان شهری

مقدمه



در میان ساختمانها و بناها ، وسایلی نیاز هست تا زندگی شهری را بهبود بخشد .

وسایلی که همچون اثاث یک خانه ، امکان زندگی را درفضای میان رنگ وبتی و شیشه فراهم آورد .

مبلمان شهری به مجموعه عناصری فرموده می شود که در شهر و خیابان و در کل فضای باز نصب شده اند و هستفاده عمومی دارند .

بنا براین به دلیل ارتباط تک تک شهروندان با مبلمان ، اون ها وظیفه و مسوولیت خطیری در حفظ و نگه داری اون تجهیزات دارند ؛ مانند نرده ها ، میله های راه بند و روشنایی پایه چراغ ، سر پناه ایستگاه اتوبوس ، تابلوهای تبلیغاتی ،سطل زباله ، پت های عابر پیاده ، آبخوری ، پایه پرچم ، ساعت ، پلهای عرضی روی جوی آب و ....







1- نیمکت



در مجهز سازی فضای های سبز و باز شهری ابتدایی ترین روش برای احساس آرامش و راحتی در پارک ها هستفاده از نیمکت هست .

طرز برنامه گرفتن این نیمکتها باید به شکلی باشد که دسترسی به اونها آسان و راحت بوده یعنی در سراسر پارک و به تعداد زیاد موجود باشد .

صندلی ها باید در روبروی مناظر زیبا اما در جایی که در مسیر رفت و آمد افراد برنامه نگیرند، واقع شود.



نیمکت ها ی مراکز عمومی شهر نیز میتواند برای آسایش و راحتی شهروندان در کنار مراکز ویژه مانند ایستگاه ها ، کیوسکها ، باجه های تلفن ، ظروف زباله و شیرهای آب برنامه بگیرند .



مهمترین محل برنامه گرفتن نیمکتها در سطح شهر ، مراکزی هست که رفت وآمد امت در اونجا زیاد هست .

به ویژه مکانهایی که برای هستراحت و تفریح امت هست.

فضای باز زیبا و مناسب عمومی به شهروندان این مکان را میدهد تا در کنار یکدیگر از طبیعت اطاف لذت ببرند .

با داشتن مکان مناسبی برای نشستن احساس رضایت اونها چندین برابر شود .

افراد مختلف انواع متفاوتی از نیمکت های پارک یا فضاهای سبز را می پسندند که این سلایق متفاوت چگونگی طراحی نیمکتهای پارک را تعیین میکند و به اون تغییراتی می دهد.



برای نمونه جوانان بیشتر روی بالای نیمکت یعنی تکیه گاه اون می نشینند تا روی خود نیمکت و این مورد باید در طراحی نیمکتهای پارک یا فضاهای باز شهری مورد توجه برنامه گیرد .

همچنین نیمکتهایی را که به این مراکز اختصاص میدهند ، باید از هستحکام بیشتری در ناحیه پایه ها برخوردار باشد .

یا به عنوان نمونه برای افراد مسن نیمکتهایی که دارای پشتی یا تکیه گاهاست ، راحتتر از نوع بدون پشت اون هست.



در حالی که برای سایر افراد صندلی های بدون پشت به اونها این امکان را میدهد تا در دو طرف نیمکت بنشینند .



در پارک یا فضاهای سبز شهری که امکان هستفاده اقشار مختلف وجود دارد باید تمام امکانات رفاهی در نظر گرفته شود .

صندلی ها و نیمکتها باید به گونه ای برای این مکان ها ساخته شوند که در مورد هستفاده بیشتری برای همگان دارند.

در همین راستا و برای پیشگیری از تخریب مبلمان عمومی شهر باید به این نکته توجه داشت که تخریب بیشتر شامل چه چیزهایی می شود ، چه وقتی این خرابکاریها شکل میگیرد و توسط چه کسانی ، سپس برنامه های پیشگیری را به کار بست.





2 – ایستگاه های حمل و نقل



در زمینه ایستگاه های اتوبوس نیز ،داشتن یک دستگاه اتوبوس مناسب برای تمام سیستم های حمل ونقل درون شهری امری واجب و ضروری هست .

اما مناسب بودن این ایستگاهها بسته به نظرات شهروندانی که از اون هستفاده مینمايند ،دارد .

از دید مدیران شهری که مسئولیت رسیدگی به این اموررابر عهده دارند یک ایستگاه مناسب، ایستگاهی هست که به مراقبت و نگهداری کمتری احتیاج دارد.

از دید شهروندان یک ایستگاه خوب، دارای محیط دید بالاوامکان سوارشدن راحت به اتوبوس را دارد.هر دوی این نظرات خوب هست و بجا هست ، زیرا ساختن ایستگاههایی که مورد هستفاده کمتری دارند ، تنها هدر دادن سرمایه وایجاد مشکل برای مسئولان هست .

طراحی وساخت مناسب اونمیتواند مدت وقت انتظار برای اتوبوس را لذت بخش کند .



مکانهای زیادی هستند که به دلیل نداشتن سایه بان ،مکانهای تجاری پر رفت و آمد ، مکانی که آمد و شد افراد یامند در اونجا بیشتر هست و مکانهایی که آب وهوا اعتدال مناسبی نداشته باشد ، برای رفاه شهروندان احتیاج به نصب ایستگاههای درون شهری هست.



بهترین مکان برای قرا دادن ایستگاههای اتوبوس در نزدیکی مغازه ها و در نزدیکی تقاطع ها هستکه در این صورت باید سه متر ازمسیر عبور و مرور عقب تر برنامه گیرد تا ایجاد ترافیک و برخورد با افراد پیاده را نکند .



و چنانچه ایستگاه از تقاطع دور بود، سایه بان ایستگاه باید 2 متر از پیاده رو عقب تر برنامه گیرد تا برای ایستادن اتوبوس مشکلی ایجاد نکند .



ایستگاه همچنین باید در مسیر موازی با پیاده رو برنامه گیرد تا تداخلی با افرادی که در پیادهرو در حال عبور و مرور هستند ، پیدا نکند .



طرز برنامه گرفتن این ایستگاهها باید به شکلی باشد که امت از باد و باران در فصل زمستان واز تابش اشعه خورشید در فصل تابستان محافظت شوند.

هر چند این نکته مهم هست که ایستگاه ها بایدبه سمت خیابان باشد تابه افراد امکان آمد و شد راحت تر بدهد.



کیوسک ها یا دیگر مراکز فروش یا دستفروشی باید در سمت پایین این ایستگاه ها واقع شوند.



ایستگاههای طراحی شده باید به شکلی باشد که گویای نماد شهری که در اون ، این اسیتگاه برنامه دارد بوده واز مواردی منحصر همان شهراست ساخته شود .



گاهی ایستگاههای هستاندارد از نوع مشخصی از مواد ساخته وطراحی می شوند .

به جز موارد عنوان شده ودر طراحی این تجهیزات باید میدان دید ، تسهیلات ، راحتی و دسترسی آسان به اتوبوس را نیز مد نظر داشت.

میدان دید مناسب نیز امت را قادر می سازد تا آمدن اتوبوس را ببینند.

ایستگاه هایی که از نظر طراحی ضعیف هستند به سبکی طراحی شده اند که برای دیدن رفت و آمد اتوبوس باید ایستگاه را ترک کرد و به لب پیاده رو آمد.



نوع دیگر طراحی باید به شکلی باشد که سوار شدن اتوبوس برای افراد به راحتی شکل گیرد .

این مورد یکی از موارد مهم در طراحی ایستگاههای اتوبوس هست.

زیرا امت دوست دارند به راحتی به اتوبوس مورد نظر خود برسند .



ایستگاهها باید دارای مکانی برای نشستن مسافرین باشند تا در مواقع بارانی یا هوای نامساعد احساس راحتی کند.



امت به اطلاعاتی در مورد وقت ورود و خروج به ایستگاه نیاز دارند.

وجود تابلوهای اطلاع رسانی در ایستگاهها برای شهروندان و توریستها بسیار جالب و مفید هست .





3 – چراغ روشنایی



به ویژه در بسیاری از مراکزشهری در مراکزی که افراد به میزان امنیت بیشتری نسبت به دیگر مراکز احتیاج دارند ، مانند پارک ها ، مراکز خرید و دیگر مراکز عمومی باید از تعداد بیشتری از چراغ های روشنایی در خیابان و مکان های فوق هستفاده شود .

طراحی این چراغها در سطح شهر به فن آوری طراحی این نوع چراغها و وسعت خیابان یا مراکزی که این چراغ ها در اون نصب می شود بستگی دارد .



اگر چه میزاستفاده بیشتراز این تمهیدات در شب شکل می گیرد اما از اهمیت ویژه ای برخوردار هست.

اهمیت وجود روشنایی در سطح شهر به دلیل افزایش ایمنی در سطح خیابانها به ویزه در مراکز پر رت وآمد ، راهنمایی جهت ها در سر تقاطع ها ، چهارراهها ، پل ها ، ساختمان ها تشخیص هویت و موقعیت محل هست .

در بسیاری از شهر ها و کشورها برای جلب بیشتر افراد و برای برگزاری اعیاد و مراسم جشن ، شهر و درختان اون را چراغانی

می نمايند که این علاوه بر زیبا سازی شهر به مکانهای عمومی نیز روشنایی بیشتری می بخشد.

در ایستگاههایی که چراغهای روشنایی اون روشن هست شهروندان برای انتظار کشیدن احساس امنیت و آرامش بیشتری مینمايند .

در کنار درهای ورودی ساختمانهای مسکونی نیزوجود چراغهای روشنایی اهمیت بسیاری در رفت و آمد افراد دارد.

حتی وجود چراغ در هنگام تعطیل بودن مراکز نیز از اهمیت بسزایی برخوردار هست.





4 – ظروف زباله



ظروف زباله که در سطح شهربرنامه می گیرند به مصارف مختلفی می رسند .

سطل های زباله ای که در سطح شهر برنامه می گیرند باید قابل دسترسی آسان و به تعداد زیاد بوده و احتیاج به محافظت نداشته باشند.یکی از اشتباهات مهمی که در شهرها اتفاق می افتد این هست که سطلهای زباله را در جایی برنامه می دهند که بتوان به راحتی اونها را خالی کرد نه این که به راحتی برای شهروندان قابل دسترسی باشد.

نتیجه اون خیابان های پر از زباله و سطل های خالی هست .

زیرا امت وقت خود را برای یافتن سطل زباله صرف نمی نمايند .

برای تعیین این که در چه جاهایی باید سطل زباه برنامه بگیرند ، مواردی را باید در نظر داشت ، به عنوان نمومه وجود مواردی از مبلمان شهری در خیابان ، نوع و موقعیت طبقات اول مانند ساختمانها

فروشگاهها و رستوران ها که کمچنین باید نوع و میزان زباله های این مراکز نیز با سطل های گذشته شده متناسب باشد.



بهترین مکان برای گذاشتن سطهای زباله مکان های تجاری و پر رفت و آمد درحاشیه پیاده روها ، در نزدیکی اغذیه فروشی ها و کنار صندلی ها ایستگاههاست .

تعداد سطل های زباله که در یک مکان باید برنامه داده شود به تعداد افرادی در اون مسیر رفت و آمد دارند و میزان زباله های اون محل بستگی دارد.برخی از موارد را در طراحی سطل های زباله باید در نظر داشت مانند تفاوت در طراحی سطل های زباله با توجه به نوع زباله ، داشتن دریچه برای دور نگاه داشتن از خطر واژگونی و نفوذ حیوانات به اون و در نظر گرفتن اندازه ی سط که بستگی به میدان هستفاده و محل برنامه گرفتن سطل دارد همچنین سطل باید محکم باشد تا در اثر نشستن برخی افراد روی اونها نشکند.



همچنین موارد دیگری که باید در نظر گرفته شوند مانند موارد ضد حریق ، رنگ ، مقاوم در برابر آلودگی ، لعاب داشتن سطل که شامل رنگی می شود که به راحتی ورقه نشود ، سطل ژر از منفذ آلومینیوم که معمولاً ماده خوبی برای هستفاده در این مورد هست .

پلاستیکهای مقاوم ، ورقه های هستیل گالوانیزه هست.

بیشتر سطل ها را باید بتوان به راحتی توسط ماموران شهرداری تخلیه کرد که بیشتر از طرف سر سطل تخلیه می شوند.

تخلیه اون دسته از سطل هایی که از طرفین باز می شود کار سختی هست .

در برخی از مواقع موجب شکستن سلط و درب اون می شود .

سطل ها همچنین باید دارای سطحی باشند که از خروج مایعات درون سطل به بیرون جلوگیری کند.

که برای رفع این مشکل از کیسه های داخلی پلاستیک درون اون هستفاده مینمايند.

این کیسه از نوع فلزی خود بهتر هستنند.

در پارکها در قسمتهایی که مخصوص پخت کباب هست از لایه های فلزی هستفاده می نمايند .

اما در سطح شهر از نوع پلاستیک اون هستفاده بیشتری می شود.



در نیویورک هستانداردهای جدید برای کیسه های زباله وضع شده هست که از پارگی و نا مرغوبی کیسه ها کاسته هست .

این کیسه پلی اتیلنی 30 لیتری به ضخامت 1.5 میلی لیتر هست و قیمت اون تنها 9 سنت هست .

به هر شکل بر قراری یک برنامه صحیح برای محافظت و بهسازی موارد فرموده شده یک ضرورت برای حصول نتیجعه بهتر خواهد بود .







5 – فرسودگی بر قامت مبلمان شهری



اصول به کار رفته در طراحی وسایل بازی در پارکهای کشور همچنان مبتنی بر مکانیزمهای ساده یی هست که سلیقههای کودکان امروز را راضی نمی کند.

کودکان از سر ناچاری هست که وسایل فرسوده در پارکها را تحمل می نمايند .

اونها نمی دانند مسوولان و برنامه ریزان شهری دیرگاهی هست اونها ا از یاد برده اند .

زمین های بازی کودکان سالهاست به فضایی بسته ، دلگیر با وسایل فرسوده تبدیل شده هست و دراین میان مسوولان به بهانه محدودیت اعتبارات ، در این بخش مهم از حوزه فرهنگ شهر را نادیده می گیرند تا فرسودگی همچنان بر قامت مبلمان شهری این بخش از شهرها چیره شود.

کارشناسان شهری معتقدند ، ساخت وسایل بازی در پارک ها برای کودکان چون دیگر مبلمان شهری موجود در شهرستان تهران و دیگر شهرها دور از تخصا بوده و تنها به صورت الگو برداری سطحی از نمونه های غربی صورت میگیرد و خلاقیتی به منظور بومی کردن اونها صورت نمی گیرد .

از دیگر سوبه اعتقاد روانشناسان کودک ، این وسایل در پرورش خلاقیت کودک نقشی ندارند وپاسخگوی نیازو هستعداد کودکان نسل امروز نیستند.



«بهروز توکلی » مدیر پارک سرخه حصار و صاحب نظر در حوزه شهری از افرادی هست که چنین اعتقادی دارند .

او که طراحی وسایل بازی کودکان در پارکها را دور ازتخصا می داند ، ذر بخشی از سخنان خود میگوید : «به رغم اهمیت این موضوع ، مسوولان در صدد انجام کارهای تخصصی در این بخش نبوده اند .»

چنانچه این کارشناس میگوید ،زمینهای بازی و پارکها باید در محل های مسطح ، محصور و به دور از راههای ارتباطی و ترافیکی باشد تا هم از نظر ایمنی و هو از نظر شرایط محیطی ، مناسب باشند اما نگاهی گذرا به وضعیت پارکهای فعلی شهرستان تهران نشان دهنده شرایطی مغایر با این اصول هست .



از دیدگاه «توکلی » ، اصول بکاررفته در طراحی وسایل بازی در پارکهای کشور همچنان مبتنی بر مکانیزمهای ساده ای هست که سلیقه های کودکان امروزرا راضی نمی کند .



اوست که می گوید :«تا کی باید زمین های بازی کودکان را با تاب و سرسره های تاریخ مصرف گذشت پر کرد ؟» وی در مورد رعایت اصول دوانشناسی کودک در طراحی لواز بازی می گوید :«در ایان به دلیل انجام کارهای سلیقه ای بر پایه تجربیات شخصی ، مطابق با معیارهای جهانی کاری انجام نشده و در هیچ کدام از پارکها یا زمینهای بازی شهرها طراحیها

بر پایه اصول روانشناسی کودک و در نظر گرفتن نیازهای سنی اونها نبوده هست.» از دیگر سو رعایت نکردن قوانین و مقررات توسعه زمین های بازی توسط بزرگسالان از دلایل کاهش ایمنی در پارکها و هستهلاک وسایل بازی محسوب می شوند .



چنانچه توکلی میگوید :« از اونجا که زمینهای بازی کودکان نگهبان خاصی ندارد اغلب بزرگسالان ، بدون توجه به سن یا وزن خود ، از وسایل بازی کودکان هستفاده مینمايند در حالی که این مجموعه وسایل برای کودکان با گروههای سنی مختلف طراحی شده و این اقدام باعث از بین رفتن وسایل بازی درکوتاه مدت می شود .» وی الگو برداری های درست و مطابق با فرهنگ وسنت هر منطقه را مهم میداند وبا اشاره به الگوهای نادرست بکار رفته میافزاید : «الگو ها را خودمان می سازیم .

هر بزرگی وقتی کودک بوده و نکاتی از علایق کودکی خود در ذهن دارد .

فرهنگ ما به اندازه ای هست که می توانیم با هستفاده از تفکرات دینی ، سنتی و ملی خودمان طرح های جدید ارائه دهیم یا از الگویی هستفاده کنیم که به فرهنگ و سنت ما نزدیک باشد.» وی هستفاده ازالگوهای غربی را به صورت شماتیک و اتفاقی مورد توجه برنامه می دهند و ادامه می دهد :« باید در نظر داشته باشیم که برخی افراد چه بزرگسال و چه کودک تمایل به الگو های غربی دارند و نادیده گرفتن این موضوع درست نیست .» اغلب کشورهای جهان ، در ظراحی های مدرن و معاصر، علاوه بر لحاظ کردن اصول مربوط به کودکان ، نیازهای بزرگسالان را نیز مورد توجه برنامه داده و پارک ها و زمین های بازی را به محلی برای آسایش و تفریح افرادبزرگسال هم تبدیل می نمايند.

مهندس «سید رضا لاهیجی » از دیگر طراحان صاحب نظر در این حوزه هست .

او کهمسوولیت مدیریت اداره مبلمان شهری ساوقت زیبا سازی را هم برعهده دارد ، دراین باره می گوید :«زمین بازی فقط مخصوص کودکان نیست بلکه محیطی هست که باید بزرگسالان در اون احساس آسایش و آرامش نمايند تا علاوه بر این بتوانند مراقب کودکان خود هم باشند.»

لاهیجی توجه به زیبایی و جذابیت بصری را برای بیشتر کودکان و حتی بزرگسالان مهم می داند ورعایت اصول ایمنی درپارک هارادردرجهاول اهمیت برنامه می دهد.



وی الگوبرداری های موجود را کاملاً دور از فرهنگ ملی دانسته ومی افزاید :«الگوبرداری ها سال ها پیش شروع شده و متاسفانه این الگو ها فاقد هویت ملی و فرهنگی ایرانی هستند در حالی که میتوان با هستفاده از بازی های سنتی یا اجرای داستان های ایرانی و قدیمی ، به صورت نقاشی های دیواری ،پارکها را به محیطی آموزشی و تفریحی تبدیل کرد .»

پادرکها و زمین های بازی در طراحی شهری کلان شهرها در حالی مورد بی توجهی قرارگرفته هست که می توان با هویت بخشی ایرانی و هستفاده از قابلیتهای موجود در بازارهای سنتی ایرانی فضایی بسیار مناسب تر برای گذراندن اوقات فراغت به شکل مطلوب ایجاد کرد .





6- مبلمان شهری و فضاهای بی دفاع



در نخستین برنامه ریزی های شهری در نیمه ی نخست قرن بیستم ، شهرها بر پايه تفکیک کارکردها به شیوه ی سنتی مورد توجه برنامه گرفته اند .

یعنی زنان به حوزه ی خصوصی و مردان به حوزه ی عمومی تعلق داشته اند .

این تفکیک با وجود افزایش شهرنشینی ، توسعه ی شهرها و تغییرات همچنان باقی مانده و باعث ایجاد تناقضی شده هست که نتیجه ی اون نا امنی زنان در فضای شهری هست .

به طور مثال پلهای عابر پیاده ، پلهای زیرگذروتاریکی اونها ، نحوه ی نورپردازی خیابانها، سیستم های حمل و نقل عمومی و سایر خدمات عمومی و امکانات موجود برای شهروندان در شهر به گونه ای هست که نیاز زنان در نظر گرفته نشده هست .



لذا زنان در حوزه های مختلف و به شیوه های گوناگونی هنگام رفت و آمد و فعالیت در شهر مورد آزار و اذیت هایی برنامه میگیرند.

که در اینجا به ذکر حوزه ی مبلمان شهری و فضاهای بی دفاع می پردازیم :

زنان هنگام تردد در سطح شهر ، اغلب احساس نا امنی می نمايند .

پلهای زیر گذر ترسناک و وحشتناک هستند ، پیاده روها ناهموارند و در برخی نقاط بسیار باریک ، فاصله ی پلهای روی جوی آب در برخی خیابان های شهر بسیار زیاد هست و پریدن از روی جوی های عیض تنها برای کفشهای ورزشی جوانان مناسب هست ونهزنان .به طور کلی وجود فضاهای بدون دفاع در شهر که تعداد اونها نیزدرشهرشهرستان تهران کم نیست ، از جمله عواملی هست که موجب حس عدم امنیت زنان در شهر میشود .

فضاهای گمشده ی شهری که پیامدهای رشد سریع و دیدکلی نگر به رشد و توسعه ی هست ، فضاهایی را تحت نظارت امتی نیست و بهلحاظ ایمنی تعریف نشده، ایجاد کرده و مخاطراتی را بوجود می ورد که باعث گریز از فضاهای شهری میشود .



زیر پلهای شهری ، داخل زیرگذرها ، پلهای هوایی پوشیدهشده با آگهی تبلیغاتی ، زمین های فرورفته و گودی ها ، املاک بدون مالک و متولی ، کنج ها ،ساختمانهای نیمه تمام ورهاشده یا متروک از فضا های بی دفاع هستند که درگوشه وکنار شهرها به چشم می خورند واز میزان امنیت واعتماد امت به ویژه زنان که به دلیل موقعیت ازپیش تعریف شده ی نابرابرشان بیشتر مستعد احساس نا امنی اند ، می کاهد.







7 - معیارهای رنگ آمیزی مبلمان شهری



تقسیمات منطقه ای ، عناصر مختلف شهری ، معماری و بافت منطقه ای ، از معیارهای رنگ آمیزی مبلمان شهری محسوب می شوند .

در تقسیمات منطقه ای ، عناصری مانند ویژگی های منطقه به لحاظ اقلیمی و آب وهوایی، ویژگی های فرهنگی ، مبلمان ، علائم هدایتی ، کیوسکها ، جدولها ، نرده ها و پلهای عابر، مورد توجه برنامه می گیرند .



همچنین نوع رنگ بر پایه پژوهشهای رنگ از منظر روانشناسی شهری ، پژوهشهای روانکاوانه هر منطقه و طبقه بندی نیازهای رنگی بر پايه فرهنگ هر منطقه ، رنگ فضای سبز و رنگ بندی گل آرایی ، هارمونی رنگهای طبیعی فضای سبز با رنگ حصارها و عناصر جنبی موجود در فضا ومعماری ، پژوهشهای تکنولوژیک و شیمیایی رنگ و مصالح ماندگار و سازگار با شرایط اقلیمی اون ، تعیین می شود .

همچنین کارشناسان به لحاظ شرایط اقلیمی ، فصلهای تابستان و بهار ا برای این کار پیشنهاد می نمايند .



شهرستان تهران از جمله شهرهایی هست که به لحاظ بصری و منظر عمومی ، دارای اغتشاشات و بی نظمی های فراوانی هست و با کمی دقت می توان وجود این بی نظمی ها را در تمام نقاط و سیمای شهر احساس کرد.



کارشناسان ، وجود رنگ مناسب در یک محیط شلوغ با مبلمان فرسوده و بی روح مانند شهرستان تهران برای ایجاد نشاط و آرامش در شهروندان ضروری میدانند و همچنین این عنصر را عاملی برای کمتر به نظر رسیدن این خرابی ها و فرسودگی ها به شمار می آورند .





8- کیفیت رنگ آمیزی



با توجه به شواهد و مدارک موجود ، موضوع رنگ در شهرستان تهران هیچگاه – چه در گذشته و چه درحال حاضر- به شکلتخصصی دنبال نشده و کیفیت کاربرد رنگ درشهر از سوی اغلب کارشناسان ضعیف ارزیابی می شود .

به فرموده کارشناسان رنگ های هستفاده شده در شهرستان تهران از نوع رنگهای روغنی هست و به ندرت از رنگهای ماشینی هستفاده می شود.

این نوع رنگ به دلیل شرایط مختلف جوی و آلودگی های موجود ، ماندگاری بسیار کمی دارد و به مرور وقت، شفاف و قابلیت خود را از دست می دهد ، حال اون که خصوصیات ترکیب مواد شیمیایی این رنگ ها باید به گونه ای انتخاب شود که در مقابل نور فشرایط اقلیمی و آلودگیهای محیطی ،ماندگاری و سازگاری زیاد داشته باشد .


76:




پارک شطرنج، کالیفرنیا
برنده جایزه طرح برتر2006 ASLA*


چس پارک با 28 برج شطرنجی، در مجاورت پارکینگ جبهه شرقی بلوار براند"Brand" قابل مشاهده هست.

این مسیر عبوری ابتدا برای تامین عبور و مرور از طریق پارکینگ به بلوار براند ایجاد شده و از نزدیکی تاتر آلکس Alex نیز عبور می کند.

(تصاویر از تام بونرTom Bonner)

لذت بخش، افسانه ای و، دقیقا اونچه که باید یک پارک جیبی و کوچک شهری داشته باشد، سرزندگی.

به عنوان قسمتی از شهر Glendaleدر تلاش برای بهبود هسته مرکزی شهر، میدان4500 فوتی چس پارک، امکان توقف و دسترسی به باشگاه چس گلندال و سایر ساوقت های اجتماعی را از طریق یک پارک جیبی چند عملکردی شهری تامین می کند.عملکردهایی مانند تجمع و برگزاری جشن های هنرمندان و صنعتگران و ایجاد مهارت برای بازیهای سالم در جوانان و نیز ایجاد محیطی مناسب برای مناظرات روشنفکران و بحث و چالش میان اونان.

پارک در گذرگاهی که قبلا بدون هستفاده بوده و امتداد اون از میان دومغازه خرده فروشی واقع در محدوده تجاری بلوار براند هست،عبور می کند و موجب اتصال قسمت اصلی پارک شهر به مغازه های شلوغ و پرهیاهوی مجاور خیابان، رستوران ها و نیز تاترهای واقع در مسیر معبر اصلی بلوار براند می گردد.

باشگاه چس گلندل، عاملی سودمند در جهت ایجاد چس پارک بوده هست.

با این دیدگاه، مسئولان دولتی به نیاز شهر برای اختصاص یافتن فضایی که در اون باشگاه ها و یا سایر ارگان ها بتوانند نقش موثری ایفا نمايند، نزدیک شده و اون را عملی کرده هست.

راه حل مورد نظر برای شهر، بهره برداری از فضای بدون هستفاده گذرگاه بلوار براند بوده هست.

در یک مشارکت غیرمعمول، معماران منظر و باشگاه شطرنج در کنار یکدیگر به کار گرفته شدند تا ضمانتی بر تلفیق برنامه طراحی و احتیاجات ساوقت و نیز معرفی تاریخ غنی و سنتی شطرنج باشد.







برنامه طراحی معماران منظر، برای پارک بر روی ریشه های تاریخی و شناخت، سیرتکامل و تشریفات بازی شطرنج و مهره های اون بنا شده هست.

ایده ها در مورد فرم، عملکرد و معانی توضیحی هست در این باب که بازی به عنوان ابزاری فرهنگی در ایجاد عناصر پارک به کار گرفته شده هست.

طرح یابی فضایی پارک یادآور حرکت ها و هستراتژی های مورد هستفاده در بازی شطرنج هست.

5 برج غول پیکر روشن که در مسیر طولی پارک توزیع شده اند، انتزاعی از اشکال پادشاه، ملکه، سوارکار، رخ و سرباز هستند.

میزان ارتفاع اونها از فانوس مشهور Isamu Noguchi به ارتفاع 28 فوت الهام گرفته شده هست که ملبس به پوششی خاکستری هست.

دو جانب اون از چوب و پلیمر بازیافت شده و قسمت فوقانی اون از کرباس توری مصنوعی تشکیل شده و نمایشی هست از سیر تکاملی تشکیل اشکال باستانی مهره های شطرنج.

این اشکال توسط مهندسین هنر های زیبا و نیز موسسات دخیل در انجمن گلندل ساخته شده هست.

برج ها دو عملکردی هستند، عملکرد اول به عنوان فضایی برای نمایش، علامت گذاری و انبار و دیگری به صورت ارائه تصویری سمبلیک از شخصیت مهرهای شطرنج.




ساوقت دهی پارک در سه منطقه صورت گرفته هست تا تفاوت در طراحی اجزاء را به وضوح روشن کند.

منطقه بازی، قسمت اصلی فضا را شامل می شود.

در طرف شرق، منطقه بلوار خیابان را احاطه کرده هست و در طرف غرب،محدوده منطقه گذرراه را در برگرفته هست.

برج مهره فیل شطرنج در قسمت ورودی منطقه بلوار برنامه گرفته هست و عملکرد اون مانند پیام آوری هست که ورود به پارک را در ذهن ایجاد می کند.

در کنار اون برج پادشاه به شکل غول پیکری، مانند راوی داستان بر تخت تکیه زده هست و در اون قسمت گروه های اجتماعی می توانند فعالیت های گسترده خود را درمعرض دید برنامه دهند.

مانند اجرای نمایش ویا مطالعهکتاب.

سراسرتخت شاهی، سکویی هست که در اون موسیقی دانان، هنرمندان وصنعتگران می توانند دور هم جمع شوند و هستعداد و توانایی های خود را به نمایش بگذارند.

برج رخ به شکل قلعه ای انتزاعی، محلی برای نگهداری لوازم و تجهیزات فنی برای رویدادها و مراسم هست.

مهره پیاده شطرنج که با بتن سبک ساخته شده هست و پایه اون از چوب و پیلمر بازیافت شده هست، فضایی هست که کارگران محلی، در مواقع هستراحت برای ناهار و یا قهوه از اون لذت برده و هستفاده می نمايند.

در پیرامون قسمت ورودی پارک مسیری هست که در اون پرده سینما از تخته پلیمر و چوب خاکستری ساخته شده هست و یک پشت صحنه یکپارچه برای برج ها ایجاد کرده هست و موجب ایجاد حسی حاکی از وجود مقیاس در پارک می شود.




پوشش گیاهی پارک شطرنج، تلفیقی هست از یک سری پرچین از نوع Ficus m.

nitida به رنگ سبز و نیز گلهایی به رنگ سفید.

و درختان سرو کوچکی که مسیری به طرف معبر اصلی ایجاد کرده اند.

کیفیت درخت آرایی به صورتی هست که بازی شطرنج را به صورت مفهومی تخیلی در ذهن متبادر می سازد.


امت پارک دارن ماهم پارک داریم

77:

این فواره قابلیت پرتاب آب به ارتفاع 150 متری كه ارتفاعی برابر یک ساختمان 50 طبقه هست را دارد.
این پروژه 218 میلیون دلاری 25 % بلندتر از بلندترین فواره جهان در هتلی در لاس وگاس می باشد.










78:

لینک دانلود
نقاشي‌هاي ديواري شهر شهرستان تهران

کد:
برای مشاهده محتوا ، لطفا وارد شوید یا ثبت نام کنید

79:

نور پردازی برج آزادی با جدیدترین تکنولوژی روز دنيا


کد:
برای مشاهده محتوا ، لطفا وارد شوید یا ثبت نام کنید

80:

خلاقیت در زیباسازی شهر


بسياري از ما در شهرها زندگي مي نماييم ، ولي هنگامي که با کمي دقت به اطراف خود نگاه مي نماييم ، در مي يابيم شهرها تبديل به موزه هايي شده اند که نازيبايي ها را به نمايش گذاشته اند.

به هنگام طلوع آفتاب ، کوچه ها و خيابانها با دستان زحمت کش و پرکار نيروهاي خدماتي شهرداري از آلودگي ها پاک مي شوند و در انتهاي روز ، تمامي سطح کوچه و خيابانها پر از زباله مي شود .

کمتر کوچه و خياباني را مي توان يافت که با گل و گياه و با نظمي در خور تحسين آراسته شده باشد ، به گونه اي که با عبور از اون ، روح انسان تلطيف يابد.

در نماي ساختمان ها خبري از بکارگيري فضاي سبز نيست و بسياري از امت اطلاعاتي در خصوص زيبا سازي و طراحي فضاي سبز ندارند و خلاصه اونکه خبري از خلاقيت انسان ها براي زيبا سازي شهر نيست .




حال اين سوال در ذهن ما شکل مي گيرد که چرا کوچه ها و خيابان ها نازيبا هستند؟
شايد چندين علت وجود دارد:
1- روشي براي مشارکت دادن امت در زيباسازي شهري طراحي نشده هست .
2-امت از آموزش هاي لازم براي يک زندگي شهروندي موفق برخوردار نشده اند
3-امت هنوز به نقش زيبا سازي شهرها و تاثيرات رواني اون بر جسم و روان خود اطلاع ندارند...
4-امت گاهي زيباسازي شهرها را با چراغاني کردن و مصرف بي رايشانه برق مترادف مي دانند.
هنگامي که از منزل شخصي خود خارج مي شايشانم در مي يابيم که به محيطي قدم گذاشته ايم که ديگر کسي در فکر زيبا نمودن اون نيست و شهرداري نيز از منابع انساني کافي براي حضور در تمامي اجزاي شهر برخوردار نيست و چه بسا براي حضور در تمامي قسمت هاي شهر ، نياز به لشکري بيکران از انسانهاست که امکان تامين اون نيز امکان پذير نخواهد بود و تنها بايد روشي جديد براي مشارکت امت در زيبا سازي کوچه ها ایجاد کرد.
يکي از پيشنهاداتي که مي توان براي خلاقيت در زيباسازي و طراحي فضاي سبز کوچه ها مطرح نمود ، ايجاد مديريت کوچه ها و خيابان هاست ،که اين امر مي تواند نتايج زير را در پي داشته باشد:
1- ايجاد اوقات فراغتي سالم براي امت در کوچه ها براي زيبا سازي
2- افزايش امنيت به علت حساس شدن امت نسبت به سرنوشت يکديگر


3-تلاش امت جهت جلوگيري از آلودگيها در شهر و آموزش کودکان در اثر اين مشارکت جمعي
4-شناسايي افراد نخبه در عرصه زيباسازي و بکارگيري از وجود اونان در تصميم گيريهاي کلان شهر
5-زيبايي شهر و علاقمندي جهت پياده رايشان در کوچه ها و لذت بردن از زيباييها و ايجاد مناظر بديع و نو
6-آرامش رواني به علت ايجاد محيط زيبا
7-برگزاري مسابقات شهري در خصوص انتخاب زيباترين کوچه هاي شهر
8-ايجاد تحول در شهرها و همه گيري اون در سطح کشور
پس بياييم براي زيبا سازي شهرها ، تفکر نماييم و شيوه هاي نو يي را براي رسيدن به اين هدف بوجود آوريم


---------- Post added at 06:02 PM ---------- Previous post was at 05:58 PM ----------

خلاقیت در چراغ قرمز


نقش چراغ راهنمايي در روانسازي ترافيک بر کسي پوشيده نيست، اما برخي رانندگان معمولا از چراغ‌هاي راهنمايي رد مي‌شوند و قوانين را ناديده مي‌گيرند.

گاه رانندگان عجول براي سريعتر به مقصد رسيدن، جان انسان‌ها را مي‌گيرند.

به تازگي، راهکار جالبي براي جلوگيري از عبور رانندگان از چراغ قرمز انديشيده شده هست.






«هان يونگ لي»، مبتکر کره‌اي براي جلوگيري از گذشتن رانندگان از چراغ قرمز نوعي ديوار مجازي قرمز طراحي کرده هست.

اين ديوار مجازي به طور کامل عرض خيابان را مي‌پوشاند و باعث توقف اجباري رانندگان پشت چراغ قرمز مي‌‌شود.


به نقل «حريت»، شيوه کار اين چراغ به اين صورت هست، هنگامي که وقت روشن شدن چراغ قرمز فرا مي‌رسد، راه به وسيله تاباندن ليزر رايشان پلاسما به طور کامل بسته مي‌شود.

به اين ترتيب، رانندگان مجبور به توقف مي‌شوند و عابران پياده به راحتي مي‌توانند از عرض خيابان بگذرند.


اين روش به صورت تئوريک مورد پسند برنامه گرفته هست، ولي هنوز معلوم نيست چه وقتي عملي مي‌شود.

81:

کارهاي هنري در وسط خیابان





















82:


تصاویر جالب از مترو در دیگر کشورهای جهان





































83:

میدان به فضایی فرموده می‌شود که در میانه ساختارهای معماری شکل می‌گیرد.

این فضا در طول تاریخ تکامل شهرسازی و نسبت به ضرورت‌های موجود وقت و مکان شکل‌گیری، کاربری‌های متفاوتی داشته هست و در گذشته بیشتر فعالیت‌های اقتصادی و عملکردهای گوناگون حکومتی و اجتماعی در این فضای روباز انجام می‌گرفته هست.
شهرهای با سابقه تاریخی، دارای میدان‌های معروفی هستند که جزئی از خاطرات امت و هویت تاریخی این شهرها به شمار می‌روند.

بناهایی که میدان را احاطه می‌نمايند نسبت به شرایط به وجود آمدن میدان دارای ویژگی‌هایی هستند که این ویژگی‌ها تنوع میدان را موجب می‌شود:• جایگیری یک ساختمان مهم نظیر کاخ سلطنتی در یک جانب و فضای باز مقابل اون که به منظور بهره‌برداری‌های خاص ایجاد می‌شود (میدان ارگ تهران)• فضای محصور از سه جانب که ضلع چهارم اون باز هست و خیابان یا معابری از مقابل اون می‌گذرد (سبزه میدان در تهران)• قرارگیری چند فضای معماری که کاربری‌های متفاوت ولی مکمل و مرتبط با یکدیگر دارند و کالبد مشترکی را ایجاد می‌نمايند و از طرحی منظم و هماهنگ برخوردارند نیز نوعی دیگر از میدان را به وجود می‌آورند که از معروف‌ترین این گونه میدان‌ها در جهان می‌توان به میدان «سن‌مارکو» در ایتالیا، میدان «مایور»، در اسپانیا و میدان امام (نقش جهان) در ایران اشاره کرد.ترکیب ساختمان‌هایی با عملکرد متفاوت در اطراف یک میدان نمایانگر اون هست که سعی بر گردآوری شهروندان در یک فضای عمومی و تقویت روابط اجتماعی از بیشترین اهمیت در طراحی این میدان برخوردار بوده هست.میدان نقش جهان اصفهان این ویژگی‌ها را به کامل‌ترین شکل در میان میدان‌های تاریخی جهان به همراه دارد.

مقر حکومتی، جایگاه مذهبی، فعالیت اقتصادی و زمین ورزشی (بازی چوگان) کمال یافتگی و شکوه و زیبایی را در این میدان به نمایش گذاشته و اون را در جهان بی‌همتا کرده هست.با ورود اتومبیل و پررنگ‌تر شدن حضور اون در زندگی ساکنان شهرها عملکرد میدان از حالت سنتی خود خارج شده و مفهوم جدیدی پیدا می‌کند هر چند در طراحی این میدان‌ها نیز اصول کلی زیبایی شناختی در اجزای معماری محصور نماينده میدان رعایت شده و فرم و مصالح به کار رفته در بعضی میدان‌ها در نهایت هماهنگی بوده و در واقع یک نما در اطراف میدان تکرار می‌شود.علاوه بر بدنه‌های متناسب و موزون، آب‌نماسازی و ایجاد فضای سبز نیز جزو اجزای شکل‌دهنده میدان به شمار می‌رود و گاهی نیز نصب و ایجاد یک عنصر مشخص هنری مانند مجسمه شخصیت‌های فرهنگی و اسطوره‌ای در وسط میدان موجب تقویت نمادهای شهری و شکل‌دهی هر چه بیشتر فضای میدان به عنوان یک فضای عمومی خاطره‌انگیز می‌شود.«میکل اونژ» در طرح‌ بهسازی و تکمیل میدان «گامپیدولیو» بر بالای تپه «کامپیتولینه» به سال ۱۵۳۹ _ ۱۵۳۷ میلادی علاوه بر ساخت و سازهای مناسب با ساختارهای موجود و ایجاد هماهنگی در بدنه‌های میدان اقدام به کف‌سازی اون و با انتقال مجسمه «مارکوس‌ اورلیوس» به دستور «پاپ پل سوم» و نصب اون در مرکز این میدان روی سکویی که به همین منظور طراحی کرده بود، نبوغ خود را در درک فضاهای شهری و به وجود آوردن و القا شکوه و عظمت و تهییج شور و شوق ملی و ایجاد یک فضای دلنشین که در گذشته نیز مرکز حکومتی رم باستان به شمار می‌رفت، به نمایش گذاشت.پس از گذشت حدود پانصد سال از اجرای طرح میکل اونژ ساخت و ساز مرتفع در ضلع جنوب غربی میدان فردوسی شهرستان تهران که نام شاعر حماسه‌سرای بزرگ ایران و جهان بر اون نهاده شده هست، مجسمه او را که نماد فرهنگی و ملی ایرانیان در پایتخت کشور هست به گونه‌ای تحقیر‌آمیز تحت‌الشعاع برنامه داده و با خودنمایی در هر چه محقر جلوه دادن فضای میدان، تناسب نسبی بناهای اطراف را نیز بر هم زده و خود را پیش از مجسمه و اجزای دیگر میدان بر بیننده تحمیل کند.سوالی که به ذهن متبادر می‌شود این هست که چه کسانی مسئول چنین خطاهایی در منظر شهری هستند و تا چه وقتی این اشتباهات در شهر شهرستان تهران و سایر شهرهای ایران تکرار خواهد شد؟ آیا مدیران شهری به زیبایی شهر و حفظ هویت اون توجهی دارند؟ آیا حضور سرسام‌آور اتومبیل در شهرستان تهران به خصوص در بافت‌ مرکزی و آلودگی ناشی از اون زنگ خطری برای جلوگیری از تراکم نیست؟چه کسانی باید پاسخگوی ناهنجاری‌های موجود باشند که در اثر تکرار اشتباهات پیش آمده هست؟ آیا اون قدر که برخی مدیران شهری به درآمدزایی می‌اندیشند به فکر روح و روان و سلامتی شهروندان هستند؟
تا کی بی‌تفاوتی نسبت به ارزش‌های تاریخی و هنری ادامه خواهد یافت؟ شهرستان تهران باید نمادی از الگوهای فرهنگی ایران اسلامی در جهان باشد، آیا با بی‌اعتنایی به روند کنونی تخریب ساختارهای تاریخی می‌توان به این مهم دست یافت؟نویسنده: مهدی معمارزاده، کارشناس میراث فرهنگی

84:


زیباترین ایستگاه های متروی جهان



امروزه مترو بعنوان یک وسیله نقلیه بسیار کارآمد و البته شریان اصلی حمل و نقل عمومی در سطح جهان هست و برای همین راحتی و جابجایی آسان، بسیاری از کشورها برای داشتن مترو هزینه هایی بسیار هنفرمود می پردازند لذا با این تفاسیر می توان فرمود مترو در زندگی شهری امروز و سفرهای درون شهری یکی از ارکان مهم هست پس برای همین در طراحی ایستگاه های مترو، طراحان و مهندسین طراح سعی بر این دارند تا به گونه ای زیبا و هنرمندانه این نمادهای زندگی شهری را طراحی و ایجاد نمایند.

در این مطلب ۸ ایستگاه مترو در سطح جهان که زیبایی خاص و مبهوت نماينده ای در معماری اون بکار رفته را می بینید که امیدوارم مفید بوده و لذت ببرید.

ایستگاه مترو T-Centralen هستکهلم، سوئد:


ایستگاه مترو Solna Centrum هستکهلم، سوئد:




85:



70 out of 100 based on 40 user ratings 790 reviews