جلوه های متعالی رابطهء زناشویی از دیدگاه معنوی


جلوه های متعالی رابطهء زناشویی از دیدگاه معنوی



جلوه های متعالی رابطهء زناشویی از دیدگاه معنوی
بنظر من نیاز اصیلی که در پس ازدواج هست، نیاز به محبت کردن و محبت دیدن است. به نحوی نزدیک و خاص که با کس دیگری بغیر از همسر امکان پذیر نیست. غریزهء جنسی در سیستم روحی روانی و جسمی یک انسان سالم، تنها وسیله و موهبتی است برای امکان عملی شدن ارضای این خواسته.
هر وسیله و ابزاری وقتی درجای خود و با کنترل کافی بکار رود میتواند مفید باشد.

اما ظاهرا آنچه امروز دیده میشود بیشتر بیماریست! سوء استفاده و نابودی هدف اصلی در پی گرایشات سطحی و لجام گسیخته و بی ارزش شهوانی است. هدر دادن نیرو و نابود کردن ظرفیتهای اصیل الهی و فطری و طبیعی.

البته بنده که این حرفها را میزنم خود از رنجوران و زخم دیدگان و افسرده گان تناقضات این زندگی هستم و ادعایی ندارم. متاسفانه تئوری تا عمل پیچیده تر درگیر جنبه های دیگر و شرایط و تماس با اجتماع و تمدن و محدودیتهای مادی است که میتوانند بسیار آزار دهنده باشند. فراتر از حد تحمل انسانهای حساس یا ضعیف بسیاری که وجود دارند. کنترل همه چیز هم دست ما نیست و یک طرف دیگر نیز درگیر است.
اما اینها دریافتهاییست که بهرحال فعلا بصورت تئوری برایم تصویر شده اند.


ضمنا باید توجه داشت که استثناء و موارد خاص ظاهرا وجود داشته و دارند و توجیحات معقولی برای آنها میتوان ارایه داد و شاید سیری و منزلگاهی و مرحله ای طبیعی درکار حرکت آدمی در راه معنویت باشد.
منظور اغلب افراد خاصی هستند (خاص بودن بطور مثال از جنبهء مرحلهء معنوی و وارستگی یا غیره) که ازدواج نمیکنند.
مطلق و ثابت یا نسبی و متغییر و محتمل و پایین و بالا چیزیست که برایم مشخص نیست. اظهار نظر درباب این مسئله بسی خطیر و پیچیده و نامعلوم است بر بنده.

بهرحال بحث ما اینجا روی ازدواج است؛ تنها خواستم این تذکر را نیز ذکر کرده باشم.



خدای مهربان،توبه،گناه دوباره،توبه....

1:

من یه چیزی از دبیر دانش اجتماعی سال اول شنیدم که یادم نمیره
فرمود فکر میکنید ازدواج همش غریزه هست؟
بعد یه مثالی اورد که همه رو قانع کرد
فرمود
دو تا پیرمرد و پیر زن رو تو یه پارک دیده
توی غروب افتاب
و زیر درخت بید
بعد فرمود این ایا غریزه هست؟
چقدر زیبا فرمود


علت حرامی گوشت خوک

2:

«رحم و محبت!».


آیا از نظر اسلام موجوداتی زنده ای خارج از زمین وجود دارند ؟
چیزی که در زندگی آموختم جز این نیست.
اما برای اینکه بتوان در این وادی پیش رفت و هستوار بود فکر میکنم که باید قدرتهایی داشت.


مرا پرستش کنید این است صراط مستقیم
درونی و برونی فرقی نمیکند (گرچه درونی بهتر و پایدارتر بنظر میرسد).


مروري بر اثبات وجود منجي عصر !
اونچه بدان احساس نیاز میکنیم و نیاز ما را میتواند برآورد، نمیتوان به دنبالش نبود.
نوع و اسم فرقی نمیکند؛ هرچه در دسترس هست.


علم امامان و پیامبران
همه چیز باهم.


قضاوت در معني !!(راسخون في العلم)
علم، اراده، قدرتهای روحی و انعکاس جسمانی اون...

چیزی که میبینم اینست که آدمی و دیگران، براحتی بر اثر عدم توان مهار غریزهء جنسی، بعکس دچار خشونت، بدخواهی و حسادت و ظلم میشوند.


آیا طوفان کاترینا ، آتش سوزی کالیفرنیا مثل طوفان طبس امداد الهی است
و این خطای بسیار بزرگی هست که متاسفانه حتی جوامع ما را درخود خفه کرده هست.

چگونه نیت پاک محبت میتواند به خشونت و خشم منتهی شود؟ خطایی درکار هست و اون همان کنترل و مهار نفس هست.

ضعفی بزرگ که همواره بشریت را زخم زده هست.


اغلب همه چیز در وادی تئوری آسانتر از عمل بنظر میرسند.

نیاز به قدرت! قدرتی الهی!

برای حفاظت خوبیها (یا همان نجات خویش) به قدرت نیاز داریم.

برای نجات خویش و یاری به دیگران.
انسانی که نجات نیافته هست نمیتواند ادعا کند که بحد کافی موثر هست و میتواند دیگری را یاری واقعی کند.

حداقل قدرتی برای تسلط بر خویش.

وقتی میرسد که انسان مشکلی با پذیرش اصول معنوی و دینی ندارد؛ اما برای اجرای کامل و بی نقص اونها قدرت کافی ندارد؛ یا بهرحال اینطور احساس میکند و احتمالا نتایج عملی او را به چنین نتیجه ای میرسانند.

این وقت هست که تنها در اندیشهء قدرت می افتد و از خود میپرسد، چرا باور داریم، میدانیم، می پذیریم، اما نمیتوانیم عمل کنیم؟

وقتی که میخواهی قدرتی داشته باشی تا حق قدرت را ادا کنی.

وقتی که انسان فکر میکند میخواهد گذشته هایش جبران کند.

چرا نمیتوان؟

نیست کار ما جز محبت.

و من فکر میکنم نهایتا محبت همان نیروییست که میتواند معجزه کند و تضادها و مشکلات مادی را از سر راه انسان بردارد.
هرکس محبت داشت، انسان هست.

غرور را هم باید دفن کرد.

تمامی انسان همین هست؛ تعادل! و تعادل با قدرت کنترل بدست می آید.

چراکه تعادل انسان تعادلی آگاهانه، اختیاری و هوشمند هست؛ نه خودکار (یا شاید «فعال» واژهء بهتری باشد).

اینها به وضوح در تعالیم معنوی بزرگان آمده هست.



76 out of 100 based on 56 user ratings 406 reviews