* توبه ی عشق ... *


* توبه ی عشق ... *



* توبه ی عشق ... *
... خدایا ما رو ببخش که عاشقیم ...
... ما رو ببخش که قداست عشق پاکت رو حروم کردیم ...
... ما رو ببخش ...
... خدایا قلبم رو با عشق نورانیت آروم کن دیگه طاقت ندارم ...

* توبه ی عشق ... *







من عاشق شدم(هركي عاشقه از اولين عشق بگه)

1:

...


میگن عشق لازمه زندگیه راست میگن
خدایا هر مجازاتی که می خوای بکنمون ولی از عشقت محروممنون نکن ...


لحظه های دوست داشتن

2:

از عشق تو آواره هر کوی و خیابون
مجنون شدم و زدم به هر دشت و بیابون
تنها با تو و سازم و یه چشم گریون
خـــــــــــــــــــــدا جـــــــــــــــــــون

می بینم که همه ناز میکنن با عاشقاشون
مث گربه می چرخند و می پچن تو پاهاشون
یا که اشک می ریزن زار میزنن تو بغلاشون
شاید ناز بکنن دست بکشن روی لپاشون

ای خدا ای خدا چرا موندم از تو جدا؟
تو کجایی؟ و من کجا؟ ای خدا من کجا ای خدا

هرچی هستم هر چی هستم
بدون عاشق عشق تو هستم
هست و هستم بت پرستم یا که مستم
از تو مستم دل به عشق روی تو بستم...!

تو رفیقی تو عزیزی بپرس چرا اشک می ریزی؟
بپرس که از کی می گریزی؟ بپرس به دنبال چه چیزی
جــــــــــــــــــــــــ ـز خــــــــــــــــــــــــ ـدا؟


اگه بهت بگن دو دقيقه عمرت مونده تو اين دو دقيقه چكار ميكني گيرم عاشق نباشي؟

3:

نمیدونم چی شدش پای خودنویس چشمام
روی کاغذ نگاهت یهو لرزیدش و لغزید و نوشتم
دوسسسسسست دارممممممممم عزیزم
دوسسسسسست دارممممممممم

به خدا دست خودم نیست دوست دارم
چی میشه یه بار تو شهر قلب تو پا بذارم
آخه ظالم چی کار کنم دوست دارم.
دوسسسسسست دارممممممممم

نمیدونم چی شده که حسارت کردم این بار
دل به دریا زدم این بار
توی آخرین ترانم.


ازدواج
قلبم از عشق نترسید و نوشتم

دوسسسسسست دارممممممممم عزیزم
دوسسسسسست دارممممممممم

به خدا دست خودم نیست دوست دارم....!

توی آخرین ترانم خط به خط از تو میگم
به خدا دست خودم نیست همشون کار دله
میدونم کلی جسارت کردم اما
تو بدون که گناهش پای من نیست

همش از کار دله.


خانه محسن تنها و المیرا زوج جوان...!!!


شكست در عشق چه مفهومي داره؟يعني خدا نگهدار عشق؟

4:

adama ke migan ma asheghim az koja midoonan eshgh chiye az koja midoonan doost dashtane sare hade marg chiye hame migan ma asheghim vali hichi nemidoonan man khodamam ashegham vali nistam hichkasi nemitoone asheghe haghighi bashe khodaya ma ro bebakhsh ke moghadas tarin chiz ro be maskhare migirim


كدام سختتره

5:

دوست من شما درست میگی....!
ممکنه ما قداست و حرمت این کلمه رو زیر پا گذاشتیم...
ممکنه هر انسان بی لیاقتی به راحتی این کلمه رو به زبون بیاره....!
ممکنه دیگه مث شیرین و فرهاد، لیلی و مجنون پیدا نشه...!
ولی شاید بتونیم عاشقایی رو پیدا کنیم که هنوز عاشقن.

عاشق یه عشق ساده و پاک و مقدس...!

6:

آره حق با شماست دوست عزیز... خیلی از این آدمهایی کههنوز نمی دونن عشق این واژه ی مقدس یعنی چی و به همون مفهوم کاملا سطحی لغتنامه اکتفا می کنن و می گن : "عشق یعنی علاقه ی شدید قلبی!" دارن با جمله ی من یه عاشقم عشق رو زیر سوال می برن ...

ولی ...
خودمو می گم....: من واقعا عاشقم ...

چرا؟ چون با عشقم به جنون نرسیدم ...

عشق منو به خدای خودم رسوند نه ایجاد پرستی ....


7:

دیگه بسه برام عشق.....

میخوام تنها بمونم.......

از این پس توی دنیا.......

واسه دلم بخونم....!


توبه کردم که دگر عاشق نشوم...!

8:

من از عشق توبه نخواهم كرد

9:

برنامه ریزی لزوما بد نیست اما عاشق شدن طبق برنامه دیوانگی محض هست.

10:

عاشق شدن طبق برنامه مسخره هست اصلا عاشق شدن نیست

11:

عاشق شدن دست خود آدم نیست که بشه برنامه ریخت یا بخوایم توبه کنیم و از این حرفها ....

عشق یباره میاد ....

مثل بارون ....


12:

آرزو

كاش بر ساحل رودي خاموش ، عطر مرموز گياهي بودم
چون بر*اونجا گذرت مي*افتاد به سروپاي تو لب مي*سودم
كاش چون ناي شبان مي*خواندم به نواي دل ديوانه تو
خفته بر هودج مواج نسيم مي*گذشتم زدر خانه تو
كاش چون پرتو خورشيد بهار سحر از پنجره مي*تابيدم
ازپس پردة لرزان حرير رنگ چشمان تورا مي*ديدم
كاش چون آيينه روشن مي*شد دلم از نقش تو و خنده تو
كاش چون برگ خزان ، رقص مرا
نيمه شب ماه تماشا مي*كرد
در دل باغچة خانة تو .


(فروغ فرخزاد)
--------------------------
در تنهاييم وا مگذاري اين عشق بي زبان را
كه
در يك زندگي , در يك بودن
زندگي را به دست مرگ بخشيده ام
آه در دلم به سكوت نشسته
وفريادم
زير شلاق سايه ها شكسته
كايشانر بي تاب تنم در تمناي
دستان تو ميسوزد
با من بمان
حتي به اندازه يك لحظه
--------------------------
تو بيزبان يارم
از بيزبانيها سخن داري
به زانو افتاد ابر پيش چشمانم
شنود قلب من
نداي شعرت را
بستي پيمان تا ابد
نخواهي گذاشت هرگز تنهايم
من چه گايشانم
با اين زبانم
كه
عاجز مانده در
شعر واحساست
در مهلكه ميدان عشق
تو شدي تك درخت نارون كوچه دل
من نيلوفري حلقه بر اون
يار بي زبانم
وقتي آمدي
آبي شدي , بر
نيلوفر خشكيده در گلدان تنهايي
كنون اين من اين دل
اين هم از عشق واحساسم
بنده اي در درگاه عشقت
گوشه اي بنما
جانان كنم بيدريغ نثار
--------------------------
من اينك باز مي گايشانم
كلامم را
و شعرم را
برايت راز مي گايشانم
تو اي نيلوفر زيبا
تو اي تنها و بي همتا
چنان در سحر زيباي كلامت
مانده ام مفتون
چنان با حرف حرف شعر تو
جدا گشتم از اين گردون
كه ديگر هيچ حرفي جز كلام
دوستت دارم
نمي دانم
نمي خواهم
نمي خواهم دگر اين گيتي پست دغل پرور
كه ديگر من تو را دارم
به هستقبال تو اين بي زبون آمد
برايت هديه ايي دارد
اگر چه كوچك و كم قدر
كه شايد در نظر آيد
و اون جاني ست ناقابل
كه در پيش تو قربان هست
يكي شكرانه كوچك
براي عهد و پيمان هست
--------------------------
تنهايي آمده بود سراغم
مثل روزي كه تو آمدي
او رفت
شبي بود روزگارم
فاتح شبهايم شدي
خورشيد روزهايم شدي
بر آسمان دلت چشم دوخته ام
زميني بودن فراموشم شد
زمستاني بود هواي دل نيلوفري ام
در خواب و پريشاني
كنون بهاري بيزبان
مرا غرق نياز كرده
مرا از خود رها كرده
با خايشانشتن وفا كرده
در بوستان گلي
به سرخي عشق
نصيب
دل نيلوفر بيتاب كرده
ليلي نيلوفري را
بيزبانيست

13:

آرزو

كاش بر ساحل رودي خاموش ، عطر مرموز گياهي بودم
چون بر*اونجا گذرت مي*افتاد به سروپاي تو لب مي*سودم
كاش چون ناي شبان مي*خواندم به نواي دل ديوانه تو
خفته بر هودج مواج نسيم مي*گذشتم زدر خانه تو
كاش چون پرتو خورشيد بهار سحر از پنجره مي*تابيدم
ازپس پردة لرزان حرير رنگ چشمان تورا مي*ديدم
كاش چون آيينه روشن مي*شد دلم از نقش تو و خنده تو
كاش چون برگ خزان ، رقص مرا
نيمه شب ماه تماشا مي*كرد
در دل باغچة خانة تو .


(فروغ فرخزاد)
--------------------------
در تنهاييم وا مگذاري اين عشق بي زبان را
كه
در يك زندگي , در يك بودن
زندگي را به دست مرگ بخشيده ام
آه در دلم به سكوت نشسته
وفريادم
زير شلاق سايه ها شكسته
كايشانر بي تاب تنم در تمناي
دستان تو ميسوزد
با من بمان
حتي به اندازه يك لحظه
--------------------------
تو بيزبان يارم
از بيزبانيها سخن داري
به زانو افتاد ابر پيش چشمانم
شنود قلب من
نداي شعرت را
بستي پيمان تا ابد
نخواهي گذاشت هرگز تنهايم
من چه گايشانم
با اين زبانم
كه
عاجز مانده در
شعر واحساست
در مهلكه ميدان عشق
تو شدي تك درخت نارون كوچه دل
من نيلوفري حلقه بر اون
يار بي زبانم
وقتي آمدي
آبي شدي , بر
نيلوفر خشكيده در گلدان تنهايي
كنون اين من اين دل
اين هم از عشق واحساسم
بنده اي در درگاه عشقت
گوشه اي بنما
جانان كنم بيدريغ نثار
--------------------------
من اينك باز مي گايشانم
كلامم را
و شعرم را
برايت راز مي گايشانم
تو اي نيلوفر زيبا
تو اي تنها و بي همتا
چنان در سحر زيباي كلامت
مانده ام مفتون
چنان با حرف حرف شعر تو
جدا گشتم از اين گردون
كه ديگر هيچ حرفي جز كلام
دوستت دارم
نمي دانم
نمي خواهم
نمي خواهم دگر اين گيتي پست دغل پرور
كه ديگر من تو را دارم
به هستقبال تو اين بي زبون آمد
برايت هديه ايي دارد
اگر چه كوچك و كم قدر
كه شايد در نظر آيد
و اون جاني ست ناقابل
كه در پيش تو قربان هست
يكي شكرانه كوچك
براي عهد و پيمان هست
--------------------------
تنهايي آمده بود سراغم
مثل روزي كه تو آمدي
او رفت
شبي بود روزگارم
فاتح شبهايم شدي
خورشيد روزهايم شدي
بر آسمان دلت چشم دوخته ام
زميني بودن فراموشم شد
زمستاني بود هواي دل نيلوفري ام
در خواب و پريشاني
كنون بهاري بيزبان
مرا غرق نياز كرده
مرا از خود رها كرده
با خايشانشتن وفا كرده
در بوستان گلي
به سرخي عشق
نصيب
دل نيلوفر بيتاب كرده
ليلي نيلوفري را
بيزبانيست

14:

عزیزم تاپیک من توبه ی عشق ....

هست نه توبه از عشق ...

ما آدما عشق پاک خدا رو به مسخره گرفتیم اونی که عاشه مثل فرهاد می مونه نه مجنون که سر به بیابون گذاشت و همه چیز رو به دست فراموشی سپرد حتی خدایی که عشق رو آفرید یا مایی که تا عاشق می شیم و به عشقمون نمی رسیم یه تیغ برمیداریم رگمونو می زنیم بعد هم همه می گن اونقدر عاشق بود که بی عشقش زنده نموند...

مردن آسونه مخصوصا واسه عاشقا پس جنگ زندگی تو عشق زنده موندن و نفس کشیدن و ................

تا آخر دنیا که به خدا برسیم نه اینکه از خدا دور بشیم ....

توبه از عشق یعنی قهر با خدا ولی توبه ی عشق یعنی با روح خدا نفس کشیدن

15:


16:

- توبه‌های مستی عشقم خطر دارد که باز
پيش لب آورده دورانم شراب بی‌غشی
«محتشم کاشانی»



68 out of 100 based on 33 user ratings 208 reviews